تبلیغات
علوم غریبه - دعا و اذکار و اعدلیه-علم جفر-مسائل ماوراء الطبیعه.
علوم غریبه - دعا و اذکار و اعدلیه-علم جفر-مسائل ماوراء الطبیعه.
در زندگی سعی نماییم انسانیت خود را تقویت نماییم تا مورد خشنودی حضرت حق واقع شویم
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

درباره انگشتان:
هر یک از انگشتان ،از طریق سیستم عصبی مستقیما با قسمت خاصی از بدن در ارتباط است. همچنین هر انگشت تحت نفوذ ستاره خاصی قرار دارد:

انگشت اول: انگشت اشاره–سبابه(تارجانی)

* ا
نگشت اشاره ، تحت کنترل ژوپیتر(مشتری) می باشد.

* از نظر پزشکی با دستگاه تنفس و معده در ارتباط است. و برای درمان بیماری های تنفسی ، ریه و غیره بایستی سنگ های قیمتی را بر روی این انگشت به کار بریم. سفیر زرد ، مون استون و مروارید سفید بایستی بر روی این انگشت به کار روند. جهت بدست آوردن خواب عمیق، از مروارید سفید یا مون استون ،بر روی این انگشت استفاده می شود.

انگشت دوم : (مادهیاما)

*
انگشت دوم،تحت کنترل مستقیم "سترن" می باشد.

از نظر پزشکی ، با روده و امعاء ، ذهن ، مغز، کبد و بافت ذهنی در ارتباط می باشد. زمرد ، گمدها (لپیس لازولی) ، مون استون ، سفیر آبی، مرجان سفید، مروارید سفید ، الماس و زیر کون سفید ، بایستی بر روی این انگشت به کار روند .

انگشت سوم : (آنامیکا)

*
خورشید، حکمران بر این انگشت می باشد.

* انگشت سوم ، در رابطه با قسمت شادتر زندگی است.از نظر پزشکی ، با کلیه، معده، دستگاه تولید مثل و گردش خون ، در ارتباط است. یاقوت قرمز ،مرجان قرمز ، چشم گربه ، مروارید سفید، مون استون ، سفیر آبی و توپاز (یاقوت زرد)، بایستی بر روی این انگشت استفاده شوند .

انگشت چهارم : انگشت کوچک (کانیشتا)

* انگشت کوچک تحت کنترل مستقیم ستاره مرکوری (عطارد-تیر) ، قرار دارد. از نظر پزشکی با قسمت های خصوصی بدن ، دستگاه تولید مثل ، زانوها ، ساق و پاها در ارتباط است . برای درمان بیماری های مربوط به قسمت پایین بدن ، بایستی جواهرات را بر روی این انگشت بکار برند . جواهراتی که برای سترن و راهوو ، استفاده می شوند ، بایستی بر روی این انگشت به کار روند زیرا این ها دوستان مرکوری هستند. سفیر آبی ، گمدها ، بایستی بر روی انگشت کوچک استفاده شوند. 

انگشت شست: ابهام

* زهره، حکمران بر این انگشت می باشد.استفاده از انگشتر در انگشت شست ضروری نیست.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 دی 1389 :: نویسنده : shahin

در باره علم قیافه

فلاسفه و حکماء از جوارح انسانی برای دریافت کردن اخلاق حسنه و صفات سیئه استفاده کرده اند. و با تجربه دریافته ند که هر عضو از اعضاء ظاهری نشانه ای است از صفات باطنی.

بر صداقت این علم این حدیث را ذکر کرده اند:

« کل طویل احمق الّا عمر و کل شِبَر فتنه الّا علی».

البته این حدیث به گونه دیگری هم نقل شده است:

« کل طویل احمق الّا احمد و کل قصیر فتنه الّا علی».

حکایت:

گویند مردی در کتاب خواند که ریش دراز نشانه حماقت است. ریش خودش خیلی دراز بود، به همین دلیل ریشش را در دست گرفت و جلوی چراغ برد تا زیادی ریشش بسوزد. وقتی شعله در گرفت تمام ریشش بسوخت. همین کار او نشانه حماقتش بود!؟

************ علامات *************

سر بزرگ نشانه عقل و سخاوت است. کوچکی و ناهمواری سرنشانه حماقت و جهالت است.

پیشانی بی شکن نشانه بدنفسی و تکبّر و گزافست. پیشانی متوسط با چین و چروک نشانه صدق و محبّت و تدبیر است. و ناصیه تنگ دلیل نادانی و جبن و عسرت و افلاس است. شکن پهن و ناصیه بلند دلیل غصه و غمناکی است. برخی گفته اند که خطوط شکن نشانه زیادی عمر است. یک خط نشانه ده سال و دوخط نشانه بیست سال و ....

مژه بزرگ و دراز و کشیده نشانه زشتی و تندخویی و غرور و جهالت است. ومژه گنجان(جمع و جور) نشانه الفت و مهربانی وعلاقه به جنس مخالف است. مژه متوسط و سیاه نشان فهم و ریاضت و سخاوت و لطافت مزاج است.

ابرویی که از طرف بینی باریک باشد نشانه نزاع و فتنه انگیزی است. وابروی بلند نشانی ابلهی و غرور است.

چشم سیاه و بزرگ دلیل سستی و کاهلی است و چشم خورد دلیل سبکساری و کم فهمی است. و متوسط نشانه وها و حیاست. چشم مایل به سمت داخل نشان تکبّر و بدی و خیانت و برجسته نشانه بیحیایی و بخل است. چشم پرّان دلیل مکر و حیله و دزدی است. سرخی زیاد و بی درد چشم دلیل کثرت عمر و شجاعت است. چشم ازرق(کبود) بدترین چشمها است و دلیل بخل و بی حیایی و بی همّتی می باشد.چشم سبز و کوچک و لرزان دلیل مکر و حیله و شهوت بسیار است. چشم گول نشانه نحوست است. چشم مایل به درازی نشانه نیکبختی و مبارکی است. و چشم دراز نشانه اخلاق جمیله است.

گوش بزرگ نشانه خوبی و قوّت حافظه و طول عمر و تند خوئی در بعضی اوقات است. گوش خورد(کوچک) نشانه جهالت و نادانی است. گوش متوّسط نشان عقل و دانائی و نیکبختی است. گوشت پر گوشت نشانه دولت و ثروت است.

بینی باریک دلیل سبکی عقل است و پهن و فراخی سوراخ بینی نشانه غلبه شهوت و غضبناکی است. بینی خمیده به طرف چپ نشانی نفاق و شرارت است. بینی بزرگ و دراز و نوک خمیده مانند نوک طوطی دلیل دولت و گشادگی رزق است. بینی متوّسط در بلندی و پستی و فراخی و تنگی دلیل صحّت حواس باطنی است و کمر پست نشانی افلاس است.

لب دراز نشانه حماقت و غلاظت طبیعت و کینه ورزی است. ولب باریک نشانه فهم و لطافت مزاج. سرخی لب نشانه نیکبختی و خوش اصلی و سبزی و سیاهی نشانه بدنفسی و بداصلی است و سفیدی لب نشانه مرض و بیماری است.

دهن گشاد نشانه شجاعت و تنگ دلیل هراس است. فراخی دهن برای زنان نشانه زیادی شهوت است.

دندان بزرگ دلیل شرارت و دندان کوچک و متفرق نشانه صحت بدن است. دندان کج و ناهموار نشانه مکر و حیله و خیانت و دندان ناهموار و متوسط نشانه نیکبختی و امانت و عدالت است. تعداد ۳۰ تا ۳۲ دندان نشانه دولت و فراخی و کمتر از ۳۰ دلیل افلاس است.

کام و زبان سرخ دلیل نیکبختی و سیاه و زرد نشانه نحوست و زشتی و بدخوئی است.

چانه(زنخ) کمی باریک نشانه نیکخوئی و پرگوشت نشانه جهالت تکبّر و فخر است. و چانه متوسط نشانه عشق؟ و هنر است.

گردن کوتاه نشانه مکر و خیانت و گردن دراز و باریک دلیل جبن و حماقت است. خطّی که در میان گردن باشد نشانه درازی عمر و هنرمندی است. و سه خط نشانه دولت است.

چهره فربه دلیل کاهلی و جهل و نسیان و سخت مزاجی وخشک وکم گوشت نشانه خباثت باطن است و متوسط نشانه نیکخوئی.وزردی چهره نشانه بدی ومرض باطن است.

ریش کوسه دلیل زیرکی و دانائی و گول نشانی وقار وتمکین ودراز نشانه حماقت و پرموئی ریش نشانه بلادت(کندذهنی) و عبادت است.

کتف لاغر دلیل بدسیرتی و کتف پر مو نشانه بی دولتی است. کتف صاف و متوسط دلیل عقل و دولتمندی و سعادت و لطف و فراخی

بازوی دراز و بغل پرگوشت نشانه نیکبختی و فراخی روزی وبازوی خرد و بغل خشک نشانه بیدولتی است.

سینه گشاده و پرگوشت نشانه نیکبختی و تنگ و صاف نشانه نحوست و بدبختی است.

پستان فربه نشانه دولت واولاد است.و کوچک نشانه نخوست و بدبختی و جهل است.

شکم بزرگ علامت حماقت و میانه نشانه بزرگی عقل و تیزی هوش است. خط روی شکم نشانه مرگ بوسیله شمشیر است. دو خط نشانه خوش صحبتی با زنان است. سه خط نشانه عقل و هوش و چهار یا پنج خط نشانه اقبال است.

ناف بزرگ و گول نشانه دولت و سخاوت است.

پشت پهن دلیل قوّت غضب و تکبّر و پشت کج نشانه بداخلاقی و پشت دراز نشانه نحوست و متوّسط دلیل سعادت است.

رنگ سرخ آتشین دلیل زودرنجی و در کار تیزی کردن و رنگ سبز نشانه بدی باطن و رنگ سرخ و سفید نشانه اخلاق مبارک است. رنگ سرخ مایل به سیاهی نشانه بداخلاقی و گندم گون نشانه اخلاق حسنه ودانائی و ادراک و نیکبختی است.

نرمی بدن نشانه قوّت فهم و لطافت طبیعت و سختی بدن نشانه قوّت بدن و بزرگی طبیعت وصنعت فهم؟

پوست نرم و باریک نشانه مبارکی و نیکی است.

موی سخت دلیل شجاعت واستقلال و بسیار نرم دلیل ترسیدن است. کثرت موی بر سینه و شکم دلیل کم تیگی؟ و کمی موی نشانه لزافت و دانائی است. موی بیرنگ نشانه حماقت و موی میگون نشانه شجاعت است. موی متوسط از لحاظ سیاهی و سختی و نرمی نشانه عقل واعتدال.

صدا وآواز بلند نشانه بهادری و نرم و باریک نشانه اخلاق نیکو و آواز غنّه(از توی بینی) دلیل تکبّر و غرور است. آواز ناخوش دلیل حماقت و بداصلی و سخن تیز گفتن نشانه بدخلقی و سخن در حالت دست زدن گفتن نشانه دانائی است.

خنده به قهقهه دلیل سفاهت وبی حیائی و تبسّم دلیل حیا و وقار و تمکین و خوش اخلاقی است.

قد بلند نشانه حماقت و قد قصیر نشانه فتنه انگیزی و قد دوتا نشانه کینه وعداوت و قد میانه نشانه حکمت و دانائی است. قد مناسب را یکصد و بیست انگشت؟ گفته اند وکمتر یا بیشتر از این خوب نیست.

راه رفتن کسی اگر دراو کجی باشد، دلیل این است که بدگوی بزرگان گردد. آنکه در رفتن سرین را حرکت دهد دلیل بیماری اینه؟ است. تیز و تند رفتن دلیل قهر و غضب جهالت است. به آهستگی دلیل غمناکی است. پاها را محکم بر زمین زدن نشانه بدبختی و قد دراز دلیل جهالت و حماقت است.

کف دست پرگوشت نشانه دولت و رنگ سرخ دلیل دولت و خوبی و پاکی طبیعت فرد است. زردی کف دست نشانه فسق و فجور است. سفید وسیاه بودن نشانه بدبختی است. خطوط خیل زیاد و خیلی کم زبونند وتعداد متوسط نشانه سعادتمندی است.

انگشتان دراز نشانه طول عمرند و باریک ونرم نشانه نیکبختی. فربه و کج وسخت نشانه بدیختی است. اگر هنگام کنار هم گذاشتن انگشتان سوراخ ظاهر شود نشان بیدولتی و اگر شوراخ ظاهر نگردد نشانه دولت است.

ناخن سرخ رنگ نشان علم و عقل ودانائی است. ناخن زرد وسیاه دلیل پریشانی و افلاس وبدبختی است.

ذکر(آلت) کج نشانه فسق و فجور است. وراست نشانه صلاح وراستی. زیادی رگ روی آلت نشانه عسرت وافلاس است.

بیضه(خصیه) یکی بزرگ ودیگری خرد نشانه تمایل جنسی و شهوت زیاد است. اگر بیضه راست کوچک باشد نطفه وی دختران زاید و اگر چپ خورد باشد پسران زاید. برخی گفته اند که دراوّل دلیل ودر آخیر فسق و فجور است.

ران فربه وچاق نشانه شهوت و ران بزرگ و کم مو نشانه دولتمندی است. موی دراز بر ساق نشانه تنگدستی و محرومیت از سواری و ساق دراز نشانه تکبّر و دشمنی است. ساق بسیار خورد نشانه افلاس و متوسط دلیل شجاعت و سخاوت و نیکبختی است.

کعب(قوزک)های پا اگر پرگوشت باشد نشانه آسودگی و مو روی کعبین نشانه قلّت اولاد است. یک کعب بزرگ و دیگری کوچک نشانه حبس و زندان زیاد و یکی خورد و دیگری گول؟ نشانی دولت است. یکی بلند ودیگری کج دلیل غمناکی وافلاس است.

پاشنه خورد و ملایم نشانه توانگری و بزرگ و کج نشانه سختی است. پاشنه پرگوشت و در وقت حرکت پنهان داشتن نشانه دزدی او است.

پشت پا بلند با موی کم نشانه نیکی و سعادت و مبارکی است.

کف پا زرد وسیاه نشانه قلّت اولاد وفسخ و فجور است. و کف پای بدون خط دلیل بر محرومی از سواری و کف پای سرخ ونرم دلیل عقل و دولت است. نشان بیرق و ناقوس در کف پا نشانه دولت ودبدبه است.

انگشتان پا دراز و باریک نشانه تیزفهمی و کوتاه و سطبر نشانه کم فهمی است. انگشتان متصل به هم نشانه نیکی وخوبی و متفرّق دلیل زبونی است. سبّابه پا(اشاره)بزرگتر از ابهام(شست) نشانه نیکبختی و ازدواج بسیار است، که درعقد او بمیرند. اگر انگشت مذکور کوچک باشد نشانه این است که قبل از زن بمیرد. اگر ابهام بسیار عریض وبزرگ باشد نشانی سفر بسیار است. اگر تمامی انگشتان پا کوچک باشند نشانه بداصلی است.

ناخنهای پا زرد و سیاه نشانه بیماری است. وسرخ و صاف دلیل هنر و دانائی

******** والله اعلم بالصواب ********

   نقل از: کتاب کنزالحسینی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 دی 1389 :: نویسنده : shahin
برای دفع حشرات موذی- نسخه گیاهی 

۱-  برای دور کردن عقرب و مار وحشرات موذی، زرنیخ،انغوزه،برگ یاسمین و زنجبیل را به مقدار مساوی مخلوط کرده و بکوبد و با سرگین تازه گاو مخلوط کند و گلوله ساخته در سایه خشک کند. در هر جا آنرا دود کند،  این جانوران می گریزند.

۲- برای تسکین درد گزیدگی عقرب، محل زخم را با روغن گاو چرب کند. درد ساکن شود.

۳- مجرّب است. برای گزیدگی عقرب، اطراف مقعد را با روغن خوشبو چرب کند. درد ساکن شود.

۴- مجرّب است. برای  گزیدگی مار، اگر داروی پاک پیدا نشد؛ مقدار ۲ مثقال از مدفوع دیگری گرفته(و به محل مالیده؟) وآنرا به آب فرو برد. زهر از بدن بیرون می شود.

۵-  برای دور کردن کیک،اگر کبریت دراوند را در خانه دود کند، می میرند یا می گریزند.

۶-  برای خارج کردن کیک از گوش،اگردر گوش راست رفته باشد بیضه چپ را در دست راست بگیرد و اگردر گوش چپ رفته باشد بیضه راست  را در دست چپ بگیرد، بزودی بیرون می آید.

۷-  برای دور کردن پشه،اگر گشنیز و گلقند  را در خانه دود کند، می گریزند. اگر سپند نزدیک سر و پای شخص بگذارد، پشه به او نزدیک نمی شود.

برای تقویت قوه باء(میل جنسی) - نسخه گیاهی
 
برای دفع سرعت انزال ناشی از حرارت(در افراد گرم مزاج)، ۶ پیمانه سبوس اسپغول  را با ۱۰ پیمانه تخم خرفه و ۴ پیمانه گشنیز خشک آسیاب شده مخلوط کرده و بکوبد و هر روز ۴ پیمانه را با شیر تازه گاو مخلوط کند و علی الصّباح بنوشد.
برای آسانی وضع حمل - نسخه گیاهی 

۱-  به زنی که درد زایمان دارد کف! آویزان نماید.

۲- مجرّب است. به زنی که درد زایمان دارد پوست تخم مرغ آرد شده محلول در آب بنوشاند.

۳- اگر برای زنی که درد زایمان دارد پنجال(پنجه!) کبوتر دود کند بچه فوراً ساقط می شود.

برای تقویت چشم  و قوه بینایی

زعفران را با نبات مصری و کافور به سه نسبت برابر مخلوط کند وبکوبد. بعداز آن مخلوط مانند سرمه در چشم بکشد. مجرّب است.

ایضاً

اگر در هنگام طلوع آفتاب چشم ها را در آب خنک باز نماید؛ روشنایی و قوّت چشم زیاد می شود. مجرّب است.

برای دفع موی چشم

زهره بز را با نشادر مخلوط کند وبکوبد. بعد موی چشم را بکند واز آن مخلوط مانند سرمه در چشم بکشد دیگر موی نمی روید. مجرّب است.

برای درمان سرخی چشم

نمک را در آب خالص حل کند و از آن در چشم بچکاند و بخوابد.قبل از بیدار شدن از خواب سرخی زایل گردد. مجرّب است.

برای گازگرفتگی سگ - نسخه گیاهی
اگر سگی کسی را گاز بگیردو نداند که آن سگ دیوانه(هار)بوده یانه مقداری خمیر برآن محل بمالند اگر سگان دیگر آن خمیر را بخورند دیوانه نبوده است واگرنخورند دیوانه بوده است. واگر ان خمیر را به خروس دهند و خروس بمیرد،دیوانه بوده است.
برای گزیدن هزارپا- نسخه گیاهی
 
هزار پا ۴۴ پا دارد واز گزیدن آن سوزش شدیدی ایجاد می شود؛ ومالیدن نمک و سرکه نافع است.
برای جلوگیری ازآسیب رسیدن به چشم- نسخه گیاهی
 
برای جلوگیری از بیرون آمدن آبله ازچشم کمی حنا را باآب مخلوط کرده به کف پای کودک بمالید.مجرّب است.
برای دفع سرعت انزال- نسخه گیاهی 
بدان كه از جمله چیزهایى كه رفع سرعت انزال مى كند و از جمله مجربات است تخم انجره(گزنه) را كوبیده و با پیه بى نمك ممزوج كنند، و چند مرتبه بر قضیب بمالند، كاملا مفید و نافع خواهد بود.
برای بیرون آوردن گلوله وآهن از بدن- نسخه گیاهی

اگر می خواهی که  گلوله وآهن را از بدن بیرون کنی، تخم هنظل(هندوانه ابوجهل) را برداشته و کوبیده به صورت معجون درآورده و بر روی زخم بریز هرگونه آهن بیرون می آید. مجرّب است.

برای درمان بیماری - نسخه گیاهی 

اگر می خواهی که مرض خاص انسانی را مداوا کنی؛ دوتکه سیر،  دوتکه فلفل،  دوتکه قرنفل،  دوتکه جویز،  دوتکه کنگر،  دوتکه بذرفلفل،  دوقاشق ماست،  دوقاشق صبر زرد، شیر، زنجبیل، زعفران، ویک مثقال کره، عطر، چهار پیمانه شیرگاو را با چربی شیر(خامه) وعسل درظرفی ریخته و به مدت ده یا بیست روز به بیمار بدهد.

 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 دی 1389 :: نویسنده : shahin

نظر بوعلی سینا در باره جن:

جن حیوان هوایی عاقل ، که دارای جرم شفاف است و به اشکال گوناگون در می آید . رساله حدود

 

نظر استاد علامه طباطبایی صاحب تفسیر کبیر المیزان  در باره جن:

كلمه (جن ) به معناى نوعى از مخلوقات خداست كه از حواس ما مستورند، و قرآن كریم وجود چنین موجوداتى را تصدیق كرده ، و در آن باره مطالبى بیان كرده :
اول اینكه : این نوع از مخلوقات قبل از نوع بشر خلق شده اند.
دوم اینكه : این نوع مخلوق از جنس آتش خلق شده اند، همچنان كه نوع بشر از جنس خاك خلق شده اند، و در این باب فرموده : (و الجان خلقناهم من قبل من نار السموم ) .
سوم اینكه : این نوع از مخلوقات مانند انسان زندگى و مرگ و قیامت دارند، و در این باب فرموده : (اولئك الذین حق علیهم القول فى امم قد خلت من قبلهم من الجن و الانس ) .
و چهارم اینكه : این نوع از جانداران مانند سایر جانداران نر و ماده و ازدواج و توالد و تكاثر دارند، و در این باره فرموده : (و انه كان رجال من الانس یعوذون برجال من الجن ) .
پنجم اینكه : این نوع مانند نوع بشر داراى شعور و اراده است ، و علاوه بر این ، كارهایى سریع و اعمالى شاقه را مى توانند انجام دهند، كه از نوع بشر ساخته نیست ، همچنان كه در آیات مربوطه به قصص سلیمان (علیه السلام ) و اینكه جن مسخر آن جناب بودند، و نیز در قصه شهر سبا آمده است .
ششم اینكه : جن هم مانند انس مؤ من و كافر دارند، بعضى صالح و بعضى دیگر فاسدند، و در این باره آیات زیر را مى خوانیم (و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون ، انا سمعنا قرانا عجبا یهدى الى الرشد فامنا به ) ، (و انا منا المسلمون و منا القاسطون ) ، و (انا منا الصالحون ، و قالوا یا قومنا انا سمعنا كتابا انزل من بعد موسى مصدقا لما بین یدیه یهدى الى الحق و الى طریق مستقیم یا قومنا اجیبوا داعى الله ) ، و آیات دیگرى كه به سایر خصوصیات جنیان اشاره مى كند.
از كلام خداى تعالى استفاده مى شود كه ابلیس از طایفه جن بوده ، و داراى فرزندان و قبیله اى است ، چون در قرآن مى خوانیم : (كان من الجن ففسق عن امر ربه ) ، و نیز مى خوانیم : (افتتخذونه و ذریته اولیاء من دونى ) ، و نیز مى خوانیم : (انه یریكم هو و قبیله من حیث لا ترونهم ) .  تفسیر سوره جن

 

نظرمتفکر شهید استاد مطهری در باره جن:

« و خلق الجان من مارج من نار »" قرآن موجود دیگری را عرضه می‏دارد به نام " جن " یا " جان " كه در ادبیات فارسی ما این امر منشأ یك‏ سلسله اشتباهات شده و آن این است كه ما اغلب كلمه " جن " را به " دیو " ترجمه می‏كنیم و دیو در فارسی قدیم و در فرهنگ خیلی قدیم ایران ‏معنا و مفهوم دیگری داشته غیر از مفهومی كه جن در قرآن دارد . مثل خود كلمه " شیطان " است كه گاهی آن را به " اهریمن " ترجمه می‏كنند ، در صورتی كه این دو كلمه مساوی یكدیگر نیستند .
 قرآن همه مأمورانی را كه در نظام‏
 خلقت از طرف پروردگار دخالت دارند " ملك " می‏نامد ، ولی در مقابل‏  به " جن " هم قائل است . جن در ردیف ملائكه نیست ، در ردیف انسان‏  است ، یعنی در عالم جزء مخلوقاتی است كه مكلف و موظف ‏اند ، مثل انسان‏ ، منتها جن مخلوقی است كه درجه‏اش از انسان پایین‏تر است . گو اینكه از نظر بعضی از قدرتها بر انسان می‏چربد و تواناییهایی داردكه انسان ندارد .
ولی از نظر درجه وجودی از انسان پست
‏تر است ، و حتی آن كارهایی كه بعضی از افرادی كه سر و كارشان با جن است - البته آنهایی كه راست می‏گویند -  انجام می‏دهند ، اینها را اهل معنا نمی‏پسندند ، یعنی سروكار داشتن انسان‏ با جن روح انسان را تعالی نمی‏دهد ، تنزل می‏دهد و تعالی نمی‏دهد .

حال به‏  یك معنای دیگر ( كه ) اساسا آنها خود به خود مسخر باشند آن مسأله دیگری‏  است .  اینجا از خلقت انسان و خلقت جن یاد شده . قرآن می‏گوید ما انسان را از خاك ، گل ، این جور چیزها آفریدیم و جن را از شعله ه‏ای از آتش آفریدیم :
" « و خلق الجان من مارج من نار »" جنس او آتشین است ، این یك جنس
است و او جنس دیگری ، مبدأ مادی این یك چیز است و مبدأ مادی او چیز دیگری . شیطان هم راجع به آدم اول همین حرف را زد ، گفت " « خلقتنی من‏ نار و خلقته من طین »" مرا از آتش آفریدی و او را از گل .‏ می‏خواست بگوید آتش بر گل شرافت دارد ، اصل من بر اصل او شرافت دارد .

آشنایی با قرآن (تفسیر سوره الرحمن)
 

نظر آیه الله استاد علامه مجلسی صاحب بحارالانوار در باره جن:

اختلافی بین مسلمانان نیست که شیطان وجن از اجسام لطیفی هستند که در برخی از جاها دیده می شوند ودارای حرکات سریئی هستند که قادرند حتی در مجرای خون بنی آدم نیز حرکت کنند .

بحارالانوار جلد 14 صفحه 635

 

نظر صدرالمتالهین شیرازی ملقب به ملا صدرا در باره جن:

جن را وجودی در این جهان حس ، و وجودی در جهان غیب و تمثیل ( عالم مثال) است . اما وجودشان در این جهان همانگونه که بیان شد هیچ جسمی که آنرا نوعی از لطافت و اعتدال باشد نیست جز آنکه آنره روحی در خور آن و نفسی که از مبداء فعال بر آن افاضه شده است میباشد وممکن است که علت ظهور صورت پنهانی (جنی) در برخی از اوقات آن باشد که آنان بدنهای لطیفی دارند که در لطافت و نرمی متوسط بوده و پذیرای جدایی و گرد آمدن است و چون گرد آمده و متکاثف  شده قوام آن ستبر شده و مشاهده میگردد .وچون جدا گشت قوامش نازک و جسمش لطیف گشته و از دیدگان پنهان میگردد مانند هوا که چون تکاثف یافته و به صورت ابر درآمد مشاهده می گردد و چون به لطافت خود بازگشت دیده نمی گردد زیرا برخی اوقات ابر از توده های زیاد هوا ، بدون آنکه از بخار دریا و جز آن یاری و مدد بگیرد بوجود می آید ، چنان که در محل خود بررسی شده است.

 

نظر عالم جلیل القدر ابراهیم عاملی در تفسر عاملی در باره جن:

بعضی حکما جنیان را صور معلقه نامیده اند که نه وابسته به آسمان و نه چسبیده به زمین باشند بلکه در میان آسمان و زمین به سر می برند و مانند آدمیان دریابند و بدانند و چون در ساختمان وجود جوری هستند که نزدیک به عوالم بالا می شوند شاید بتوانند پاره ای از مغیبات و آنچه پوشیده از آدمیان است آنها دریابند پس ممکن است به سوی عوالم بالا و عوالم الهی بروند و گوش فرا دهند و از ملائکه و موجودات مجرده چیزی فراگیرند.

 

نظر آیه الله سید عبدالکریم کشمیری در باره ملائکه ،جن و موکل:

درباره ملائکه از ایشان سوال شد فرمودند :

ملائکه انواع و اقسام بسیار دارند وظهورات آنان هم متعدد می باشد حتی بوی آنان در هر جایی خاص است  وقتی در نجف مشغول نماز هزار قل هوالله بودم ، دیدم کنارم ملکی همانند پنبه سفید میباشد من رکوع میروم او هم رکوع میکند و من سجده می کردم او هم سجده میکرد.

درباره جن از ایشان سوال شد فرمودند :

بارها این موجودات الهی را دیده ایم ، رنگ و بو و اشکال آنها نیز  مختلف و متعدد است.

درباره موکل از ایشان سوال شد فرمودند :

موکل اسماء الهی ملک هستند لکن مراتب اینها به نسبت بعضی ملائکه مقرب پایین تر است





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 آذر 1389 :: نویسنده : shahin

موجودات نامحسوس و افسانه ای نامدار در فرهنگ‌ ایرانیان
 

ازمابهتران : همان جن ؛ که در واقع از باید گفت از ما بدتران چون انسان از همه بهتر است و خداوند در خلقت انسان بر خود بالید.

اژدها :
اژدها یکی از موجودات افسانه‌ای در فرهنگ‌های جهان است. اژدها در اساطیر جهان جایگاه ویژه‌ای دارد. ریشه واژه اژدها و (ضحاک) یکی است و صورت‌هایی دیگر چون «اژدر»، «اژدرها» و «اژدهات» دارد، به معنی «ماری است افسانه‌ای و بزرگ، با دهان فراخ و گشاد.»
اژدها یا اژدر که در زبان اوستایی «اژی» (-aži)، در زبان پهلوی ساسانی (فارسی میانه) «از» (az) و در زبان سانسکریت «اهی» (-ahi) خوانده و نامیده می‌شود، به معنی «مار یا افعی مهیب و سهمگین» است. در متون کهن ایرانی، گاه این واژه به گونة عام بکار می‌رود و زمانی نیز با کلمات خاصی همچون «دهاکه» (دهاک) و «سروره» در می‌آمیزد و «اژی دهاکه» (ازدهاگ و ضحاک) و «اژی سروره» (اژدهای شاخدار) را پدید می‌آورد که در تاریخ اساطیری ایران، هماوردان سهمگین فریدون و گرشاسپ هستند.

اژدها جانوری است که در کهن‌ترین سنن نماد ویرانکاری و نیز آب و آبادانی بوده است. روزگاری دراز اساطیرشناسان می‌پنداشتد که اژدها نمایشگر سَّر و انگیزه پیشرفت بشر است و سرگذشت بشر سراسر کوششی است رای رهائی یافتن از قدرت درهم شکننده اژدها.


کهنترین تصویر موجوداژدها واقع در دروازه ایشتار

اژدها



رابطه میان اصل و آغاز جهان و اژدها در کیهان‌شناسی بابلیان آشکار است. در این کیهان‌شناسی، تیامات یا اژدهائی که نماد ظلمت آغازین است غالباً بصورت ماری خشمگین نموده شده و مردوک یا قهرمان خورشیدی بر آن چیره می‌شود. بدینگونه جهان روشن پدرسالاری جهان آغازین مادرشاهی را تسخیر می‌کند.


تندیس اژدها در سنگاپور

اژدها



در مصر باستان اژدها رمز طغیان‌های بزرگ رود نیل بوده است و سود و زیان آن طغیان‌ها را که بارور کننده یا ویران کننده‌اند نشان می‌داده است. از اینرو اژدها غالباً هم با خداوند اُسیریس و هم با الههٔ هاتور همانند می‌شده و گاه نیز از لحاظ خیر و برکتی که داشته با اسیریس و به سبب ویرانکاریش با «ست» دشمن ازیریس یکی می‌شده است.
اژدها همیشه حیوانی نیرومند و سهمگین پنداشته شده و گاه  چنانکه در چین مقدس بوده و پرستیده می‌شده است زیرا او را بخشندهٔ آب و باران می‌دانسته‌اند. در بعضی نقاط اژدها را همان تمساح دانسته و پنداشته‌اند که تمساح آورنده باران است. اقوام بسیار معتقد بودند که اژدها خدای طوفان و هوای بد و سیل و دیگر بلاهای آسمانی است و طوفان بر اژدها سوار شده موجب لغزش زمین و زمین‌لرزه می‌شود. تقریباً همه جا اژدها با شب و تاریکی و بطن مادری و آب کیهانی پیوسته و مربوط بوده است.
برخی از اژدهاهای چندسر مشهورند چون لادون که نگاهبان سیب‌های زرین هسپریدها بود. بعضی اژدهاها یا مارهای چند سر نیز شاخ‌هایی به اشکال گوناگون داشتند از قبیل اژدهای قرمز هفت سر بنام آپوکالیپس، وانی, اژدهای چینی و ژاپنی نیز چندین شاخ دارد. نزد اقوام سرخ پوست پوئبلو مار شاخدار نماد روان و روح آب بوده است، و به باور مانی شیطان یا اهریمن درآغاز بر آب‌ها فرمان می‌راند، «او همه چیز را تباه می‌کرد و ویران می‌ساخت».


اشوزوشت :
اَشوزوشت (Ašō.zušta) یا مُرغ بَهمَن نام جغد افسانه‌ای در اسطوره‌های ایرانی است که ناخن می‌خورد.
در اسطوره‌های ایرانی، اشوزوشت را اهورامزدا آفریده تا یاریگر نیروهای خوبی باشد. او اوستا می‌داند و هنگامی که گفتارهای اوستا را برمی‌خواند دیوها به ترس می‌افتند.
هنگامی که زرتشت ناخن خود را می‌گیرد، پیروان خوبی، بایستی ورد ویژه‌ای بخوانند و افسونی بر این ناخن‌ها قرار دهند. سپس اشوزوشت بایستی این ناخن‌های افسون‌شده را بردارد و بخورد. اگر این کار صورت نگیرد این ناخن‌ها به دست دیوهای مازَنی و جادوگران می‌افتند و آن‌ها با استفاده از این ناخن‌ها به اشوزوشت حمله خواهند کرد و او را خواهند کشت.این ناخن‌ها باید در هر صورت شکسته و خرد شوند وگرنه دیوها و جادوگران از آن‌ها به عنوان سلاح استفاده خواهند کرد.
نام اشوزوشت در زبان اوستایی به معنی «دوست حق» است. اشو در اوستایی به معنای حق و مقدس و واژهٔ زوشت به معنی (و هم‌ریشه با) دوست است. او را مرغ بهمن (وُهومَن) نیز می‌نامند.
وردی که باید از سوی دینداران خوانده شود اینست:
"ای مرغ اشوزوشت! از این ناخن‌ها به تو آگاهی می‌دهم و آن‌ها را ویژةٔ تو می‌دانم. باشد تا برای تو نیزه‌ها و کاردهای بسیاری شوند، کمان‌ها و تیرهای شاهین‌پر بسیار و فلاخن‌های بسیاری شوند علیه دیوان مازنی.


آل :
به قسمت آل مراجعه شود .

آنزو :
به زودی

اهریمن:
(از اوستایی انگره‌مَینیو ) بدنهاد است.اهریمن پلیدی است و برای از بین بردن نیکی تلاش می کند ولی چون دون و پست مایه است و اهورامزدا آگاه بر هر چیز است پس سرانجام در پایان کار اهریمن نابود شده و اورمزد بر او چیره می‌شود و کار جهان یکسره به نیکی خواهد گرایید.در این میان انسان و امشاسپندان و دیگر ایزدان (فرشته) و موجودات نیک ( مزدا آفریده) که همگی آفریده ی اهورامزدا هستند در مبارزه با دئوه ها ( دیو ها) که موجودات و پدیده هایی اهریمنی هستند در تلاشی کیهانی برای پیروزی نیکی بر بدی هستند . اهریمن را در پارسی اهرِمن هم می‌گویند. می‌شود او را همتای شیطان در باورهای سامی دانست.
در دین زردشت باور بر این است که در طبیعت دو نیروی متضاد خیر (سپنتا مینو - اثر روشنی) و شر (انگره مینو - اثر تاریکی) وجود دارد که همواره در حال نبرد با یکدیگرند.

بشکوچ :
شیردال (در پارسی میانه: بَشکوچ) موجودی افسانه‌ای با تن شیر و سر عقاب (دال) و گوش اسب است. دال واژه فارسی برای عقاب است. تندیس‌های به شکل شیردال در معماری کاربرد زیادی دارند. شیردال‌ها در معماری عیلامی کاربرد داشتند و نمونه‌ برجسته‌ای از آن در شوش پیدا شده است. روی کفل این شیردال نوشته‌ای است بخط میخی عیلامی از اونتاش گال که آن جانور را به اینشوشیناک خدای خدایان عیلام هدیه کرده است. این شیردال که بدست بانو گیرشمن بازسازی شده است در موزه شوش نگاهداری می‌شود.


مردم باستان شیردال‌ها را نگهبان گنجینه‌های خدایان می‌پنداشتند.
* همچنین شیردال نشان خاندان پادشاهی سوئد نیز هست
.

بختک :
به قسمت بختک مراجعه شود .

پری :
به قسمت پری مراجعه شود .

پیربزنگی :
دیو افسانه‌ای در افسانه‌های شرق استان خراسان

دوال‌پا :  
یکی از موجودات خیالی در اسطوره‌ها و داستان‌های ایرانی است.
دوالپا در افسانه های ایرانی موجود به ظاهر بدبخت وذلیل وزبونی است که به راه مردمان نشیند ونوحه وگریه آنچنان سر دهد که دل سنگ به ناتوانی او رحم آورد. چون گذرنده ای براو بگذرد واز او سبب اندوه بپرسد گوید : "بیمارم وکسی نیست مرا به خانه‌ام که در این نزدیکی است برساند." وعابرچون گوید: "بیا تورا کمک کنم." دوالپا بر گرده‌ی عابر بنشیند و پا های تسمه مانند چهل متری خود راکه زیر بدن پنهان کرده بود گشوده گرداگرد بدن عابر چنان بپیچد واستوار کند که عابر را تا پایان عمر از دست او خلاصی نباشد. دَوال در فارسی به معنی تسمه است.
ازین رو دوالپا در زبان فارسی مصداق آدمهای سمجی است که به هر دلیل به حق یا ناحق به جائی می چسبند وبدون توجه به تاریخ مصرف خود آنجا را رها نمی‌کنند.
كتاب عجائب المخلوقات و غرائب المخلوقات محمدبن محمود طوسی ( قرن ششم هجری) ضمن نقل حكایتی نام دوالپا را به كار می برد و آن را گونه ای نسناس می نامد. البته در لغت نامه دهخدا، داستان وامق و عذرا را منبع دیگری هم نقل می كند. از آنجا به کتابهائی نظیرسلیم جواهری و وغ‌وغ ساهاب صادق هدایت راه یافته است.


دیو :
دیو به معنی خدا در نزد هندواروپایی ها بوده است و می باشد؛ اما، در ایران هم زمان با آغاز دوره مزدیسنی ، رهبران مذهب نوین این خدایان باستان هندواروپایی را نشان شرک و اهریمن تصویر کردند. با توجه به این که در هندوستان این تغییر دین پیش نیامد خدایان باستان همچونان محترم شمرده شده اند که بزرگ ترین این خدایان ایندیرا می باشد. در اروپا واژه دیو Dio همچونان معنی خدای خود را به صورت عام تا امروز نگاه داشته است به ویژه نزد قوم های لاتین . در پهلوی دِو و در هندی باستان دیو. واژه از ریشه دیو به معنی درخشیدن می‌‌باشد. همین ریشه به معنی فریب دادن نیز هست.
البته از دیدگاه کلی، دسته بندی دیوان در وندیداد ممکن است، اما این دسته بندی در هر مرحله‌ای به دسته‌های کوچک تری نیز تقسیم می‌شوند، و این بر اثر آن است که این جهان وهم‌انگیز و تابویی، یکسر جولانگاه آنان است. گروهی از این دیوان، اهریمنان بیماری و انتشاردهندگان انواع بیماری‌ها هستند که شناخت آنان با آگاهی‌های فعلی امکان ندارد، چون دیو کپس تی، یا دیوهای دریوی و دوی. از همین گروه گروه هستند دیوان سستی و تنبلی، چون کسویش به معنی ناتوانی دیو مرشَوَن به معنی فرتوتی، دیو نسو که دیو گند و لاشه است. و با این گند و تفعن کسانی را که مرده را لمس می‌کنند آلوده می‌‌سازد.


دیو سپید :
دیوِ سپید بر پایه داستان‌های شاهنامه نام فرمانروای دیوان در مازندران بود.او کیکاووس شاه ایران و یارانش را به بند کشید و رستم برای آزادی آنان به نبرد وی رفت.
دیو سپید در غاری کیکاووس و یارانش را به بند کشید .رستم به یاری اولاد آن غار را یافت .تنها به غار رفته و دیو سپید را خفته دید. برای به جا آوردن آیین جوانمردی او را از خواب بیدار کرد و با وی جنگید. یک دست و یک پایش را قطع کرد و جگرش را از سینه بیرون کشیده و از سر او کلاهخودی برای خویش ساخت و شاه و یارانش را نیز آزاد کرد.

دیوهای کماله:
تَریز و زَریز برپایه مزدیسنا نام دو دیو از دیوهای کماله آفریده اهریمن می‌باشند. نام این دو در ادبیات زرتشتی پیوسته با هم می‌اید. تریز دشمن خرداد و زریز دشمن امرداد می‌باشند.
 
سیمرغ :
سیمُرغ نام یکی چهرهٔ اسطوره ای-افسانه‌ای ایرانی است. او نقش مهمی در داستان های شاهنامه دارد. کنامش کوه اسطوره‌ای قاف است. دانا و خردمند است و به رازهای نهان آگاهی دارد. زال را می پرورد و همواره او را زیر بال خویش پشتیبانی می‌کند. به رستم در نبرد با اسفندیار رویین تن یاری می‌رساند و... جز در شاهنامه دیگر شاعران پارسیگوی نیز سیمرغ را چهرهٔ داستان خود قرار داده‌اند. از آن دسته‌است منطق الطیر عطار نیشابوری.پیشینه حضور این مرغ اساطیری در فرهنگ ایرانی به دوران باستان می‌رسد. آن چه از اوستا و آثار پهلوی بر می‌آید، می‌توان دریافت که سیمرغ، مرغی است فراخ بال که بر درختی درمان بخش به نام «ویسپوبیش» یا «هرویسپ تخمک» که در بردارندهٔ تخمهٔ همهٔ گیاهان است، آشیان دارد. در اوستا اشاره شده که این درخت در در دریای «وروکاشاً» یا «فراخکرت» قرار دارد. کلمهٔ سیمرغ در اوستا به صورت «مرغوسئن» آمده که جزء نخستین آن به معنای «مرغ» است و جزء دوم آن با اندکی دگرگونی در پهلوی به صورت «سین» و در فارسی دری «سی» خوانده شده‌ است و به هیچ وجه نمایندهٔ عدد ۳۰ نیست؛ بلکه معنای آن همان نام «شاهین» می‌شود. شاید هدف از این واژه (سی) بیان صفت روحانیت آن مرغ بوده ‌است.

سیمرغ پس از اسلام هم در حماسه‌های پهلوانی هم در آثار عرفانی حضور می‌یابد. سیمرغ در شاهنامهٔ فردوسی دو چهرهٔ متفاوت یزدانی (در داستان زال) و اهریمنی (در هفت خوان اسفندیار) دارد. زیرا همهٔ موجودات ماوراء طبیعت نزد ثنویان (دوگانه پرستان) دو قلوی متضاد هستند. سیمرغ اهریمنی بیشتر یک مرغ اژدهاست، فاقد استعدادهای قدسی سیمرغ یزدانی است و به دست اسفندیار در خوان پنجمش کشته می‌شود. ورود سیمرغ یزدانی به شاهنامه با تولد «زال» آغاز می‌شود.

سیمرغ نقش بسته بر بشقاب ساسانی

سیمرغ



اگرچه در شاهنامه سیمرغ به منزلهٔ موجودی مادی تصویر می‌شود، اما صفات و خصوصیت های کاملاً فرا طبیعی دارد. ارتباط او با این جهان تنها از طریق زال است. به یکی از امشاسپندان یا ایزدان یا فرشتگان می‌ماند که ارتباط گهگاهشان با این جهان، دلیل تعلق آنها با جهان مادی نیست. سیمرغ در دیگر متون اساطیری فارسی هم چون «گرشاسب نامه» اسدی توسی، چهره‌ای روحانی و فرا طبیعی ندارد. اصولاً جز در بخش اساطیری شاهنامه، بعد از اسلام ما متن اساطیری به معنای حقیقی کلمه نداریم، به همین سبب است که سیمرغ تنها با شخصیت و ظرفیت بالقوه تاویل پذیری اسطوره ایش که در شاهنامه ظاهر می‌شود، به آثار منظوم و منثور عرفانی فارسی راه می‌یابد و از طریق شخصیت رمزی خود در عنصرهای فرهنگ اسلامی جذب می‌گردد. اما روشن نیست که دقیقاً از چه زمانی و به دست چه کسی سیمرغ صبغهٔ عرفانی گرفته ‌است.

پس از شاهنامهٔ فردوسی کتاب های دیگری نیز در ادبیات فارسی هست که در آنها نشانی از سیمرغ و خصوصیاتش آمده ‌است. از جملهٔ آنها کتاب ها و رساله های زیر را می‌توان بر شمرد: رسالة الطیر ابن سینا، ترجمهٔ رسالة الطیر ابن سینا توسط شهاب الدین سهروردی، رسالة الطیر احمد غزالی، روضة الفریقین ابوالرجاء چاچی، نزهت نامهٔ علایی (نخستین دانش نامه به زبان فارسی)، بحر الفواید (متنی قدیمی از قرن ششم که در قرن چهار و پنج شکل گرفته و در نیمهٔ دوم قرن ششم در سرزمین شام نوشته شده‌است) و از همه مهم تر منطق الطیر عطار.

منطق الطیر عطار داستان سفر گروهی از مرغان به راهنمایی هد هد به کوه قاف برای رسیدن به آستان سیمرغ است. هر مرغ به عنوان نماد دستهٔ خاصی از انسان‌ها تصویر می‌شود. سختی های راه باعث می‌شود مرغان یکی یکی از ادامهٔ راه منصرف شوند. در پایان، سی مرغ به کوه قاف می‌رسند و در حالتی شهودی در می‌یابند که سیمرغ در حقیقت خودشان هستند. اکثر محققان ادبیات، از جمله «دکتر شفیعی کدکنی» بر این باورند که در این داستان، سیمرغ رمزی از وجود حق تعالی است. سیمرغ رمز آن مفهومی است که نام دارد و نشان ندارد. ادرک انسان نسبت به او ادراکی است «بی چگونه». سیمرغ در ادبیات ما گاهی رمزی از وجود آفتاب که همان ذات حق است، نیز می‌شود. ناپیدایی و بی همتا بودن سیمرغ، دستاویزی است که او را مثالی برای ذات خداوند قرار می‌دهد.

 سیمرغ یا جبرئیل؟

پژوهشگر دیگر ادبیات، «دکتر پورنامداریان»، بر این باور است که در این داستان، سیمرغ در حقیقت رمز «جبرئیل» است. چرا که تقریباً تمام صفات سیمرغ در وجود جبرئیل جمع است. صورت ظاهری آنها (بزرگ پیکری،شکوه و جمال، پر و بال) به هم شباهت دارد. بنا بر آیهٔ یک سوره «فاطر» فرشته‌ها بال دارند. در داستان زال و سیمرغ، سیمرغ واسطهٔ نیروی غیبی است و زال هم سیمایی پیامبر گونه دارد. این ارتباط بی مانند به ارتباط جبرئیل (فرشتهٔ وحی) و پیامبران نیست. شبیه داستان پرورش کودک بی پناه توسط سیمرغ در مورد جبرئیل در فرهنگ اسلامی وجود دارد.

جبرئیل نگهدارندهٔ کودکان بنی اسرائیل است که مادرانشان آنها را از ترس فرعون در غارها پنهان کرده‌اند. مشابه عمل التیام بخشی زخم های رستم توسط سیمرغ را، در فرهنگ اسلامی در واقعهٔ شکافتن سینهٔ رسول خدا در ارتباط با واقعهٔ معراج می‌بینیم. هم چنان که سیمرغ بر درخت «هروسیپ تخمک» آشیان دارد، جبرئیل نیز ساکن درخت «سدرة المنتهی» است.

سیمرغ گاهی با مرغان اساطیری دیگر مثل «عنقاً» خلط می‌شود. عنقا از ریشه «عنق» و به معنای «دارندهٔ گردن دراز» است. وجه مشترک سیمرغ و عنقا «مرغ بودن» و «افسانه‌ای بودن» است. در واقع عنقا یک اسطورهٔ جاهلی عرب است و سیمرغ یک اسطورهٔ ایرانی. شباهت های گفته شده باعث شده که در ذهن شاعران و نویسندگان این دو مرغ اسطوره‌ای گاهی به هم مشتبه شوند، حال آن که درحقیقت دو خاستگاه متفاوت دارند.

 

عفریت:
عفریت یا عفریته همان ابلیس  است. البته معنای عام تری نیز دارد ؛ عفریت به معنای فرد گردنكش و خبیث نیز گفته شده است.  به قسمت شیطان مراجعه شود.
در قرآن سوره‌ مورچه‌ (نمل) نیز آیه‌ ۹۳ اشاره‌ به‌ عفریتی که‌ با سلیمان سخن گفته،‌ رفته‌ است.

عنقا :
عنقا عربی واژه سیمرغ است. این موجود افسانه‌ای در حقیقت پرنده ای بسیار بزرگ و داناست. محل زندگی این پرنده کوه قاف و در برخی نوشته‌ها کوه دماوند است. به واژه سیمرغ در بالا مراجعه شود.

عوج ‌بن عنق:
تداول فارسى‌زبانان به عوج بن عُنُق مشهور است نام مردى افسانه‌ای است. در افسانه‌ها آمده که او در منزل آدم زاده شد و تا زمان موسى زیست. او را فرزند عنق یا عناق پسر حوا دانسته‌اند. برخی از منابع هم عناق را نام مادر او دانسته‌اند.[1] همچنین او را مردی بلندقامت دانسته‌ و عمرش را سه‌هزاروپانصد سال نوشته‌اند. گفته‌اند طوفان نوح تا كمر او بود. موسى عصاى خود بر قوزک پای او زد و او افتاد و مرد.
در داستان‌ها عناق، مادر او را زنی می‌پنداشتند که وقتی مى‌نشست ده جریب در ده جریب را مى‌گرفت و پسرش عوج چهل ذراع قدش بود.


غول :
غول‌ها یکی از موجودات افسانه‌ای در فرهنگ‌های گوناگون هستند.
غول‌ها را معمولاً با پیکری بسیار بزرگ تصور می‌کنند.
غول های افسانه ای وسیله ای برای ترساندن کودکان هستندواز آن درشاهنامه ی فردوسی آمده که رستم غولی راکشته است


فولادزره :
فولادزره نام یک دیو به صورت یک عفریت بزرگ شاخدار در داستان امیر ارسلان نامدار است.
امیرارسلان نامدار یکی از داستان‌های تخیلی بومی فارسی نوشته محمدعلی نقیب‌الممالک در زمان قاجار است. نقیب‌الممالک احتمالاً این نام را از یک نثر حماسی قدیمی‌تر فارسی به نام رموز حمزه گرفته است.
در این داستان، فولادزره در هوا گشت می‌زند و زنان زیبا را نشان کرده و می‌دزدد.
این دیو در آغاز، سرکرده لشکر ملک خازن، شاه پریان و فرمانروای دشت زهرگیاه، بود.
مادر فولادزره که جادوگری بسیار توانا بود تن و بدن فولادزره را به وسیله افسون و طلسمی، نسبت به همه سلاح‎ها آسیب‌ناپذیر ساخت به جر یک سلاح به نام شمشیر زمردنگار.
در پایان داستان هم فولادزره و هم مادر او به دست امیرارسلان کشته می‌شوند.
در زبان عوام به زنان درشت‌اندام و قوی و نازیبا و پررو اصطلاحاً "مادر فولادزره" گفته می‌شود



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 آذر 1389 :: نویسنده : shahin


پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388 10:8

زن جوان وقتی پس از ماهها آزار و اذیت توسط جن ها ناچارشد تن به خواسته های آنها بدهد، با چشمانی اشکبار در دادگاه کرج حاضر شد. این زن و شوهر جوان پس از چند سال زندگی برای اینکه زن جوان از شکنجه ها و آزار و اذیت جن ها نجات یابد طلاق گرفت . 21 تیر ماه سال 1383 زن و شوهر جوانی در شعبه 17 دادگاه خانواده کرج حاضر شدند و درخواست شان را برای طلاق توافقی به قاضی اکبر طالبی اعلام کردند . شوهر 33 ساله این زن به قاضی گفت : من وهمسرم از اول زندگی مان تا حالا با هم هیچ مشکلی نداشتیم ولی حالا با وجود داشتن دو دختر 10 و 2 ساله به خاطر مشکلاتی که همسرم به آن مبتلا شده است ناچار شده ایم که از هم جدا شویم. مرد در ادامه حرفهایش گفت : هر شب جن ها به سراغ زنم می آیند واو را به شدت آزار واذیت می کنند من دیگر نمی توانم زنم را در این شرایط ببینم . زن جوان به قاضی گفت : 13 ساله بودم که در یک محضر در کرج مرا به عقد همسرم که 9 سال از من بزرگتر بود در اوردند . درست یک هفته بعد از عقدمان بود که خواب های عجیبی را دیدم .در عالم کودکی بودم و معنای خواب ها را نمی فهمیدم ولی اولین خوابم را هرگز فراموش نمی کنم . آن شب در عالم رویا دیدم که چهار گربه سیاه و یک گربه سفید در خانه مان آمده اند. گربه های سیاه مرا به شدت کتک می زدند ولی گربه سفید طرفداری مرا می کرد و از آنان خواست که کاری به من نداشته باشند از خواب که بیدار شدم  متوجه خراش ها و زخمهایی روی بدنم شدم که به آرامی از ان خون بیرون می زد .

دیگر ترس مرا برداشته بود حتی روزها وقتی جلوی آینه می رفتم گربه ها را درچشمانم می دیدم . از آن شب به بعد جنگ وجدال های من با چند گربه ادامه پیدا کرد . ( جنها در عالم انسانها و در کوچه و بازار ، معمولا به شکل گربه سانان ظاهر میشوند . البته به هر شکل دیگری هم که بخواهند،متوانند ظاهر بشوند )  در این مورد ابتدا با هیچ کس حرفی نزدم وتنها خانواده من و خانواده او جای زخمها را می دیدند دوران عقد 9 ماه طول کشید چون این شکنجه ها ادامه داشت خانواده ام مرا نزد یک دعانویس در ماهدشت کرج بردند او در کاسه آبی دعا خواند و بعد کاسه را کنار گذاشت به آینه نگاه کردم گربه ها را دیدم آن مرد دعانویس دست وپای گربه ها را با زنجیر بسته بود بعد از آن به من گفت باید چله نشینی کنی وتا چهل روز از چیزهایی که از حیوانات تولید شده استفاده نکنی تا چند روز غذا رشته پلو و عدس پلو می خوردم و این مساله و دستوراتی را که او داده بود رعایت کردم اما روزهای بعد پدر شوهرم که خسته شده بود اجازه نداد که این کار را ادامه بدهم . بعد از جشن عروسی ما، آن گربه ها رفتند .جای دیگر یک گربه سیاه با دوغول بیابانی که پشت سر او حالت بادی گارد داشتند سراغم آمدند .

غولها مرا می گرفتند و گربه سیاه مرا می زد . من با این گربه 5 سال جنگیدم تا اینکه یکی از بستگانم ما را راهنمایی کرد تا مشهد نزد دعانویسی برویم. دعانویس مشهدی از ما زعفران - نبات -پارچه و کوزه آب ندیده خواست. او به کوزه چاقو می زد زمانیکه ما از خانه او خارج می شدیم ناگهان کوزه را پشت سرم شکاند و من ترسیدم .او گفت جن ها را از بین برده است . همان شب گربه بزرگ سیاه در حالیکه چوبی در دست داشت به همراه 13 گربه کوچک سراغم آمدند و مرا به شدت کتک زدند حال یک گربه تبدیل به 14 گربه شده بود .باز بستگان مرا راهنمایی کردند سراغ دعانویس های دیگری برویم. در قزوین پیر مردی با ریش های بلند. در چالوس پیر مردی .در روستای خاتون لر. در تهران و.... حتی 40 هزارتومن پول دادیم و دعا نویسی از اطراف اراک به منزلمان آوردیم و 250 هزار تومن از ما دستمزد خواست اما او که رفت همان شب باز من کتک خوردم.

در این 12 سال 10-15 میلیون تومن خرج کردیم اما فایده ای نداشت. حتی در بیمارستان نزد چند روانپزشک رفتیم ولی کاری از دستشان بر نیامد. چاقو قیچی سنجاق هرچه بالا سرم گذاشتم نتیجه نداشت. حتی دعا گرفتم. جن ها کیف دعا را برداشتند و چند روز بعد کیف خالی را در گردن دخترم انداختند . گربه سیاه به اندازه یک میز تلویزیون بود او روی دو پا راه می رفت بینی بزرگ قرمز و گوشهای تیز و چشمان براقی داشت و مثل آدم حرف می زد اما گربه های کوچک چهار پا بودند و جیغ می کشیدند.از زندگی با شوهرم راضی بودم و همدیگر را بسیار دوست داشتیم . اما جن ها از من می خواستند که از همسرم جداشوم .اوایل فقط شب ها آنها را می دیدم اما کم کم روزها هم وارد زندگی ام می شدند . گربه بزرگ مرا بسیار دوست داشت وبا من حرف می زد به من می گفت از شوهرت طلاق بگیر او شیطان وبد دهن است به تو خیانت می کند . شبها که شوهرم می خوابید آنها مرا بالای سر شوهرم می بردند به من می گفتند اگر با ما باشی و از همسرت جدا شوی ارباب ما میشوی اما اگر جدا نشوی کتک خوردنها ادامه دارد . آنها دو راه پیش پایم گذاشتند به من گفتند نزد دعانویس نرو فایده ای ندارد فقط یا از همسرت جدا شو و یا با ما بیا  . آنها شب ها مرا بیرون می بردند وقتی با آنها بودم پشتم قرص بود و از تاریکی نمی ترسیدم چون از من حمایت می کردند . آنها مرا به عروسی هایشان می بردند  فضای عروسی  هایشان سالنی تمیز شفاف و مرتب بود در عروسی هایشان همه نوع میوه بود در عروسی ها گربه بزرگ یک سر میز می نشست ومن سر دیگر میز و پذیرایی آنچنانی از میهمانان می شد آنها به من طلا و جواهرات می دادند .

در حالیکه ساز ودهل نمی زدند اما صدای آن به گوش می رسید در میهمانی ها همه چیز می خوردم و خوش می گذشت اما وقتی پای حرف می رسید آنها مرا به شدت کتک می زدند فضایی که مرا در آن کتک می زدند با فضای عروسی شان زمین تا اسمان فرق داشت . محله ای قدیمی مثل ارگ بم با اتاق های کوچک در فضایی مه آلود و کثیف که معلوم نبود کجاست در آن فضا فقط گربه بزرگ روی صندلی می نشست و گربه های کوچک همه روی زمین روی کول هم سوار بودند بیشتر ساعاتی که مرا کتک می زدند 3 صبح بودحدود 2 ساعت مرا می زدند اما این دو ساعت برای شوهرم شاید 20 ثانیه می گذشت او با صدای ناله های من بیدار می شد و می دید از زخم ها خون بیرون می زند . زخمها رابا بتادین ضد عفونی می کردم وقتی گربه بزرگ مرا می زدجای زخمها عمیق بود اما تعداد زخمها کمتر بود . گاهی که او نمی زد وبه گربه های کوچک دستور می داد آنها خراشهای زیادی به شکل 7 را روی تنم وارد می کردند حتی صورت مرا با این خراشها شطرنجی می کردند حتی گاهی شبها مرا تا صبح می زدند . شبهایی که قرار بود کتک بخورم کسل می شدم و می فهمیدم می خواهند مرا بزنند. آن ها سه سال مدام به من می گفتند باید از شوهرت طلاق بگیری . در حالیکه دختر بزرگم 7 ساله بود من دوباره باردار شدم . آن ها بقدری عصبانی بودن که مرا تا حد بیهوشی کتک زدند.در 9 ماه بارداری بارها آنها به من حمله می کردند تا بچه را از شکمم بیرون بکشند واو را از بین ببرند شبها همسرم بالای سرم می نشست تا آنها مرا کتک نزنند اما او فقط پنجه هایی که به بدنم کشیده می شد را می دید وکاری نمی توانست بکند .

زمانی که منزل مادرم می آمدم جن ها با من کاری نداشتند و سراغم نمی آمدند اما به محض آنکه پا در خانه شوهرم میگذاشتم آنها اذیت وآزار را شروع می کردند . یک شب پدر شوهرم گفت تا صبح با قمه بالای سرت می نشینم و هر چند وقت قمه را از بالای سرت رد میکنم تا آنها کشته شوند. نزدیکیهای صبح پدر شوهرم چند لحظه چرت زد که با صدای فریاد من بیدار شد ودید بدن من به شدت زخمی و خون آلود است . پدر شوهرم سر این قضیه 4 ماه مارا به همراه اثاثیه مان به منزل خودش برد اما شب که خوابیده بود آنها سراغش آمده و گفته بودند عروست کجاست و او گفته بود در ان اتاق با دخترم خوابیده است. صبح که از خواب بیدار شدم دیدیم صورتم خون آلود است . دیگر کمتر کسی به منزل ما رفت وآمد داشت . یکبار برادرم آمد به منزلمان و دید دخترم مشقهایش را می نویسد ومن حمام هستم اما صدایی از حمام نمی آید بعد از 20 دقیقه که در را باز کرد می بیند من در حمام زیر دوش غرق در خونم .یکبار به دستشوئی رفته بودم و تا 3 ساعت بیرون نیامدم. خواهرانم که نگران بودند در را بازکرده و دیدند تمام بدنم چنگ خورده و جای خراش است .

گربه بزرگ دوپا علاقه زیادی به من داشت او فقط فردای من را به من می گفت او در مورد من بسیار تعصب داشت و اگر کسی به من توهین می کرد او می گفت تو چیزی نگو تلافی اش را سرش در می آورم . همیشه همه می گفتند آه و نفرین تو می گیرد . من کاره ای نبودم فقط حمایت و تعصب جن ها بود بیشتر اوقات می فهمیدم بیرون چه اتفاقی می افتد حتی خیلی وقتها که قرار بود جایی دعوایی شود من خودم را  قبل از آن میرساندم تا جلوی دعوا را بگیرم . همه به من میگفتند اگر از آنها جواهرات بخواهی برایت می آورند .یکبار از آنها خواستم آنها یک انگشتر بزرگ مروارید که حدود 30 نگین اطراف آن بود برایم اوردند اما گفتند تا یک هفته به کسی نگو و بعد آشکارا دستت کن اما شوهرم آنرا در جیبش گذاشت وبه همه نشان داد .جن ها آمدند آنرا بردندوبه من گفتند لیاقت نداری .

دیگر کم کم نیرویی مرا به خارج از خانه هدایت می کرد و بی هوا بیرون از منزل می رفتم اما نمی دانستم کجا بروم . این اواخر به مدت سه ماه زنی جوان و بسیار زیبا با موهای بلند و طلایی رنگ در حالیکه چکمه ای تا روی زانوهایش می پوشید از اوپن آشپزخانه وارد منزلمان می شد .دختر کوچکم او را دیده و ترسیده بود. روی چکمه هایش از پونز پوشیده شده بود او روزها به خانه ما می امد و بسیار کم حرف می زد و زیبایی و قدرت این زن حیرت اور بود او بدون انکه چیزی بگویم ذهن مرا می خواند و کارها را انجام می داد حتی دکور منزل را تغییر می داد و لباسهای او مانند لباسهای من بود اگر من در منزل روسری به سر داشتم اوهم روسری به سر داشت. او در منزل همه کارها را می کرد اما وارد آشپزخانه نمی شد و چیزی نمی خورد .یکبار برای من گوشت قربانی آورد . تا اینکه همسرم به خانه برگشت و از تغییر دکوراسیون اتاق خواب ناراحت شد و آن را مانند اولش کرد.

زن چکمه پوش دیگر سراغم نیامد ولی گربه بزرگ گفت همسرت تاوان کارش را می دهد و همسرم به زندان افتاد. این روزهای آخر سه زن ویک مرد به سراغم آمدند و در اتاق پرستاری مرا اذیت می کردند یکی از زن ها شبیه من بود آزار آنها که تمام می شد گربه ها می آمدند . از شوهرم خواستم که از هم جدا شویم  دیگر توان مبارزه با آنها را نداشتم روز ها در حین جمع وجور کردن خانه ناگهان بویی حس کردم بویی عجیب بود می فهمیدم الان سراغم می آیند و مرا به قلعه می برند و کتک می زنند. ناگهان بیهوش می شدم گاهی تا 48 ساعت منگ بودم راه میرفتم و غذای زیادی می خوردم اما خودم چیزی نمی فهمیدم. صبح روز بعد زوجین در دادگاه حضور یافتند روی صورت زن جوان زخم عمیق سه چنگال با فاصله ای بیشتر از دست انسان وجود داشت و صورت و دست های زن خون آلود بود .

در 10 مرداد حکم طلاق صادر شد. زن جوان گفت جن ها دیشب آمدند ولی دیگر مرا نمی زدند آنها خوشحال بودند و گفتند اقدام خوبی کردی آن را ادامه بده این زن جوان گفت : رای طلاق را دوماه بالای کمد گذاشتم و اجرا نکردیم آن ها شب سراغ من آمدند ومرا وحشتناک کتک زدند طوریکه روی بدنم خط ونشان کشیدند. با همسرم قرار گذاشتیم ساعت 19 عصر روز بعد برای اجرای حکم طلاق به دفترخانه برویم و حضانت دو دختر م به همسرم سپرده شد . ساعت 17 آنروز قبل از مراجعه به محضر همسرم مرا نزد دعانویسی برد. مرد دعانویس به همسرم گفت : اگر زنت را طلاق بدهی جن ها او را می برند و از ما 10 روز مهلت خواست تا جن ها را مهار کند. خانواده ام گفتند تو که 12 سال صبر کردی این 10 روز را هم صبر کن اما در این ده روز کتک ها شدیدتر بود طوری که جای زخمها گوشت اضافه می آورد حتی سقف دهانم را زخم کرده بودند و موهای سرم را کنده بودند . چند بار مرا که کتک می زدند دختر کوچکم برای طرفداری به سمت من دوید اما آنها دخترم را زدند.پس از اجرای حکم طلاق جن ها خوشحال بودند بعد از آن چند بار به منزل همسرم رفتم تا کارهایش را انجام دهم و خانه اش را مرتب کنم اما جن ها با عصبانیت سراغم آمدند و دندان قروچه می کردند . بعد از طلاق که به خانه پدرم به همراه دو دخترم برگشتم دیگر آنها سراغم نمی آیند ومرا نمی زنند. تا چند وقت احساس دلتنگی به آنها دارم اگر بخواهم می توانم آنها را ببینم .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 27 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
ابتدا وسایل مورد نیاز برای این تمرین :
1- یک عدد سوزن یا هر وسیله ای شبیه به آن
2- یک تکه کاغذ یا مقوای نازک به ابعاد تقریبی 5 در 5 سانتیمتر
3- محیطی آرام وبه دور از هر عامل مزاحم
طریقه انجام آزمایش:
ابتدا کاغذ را به صورت قطری در هر دو جهت تا بزنید به طوری که بعد از تا زدن کاغذ به صورت یک هرم در آید
سوزن را به صورت عمودی در جایی مهار کنید بهتر است سوزن را از قسمت ته در یک تکه شمع یا چیزی شبیه آن فرو ببرید
کاغذی که به صورت دقیق تا خورده است را از قسمت گودی آن بر روی سوزن قرار دهید
سپس در فاصله 2 متری کاغذ بنشینید فاصله کمتر از این باعث میشود که جریان تنفس شما مو جب حرکت کاغذ شود
وفاصله بیشتر مو جب تضعیف نیروی جنبش روانی میشود
در ابتدا بهتر است که 15 دقیقه ای تمرین ریلکسیشن (تن آرامی) ساده ای انجام دهید که این کار به بهتر انجام شدن تمرین
کمک زیادی میکند.
بعداز تن آرامی همانطور که گفتم در فاصله تقریبی 2 متری کاغذ بنشینید وشروع به تمرکز کردن به کاغذ نمایید
در ذهن خود اینگونه تلقین نمایید که نیرویی از چشمان شما خارج شده وموجب حرکت کاغذ میشود.
در حین تمرکز هیچ نیازی به فشار آوردن به خودتان نیست تنها با تمرکز و نگاه مستمر به کاغذ میتوانید آن را حرکت دهید.
من در نوبت دوم تمرین موفق به حرکت دادن کاغذ شدم.
در ابتدای تمرین ممکن است چشمهای شما خسته شود که بهتر است هر موقع احساس خستگی کردید برای لحظاتی
چشمان خود را ببندید.
باید توجه داشته باشید که تمرین را در مکانی انجام دهید که هیچگونه حرکت هوا وجود نداشته باشد.
در ابتدای تمرین هدف شما فقط حرکت دادن کاغذ باشد با پیشرفت در اینکار شما میتوانید جهت حرکت کاغذ را نیز تعیین کنید.
با انجام این تمرین شما از پیشرفت خود و همچنین از نیروهای نهفته در وجودتان بسیار متعجب خواهید شد.
بعد از پیشرفت در تمرین با کاغذ شما میتوانید این تمرین را با با شعله شمع یا چوب کبریت بر روی آب نیز انجام دهید.
من با تمرین موفق شدم با نگاه کردن به سیم تلفن آنرا به حرکت در آورم شما نیز میتوانید با تمرین اجسام سنگینتر را
نیز به حرکت در آورید.
در ابتدا از تمرکز طولانی خودداری نمایید و به تدریج مدت زمان آن را افزایش دهید این تمرین هیچگونه خطری برای تمرین کننده
ندارد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
پولترگایست ها (یا ارواح شریر , عصبانی و ویرانگر ) از جمله ترسناک ترین اشکال فعالیت های ماوراء الطبیعه ای به شمار می روند. گرچه فرضیه های بسیاری برای وجود این ارواح خطرناک ارایه شده اما بسیاری از پدیده های مرتبط با این پدیده همچنان توضیح ناپذیر باقی مانده است. واژه (( پولترگایست)) یک واژه آلمانی است و ((روح پر سر و صدا )) معنا می دهد , هرچند که این ارواح معمولا بسیار خشن تر و خبیث تر از آن هستند که این واژه برای توصیفشان به کار برده می شود. پولترگایست ها می توانند سبب فعالیت های زیر بشوند : حملات فیزیکی , آتش سوزی , معلق ساختن اشیا در فضا , پرتاب سنگ ایجاد اختلال الکتریکی و جاری ساختن خون از دیوارها . پولترگایست ها در اغلب موارد حضور خود در خانه ها با ایجاد سر و صدا و گاهی حملات خشن به اعضای خانواده آشکار می کنند.

شاهدان عینی فعالیت های پولترگایست ها الزاما نباید از حساسیت ویژه ای برای مشاهده یا تجربه حضور این ارواح برخوردار باشند. یک نمونه از این افراد عادی وکیلی است که در سال 1978 پرونده ای را در ارتباط با فعالیت ارواح شریر در هتل شلی واقع در یکی از ایالات شرقی انگلستان در دست گرفت. او برای آشنایی بیشتر با موضوع یک شب در این هتل اقامت کرد. آقای وکیل بعدا گزارش داد که تختخواب او به ارتفاع سه اینچ از سطح زمین بلند شده بود. وکیل وحشت زده بلافاصله از هتل گریخت و با قاطعیت بر وجود پولترگایست در این مکان شهادت داد. همه روزه صدها مورد از فعالیت های شریرانه پولترگایست ها در گزارش های مردمی به پلیس ثبت می شود.

فعالیت های ارواح شریر:

در اغلب موارد دوره فعالیت های ارواح شریر کوتاه مدت است و حداکثر به چند روز یا چند هفته منحصر میشود. با این وصف مواردی هم دیده شده که این فعالیت ها آن قدر ادامه یافته تا ساکنان خانه مجبور به نقل مکان شده یا تغییراتی در ساختمان ایجاد کرده اند. در این صورت روح شریر فعالیت های خود را متوقف ساخته و پی کارش رفته است.

آیا پولترگایست ها روح هستند؟

تا قرن نوزدهم میلادی چنین پنداشته میشد که شیطان , نیروهای شریر , جادوگرها و ارواح خبیث منشاء اصلی فعالیت های شریرانه پولترگایست ها هستند که خود را معمولا در قالب انرژی فیزیکی مخرب در داخل خانه آشکار میسازند . اما با رشد و توسعه نظریه اسپیرچوالیسم ( اعتقاد به حضور ارواح) برداشت فوق تغییر یافت و چنین ادعا شد که فعالیت های پولترگایستی به سبب وجود واسطه ای فیزیکی است که به خود اجازه میدهد که موقتا از سوی ارواح به تسخیر دربیایند. این برداشت وسیعا مورد قبول قرار گرفت هرچند که بعدا روشن شد که افراد تسخیر شده نمی توانند مستقلا سبب بروز خرابکاری هایی شون که معمولا با اغلب پدیده های پولترگایستی همراه است.

قدرت ناخودآگاه:

در دوران اخیر این اعتقاد بوجود آمده که پولترگایست ها یک نمونه غیر ارادی و ناخودآگاه از انرژی های حرکتی روحی و روانی اند که در بخشی از یک موجود زنده وجود دارد. به عبارت دیگر ضمیر ناخودآگاه افراد مسئول خرابکاری های پولترگایستی تصور میشود. برای مثال تنش #### یا تنش دوران بلوغ در نوجوان ها یک عامل اصلی در فعالیت های پولترگایستی تلقی میشود. در اغلب موارد نیز دیده شده که کانون توجه این فعالیت های شریرانه منتسب به پولترگایست ها معطوف به عضو نوجوان خانواده ( به ویژه دختران نوجوان ) است. با این وصف نمی توان با قطعیت اعلام کرد که تنش #### دختران نوجوان عامل اصلی این نوع پدیده های خرابکارانه پولترگایستی است. کارشناسان ارواح در دهه های چهل و پنجاه میلادی اعلام کردند که پولترگایست ها بازتاب دهنده احساسات سرکوب شده همچون بدخواهی , خشم , عصبانیت , پریشانی و افسردگی انسان هستند. تحقیقات انجام شده در دهه شصت میلادی تا حد زیادی این فرضیه علمی را مورد تایید قرار داد.

افراد بی قرار؟

ویلیام جی رول مدیر پروژه بنیاد تحقیقات فراروانشناسی در دورهام واقع در کارولینای شمالی در آمریکا , طی گزارشی مکتوب 116 مورد از پریشانی ها و بی نظمی های پولترگایستی در طی چهار قرن اخیر را شرح داده است. این محقق چنین نتیجه گرفته است که فعالیت های پولترگایستی معمولا زمانی آشکار میشود که فرد هدف قرار گرفته توازن ذهنی اش به شکلی ناخودآگاه زایل شده باشد. وی اضافه میکند که بسیاری از این افراد از احساس خشم یا عصبیت فوق العاده ای برخوردار بوده , از عدم توازن های روحی و جسمی خاص در رنج بوده و همچنین این عدم توازن ها را به شکل واکنش های هیستریک , ترس های گوناگون , جنون وسواس و حتی شیزوفرنی آشکار می ساخته اند. تحققیقات مذکور ویلیام جی رول را نهایتا به این نتیجه قطعی راساند که مسایل و اختلالات مغزی و روحی افراد فوق ( آدم هایی که در کانون توجه فعالیت های پولترگایستی قرار می گیرند.) از طریق نوعی تله پاتی در قالب های ماوراء الطبیعه ای و خارق العاده منتقل شده و بدین ترتیب بر روی افراد , اشیاء و موجودات دور و بر تاثیر گذاشته است. اما تئوری ویلیام جی رول قادر به توضح و توجیه تمامی فعالیت های مرتبط با پولترگایست ها نیست . یان استیونسون , فراروانشناس و متخصص پدیده های ماوراء الطبیعه ای که در مورد بچه های قربانی پولترگایست ها تحقیق میکند بر این باور است که پولترگایست ها به احتمال بسیار قوی ارواح هستند. اما نظریه فوق چندان مورد توجه قرار نگرفته است. این واقعیت که با عمل جنگیری می توان بسیاری از پولترگایست ها را از درون جسم دختران نوجوان و دیگر افراد تسخیر شده بیرون کشید , مدرک و نشانه ای است از کامل نبودن نظریه فوق.

پرونده روزنهایم:

در سال 1966 در شهر روزنهایم آلمان گروهی از محققان فراروانشناس به دفتر یک وکیل فراخوانده شدند تا عامل اصلی بروز مجموعه ای از اختلالات برقی و الکتریکی را در دفتر این وکیل پیدا کنند. .قبلا گروهی از مهندسان برای رفع مشکل فراخوانده شده بودند اما نتوانسته بودند مشکل را حل کنند. تیم تحقیق به رهبری دکتر هاینس بندر , نهایتا یک زن جوان 29 ساله را به عنوان عامل اصلی اختلالات برقی در دفتر آقای وکیل شناسایی و معرفی کرد. محققان متوجه شدند که اختلالات برقی درست راس ساعت 7:30 دقیقه هر روز صبح دقیقا به هنگام رسیدن اشنایدر به محل کارش آغاز میشود اشنایدر به محض اینکه در داخل دفتر راه میرفت لامپها به صورت خود بخودی روشن و خاموش میشدند و تلفن ها بی دلیل زنگ میزدند. کمدها که از چوب بلوط ساخته شده و بسیار سنگین بودند , خود بخود در طول اتاق حرکت میکردند. و این درحالی بود که برای تکان دادن این کمدها نیاز به دو مرد قدرتمند بود. همچنین کشوها بصورت خود بخودی از داخل میزها به بیرون حرکت میکردند. چراغها و لامپها می ترکیدند , و تصاویر و تابلوهای روی دیوار به زمین می افتادند. اما درست در زمانی که اشنایدر به مرخصی رفت و در دفتر کارش حاضر نمی شد فعالیت های خرابکارانه مذکور کاملا متوقف گردید. اما به محض بازگشت او مجددا از سر گرفته شد. آقای وکیل بعد از اعلام نتایج تیم تحقیق از اشنایدر خواست که استعفا بدهد و برود. بعد از رفتن اشنایدر همه چیز روال عادی خود را پیدا کرد. اما مشکلات اشنایدر در مشاغل بعدی او به همین ترتیب ادامه پیدا کرد و این درحالی بود که او زنی آرام و عادی به شمار می رفت و هیچ خطایی از او سر نزده بود. محققان نهایتا به این نتیجه رسیدند که واکنش های حسی این زن بدون اینکه نیست بدی داشته باشد , سبب فعال شدن انرژی های حرکتی روحی و روانی او میشد که ثمره آن منجر به بروز اختلالات فوق در محیط اطرافش می گردید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin

عجیب ترین مرد امروز جهان شخصی است به نام پتر هورکوش که دارای بزرگترین نیروهای مکتوم در روان انسانی است. پتر هورکوش به فاصله یک ماه از گمنامی به منتهای درجه اشتهار و معروفیت رسیده است این مردم قادر است که از فواصل بسیار دور اشیاء و اشخاص را مشاهده کند در حالی که با چشمهای بسته در یک اطاق نشسته باشد. پتر هورکوش از اهالی هلند است. شغل سابق او تخم گل فروشی بود. یک روز موقعی که در باغچه خود مشغول بکار بود ناگهان دریافت که چشمهای او مثل اینکه زیر زمین را مشاهده می کند و می بیند که آنجا یک شیئی آهنی مدفون است. پتر برای آزمایش خود زمین را حفر کرد و در عمق هشت متری یک عدد شمشیر کهنه یافت. این کشف چنان حال او را تغییر داد که از همانجا یکسره به اطاق خود رفت و مدت چهار روز ابداً از آنجا خارج نشد بعد از چهار روز وقتی که در را بروی خانواده خود باز کرد همه دریافتند که پتر شخص تازه ای شده است. بزودی در تمام شهر و سپس در تمام خاک امپراطوری شهرت یافت که پتر هورکوش نیروی عجیبی و مخصوصی شبیه به رادار دارد. انجمن تحقیقات علمی و آکادمی امپراطوری هلند مأمور تحقق و مطاله در اطراف این شایعه گردید ولی بزودی پس از چند آزمایش گوناگون که از پتر به عمل آمد تمام علما به اتفاق آرا تصدیق و قبول کردند که پتر دارای نیروی فوق العاده و بی سابقه ایست که تا به حال نظیر آن دیده نشده است. یکی از آزمایشهایی که از پتر شد این بود که از او خواستند که تعیین کند در جعبه جواهرات ملکه چه اشیایی و به چه صورتی وجود دارد. پتر مانند آن که عکس برداشته باشد جزئیات را شرح داد ولی البته چون هنوز در مراحل اولیه تکوین نیروی خود بود دچار حالت بدی شبیه به اغماء شد. بار دیگر به پتر گفتند که جای فعلی کودک یکساله ای را که مدت چهار ماه است مفقود شده است تعیین کند. پتر با در دست گرفتن عکس کودک به فاصله ده دقیقه گفت که این طفل مرده است و قبر او هم یکی از باتلاقهای نزدیک دریاچه است و پس از آنکه به آنجا رفته و با وسائلی در باتلاق جستجو کردند جسد طفل را یافتند.

پتر هورکوش امروز لقب (رادار انسان) را گرفته است و از تمام نقاط مردم برای دیدن او هجوم می آورند ولی پتر اعلام کرده است که نیروی خود را جز در راه خیر و صلاح بشر بکار نخواهد انداخت و هرگز به خواهش و فشار هیچ کس حاضر نخواهد شد که نیروی پاک و خداوندی خود را در راههای بدست آوردن پول و غیره آلوده و ناپاک سازد. (خواندنیها)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
فرشتگان
ملأ الاعلی یا فرشتگان موجوداتی لطیف، غیبی، نا محسوس و فاقد اندام جسمانی اند و با حواس ظاهری ادراك نمی شوند. از جهان ماورای طبیعه یا غیبی اند و حقیقتشان را جز خدا كس نمی داند.
از شهوات حیوانی، گرایشهای نفسانی و گناهان و اتشباهات پاك و مبرا هستند. فرشتگان متعلق به جهان دیگری اند و مانند انسان خوردن، نوشیدن، خوابیدن و مذكر و مؤنث ندارند. ذاتاً مستقل و قائم به نفس خود هستند و از تمام حالات و ویژگیهای مادی انسانی بدورند. دارای نیرو و قدرت ویژه ای هستند كه با آن می تواننند در قالب وشكل بشری یا دگر صورتهای حسی در آیند. حضرت جبرائیل (ع) در شكل و شمایل بشری، بر حضرت مریم (ع) ظاهر شد.
واذكُرْ فی الكتاب مریم اذانتبذتْ من اَهلها مكاناً شرقیاً. فاتخذتْ من دونهم حجاباً فأرسلْنا الیها روحَنَا فَتَمثَّل لها بشراً سویّا)_ (مریم:16-17).
"(ای پیامبر) در كتاب از مریم سخن بگو: آن هنگام كه در نایحه ی شرقی از خانواده اش كناره گرفت و پرده ای میان خود و ایشان افكند. ما جرئیل (فرشته ی) خویش را به سوی او فرستادیم درشكل انسان كامل خوش قیافه ای بر مریم ظاهر شد".
و جماعتی از فرشتگان به شكل انسانهایی كا حامل مژده و بشارت بودند، بر حضرت ابراهیم (ع) ظاهر شدند و او گمان برد كه آنها مهمانند و برایشان غذا حاضر كرد.
(و لَقَدْ جاءَتْ رُسُلنا ابراهیم بالبشرى قالوا سلاماً قالَ سلامٌ فما لَبثَ اَنْ جاء بعجل حنیذٍ فَلَمَّا رأی ایدیهم لا تصلُ الیه نكرَهُمْ و اوجَسَ منهم خیفة قالوا لا تخف انا ارسلْنا الی قوم لوط وامرأتُهُ قائمة فضحكتْ فبشرناها باسحاق و مِنْ وراء اسحاق یعقوب، قالتْ یا ویْلتا أَأَلِدُ و انا عجوزٌ و هذا بعلی شیخاً ان هذا لشىءٌ عجیب. قالو اتعجبین من أمرِ الله رحمةُ الله و بركاتُهُ علیكم اهل البیت انه حمیدٌ مجید)_ (هود:69-73).
"فرستادگان (فرشته) ما همراه با مژدگانی، به پیش ابراهیم آمدند و بدو سلام كردند، ابراهیم جواب سلام ایشان را داد، آنگاه هر چه زودتر گوساله ی بریانی را برایشان آورد. هنگامی كه دید آنان دست به سوی آن دراز نمی كنند. لذا از ایشان رمید و بد شان دید و هراسی از آنان به دل راه داد. گفتند: مترس. ما (فرشتگان خدائیم و) به سوی قوم لوط روانه شده ایم. همسر ابراهیم ایتساده بود. خندید. ما بدو مژده ی (تولد) اسحاق و به دنبال وی (تولد) یعقوب را دادیم... گفت: ای وای! آیا من كه پیر زنی هستم و این هم (ابراهیم) شوهرم كه پیر مردی می باشد، فرزندی می زایم! این چیز شگفتی است. گفتند: آیا از كار خدا شگفت می كنی؟ ای اهل بیت، رحمت و بركات خدا شامل شما است. بیگمان خداوند ستوده و بزرگوار است".

فرشتگان از چه آفریده شده اند؟
فرشتگان از نور آفریده شده اند، همانطور كه انسان از خاك و پریان از آتش خلق شده اند. مسلم از حضرت عایشه (رض) روایت كرده كه پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمود: "خُلِقت الملائكة من نور، و خلق الجان من مارج من نار و خلق آدم مما وصف لكم".
فرشتگان از نور و پریان از شعله آتش و انسان از آنچه كه رایتان توصیف شده، (خاك) آفریده شده اند.
مأوی و مسكنشان آسمان است و به فرمان خدا از آنجا نازل می شوند.
احمد و بخاری از ابن عباس روایت می كنند كه رسول خدا (ص) به جبرئیل فرمود؛ چرا هر چه بیشتر به زیارت و دیدرا ما نمی آیی؟ این آیه نازل شد:
(و ما نتزلُ الا بأمرِ رَبِّكَ لهُ ما بین ایدینا و ما خلفنا و ما بین ذلك و ما كان رَبُّك نسیّاً)_(مریم:64).
"ما (فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت فرود نمی آییم. ازآن او است آنچه پیش روی ما و آنچه پشت سر ما و آنچه میان این دو است و پروردگارت فراموشكار نبوده".
فرشتگان پیش از انسان آفریده شده اند و خداوند به آنها خبر داده كه به زودی انسان را می آفریند و به عنوان نماینده و جانشین خود در زمین قرار می دهد.
(اذ قال ربُّك للملائكة انی جاعلٌ فی الأرض خلیفة قالوا اتجعلُ فیها مَن یُفسدُ فیها و یسفِكُ الدماءَ و نحنُ نسبحُ بحمدكَ و نقدِّسُ لك. قال انی اعلمُ مالا تعلمون)_ (بقره:30).
"زمانی (را یاد آوری یكن) كه پرودگات به فرشتگان گفت: من در زمین جانشینی بیافرینم. گفتند: آیا در زمین كسی را به وجود می آوری كه فساد و تباهی راه می اندازد و خونها خواهد ریخت و حال آنكه ما به حمد و ستایش و طاعت و عبادت تو مشغولیم؟ گفت: من حقایقی را می دانم كه شما نمی دانید".

انسان بر فرشتگان برتری دارد
ظاهراً آدمی شایسته تر از فرشتگان است و این برتری و شایستگی موقعی ثابت شد كه فرشتگان از پاسخ دادن به نامهای كه خداوند به آنها عرضه داشت، در مانده و عاجز شدند و در این میان آدم درست و صحیح به تك تك آنها پاسخ داد. بنا بر این خداوند، آدمی را از جهت علم و معرفت ویژه ی خود و شناخت و ادراك اشیاء، بر فرشتگان برتری داد.
همچنین در آیه ای كه خداوند به فرشتگان دستور می دهد تا بر آدم سجده برند به برتری و شایستگی انسان اشاره دارد.
(و علم آدم الاسماء كلَّها ثمَّ عَرَضَهُمْ علی الملائكةِ فقال أنبئُونی بأسماءِ هؤلاءِ ان كنتم صادقین، قالوا سبحانك لا علم لنا الا ما علمْتَنا انك أنتَ العلیم الحكیم قال یا آدمُ أنبئهم بأسمائه، فلما أنبأهم بأسمائهم قال الم أقُلْ لكم انی أعلَمُ غیب السمواتِ والرضِ و أعلمُ ما تُبدون وما كنتم تكتمون و اذ قُلنا للملائكةِ اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس أبى واستكبر و كان من الكافرین)_ (بقر:30).
"سپس به آدم نامهای همه را آموخت سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می گویید اسامی اینها را بر شمارید فرشتگان گفتند: منزهی تو، ما چیزی جز آنچه به ما آموخته ای نمی دانیم. تو دانا و حكیمی. فرمود: ای آدم، آنان را از نامها (و خواص و اسرار این) پدیده ها آگاه كن هنگامی كه آنها را از این نامها آگاه نمود خداوند فرمود: به شما نگفتم كه من غیب (و راز) آسمانها و زمین را می دانم و از آنچه شما آشكار می كنید یا پنهان می داشتید نیز آگاهم؟ و هنگامی كه به فرشتگان گفتیم: به آدم سجده ببرید. همگی سجده بردند جز ابلیس كه سرباز زد و تكبر ورزید و از زمره ی كافران شد".
از طرف دیگر، می دانیم كه عبادت و طاعت فرشتگان امری ذاتی و فطری است و گناه نكردن آنها به خاطر مجاهده و مبارزه با نفس نمی باشد؛ زیرا آنها فاقد شهوت اند. بنا بر این عبادت و ترك گناه و معصیت برای آنها هیچ فضیلتی به همراه ندارد. مانند جریان گردش خون، تپش قلب و فعالیت دستگاه تنفسی كه به طور مداوم و اجباری صورت می گیرد، ولی انسان با هوی و آرزوهای نفسانی خود مبارزه می كند با شیطان به جنگ بر می خیزد و اطاعت و فرمانبرداری خداوند را با جان می پذیرد و برای تكمیل شخصیت و ترقی روحی و معنوی خود با میل و رغبت تمام به تلاش و كوشش خستگی نا پذیری دست می زند.

طبیعت و سرشت فرشتگان
سرشت و طبیعت فرشتگان بر اساس اطاعت محض و انجام دادن اوامر و دستورات خداوند و فروتنی و كرنش در برابر عظمت و جبروت او می باشد. آنها با اراده و خواست پروردگار در كارها و او مربوط به دنیا مداخله و تصرف می كنند. خدا مربی و مالك آنهاست و آنها هم از طرف خود قادر به انجام هیچ چیز و هچ كاری نمی باشند.
(یخافون ربَّم مِنْ فوقِهِم و یفعلون ما یُؤْمَرون)_ (نحل:50).
"فرشتگان از پروردگار خود كه حاكم بر آنان است می ترسند و آنچه بدانان دستور داده شود انجام می دهد".
(بل عبادُ مكرمون لایسبقونَهُ بالقولَ وهم بأمرِهَ یعلمون. یعلمُ ما بین ایدیهم وما خلفهم ولا یشفعون الا لمن ارتضی و هم مَنْ خشیتهَ مشفقون)_ (انبیاء:27)
"بلكه (فرشتگان) بندگانی گرامی و محترم هستند. آنان در سخن گفتن بر او پیشی نمی گیرند و تنها به فرمان او كار می كنند. خداوند اعمال گذشته و حال و آینده ی ایشان را می داند و آنان هرگز برای كسی شفاعت نمی كنند مگر برای آن كسی كه خدا از او خوشنود است و همیشه از خوف خدا ترسان وهراسانند".
(لایعصُون اللهَ ما أمْرَهم و یفعلون ما یُؤْمرون) (تحریم:6)
"از خدا بدانچه پدینشان دستور داده است نافرمانی نمی كنند و همان چیزی را انجام می دهند كه بدان مأمور شده اند".
امام بخاری روایت می كند كه پیامبر (ص) فرمود: "اذا قضی الله الامر فی السماء ضربت الملائكه بأجنحتها خضعانا لقوله كأنه صلصلة علی صفوان فاذا فزع عن قلوبهم قالوا: ما ذا قار بكم؟ قال الحق، وهو العلی الكبیر" هر گاه خداوند در آسمان حكمی صادر كند فرشتگان فروتنانه به فرمان او بالهایشان را برهم می زنند مانند صدای صاف بر صخره ی مرمری. پس وقتی كه وحشت از دل مردمان بر طرف شد گویند: پروردگارتان چه گفت؟ گویند: حق گفت و او بلند مرتبه و بزرگوار است.

تفاوت شان باهم
فرشتگان، همانطور كه در آفرینش باهم متفاوتند در داشتن قدرت و تواناییها نیز باهم تفاوت دارند و جز خدا، كسی از حقیقت آن آگاه نیست.
(الحمد لله فاطر السموات والارض جاعل الملائكة رُسُلاً أُولی اجنحة مثنی و ثالث و رباع یزیدُ فی الخلق ما یشاء ان الله علی كل شیءٍ قدیر) _(فاطر:1)
"ستایش خداوندی را سزاست كه آفرینندهی آسمانها و زمین است و فرشتگان را با بالهای دوتا دوتا و سه تا سه تا و چهار تا چهار تایی كه دارند مأمور كرد. او هرچه بخواهد ر آفرینش می افزاد چرا كه خدا بر هر چزی توانا است".
یعنی خداوند فرشتگان را بالدار معرفی نموده كه برخی از آنها دوبال و برخی سه بال و برخی دارای چهار و یا بیشترند و این نشانه ی تفاوت در استعداد و تواناییها و سرعت و قدرت انتقال آنها می باشد.
سلم از ابن مسعود روایت می كند كه پیامبر (ص) جبرئیل (ع) را دید كه ششصد بال داشت.
كثرت بالها، دلیل داشتن قدرت، توانای و سرعت در انجام دستورات پروردگار و تبلیغ پیامهای او می باشد.
(وما منا الا له مقامٌ معلوم و انا لنحن الصافون و انا لنحنُ الْمُسبِحون)_ (صافات:165).
"هر یك از ما مقام مشخص و جایگاه جداگانه ای داریم و ما جملگی به صف ایتساده ایم و به تسبیح خدا مشغولیم".
ابن كثیر گفت: هر یك از فرشتگان دارای جایگاه ویژه و خاص خود در آسمانها هستند و از نظر عبادات، درجات و سلسله مراتب مخصوصی دارند و از آن تجاوز و سركشی نمی كنند.
ابن عساكر در ترجمه كتابی از محمد بن خالد كه به پدر عبد الرحمن ابن العلاء ابن سعد استناد داده، و او از جمله ی كسانی بود كه روز فتح(مكه) بیعت كرد، گوید: پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم روزی به كسانی كه در كنارش نشسته بودند فرمود: (أطَّتْ السماء و حُقّ لها اَنْ تئط، لیس فیها موضع قدم الا علیه ملك راكع او ساجد، ثم قرأ: (وما منا الا له مقامٌ معلوم، و انا لنحنُ الصافون و انا لنحنُ المسبحون"). آسمان ناله كرد و حق دارد ناله كند. و جای پایی در آن خالی نیست مگر اینكه فرشته ای بر آن بركوع و سجود مشغول است. سپس این آیه را خواند... (ترجمه از پش گذشت).

عملكرد آنها
فرشتگان د عالم ارواح و در عالم طبیعت دارای اعمال و كارهای ویژه ای هستند و با انسان هم رابطه ی مخصوصی دارند.

عملكرد آنها در عالم ارواح
عملكرد فرشتگان در عالم ارواح، در موارد زیر خلاصه می شود:
(الف)_ كرنش، تسبیح كردن، اطات و فرمانبرداری تام و تمام برای خداوند.
(ان الذین عِندَ ربِّك لا یستكبرون عن عبادته و یسبحونَهُ و له یسجُدون) (اعراف:206).
"بی گمان كسانی كه مقربان (درگاه) پروردگار تو هستند، خویشتن را بزرگتر از آن نمی دانند كه به پرستش خدا بپردازند و بلكه به تسبیح و تقدیس او مشغولند و در برابر او كرنش و سجده می كنند".
(وتری الملائكة حافین مَنْ حولِ العرش یسبِّحون بحمدِ ربِّهم) (زمر:75).
"فرشتگان را خواهی دید كه گرداگرد عرش خدا حلقه زده اند و به سپاس و ستایش پروردگار خود مشغولند".
(ب)_ بردارنده ی عرش:
(الذین یحملون العرشَ و منْ حولهُ یُسبِّحونَ بحمدِ ربِّهم و یُؤمنون بِهِ)_ (غافر:7).
"آنان كه بردارندگان عرش خدایند و آنان كه گرداگرد آنند به سپاس و ستایش پروردگار شان سرگرمند و بدو ایمان دارند".
(یحمل عرش ربِك فوقهم یومئذٍ ثمانیة) _(حاقه:17)
"در آن روز هشت فرشته، عرش پروردگارت را بر فراز سر خود برمی دارند".
(ج)- درود و سلام كردن بر بهشتیان:
(والملائكة یدخلون علیهم من كل باب. سلام علیكم بما صبرتُمْ) (رعد:23-24).
"و فرشتگان از هر سویی برآنان وارد می آیند (فرشتگان بدانان می گویند) درود تان باد به سبب شكیبای و استقامتی كه داشتید".
(د)- شكنجه دادن جهنمیان:
(یا ایها الذین آمنوا قوا انفسَكم و أهلیكم ناراً و قوُودُها الناسُ والحجارةُ علیها ملائكةُ غلاظٌ شدادٌ لایعصُون اللهَ ما أمَرَهم و یفعلون ما یُؤمرون)_ (تحریم:6)
"ای مؤمنان! خود و خانواده ی خویش را از آتش دوزخی بر كنار دارید كه افروزینه ی آن انسانها و سنگها است فرشتگانی بر آن گمارده شده اند كه خشن و سختگیر و زور مند و توانا هستند، از خدا در آنچه بدیشان دستور داده است نا فرمان نمی كنند و همان چیزی را انجام می دهند كه بدان مأمور شده اند".
(وما ادراك ما سَقَرُ لا تُبقى و لا تَذَرُ، لوَّاحةٌ لِلْبَشَر، علیها تسعةَ عشر، و ما جعلنا اصحاب النار الا ملائكة)_ (مدثر: 27-28).
"نوزده (فرشته) بر آن گمارده شده اند. مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برگزیده ایم".

فرشته ی وحی
فرشته وحی، حضرت جبرئیل امین نام دارد. خداوند می فرماید:
(قل مَن كانَ عدّواً لجبریل فانه نزَّلَهُ علی قلبك باذن الله مصدقاً لما بین یدیه)_ (بقره:97)
"بگو: كسی كه دشمن جبرئیل باشد (در حقیقت دشمن خداست) زیرا كه او به فرمان خدا قرآن را بر قلب تو نازل كرده است قرآن كه كتابهای آسمانی پیشین را تصدیق می كند".
فرشته ی وحی، روح الأمین، نیز نامبرده می شود. خداوند می فرماید:
(و انّهُ لتنزیلُ ربّ العالمین نَزَلَ بهِ الّروحُ الامینُ علی قلبك لتكونَ من المنذرین) _(شعراء:193-194).
"این (قرآن) فرو فرستاده ی پروردگار جهانیان است. جبرئیل آن را بر قلب تو فرو آورده است تا از زمره ی بیم دهندگان باشی".
روح القدس نیز لقب حضرت جبرئیل است. خداوند می فرماید:
(قُلْ نزلَهُ روح القدس من رَبِّك بالحقّ) _(نحل:102).
"بگو: قرآن را روح القدس (جبرئیل) از سوی پروردگارت به حق نازل كرده است". به او "ناموس" نیز گفته می شود. همانطور كه ورقه بن نوفل، در ابتدای نزول وحی خطاب به پیامبر (ص) گفت: همان "ناموس" كه بر موسی (ع) نازل شد بر تو نیز نازل شده است. حضرت جبرئیل (ع) گاهی به صورت بشر و گاهی شبیه صدای زنگ می آید.
امام بخاری از حضرت عایشه (رض) روایت می كند كه حارث بن هشام (رض) از رسول خدا (ص) پرسید و گفت: ای رسول خدا! چگونه وحی بر تو نازل می شد؟ پیامبر (ص) فرمود: "احیاناً یأتینی مثل صلصلة الجرس، وهو أشده علیّ، فیفصم عنی و قد وعیت عنه ما قال و أحیاناً یتمثلُ لی الملك رجلاً فیكلمنی فأعی ما یقول".
گاهی مانند صدای زنگ نزد من می آمد و آن بر من سخت بود، عرق از من جاری می شد. پس به هوش می آمدم و آنچه او می گفت حفظ می كردم و گاهی به شكل مردی در می آمد و با من سخن می گفت هر چه می گفت من آن را از بر می كردم حضرت عایشه (رض) گفت: رسول خدا را دیدم، در روزی كه سرمای شدید بود وحی بر او نازل شد در حالی كه از پیشانیش عرق می ریخت.
در حدیث دیگری كه ابی درداء (دنیا) و حاكم از ابن مسعود روایت می كنند كه رسول خدا (ص) فرمود: "ان روح القدس نَفَثَ فی روعی ان نفساً لن تموت حتی تستكمل رزقها فاتقوا الله واجملوا فی الطلب" روح القدس (فرشته وحی) در من دمید كه هیچ نفسی نمی میرد مگر اینكه رزق و روزیش كامل شود. پس از خدا بترسید و در راه طلب رزق نیكو عمل كنید.


عملكرد آنها در طبیعت و با انسان
فرشتگان در اداره ی امور هستی، وظایفی همچون فرستادن بادها واكسیژن، رانش ابرهای باران زا و بارش باران، رویاندن گیاهان و نباتات و اعمال و كارهای پنهانی كه از دسترس حواس انسان به دور است، بر عهده دارند.
در تمام طول زندگی و بعد از مرگ انسان، همراه و ملازم او هستند. پیامبر (ص) می فرماید: ان معكم مَن لا یفارقكم الا عندالخلاء و عند الجماع، فاستحیُوهم و اكرمِمُوهم. با شما فرشتگانی همراهند و از شما جدا نمی شوند مگر موقع قضای حاجت و یا نزدیكی با همسران. پس از آنها شرم كنید و گرامیشان بدارید.
فرشتگان با الهام نمودن نیكی و حق، نیروهای روحی موجود در انسان را شاداب و تقویت می كنند ابن مسعود (رض) از پیامبر خدا (ص) روایت می كند كه پیامبر فرمود: شیطان نسبت به انسان وسوسه انگیز است فرشتگان نیز وسوسه انگیزند. اما وسوسه ی شیطان دادن وعده ی شر و فساد و كذب و دروغ بستن به حق است، ولی وسوسه ی فرشتگان دادن وعده نیك و خیر و تصدیق به حق می باشد پس اگر كسی چنین چیزی (وعده نیك و خیر) را در یافت، بداند آن از طرف خداست و خدا را حمد و سپاس گوید. و اگر كسی آن دیگری (وعده ی شر و فساد) را احساس كرد، از شر شیطان به خدا پناه ببرد. سپس پیامبر (ص) این آیه را تلاوت فرمود:
(الشیطان یعدكم الفقرَ ویأمرُكم بالفحشاءِ واللهُ یعدُكم مغفرة منهُ و فضلاً واللهُ واسعٌ علیم)_ (بقره:286).
"اهریمن شما را وعده ی تهدیدستی می دهد و به انجام گناه شما را دستور می دهد، ولی خداوند به شما وعده ی آمرزش خویش و فزونی (نعمت) می دهد. و خداوند (فضل و رحمتش) وسیع (و از همه چیز آگاه است".


فرشتگان برای مؤمنان دعا می كنند
خداوند پاك به خاطر مغفرت وسیع و محبت زیاد نسبت به بندگانش، به فرشتگان الهام می كند تا برای انسان دعا و نیایش كنند و با توسل به رحمت فراگیر و علم و دانش بی انتهای الهی، از او بخواهند تا تو به كاران را بیامرزد و آنها را در زمره ی بندگان نیكو كارش قرار دهد:
(الذین یحملون العرش و مَنْ حولَهُ یُسَبِّحون بحمد رَبِّهم و یُؤمنون بهِ و یستغفرون للذین آمنوا رَبَّنا وَسِعتَ كل شیءٍ رحمةً و علماً. فاغفِرْ للذین تابوا واتبعوا سبیلك وقهِم عذاب الجحیم ربنا و أَدخلهم جناتِ عدنٍ التی وعدتَهُمْ و مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهم و أَزواجهم و ذرّیّاتِهم اِنّك اَنتَ العزیز الحكیم وقِهِم السّیئات و مَنْ تقِ السیئاتِ یومئذٍ فقد رحمتَهُ و ذلك هُو الفوزُ العظیم)_ (غافر:7-9).
"آنان كه بر دارندگان عرش خدایند و آنان كه گردا گرد آنند به سپاس و ستایش پروردگارشان سرگرمند و بدو ایمان دارند و برای مؤمنان طلب آمرزش می كنند (و می گویند): پروردگارا! مهربانی و دانش تو همه چیز را فرا گرفته است. پس در گذر از كسانی كه بر می گردند و راه تو را در پیش می گیرند و آنان را از عذاب دوزخ مصون و محفوظ فرما. پروردگارا! آنان را به باغهای همیشه ماندگار بهشتی داخل گردان كه بدیشان وعده داده ای همراه با پدران خوب و همسران شایسته و فرزندان بایسته ی ایشان. قطعاً تو چیره و توانا و دارای فلسفه و حكمت هستی و آنان را از بدیها نگدا و تو هر كه را در آن روز از كیفر بدیها نگاهداری واقعاً بدو رحم كرده ای و آن مسلماً رستگاری بزرگ و نیل به مقصود سترگی است".
مسلم از پیامبر خدا روایت می كند كه فرمود: "ما من یوم یصبح العباد فیهَ الا و ملكان یدعوان، یقول أحدهما: اللهم أعط ممسكا تلقًا: و یقول الآخر: اللهم أَعط منفقاً خلفاً" هیچ روزی نیست كه بندگان صبح برخیزند مگر اینكه دو فرشته برایشان دعا می كنند. یكی از آنها می گوید: خدایا! خسیس را فقر و نداری ده و به بخشنده و انفاق كننده، پی در پی عطا كن.

همراهی فرشتگان در گرفتن "آمین" با نماز گزاران
فرشتگان، در هنگام برگزاری نماز با سایر نمازگزاران در گفتن (آمین) همراهی می كنند. از ابو هریره (رض) روایت شده كه پیامبر (ص) فرمود: اذا قال الامام "غیر المغضوب علیهم ولا الضالین" فقولوا: آمین، فانه الملائكة یقولون: آمین، و ان الامام یقول: آمین فمن وافق تأمینهُ تأمینَ الملائكه غفر له ما تقدم من ذنبِه"
وقتی كه امام جمله ی (غیر المغضوب علیهم ولا الضالین) را تمام كرد شما (نمازگزاران به همراه امام)، آمین بگویید. به راستی كه فرشتگان نیز "آمین" می گویند كسی كه آمین گفتنش با آمین فرشتگان هماهنگ شود، گناهان گذشته اش، مورد بخشش قرار می گیرد.
فرشتگان هر روز، نماز صبح و عصر، حاضر می شوند.
امام بخار از حضرت ابو هریره (رض) روایت می كند كه پیامبر (ص) فرمود: نماز جماعت 25 مرتبه بیشتر از نماز خواندن فردی، فضیلت دارد. فرشتگان شب و فرشتگان روز، هر دو در نماز صبح حاضر می شوند. ابو هریره می گوید: آنچه در توان دارید، بخوانید.
(وقرآن الفجر انّ قرآنَ الفجرِ كان مشهودا)_ (اسراء:78)
"و نماز صبح را (در فاصله طلوع فجر تا طلوع آفتاب) بخوان بیگمان نماز صبح (توسط فرشتگان شب و فرشتگان روز) بازدید می گردد".
شیخین از ابو هریره (رض) روایت می كنند كه پیامبر (ص) فرمود: "یتعاقبون فیكم ملائكة باللیل و ملائكة بالنهار، و یجتمعون فی صلاة الفجر و صلاة العصر ثم یعرج الذین باتوا فیكم فیسألهم ربهم وهو أعلم بهم: كیف تركتم عبادی؟ فیقولون، تركناهم و هم یصلون و أتیناهم و هم یصلون" فرشتگانی در شب و فرشتگانی در روز به نوبت و پشت سر هم به میان شما می آیند و در نماز صبح و عصر جمع می شوند سپس فرشتگانی كه در میان شما بیتوته كردند، بالا می روند و خداوند در حالی كه به همه آگاه است، از آنها می پرسد: بندگانم را چگونه ترك كردید؟ گویند: در حالی كه نماز می گزاردند آنها را رها كردیم و در حالی كه نماز می خواندند نزد آنها آمدیم.

فرشتگان جهت استماع آیات قرآن به هنگام تلاوت آن فرود می آیند
ابو سعید خدری (رض) از اسید بن حضیر روایت می كند: شبی كه در سكوی جلو منزل مشغول تلاوت قرآن بود، ناگهان اسبش خیز برداشت. قرائت را ادامه داد. بار دیگر اسب خیز برداشت باز قرائت را ادامه داد اسب باز هم خیز برداشت. اسید گفت: ترسیدم كه اسب، یحیی (كه نزدیك اسپ خوابیده بود) را لگد زند. پیش او رفتم. سایه مانندی را بالای سرم حس كردم كه در میان آن شئ نورانی در هوا بالا می رفت تا از نظرم نا پدید گشت. صبح پیش رسول خدا (ص) رفتم و خدمتش عرض كردم: ای رسول خدا! دیشب در سكوی جلو منزل، مشغلو تلاوت بودم كه ناگهان اسبم از جا پرید. رسول خدا فرمود: ابن حضیر به تلاوتت ادامه می دادی گفتم: قرائت را ادامه دادم. باز اسب از جا پرید. رسول خدا فرمود: ابن حضیر! به تلاوتت ادامه می دادی. گفت: قرائت راادامه دادم. باز هم اسب از جا پرید. رسول خدا فرمود: ابن حضیر تلاوت را ادامه می دادی. گفت: من از قرائت دست كشیدم چون یحیی نزدیك اسب خوابیده بود و من ترسیدم كه مبادا به او لگد زند. نا گهان سایه مانندی را دیدم كه چیزی نورانی در میان آن بالا می رفت تا از نظرم نا پدید گشت.
رسول خدا فرمود: آنها فرشتگان بودند و به تلاوت تو گوش می دادند و اگر تلاوتت را ادامه می دادی مردم آنها را بدون پرده می دیدند.

حضور فرشتگان در مجالس ذكر
فرشتگان به جستجوی حلقه های ذكر مؤمنین می پردازند تا روحیه آنها را تقویت نمایند. حضرت ابو هریره (رض) روایت می كند كه پیامبر خدا فرمود: خداوند فرشتگانی دارد و در راهها به جستجوی اهل ذكر می پردازند و اگر گروهی را سرگرم ذكر و عبادت خدا بیابند صدا می زنند: حاجات و نیاز های خود را بیان كنید. با بالهای خود در آسمان دنیا آنها را تحت پوشش قرار می دهند. گفت: پروردگارشان، در حالی كه به آنها آگاه است، از آنها می پرسد. بندگانم چه می گویند؟ گفت می گویند: ترا تسبیح می كنند و به حمد و ستایش تو مشغولند و به كبراییی و عظمت تو اقرار می كنند. گفت: پس می گوید: آیا مرا دیده اند؟ گفت می گویند نه به خدا ای پروردگار. تو را ندیده اند. گفت: پس می گوید: پس اگر مرا ببینند چه می شود؟ گفت می گویند: اگر ترا می دیدند بسیار بیشتر به ستیاش و عبادت و تسبیح تو مشغول می شدند. گفت پس می گوید: از من چه می خواهند؟ گفت می گویند: بهشت ترا می خواهیم. گفت پس می گوید: آیا بهشت را دیده اند؟ گفت می گویند: خیر به خدا قسم آن را ندیده اند گفت پس می گوید: اگر بهشت را می دیدند چه می شد؟ گفت می گویند: اگر بهشت را می دیدند هر چه بیشتر طالب و خواستار آن می شدند و میل و رغبت آنها بیشتر و بیشتر می شد. گفت پس به چه كسی پناه می برند؟ گفت: می گویند: از آتش جهنم (به خدا) پناه می برند گفت پس می گویند: اگر آن را می دیدند چه می شد؟ گفت می گویند: اگر آن را می دیدند بیشتر از آن ترسیده و فرار می كردند. گفت پس می گوید: شما را گواه می گیرم كه من آنها را مورد بخشش و عفو خود قرار دادم. گفت: یكی از فرشتگان می گوید: در میانشان فلانی برای رفع نیاز خود آمد و از آنها نیست گفت آنان گروهی هستند كه همنشینانشان مرتكب عمل خلاف نمی شوند. بخاری با لفظ خود و مسلم این حدیث را رویات كرده اند و عبارت آن چنین است.
حقیقتاً خداوند بزرگ و بلند مرتبه فرشتگان سیار و بزرگواری دارد كه در جستجوی حلقه های ذكر عبادتگران هستند. هر گاه چنین محافلی را بیابند با آنها می نشینند و با بالهای خود صف بندی كرده تا بین آسمان و زمین پر شود. گفت: پس خداوند عزیز و بزرگ در حالی كه به همه عالمتر است. از آنها می پرسد از كجا آمدید؟ می گویند از پیش بندگانت در زمین آمدیم در حالی كه سر گرم تسبیح، تكریم، عبادت، نیایش و حمد و ستایش تو بودند. گفت: از من چه در خواست می كنند؟ گفتند: بهشت ترا می خواهند. گفت: آیا بهشت مرا دیده اند؟ گفتند: نه ای خدا. گفت: اگر بهشت مرا ببینند چه می شد؟ گویند: به تو پناه می آوردند. گفت: به چه خاطر به من پناه می برند؟ گویند: خدایا از آتشت. گفت: آیا آتش مرا دیده اند؟ گویند: خدایا نه. گفت: پس اگر آتشم را ببینند چه پیش می آمد؟ گفتند: از تو طلب آمرزش می كنند. گفت: پس می گوید: آنها را مورد آمرزشم قرار دادم. و هر چه را از من خواستند، به آنها عطا نمودم و از هر چیز پناه آورند، به آنها پناه دادم. گفت: می گویند: در میانشان فلان بنده ی خطا كار نیز هست و برای سرگرمی پیش آنها رفته است؟ گفت می گوید. او را نیز بخشیدم آنها گروهی اند كه همنشینانشان خلافكار نیستند.

درود فرستادن بر مؤمنان بخصوص دانشمندانشان
(هو الّذی یُصلّی علیكم و ملائكتُهُ لیُخْرِجِكم مَن الظُّلُماتِ اِلی النُّور و كان بالمؤمنین رحیماً)_ (احزاب:43).
"او كسی است كه به شما عنایت و مرحمت می كند و فرشتگانش برای شما تقاضای بخشش و آمرزش می نمایند تا یزدان شما را از تاریكیهای (كفر و ضلالت) بیرون آورد و به نور (ایمان و هدایت) برساند. چرا كه او پیوسته نسبت به مؤمنان مهربان بوده است".
ابن امامه (رض) روایت می كند كه پیامبر (ص) فرمود: "ان الله و ملائكته و اهل السموات والارض لیصلون علی معلم الناس الخیر" به درستی كه خداوند و فرشتگانش و اهل آسمانها و زمین بر معلم خیر خواه مردم درود می فرستند.

تبریك و تهنیت فرستادن فرشتگان و تواضع و فروتنی آنها نسبت به اهل علم
ابی درداء(رض) از پیامبر خدا (ص) روایت می كند كه فرمود: "ان للملائكةَ لتضع أجنحتها لطالب العلم رضا بما یصنع" فرشتگان رضامندانه بالهایشان را برای طالبان علم، به خاطر آنچه كه انجام می دهند، فرو می نهند.

آورنده ی مژده ها
مسلم از ابو هریره (رض) روایت می كند كه پیامبر (ص) فرمود: مردی برای دید و باز دید برادرش به روستای دیگری رفت. خداوند فرشته ای را در مسیرش به كمین نهاد. هنگامی كه به او رسید گفت: كجا می روی: گفت: می خواهم پیش برادرم در همین روستا بروم گفت: آیا نیاز و حاجتی نزد او داری تا برایت بر آورده كند؟ گفت خیر. جز اینكه به خاطر خدا او را دوست دارم. گفت: خداوند مرا نزد تو فرستاد تا به تو اعلام كنم كه او ترا دوست دارد به خاطر آنچه كه تو برادرت را دوست داری.

فرشتگان از دوستان و دشمنان خدا با خبر می شوند
پیامبر خدا (ص) می فرماید: هر گاه خدا بنده ای را دوست بدارد جبرئیل (ع) را می خواند و می فرماید: من فلانی را دوست دارم تو نیز دوستش بدار. پس جبرئیل نیز او را دوست می دارد. سپس در آسمان ندا سر می دهد و می گوید: خداوند فلانی را دوست دارد شما نیز او را دوست بدارید. اهل آسمان نیز او را دوست می دارند سپس مورد قبول زمینیان نیز واقع می شود و هر گاه با بنده ای دشمنی كند جبرئیل (ع) را فرا خوانده و می فرماید: من با فلانی دشمن هستم تو هم با او دشمن باش. و جبرئیل با او دشمن می شود. سپس به اهل آسمان اعلام می كند كه خداوند با فلانی دشمن است شما نیز او را دشمن خود بدارید. سپس دشمنی و كینه ی زمینیان را برایش قرار می دهد.


یاد داشت كنندگان اعمال انسان
فرشتگان اعمال انسان را می نویسند و نیكیها و زشتی ها را بر می شمرند.
(ولقد خلقنا الانسان و نعلم ما تُوسوِسُ بهِ نفسُهُ و نحنُ اقرب الیه من حبلِ الورید اِذْ یتلقَّی المتلقیان عن الیمین و عن الشمالِ قعید . ما یلفِظ من قولٍ الا لدیهِ رقیبٌ عتیدٌ)- (ق:16-18).
"ما انسان را آفریده ایم و می دانیم كه در خاطرش چه می گذرد و چه اندیشه ای در سر دارد و ما از شاهرگ گردن بدو نزدیكتریم بدانگاه كه دو فرشته ای كه در سمت راست و در طرف چپ انسان نشسته اند و اعمال او را دریافت می دارند. انسان هیچ سخنی را بر زبان می راند مگراینكه فرشته ای مراقب و آماده (برای دریافت و نگارش) آن سخن است".
(و ان علیكم لحافظین كراماً كاتبین، یعلمون ما تفعلون)_ (انفطار:12)
"بدو شك نگهبانانی ر شما گمارده شده اند. نگهبانانی كه محترم هستند و پیوسته (اعمال شمارا) می نویسند. می دانند هر كاری را می كنید".
(أم أبرموا امراً فانّا مبرمون، أم یحسبون أنّا لا نسمع مرّهم و نجواهم، بلى و رُسلنا لدیهم یكتبون) (زخرف:79-80)
"بلكه آنان تصمیم محكمی گرفتند و ما نیز اراده ی محكم و تغییر ناپذیری گرفتیم. آیا گمان می برند كه ما اسرار پنهان و سخنان در گوشی آنان را نمی شنویم؟ آری فرشتگان مأمور ما در كنار شان حاضر و بر اعمالشان ناظرند و می نویسند و ثبت و ضبط می كنند".
فرشتگان این اعمال را نزد خود در دفاتری ثبت كرده و برای هر فرد پرونده ای تشكیل می دهند. سپس روز قیامت به نمایش گذاشته می شود.
(و كلُّ انسانٍ ألْزمناهُ طائرَهُ فی عُنُقِهِ و نخرجُ لهُ یومَ القیامةِ كتاباً یلقاهُ منشوراً اقرأ كتابكَ كَفَی بنفسِكَ الیومَ علیك حسیباً)_ (اسراء:13-14)
"ما اعمال هر كسی را به گردنش آویخته ایم و در روز قیامت كتابی را برای وی بیرون می آوریم كه گشوده به (دست) او می رسد. (پس در آن روز بدو گفته می شود) كتاب (اعمال) خود را بخوان كافی است كه خودت امروز حسابگر خویشتن باشی".
به هنگام عرضه ی این اعمال، فرشتگان بر اعمال نیك و شرّ انسان گواهی می دهند.
(ونُفِخُ فی الصور ذلك یومُ الوعید و جاءتْ كلُّ نفسٍ مَعَها سائِقٌ و شهیدٌ لَقَدْ كُنتَ فی غفلةٍ مِنْ هَذا فكشفنا عنكَ غطاءَكَ فبصُركَ الیوم حدیدٌ) _(ق:20-22)
"در صور دمیده می شود آن روز تحقق بیم دادنهای الهی است در آن روز هر انسانی می آید همراه با رانمای و گواهی. (سپس به انسان بی باور خطاب می شود) تو از این غافل بودی و ما پرده از جلو چشمان تو به كنار زده ایم و امروز چشمانت كاملاً تیز بین شده اند".


ثابت قدم گردانیدن مؤمنان
فرشتگان با الهام پیروزی و بهروزی در قلب مؤمنان، آنها را تقویت و یاری می كنند: (إذ یوحی ربُّك الی الملائكة أنّی معكم فَثَبِّتوا الّذین آمنوا)_(انفعال:12)
"زمانی را كه پروردگارت به فرشتگان وحی كرد كه من با شمایم و مؤمنان را تقویت و ثابت قدم می گردانم".
(لایجدُ قوماً یُؤمنون باللهِ والیومِ الاخِرَ یُوادُّدونَ مَنْ حادَّ اللهَ و رسولَهُ ولَوْ كانوا آباءَهم او ابناءَهم أوْ اِخوانهم او عشیرتهم اُولئك كَتَبَ فی قلوبهم الایمان و اَیَّدهم بروحٍ منه) _(مجادله:22).
"مردمانی را نخواهی یافت كه به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند، ولی كسانی را به دوستی گیرند كه خدا و پیغمبرش دشمنی ورزیده باشند هر چند كه آنان پدران یا پسران یا برادران و یا قوم و قبیله ی ایشان باشند. چرا كه مؤمنان خدا بر دلهایشان رقم ایمان زده است و با نفخه ی ربانی خود یاریشان داده است".


مأموران قبض روح
(حتی اذا جاء أَحَدَكم الموتُ تَوفَّتْهُ رُسُلُنا وهم لایُفرِّطون)_ (انعام:61)
"و چون مرگ یكی از شما فرا رسد فرستادگان ما جان او را می گیرند و كوتاهی نمی كنند".
(قُلْ یتوفاّكم مَلَكُ الموتِ الّذی و كُلِّ بِكم) _(سجده:11)
"بگو فرشته ی مرگ كه بر شما گماشته شده است به سراغتان می آید".
فرشتگان در هنگام قبض روح مؤمنان پاك، بر آنها درود و سلام می فرستند.
(الذین تَتَوفّاهم الملائكة طیبین یقولون سلامٌ علیكم) _(نحل:33)
"همانهایی كه فرشتگان (قبض ارواح) جانشان را می گیرند در حالی كه پاكیزه و شادان هستند. می گویند: درود تان باد".

مؤمنان را به بهشت مژده می دهند
(ان الذین قالوا ربُّنا اللهُ ثمّ استقاموا تتنزّلُ علهیم الملائكة أَلا تخافوا ولا تحزنوا و أَبشِروا بالجنّة الّتی كنتُم تُوعَدون نحنُ أَولیاؤُكم فی الحیاةِ وفی الآخرةِ ولكم فیها ما تشتهی أَنفُسُكم ولكم فیها ما تدّعون، نُزلاً مِنْ غفورٍ رحیم)_ (فصلت:30-32).
"كسانی كه می گویند: پروردگار ما تنها خدا است و سپس پا بر جا و ماندگار می مانند، فرشتگان به پیش ایشان می آیند (و بدانان مژده می دهند) كه نترسید و غمگین نباشید و شما را بشارت باد به بهشتی كه به شما وعده شده. ما یاران و یاوران شما در زندگی دنیا و آخرت هستیم و در آخرت برای شما هر چه آرزو كنید هست و هر چه بخواهید برایتان فراهم است. اینها به عنوان پذیرایی از سوی خداوند آمرزگار و مهربان است".
یعنی آن مؤمنانی كه به خداوند ایمان واقعی دارند و در راهی كه پرودگار برای بندگانش ترسیم نموده پا برجا و ماندگارند، فرشتگان هنگام مرگ پیش ایشان می آیند و به آنان می گویند: از وحشت قبر و عذاب آخرت نترسید و برای فرزندان، بازماندگان، اموال و ثروت بجای مانده ای تان هم نگران نباشید و به شما مژده باد بهشتی كه خداوند به شما وعده ی آن را داده است.
اما انسانهای فاسق و جنایتكار، مورد اهانت قرار می گیرند و به چهره و پشت آنها سیلی و ضربه می زنند.
(الذین تتوفّاهم الملائكة ظالمِی اَنفسهم فالقوا السلم)_ (نحل:28)
"كسانی كه فرشتگان به سراغشان می روند و ایشان در حال ستم هستند و تسلیم می شوند".

ایمان به فرشتگان
از آن جایی كه فرشتگان در عالم روحانی چنین شأن و منزلتی دارند و در جهان طبیعت و هستی هم اینگونه دارای نقش سازنده و مثبتی هستند و در دنیا و قیامت چنان رابطه و پیوند ویژه ای با انسان بر قرار می نمایند، پس ایمان به وجود آنها امری واجب و ضروری است. و باید كوشش نمود از طریق تزكیه نفس، عبادت پاك و خالصانه برای خدا و پاكیزه نمودن دل از رزایل اخلاقی، با آنان پیوند و اتصال بر قرار كرد.
بر قراری پیوند با فرشتگان، موجب تكامل روح و تحقق حكمت بزرگی می شود كه انسان به خاطر آن آفریده شده و آن عبارت است از: ادای امانت زندگی و اقدام به اجرای مأموریت جانشینی خدا در زمین.
بنا بر این، ایمان به فرشتگان، نشانه ی نیكی و از دلایل صداقت و پرهیز كاری انسان می باشد.
(ولكنّ البّرَ مَنْ آمنَ باللهِ والْیومِ الآخِرِ والملائكةِ) _(بقره:177)
"و بلكه نیك (كردار) كسی است كه به خدا و روز قیامت و فرشتگان و... ایمان آورده باشد".
ایمان واقعیت امكان پذیر نمی باشد، مگر اینكه به این فرشتگان عالم روحانی به گونه ای ایمان پیدا كرد كه هیچ شك و تردیدی در آن سرایت نكند.
این همان برنامه و روش پیامبران خدا و مؤمنانی است كه حقایق را آشكارا و پی برده می بینند و از جهان هستی چیزهایی را می فهمند كه غافلان و از خدا بی خبران از درك آن عاجز و نا توانند.
(آمَنَ الرسولُ بما أُنزِلَ اِلیهِ مَنْ ربِّهِ والْمؤمنون كلٌّ آمَنَ باللهِ وملائِكتِهِ و كُتُبِهِ و رُسُلِهِ) _(بقره:285)
"فرستاده ی خدا (محمد ص) معتقد است بدانچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده است و مؤمنان (نیز) بدان باور دارند، همگی به خدا و فرشتگان او و كتابهای وی و پیامبرانش ایمان دارند".
اینها از اسرار غیبی اند و با نیروی حس و عقل نمی توان آن را درك كرد و حتی شیاطین نیز امكان دسترسی به آن را ندارند.
(لایسّمعون اِلی الملإِ الأعلی و یُقْذَفون مَن كلِّ جانبٍ) (صافات:8)
"آنان نمی توانند به گروه والا مقام (فرشتگان كبار) دزدكی گوش فرا دهند، چرا كه از هر سو به سویشان (تیرهای شهاب) نشانه می رود".
و تنها راه شناخت آنها وحی آسمانی است و بس، چون از جمله ی اسرار غیبی و نهانی اند.
(قُلْ اِنَّما مُنذرٌ و ما مِنْ اَله إلاّ الواحدُ القّهار، ربُّ السّمَواتِ والأَرض وما بینهما العزیز الغفّارُ، قُلْ هو نبأ عظیمٌ أنتم عنهُ مُعرضون ما كانَ لِی مِن علمٍ بالملإِ الأعلی اذا یختصمون اِن یوحی الیَّ الاّ أنَّما أَنا نذیرٌ مُبینٌ)_ (ص:64-67)
"بگو: من تنها بیم دهنده می باشم و بس. هیچ معبودی جز خدای یگانه ی غالب وجود ندارد. پروردگار آسمانها و زمین و همه یچیزهایی است كه در میان آن دو است و سیار با عزت و آمرزگا است. بگو: آن خیر سترگی است شما از آن روگردانید. من از ملأ الاعلی (فرشتگ?عالم بالا) هنگام كه (در باره ی آفرینش آدم) گفتگو می كردند، خبر ندارم. به من هم وحی نمی شود مگر بدان خاطر كه بیم دهنده و بیانگر (اوامر و نواهی الهی) می باشم".
بنا بر این واجب است به آنها ایمان آورده و حق هم صحبتی آنها را رعایت كنیم و ارتباط خود را با آنان تحكیم بخشیم. آنطور كه رسول خدا 9ص) ما را در این خصوص راهنمایی می كند:
"ان معكم من لا یفارقكم الا عند الخلاء و عند الجماع، فاستحیوهم و اكرموهم" (ترجمه آن از پیش گذشت).




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin

در دانشنامه ها آمده : آل یا زائوترسان موجودی  خیالی -افسانه ایست. در گذشته بر این باور بودند که اگر زن تازه زا را تنها بگذارند آل آمده و به آزار رسانده یا از میان می‌بردش.

در باور عامه، «آل» موجودی خطرناک است، که از فرهنگ ایران قدیم نشأت می گیرد. آل موجودی نامریی به شکل زن لاغر و بلند قد با پستان‌های آویخته توصیف شده. در صورت سرخ رنگ آل بینی ای از جنس گل قرار دارد. آل روبروی زن زائو و نوزاد حاضر می‌شود و اگر فرصت یافت و زائو تنها ماند جگر او را می‌رباید. سپس به سرعت به طرف آب می‌رود و جگر زائو را به آب می‌زند. زائو بلافاصله می‌میرد. برای جلوگیری از دستبرد آل باید دور بستر زائو را با کارد یا قیچی که ناف نوزاد را با آن زده‌اند خط کشید. سه یا پنج پیاز را به سیخ کشید و قیچی یا کارد یا شمشیر و تفنگ و دیگر چیزهای فلزی و نوک تیز در کنار اتاق گذاشت. آل از چیزهای فلزی نوک تیز می‌ترسد. فرو کردن سوزن به پارچه‌ای و گذاشتن بالای سر زائو برای رفع آل خوب است.

تا شش روز باید بالای سر زائو و نوزاد شمع بسوزد. زائو نباید تنها بماند و کسی جز نزدیکانی که هنگام زادن در اتاق بوده‌اند نباید به دیدن او بیاید شاید آل باشد که به صورت انسان درآمده. شب ششم باید در اتاق زائو تا صبح همه بیدار بمانند و چراغ‌ها روشن باشد و در این شب باید دعاها و اشعار مذهبی و سرودها و آوازها خوانده و پیوسته به دف و دایره کوبیده شود تا آل بگریزد. روز ششم زائو نوزاد را به حمام می‌برند و پس از شستشو، ماما نوزاد را بالای سر مادر می‌گیرد و با جام چهل کلید روی او آب می‌ریزد تا بر سر مادر نیز ریخته شود. از آن هنگام دیگر آل توانایی ربودن جگر مادر و عوض کردن نوزاد را ندارد پسربچه‌ای که ختنه شده نیز مانند زائو در معرض خطر آل است. به همین ترتیب باید مواظب او بود تا به حمام برود و با جام چهل کلید آب روی سرش ریخته شود تا آل بگریزد.

 

نقل قول و شنیده ها

در مورد این موجود کتاب یا مطلب خاص متقنی وجود ندارد ، متاسفانه فرهنگ لغات و دانشنامه ها نیز موجودات متافیزیکی را غالبا خرافه یا افسانه میدانند ، بسیاری از اوقات نیز ضعیف ترین قولها مثل قول عوام را در مورد ماوراء نقل میکنند  اما آنچه که از بعضی مجربین مسائل ماورایی و شاهدان عینی سوال شده. اتفاق نظر در مورد  چند خصوصیت آل  دارند :

1-  قالبا آل به شکل زنان دیده میشود  گیسوی بسیار بلند و سفید و دندانهای نیش بزرگ(تا حدی که از قسمت فک پایین تر آمده) ، فک پهن ، قد نسبتا کوتاه و حالت خمیده و جسم سفید از خصوصیات آل است

2-   برای نوزادان خطر ناک است بنا بر همین گفته شده نوزادان را در مناطق طبیعی مثل روستاها در خانه تنها نگذارند چون یکی از بهترین غذاهای آل را جسم مرده نوزاد حیوانات بخصوص نوزاد انسان تشکیل میدهد

3-     مکان زندگی آل بیشتر در طبیعت است و از نظر عقلی از اجنه بسیار پایین تر از حیوانات بالاتر است

4-  امکان ارتباط بر قرار کردن او با انسان بسیار کم است چون از نظر قدرت از انسان ضعیف تر و به همین خاطر گریزان از آدم هاست

5- در مورد چگونگی زاد و ولد و دیگر خصوصیات رفتاری آل ما اطلاعاتی را به دست نیاورده ایم  اما آنچه گفته شده اینکه مرتبه وجودی آنها پایین تر از جن میباشد به این معنا که به حیوان نزدیک ترند تا جن

 

گفته شده بهتر است درمورد تنها نبودن نوزاد قرآنی را دربالای سر نوزاد بگذارند بخصوص آویختن آیه الکرسی یا  ان یکاد به لباس نوزاد در این موارد توصیه شده

نظر سایت جن درباره آل

ما در باره چنین موجودی منبعی علمی یا روایی نیافتیم لذا نظر خاصی در حال حاضر در این باره نداریم. تعدد موجودات نامحسوس باعث میشود انکار موضوع دشوار گردد . خداوند دانای به امور است

لازم به ذکر است این مطالب به این خاطر پیگیری و از چندین نفر از اهل مسائل ماورایی سوال شده ، که در نظر مردم آل را با جن یکی میدانند البته در قسمتهای قبلی هم گفتیم شاید در مورد خیلی از چیزها مطلبی نوشته یا گفته نشده در صورتی که وجود دارد و این خود بر اساس تجربه های ماورائی پدید می آید تنها چیزی که مهم است بدانیم اینکه در ماوراء این طبیعت موجودات بسیاری هستند که ما تصوری از آنها نداریم. بحث درباره این موجودات و شناخت آنها ، فقط برای جلوگیری از اتفاقات احتمالی است . البته امروزه به علت شهر نشینی و فاصله انسان با طبیعت بسیار کم اتفاق میافتد چنین موجوداتی با اسنانها در تماس باشند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
همزاد كیست ؟

كاهنان مصر قدیم به كسی كه طالب كشف اسرار كائنات بود می گفتند : ای شخص نابینا ، چراغ اسرار را برافروز ودرتاریكی وظلمت جسمانی آن را به دست بگیر وببین كه در جسد خود چه داری . خواهید دید كه عیناً مانند این بدن درست به شكل آن بدن لطیف ودیگری را كه نورانی وروحانی است واز آسمان آمده دارا هستی (همزاد ).

همواره از این راهنمای آسمانی پیروی ومتابعت كن . زیرا كلید گذشته وآینده در دست او نهاده شده است .

مصریان قدیم همزاد را حد واسط بین جسم وروح می دانستند وامروزه به آن نام پریسپری  یا قالب مثالی داده اند همان كه نظیر وشبیهه جسم انسان است اما جسم نیست . همزاد است كه نورانی ودرخشان در وجود ما خانه كرده است وهم اوست كه تمام معلومات گذشته ما را در خود مستتر دارد وبه آینده ما واقف است . این همان است كه ما در قصه های مادربزرگ های قدیم خودمان از آن می شنیدیم شاید همزاد از تعلیمات جنگی آیین های كهن ایران مایع ومنشاء گرفته باشد ، زیرا در آییین قدیم ایرانیان باستان ، انسان را سرشته از جسم خاكی ، روح یا روان ویك عامل واسطه میان آن دو ، بنام فروهر می دانستند به اعتقاد آنان آدمی از سه بخش ساخته شده بود : تن ، روان ، فروهر كه دانشمندان معاصر به آن پریسپری یا جسم روحی ،‌ نام داده اند . لئون دنی پژوهشگر شهیر فرانسوی درباره پریسپری می گوید : از دیر زمان به وجود پریسپری ملل متمدن قدیم پی برده بودند . به اعتقاد آنان پریسپری به معنای رقیق شفاف اثیری وپیكر خوشبو ومعطر است .

دانشمندان دیگری معتقدند كه پریسپری یا همزاد ، جسم بسیار لطیفی است كه در خوابهای طبیعی وخوابهای مصنوعی ( هیپنوتیكی ) از بدن آدم خارج می شود ودر فضا به هر كجا كه بخواهد می رود وكارهایی می كند كه از عهده جسم مادی ما خارج است .

همزاد دارای قدرت خارق العاده ای است و حواسی دارد درست مانند حواس ما ، اما با این تفاوت كه چشمان او با نوری كه مخصوص خود اوست و در همه جا نفوذ می كند و ان چیزی را می بیند كه ما ما از دیدنش ناتوانیم .

همزاد ، صداهایی را می شنود كه گوش ما از شنیدن ان درمانده است و روایحی به مشامش می رسد كه ما از آن بی خبریم و در آن واحد ، با سرعتی سرسام انگیز در هر نقطه كائنات كه بخواهد حاضر می شود . زیرا او از بعد زمان خارج است .

مسافت های نجومی در مقابل او مفهومی را كه برای ما داراست ، ندارد . او در تمام مدت زندگانی ما كلیه اعمال حیاتی بدن ما را در دست دارد  و همواره با رشته هایی نامرئی بسیار ظریف با روح اصلی ما پیوند دارد و رابطه روح و جسم را حفظ می كند . دردافرادی كه بیش از اندازه به دنیا و مادیات علاقه مند هستند و همه چیز خلقت را در ماده می دانند در لحظه ای مرگ به مبارزه و كشمكش با جسم می پردازد ، بلكه زودتر رشته های خود را از آن بگسلد و روح را آزاد كند ، تمام مشتقات و نارحتی هایی كه افراد دنیا دوست و علاقه مند به پول و ثروت در موقع جان دادن متحمل می شوند به خاطر آن است كه با این پول دنیای همزاد خود را پای در لجن كرده اند و نمی گذارند آسان و آرام ریشه های سخت متصل با ماده را یكجا بركند و به عوالم آزاد و لامكان برود . اما آن ها كه در زندگی به مادیات پشت پا زده اند و آلوده مسایل كثیف دنیوی نشده اند ، وقتی لحظاتی پایان عمرشان فرا می رسد ، همزادشان سبك و راحت تارهای ناپیداری خود را از جسم و ماده آزاد می كند و در فراخنای ابدیت هم نوعان با روح به پرواز در می آید . در زندگی هم انعكاس اعمال ماروی وجود پریسپری كاملاً مشهود است . هر چه منزه تر و انسان تر باشیم آینه وجودی همزاد ، درخشان تر و صیقل یافته تر می شود و هرچه شهوات حیوانی و رذایل اخلاقی در ما بیشتر گردد ، صفا و نشاط باطنی همزاد از آن سلب می شود و به كدورت و تاریكی می گراید . به همین علت است كه برخی افراد را سبك و راحت با چهره ای نورانی احساس می كنیم و بعضی را سنگین و سیاه و مشئوم می یابیم . همزاد ما موجودیت واقعاً عجیبی دارد . همانند ما دارای كلیه عواطف و احساسات است و حتی درد و رنج را خیلی خوب می شناسد و در تحمل آن با ما شریك است .

همزاد دارای اندامی درست همانند اندام ماست و اعضاء و جوارحی چون ما دارد . به اعتقاد برخی پژوهشگران قلب دارد و ضربان قلبش حس می شود ، كبد دارد و كلیه و همچنین مغز و اعصاب دارد و می توان گفت مخلوقی است همانند ما ، اما در یك بعد دیگر و به همین دلیل هم به او همزاد می گویند.

در مجله برگ سبز شماره 19 ، 1373 می خوانیم ك دختر خانمی به نام س – الف كه بسیار خجالتی و كم حرف به نظر می رسد ، اذعان می دارد كه به طور مكرر و به وضوح ، تجلی كالبد خود را در مقابل یا در كنار خویش مشاهده كرده است .

او می گوید : خیلی اوقات ، شخصی را احساس می كنم كه همواره به صورت یك ندای بیرونی ، با من در تماس و صحبت است و در بسیاری از موارد به من نصیحت می كند و مرا از واقعه و یا رویداد خاصی كه ممكن است در آینده برایم اتفاق بیفتد ، آگاه می سازد . گاهی هم مرا از انجام كاری نهی می كند . بسیار پیش آمده است كه وجودم را دقیقاً با مشخصات خودم و در مقابلم مشاهده كرده ام . البته بازگو كردن این قبیل مطالب برای دیگران دشوار است . زیرا كسی آن را باور نمی كندذ و گاهی هم مسخره ام می كنند .

یك بار خودم را در كنارم احساس كردم در حالتی كه روی زمین دراز كشیده بودم ، او حتی همان لباس هایی را پوشیده بود كه من به تن داشتم . چند روز پیش مجدداً همین احساس را داشتم . او مرا در مورد اتفاقی كه برایم افتاده بود دلداری داد و راهنمایی كرد امیدوارم باز هم او راببینم .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
1-وَلْها یا ولهان: او مامور طهارت و نماز و عبادت است.او انسان را در طهارت و نماز وسوسه می کند و به شک می اندازد که این نماز باطل است .نمازدیگری شروع کن ، وضوی تو ناقص بود دومرتبه تجدید کن.گاهی در سجده در بدن انسان چیزی می دمد ، به طوری که انسان خیال می کند وضوی او باطل شده و مجبور شود دومرتبه وضو بگیرد.
۲-هَفاف:ماموریت دارد که در بیایان ها و صحرا ها انسان را اذیت کند و برای ترسانیدن او را به وهم و خیال اندازد یا به شکل حیوانات گوناگون به نظر انسان درآید.
۳-زلنبور(یارکتبور): که آن موکل بازاری ها است.لغویات و دروغ ، قسم دروغ و مدح کردن متاع را نزد آنها زینت می دهد.آنها هم برای این که جنس خود را به فروش رسانند آن اعمال را انجام می دهند.
۴-ثبر:در وقتی که مصیبتی به انسان وارد می شود ، صورت خراشیدن ، سیلی به خود زدن، یقه و لباس پاره کردن را برای انسان پسندیده جلوه می دهد.
۵-ابیض: انبیا را وسوسه می کند. یا مامور به خشم در آوردن انسان است و غضب را پیش او موجه جلوه می دهد و به وسیله آن ،خونها ریخته می شود.
۶-اعورا: کارش تحریک شهوات در مردان و زنان است و آنها را به حرکت در می آورد ! و انسان را وادار به زنا می کند.عور همان شیطانی است که برصیصای عابد را وسوسه کرد تا با دختری زنا کند و بعد او را به قتل رساند.
۷-داسم:همواره مراقب خانه هاست.وقتی انسان وارد خانه شود و سلام نکرد و نام خدا را نگوید با او وارد خانه می شود و آنقدر وسوسه می کند تا شر و فتنه ای ایجاد نماید.و اهل خانه را به جان هم می اندازد.هرگاه انسان وارد خانه شد و سلام نکرد و ناراحتی پیدا شد باید بگوید ( داسم، داسم، اعوذبالله منه )
۸-مطرش یا مشوط و یا وشوط:کار او پراکنده کردن دروغ و یا دروغهایی که از خود جعل کرده است و حقیقت ندارد.
۹-قَنْذَر:او نظارت بر خانه افراد می کند هرکس چهل روز در خانه طنبور(نوعی آلت موسیقی)داشته باشد ، غیرت را از او برمی دارد ، به طوری که انسان در برابر ناموس خود بی تفاوت می شود.
۱۰-دهّار:ماموریت او آزار مومنان در خواب است.به طوری که انسان در خواب ،خوابهای وحشتناک می بیند و یا در خواب به شکل زنان نا محرم در می آید و انسان را وسوسه می کند تا او را محتلم کند.
۱۱-اقبض:وظیفه او تخم گذاری است.روزی سی عدد تخم می گذارد . ده عدد در مشرق ده عدد در مغرب و ده عدد در وسط زمین، از هر تخمی عده ای از شیاطین و عفریتها و غول ها و جن بیرون می آیند که تمام آنها دشمن انسا نند.
۱۲-تمریح:امام صادق (ع) فرمود: برای ابلیس-در گمراه ساختن افراد- کمک کننده ای است به نام (تمریح) و در آغاز شب بین مغرب و مشرق به وسوسه کردن، وقت مردم را پر می کند.
۱۳-قَزح:ابن کوا از امیرالمومنین (ع) از قوس و قزح پرسید، حضرت فرمودند: قوس و قزح مگو؟! زیرا نام شیطان ((قزح)) است بلکه بگو ((قوس اله و قوس الرحمن)).
۱۴-زوّال:مرحوم کلینی از عطیة بن المعزام روایت کرده که وی گفت: در خدمت حضرت صادق (ع) بودم و از مردانی که دارای مرض ((ابنه)) بوده و هستند یاد کردم. حضرت فرمودند:(( زوال )) پسر ابلیس با آنها مشارکت می کند و ایشان را مبتلا به آن مرض می شوند.
۱۵-لاقیس:او یکی از دختران شیطان است و کارش وادار کردن زنان به مساحقه و هم جنس بازی زنان است.او مساحقه را به زنان قوم لوط یاد داد . یعقوب بن جعفر می گوید: مردی از حضرت صادق (ع) از مساحقه بازی زن با زن دیگر پرسید : حضرت در حالی که تکیه کرده بود نشست و فرمود: زن زیر و زن رو- هردو ملعون اند. پس از آن فرمود: خدا بکشد((لاقیس)) دختر ابلیس را که چه عمل زشتی را برای زنها آورد.آن مرد گفت: این کار اهل عراق است؟ حضرت فرمود: سوگند به خدا که این عمل در زمان رسول خدا(ص) بود قبل از اینکه در عراق باشد.
۱۶-مُتکَوَّن:شکل خود را تغییر می دهد و خود را بصورت بزرگ و کوچک در می آورد و مردم را گول می زند و به این وسیله آنان را وادار به گناه می کند.
۱۷-مُذَهّب:خود را بصورت های مختلفی در می آورد مگر به صورت پیغمبر و وصی او .مردم را به هر وسیله که بتواند گمراه می کند.
۱۸-خنزب:بین نمازگزار و نمازش حائل می شود..یعنی توجه قلب را از وی برطرف می کند.در خبر است که عثمان بن ابی العاص بن حضور قلب را از من می گیرد - حضرت جواب داد: نامش شیطان (بشر در خدمت حضرت رسول(ص) عرض کرد: شیطان بین نماز و قرائت من حائل می شود-یعنی (خنزب))است. پس هر زمان از او ترسیدی به خدا پناه ببر.
۱۹-مِقلاص:موکل قمار است.قمار بازها همه به دستور او رفتار می کنند.به وسیله قمار و برد و باخت اختلاف و دشمنی در میان آنها به وجود می آورد.
۲۰-طَرطَبه:یکی از دختران آن ملعون می باشد .کار او وادار کردن زنان به زنا است و هم جنس بازی را هم به آنان تلقین می کند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
مرتاض ها و تسخیر انها
مرتاضها......
غیر از اولیاء الهی افراد دیگر هم می توانند جنیان را تسخیر نمایند.در کشور هندوستان افراد ریاضت کشی وجود دارند به نام مرتاض که آنان قدرت تسخیر جن را دارند البته از این تسخیر برای رسیدن به مادیات و کسب شهرت استفاده می کنند.شیخ رازانی در ترجمه تفسیر مجمع البیان قضیه ای از تسخیر جن مرتاضین را این چنین نقل فرموده:اینجانب حکایات بسیاری در این موضوع (تسخیر جن) از موثقین شنیده ام از جمله آن حکایت ها داستانی است که در ماه رجب سال 1398 هجری قمری یکی از فضلا و نویسندگان گرامی حوزه ی علمیه قم از مسافرت و مشاهداتش در هند برایم حکایت نمود.آن فاضل گرامی گفت:از جاهای دیدنی هند شهر بنارس و رودخانه گنگ می باشد که تا حد پرستش مورد احترام هندیان است.در آنجا آدرس مرتاضین هند را پرسیدم که مرا به مرکز تجمع مرتاض ها راهنمایی نمودند.به آنجا رفته و پس از معرفی خودم به رئیس مرتاضین گفتم من مسلمان و عالمی از ذریه ی پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم هستم.به من اجازه داد تا به خانه ی مرتاض ها وارد شوم،پس از ورود به آن مکان انواع ریاضتهای شاقه و بسیار سخت مرتاضین را دیدم،به مربی و رئیس مرتاضین گفتم:آیا شما می توانید جنیان را تسخیر کنید؟او خندید و گفت:این کار خیلی ساده است گفتم:از این شاگردان کسی هست که بتواند اجنه را تسخیر کند؟گفت:آری آن شخص می تواند و آنکه نزدیک او نشسته جن اوست،با اجازه ی بزرگ مرتاضین نزد آن مرتاض رفتم و با دقت جن او را نگاه کردم و به چشم و پای او بیشتر توجه کردم تا ببینم آیا چشم او دراز و پایش مثل حیوان سم دارد؟زیرا مشهور است که جنیان چشم عمودی و پایشان سم دارد،پس از مشاهده ی جن دیدم که بسیار بد قیافه و زشت است اما سم نداشت و چشمش هم دراز نبود مشکوک شدم که آیا واقعا این شخص جن است یا هندویی بد قیافه می باشد؟در این فکر بودم که مرتاض تسخیر کننده گفت:مگر شما نمی گویید:جن به صورتهای مختلف ظاهر می شود مگر به شکل پیغمبران و امامان علیهم السلام،آن لحظه در فکر بودم که یک نفر تاجر از شهر لکنهو آمد و به آن مرتاض گفت:دزدها تمام کالا و هستی مرا به سرقت برده اند اموالم را برایم پیدا کن مرتاض بزرگ گفت اگر ما بخواهیم این کار را بکنیم هر روز هزاران نفر برای یافتن اموال سرقت شده به ما مراجعه می کنند و از کارهای اصلی مان باز می مانیم،آن تاجر بعد از آنکه بسیار التماس کرد،مرتاض گفت برای بار اول آخر مالت را پیدا می کنم،ولی بعد از این نه خودت و نه کس دیگر راجع به پیدا شدن اموال مسروقه مراجعه نکند و به آن مرتاض مسخر جن گفت:به جنت بگو مال این شخص را پیدا کند .پس آن مرتاض رو به جنش کرده و گفت:مال این تاجر را پیدا کن گفت پس از این دستور دیدم دهان آن جن باز شد و آتش مانند لوله ی گاز برافروخته شده از دهانش بیرون آمد.من ترسیدم بسوزم،به همین علت چند متری از آن جن فاصله گرفتم و پس از چند دقیقه دیدم جن رو به مرتاض تسخیر کننده اش کرده و چیزی گفت.سپس آن مرتاض گفت:جنم می گوید مال را پیدا کردم نیاز آن را بده.فورا تاجر هندی دویست روپیه ی هندی به او داد،پس از آن مرتاض جن گیر گفت:جنم می گوید در فلان خیابان لکنهو کوچه ای هست انتهای آن کوچه انباریست که آن انبار دو در دارد همه ی کالاهای تو را آنجا پنهان کرده اند و در پی سرقت دیگری رفته اند،وقتی به لکنهو برگردی می توانی اموالت را صاحب شوی چون آنها دو روز دیگر به آن انبار خواهند رفت و این کلید آن انبار می باشد،دیدم کلیدی را به آن تاجر داد و من فورا متوجه ی آیه ی شریفه ی قرآن در سوره ی نمل شدم که در آن آیه خداوند متعال فرموده:عفریتی از جنیان گفت من تخت بلقیس را برایت از شهر سباء می آورم پیش از آنکه از جایت برخیزی.چرا که دیدم آن جن کلید انبار کالاهای آن مرد اهل لکنهو را در یک لحظه از جیب دزدان هندی از مسافتی بسیار دور حاضر کرده و به دست آن شخص داد،مسافت میان شهر بنارس و شهر لکنهو کمتر از شهر سباء و شام نیست.1 البته تسخیر جنی که اولیاء خدا دارند با تسخیر جن توسط انسانهای کافر و فاسق تفاوت بسیاری دارد زیرا که اولیاء الهی با انجام بعضی عبادات و خواندن ادعیه به آن مرحله می رسند و تسخیر آنان به اذن الله می باشد مثل تسخیر جن توسط حضرت سلیمان علیه السلام.ولی فساق و ساحران از راه نیاز و قربانیهای ناروا و همچنین از طریق معصیت خداوند،توجه و علاقه ی شیاطین و اجنه ی فاسق را به خود جلب می کنند که از جمله ی آن افراد مرتاض های هندی می باشند که با انجام اعمالی کثیف و خلاف عفت به قدرتهای روحی فوق العاده ای می رسند البته انسانها ی عادی هم از راههای صحیح می توانند به تسخیر اجنه دست پیدا کنند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
قدرت اجنه
اجنه دارای قدرتهای فراوانی هستند اما هر جن دارای قدرت خاصی است.مثلا برخی اجنه قدرتهایی مانند باد و رعد و برق را کنترل می کنند .به این معنی که می توانند از آن نیروها استفاده کنند . همه ی اجنه قدرت پرواز کردن ندارند و بیشتر انواع جن نوع بی آزار و ضعیف هستند.

اجنه هیچ وقت توانایی آزار رساندن به نوع انسان را نداشته اند زیرا این برخلاف عدالت الهی است و هیچ جنی قدرت آزار هیچ انسانی را ندارد مگر آنکه آن انسان بسیار ضعیف النفس بوده و خودش خواستار ارتباط با اجنه باشد..که در مورد آن در بحث جادو صحبت کردیم.

[ای گروه جن و انس اگر می توانید در اطراف زمین و آسمانها بر شوید و بیرون روید ولی هرگز خارج از ملک و سلطنت خدا نخواهید شد مگر به نافرمانی ( در برخی ترجمه ها آمده است ؛ مگر به پادشاهی؛ که کهنی آن هنوز قطعا مشخص نشده است.) ] الرحمن ۳۳

برخی انسانها برای به دست آوردن قدرتهای بیشتر و خارق العاده دست به دامن اجنه می شوند . اجنه ای که در این راه به انسان کمک می کنند همیشه اجنه ی کافر و گناهکار هستند.

این کاری بسیار بد و قبیح است اما انسانهای زیادی به آن دست می زنند که جایگاهشان در آتش دوزخ خواهد بود.

[ خداوند گوید شما هم در آن (جهنم) وارد شوید ای گروه جن و انس...]اعراف ۳۸

[کافران در میان طوایف بسیاری از جن و انس که پیش از این به کفر مردند هستند که وعده عذاب بر آنها حتمی است...]احقاف ۱۸

با احضار جن و انجام مراسم جادوگری و قربانی و اعمال کثیف جنهای بد به انسان کمک می کنند تا مثلا کسی را یا کسانی را طلسم کند و این کار انرژی منفی و کینه ی بسیاری احتیاج دارد.

[و همانا مردانی که از نوع بشر به مردانی از نوع جن پناه می برند بر غرور و جهل خود سخت می افزودند.] جن ۹

از دیگر قدرتهای اجنه از گذشته این بوده است که پیام وحی خدا را تغییر دهند! به این معنی که وقتی فرشته وحی را برای هر پیامبری می آورده است – شیاطین که نمی خواستند انسان هدایت شود-پیام را تغییراتی داده و به گوش پیامبران می رساندند.پیامبران اگر چه قدرتمند بوده اند اما قدرتشان فقط در شنیدن وحی خلاصه می شده است و علم غیب نداشته اند.

اما خداوند پیش از آنکه پیام به پیامبر برسد آن را دوباره به حالت اول بر می گردانده است و حیله ی شیاطین را خنثی می کرده است.

[ و ما پیش از تو هیچ پیغمبری نفرستادیم جز آنکه چون آیاتی برای هدایت خلق تلاوت کرد - شیطان در آیات الهی القاء دسیسه کرده آنگاه خدا آنچه شیطان القاء کرده محو و نابود می سازد و آیات خود را محکم و استوار می گرداند...]حج ۵۲

اما شیاطین دست بردار نیستند و هر وقت که کسی آیات قرآن را می خواند شیاطین تلاش می کنند تا شک و تردید در دل خواننده ایجاد کنند …آنها معنی واژه های قرآن را به چشم انسانهای ضعیف و نا آگاه عوض می کنند و این آزمایشی است برای انسانها تا معلوم شود که چقدر ایمان دارند و چقدر عقل دارند.

[تا خدا به آن القائات شیطانی کسانی را که دلهایشان مبتلا مبتلا به مرض کفر و قساوت قلب است بیازماید...ّ]حج ۵۳




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin

زاد و ولد و تولید مثل جن

چون در جنیان جنبه عنصریت  آتش بیشتر از آدمی است لذا در امر آمیزش جنسی بتدریج انسان دچار ضعف شده و سرانجام ادامه ی این عمل برای وی غیر ممکن و حتی مخاطره انگیز خواهد بود .
(آقای ستار پورابراهیم صاحب کتاب دنیای مرموز جن)

در مقایسه با بشر  جن معمولا فقط جنسیت مشخص است. هرچند زن و مرد آنها برای خودشان معلوم است اما فاقد دستگاه و یا سیستم بدنی نر و ماده و تخمدان و زهدان میباشند.
آنها پس از گذشت 5 یا 6 سال از  ازدواج بچه دار شده و حد آکثر حدود 8  بچه میآورند .

 و چون روح در شراره آتش دمیده شد ، آن (شراره) به جهت سستیش ، لرزش فراوان پیدا کرد و دمیدن ، اضطراب و نا آرامیش را افزونی بخشد و هوا بر آن غالب گشت و بر یک حالت قرار نگرفت:

عالم جنیان بر این صورت پدید آمد ، چنانکه زاد و ولد در بشر به سبب ریختن آب در زهدان رحم ، و چون نسل و زاد و ولد در طایفه بشر اینگونه است .

در جنیان ، زاد ولد به واسطه القای هوا در رحم ماده آنان واقع میشود .

بنابر این زاد و ولد در طایفه جنیان هم هست و وجودشان به واسطه   قوس- کمان  میباشد و آن آتشین است . وارد(که خداوند نگهدارش باشد) چنین بیان داشت.

اما جمع شدن بعضی شان با بعضی دیگر - هنگام نزدیکی- به صورت پیچیدن است ، مانند دودی که از گلخن و یا کوزه سفالگر بیرون می آید آنها در یکدیگر داخل میشوند و هر یک به تداخل لذتمند میگردند .

نطفه ریختن آنها مثل بارور شدن درخت خرماست (که از گرد خرمای نر درخت خرمای ماده بارور میشود ) باروری جنیان به مجرد بو یا باد – مانند خوراکشان – میباشد و فرقی نمیکند.

جنیان ارواحی اند که در بادها دمیده شده اند و انسان ارواحی که در اشباح دمیده شده اند ، گفته اند : موجود نخستین از جنیان ماده ، انچنانکه حوا از آدم جدا شد ، جدا نگشت .

بعضی گویند : خداوند برای نخستین موجود از جنیان ، شرمگاهی در وی آفرید که برخی شان با برخی دیگر ازدواج کرده و صاحب فرزند شوند .

و در آنها خنثی نیز آفرید ( نه مرد و نه زن) ، از این روی جنیان از عالم برزخن اند و هم شباهت به بشر دارند و هم شباهت به فرشتگان ، مانند خنثی که هم شبیه نر است و هم شبیه به ماده . آقای علی باقری صاحب کتاب دانستنیهایی درمورد جن

مفسرین در ذیل آیه 21 از سوره روم گفته اند مراد از مودت ، ازدواج و مراد از رحمت فرزند است . پس آنان نیز ازدواج کرده ، صاحب فرزند میشوند البته کیفیت ازدواج و تولید نسلشان مختلف است  و بعضی گفته اند مردان آنان نطفه ندارند بلکه باد می وزند. (آقای حیدر قنبری صاحب کتاب داستانهای شگفت از جن)

 

نظر سایت جن

نکته اول : تولید مثل جن توسط تزریق هوا از طرف نر و پذیرش آن از طرف ماده صورت میپذیرد و این مستلزم آن است که هر دو موجود دارای دستگاه تناسلی خاص باشند  .

نکته دوم : در اجنه شهوت نیز وجود دارد (صرف نظر از زیاد و کم بودن آن) چون اصل وجود شهوت در موجودات برای رغبت به تولید مثل است و در صورتی که شهوت وجود نداشته باشد هیچ حیوان ، انسان و جنی رغبت به این کار را ندارد مانند لذتی که خوردن غذا وجود دارد باعث تامین نیرو و بقاء میشود.

نکته سوم : مدت بارداری در زنان جنی طولانی تر از انسانها و بدون هیچگونه سختی و مشقت میباشد.در بعضی کتب مدت حمل و بارداری جن را زمانی بسیار کم و گاهی ، عانا پس از نزدیکی بیان کرده اند و این از نظر ما(سایت جن) کاملا مردود است.

زمان بارداری جنیان بین 4 تا 5 سال طول میکشد و هرگز دوقلو یا چند قلو باردار نمیشوند زیرا در آنها خاصیت اسپرم مانند انسانها جریان ندارد .  

توضیح:

چون جن موجودی مادی است پس قوانین عالم ماده بر آنان حاکم است. زمانی جنین دوقلو میشود که دو اسپرم نر همزمان به اسپرم بستر یعنی اسپرم ماده رسیده و وارد شود .در جن شکل گیری و عمل لقاح توسط عنصر هوا که عنصر غالب در درون جن میباشد صورت میگیرد پس این عمل توسط اسپرم صورت نمیپذیر و که قواعد اسپرم یعنی پذیرش دو یا چند تایی بر آن حاکم باشد لذا دو قلو بودن فرزند در اجنه منتفی است.

اشکال: در مورد مدت بارداری که چطور ممکن است جمعیت جنیان از ما بیشتر باشد در صورتی که مدت بارداریشان طولانی تر است ؟

جواب سایت جن : در کنار مدت بارداری طولانی جن باید به طول عمر جن ( مراجعه شود به منو قسمت طول عمر) توجه داشت . جنیان به صورت طبیعی بیش از 1200 سال عمر میکنند البته اگر تقدیرشان به علت حوادث یا بیماری یا...به مرگ منتهی نشود .

حالا اگر عمر انسان را بین 70 تا 100 سال در نظر بگیریم که یک دهم عمر جن است و مدت بارداری بارداری انسان 9 ماه یعنی تقریبا  یک پنجم مدت بارداری جن میباشد پس آنها با طول عمر بالا به نسبت انسان ، زمان دو برابر برای تولید مثل دارند .

ضمن اینکه انسانها سالهاست که در حال کنترل جمعیت و نسل هستند اما در جامعه جنیان تولید مثل با روند طبیعی رو به افزایش است .

نکته چهارم: سقط جنین در جنیان امکان پذیر نیست چون ضربه خوردن به نوزادی که از جنس لطیف است معنا ندارد استرس و ترس نیز به جنین آنها صدمه نمیزند اما مرگ و میر در نوزادان جن نیز ممکن است و بیشتر علت آن نامتناسب بودن انرژی های جنس نر و ماده است. الته در زمانی که جنین دو رگه انسان و جن باشد سقط جنین مانند انسانها صورت میگیرد.

نکته پنجم : انسان از جن و جن از انسان باردار میشوند و فرزندانی دو رگه حاصل این ازدواج است چگونگی عمل به این شکل است که جنیان از خاصیت شکل گیری در تمام اجزاء به انسان برخوردارند(به منو قسمت تغییر شکا مراجعه شود) پسران آدم با زنانی از جن ازدواج کردند (بحار ج60 ص312 )

 آنها میتوانند شرایط فیزیکی رحم خود را مطابق با پذیرش اسپرم از طرف انسان تنظیم نمایند . مردان آنها نیز توان خاصیت پذیری در تمام اجزاء را از  مردان انسان دارند و حتی میتوانند تولید اسپرم نیز داشته باشند یعنی تطبیق شرایط بارداری به عهده جنیان است .

شنیده شده که فرزندان دورگه انسان و جن گرایش عنصری آنها به انسان بیشتر است و به همین دلیل زنان آنها رقبت بیشتری به مردان انسان دارند . زیرا از قوت فکر انسان که در فرزندانشان تاثیر گذار است احساس فخر میکنند .

روایت: آمده شیطان به صورت پدر حجاج رفت نزد مادر او و با او مقربت کرد  بعد از آن پدر حجاج آمده به نزد زنش رفت و خواست با او نزدیکی کند که مادر حجاج گفت : تو الان آمدی و مقاربت کردی . (اصول کافی ج5 ص502)

نکته ششم : جنیان در زمان خاصی مقاربت و نزدیکی میکنند. پیامبر اسلام فرمودند : در شبهای اول و وسط و آخر ماه مقاربت نکنید، احتمال اینکه فرزندان مبتلا به مرض ،صرع و جنون شوند زیاد است ، زیرا مبتلایان به بیماری صرع و جنون در این سه شب به این مرض مبتلا شده اند. (وسائل الشیعه ج19 ص91)

نکته هفتم: به علت غلبه عنصر  آتش در وجود جن پس از استمرار نزدیکی حالت ضعف بر انسان غلبه میکند .

وجود گرم جن تعادل عناصر وجودی انسان را دچار مخاطره کرده باعث از دست دادن انرژی ، آب بدن و مایعاتی در قسمتهای مختلف بدن وجود دارد میشود مانند: مایعی که در ستون فقرات و استخوانهاست.

عوارض دیگر انسان در مقاربت با جن  شامل سرگیجه ، ضعف اعصاب ، بد عمل کردن دستگاه گوارش و از دست دادن توان جنسی میباشد . در قسمت شنیدنیها حکایتی را از جوانی که به علت ضعف و مشکلات در ارتباط با یکی از دختران اجنه به شیخ جعفر نجفی شکایت کرده آورده ایم.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin

تغذیه جن

در روایتی هم آمده که غذای بعضی از آنها جذف است نوعی گیاه در یمن است که با خوردن آن نیاز به آب نیست یعنی گیاه آبدار است (بحار ج60 ص73 و سفینه البحار ص679)

حضرت علی بن حسین (ع) فرمودند : استخوان را پاک نکنید که جنیان از آن بهره میگیرند و اگر پاک کنید ، آنها از خانه ی شما چیزی را میبرند که بهتر از این باشد (حلیته المتقین ص67)

جنیان به خدمت پیامبر اکرم شرفیاب شدند و برای خود و حیواناتشان غذا خواستند ، حضرت استخوان را برای جنیان و سرگین را برای حیواناتشان قرار داد . به همین سبب پاک کردن استخوان خوب نیست (حلیه المتقین ص257)

چون بر جنیان هوا و آتش غالب است ، غذا و خوراکشان آن چربی است که هوا در استخوان ها حمل مینماید ، زیرا خداوند روزیشان را در آنها نهاده است.

به همین دلیل پیامبر اسلام فرموده اند : استخوانها توشه برادران جنی شماست و در جای دیگر فرموده اند :خداوند در استخوانها برای جنیان روزی نهاده است.

جنیان بخشی از انرژی حیاتی خود را از ماه و درختان و آب و قسمتی را از زمین در هنگام شب که تنفس میکند نیز میگیرند.

غذای جنیان از انرژی متصاعد شده همه از همه چیز است گاهی آنان از بوی انسان یا برخی حیوانات ، بوی نم ، لجن ، دریا ، رودها ، بیابان و میوه های گوناگون است ، به این ترتیب آنان به هر جای طبیعت بروند میتوانند تغذیه کنند .

زندگی آنان به صورت زندگی تمام موجودات زنده است : با کودکی ، جوانی ، پیری ، ضعف و قوت ، سلامتی ، بیماری و مرگ همراه است .

امراض آنها بیشتر به شکل کاهش و از دست دادن انرژی است . هنگامی که قسمتی از بدن آنها انرژی خود را ازدست میدهد ، برای آنان حالت دردناکی بوجود می آورد و گاه تحرک آنان را از بین میبرد.

در مواردی دیده شده افراد معنوی که میتوانند از طریق انرژی انسان ها را درمان کنند ، درد و ناراحتی جنیان را برطرف ساخته و آنان را درمان کنند .

همچنین صدای تار ، نی ، دف برای آنان خوشایند است ، صوت قرآن را دوست دارند بطوری که اگر در نزدیکی محل آنان کسی قرآن را با صدای بلند تلاوت کند ، دور او جمع شده و به آن توجه می کنند . ( این نیز برای آنان نوعی تغذیه و خوراک میباشد)  آقای علی باقری صاحب کتاب دانستنیهایی درمورد جن

در مورد اینکه جنیان آیا خوراک دارند یا خیر ، شهید مطهری می فرمایند ( در روایات این مطلب هست که جن ها خوراک دارند ) که بعضی از روایات آن در زیر بیان می شود.

 از پیامبر اکرم سؤال شد: آیا شیطان با انسان هم غذا می شود؟ حضرت فرمود: آری ، هر سفره ای که بر سر آن( بسم الله الرحمن الرحیم ) گفته نشود شیطان با افراد آن سفره ، هم غذا می شود و خداوند برکت را از آن می برد.

پس از آنکه به این مطلب پی بردیم حالا غذای جنیان چیست؟شیخ بهائی می فرماید: ( خوراک ایشان هوای آمیخته به بوی طعام است ) روایتی را پیامبر اکرم نیز فرمودند که: ( با استخوانها استنجا ننمائید! چرا که استخوان ، توشه برادران جن شمااست ) آنها با بو کشیدن استخوان تغذیه می شوند به همین علت شارع مقدس در آداب غذا خوردن فرموده است: دستهایتان را بعد از غذا بشویید تا اینکه هنگام خواب اجنه و شیاطین دست شما را بو نکنند تا موجب اذیت شما گردند مخصوصا اطفالی که با دست آلوده می خوابند احتمال بیشتری دارد تا مورد آزار جن واقع شود.

 یکی از اصحاب می گوید از امام صادق سؤال کردم پیرامون استنجا با استخوان و ضایعات... امام نهی نموده و فرمودند استخوان و ضایعات ، غذای جنیان است.

از حضرت لقمان نیز نقل شده است که: بر طرف کردن نجاست با استخوان مکروه است زیرا جنیان به خدمت حضرت رسول آمدند و برای خود و حیوانات خود غذا خواستند حضرت استخوان را برای جنیان سرگین را برای حیواناتشان قرار داد .

به همین سبب پاک کردن استخوان خوب نیست به سند معتبر منقول است که حضرت علی ابن الحسین فرمود: (استخوان را پاک نکنید که جنیان از آن بهره می گیرند و اگر پاک کنید آنان از خانه شما چیزی را می برند که بهتر از این باشد )

ابوحمزه ثمالی می گوید: در کنار حوض زمزم ایستاده بودم مردی به سویم آمد و گفت: ای ابا حمزه از این آب نخور! چون جن و انس در آن شریکند. از این آب بخور که فقط انسانها از آن خورده اند. از گفتار این مرد تعجب کردم و آنچه را که رخ داده بود به امام باقر گفتم. حضرت در جواب فرمودند: این مرد از جنیان بود و می خواست تو را راهنمایی کند.     

در کتاب آقای استاد احمدی بیان شده : که جنیان دارای زراعت و باغهای میوه هستند و قسمتی از ارتزاق آنان نیز  از طریق گوشت چهارپایان و پرندگان صورت میگیرد.

همچنین درباره ابلیس (شیطان)  آمده : او فردی میگسار و نوشیدنیش شراب مسکر است.از میان پرندگان  به طاووس بسیار علاقه مند و از خروس سفید متنفر است.
 (المستدرک الوسائل ج 16 روایت :9472و 1947)

نظر سایت جن

چون عناصر زمینی : منظور اجرام متراکم و جامد در انسان غالب است بنا بر همین انسان نیاز به غذای مادی و سلول زا دارد ولی در جن عناصر هوایی یعنی آتش ، دود ، حرارت و هوا غالب است بنابر همین نیاز به انرژی حاصل از غذا دارد.

با ذکر یک مثال برایتان واضح تر خواهد شد:

خاک از باقیمانده حیوانات و گیاهان اعم از آنچه از آنها دفع میشود مانند کود و آنچه پس از آنها باقی میماند مانند لاشه قوت و قدرت خود را میگیرد به همین دلیل خاکی که بر آن کود ریخته نشود گیاه پربار نخواهد داد زیرا قدرت و قوت ندارد.

آنان از انرژی که درون بعضی فلزات و سنگهای معدنی مثل طلا و الماس میباشد نیز استفاده و تغذیه مینمایند و اینکه در بسیاری از جاها گفته شده اجنه گنج را دوست دارند یکی از بزرگترین علتهای آن همین نیرو و انرژی گرفتن از آن است .

آتش از تبدیل کردن مواد به انرژی قدرت خود را تامین میکند مانند سوزاندن چوب و نفت برای شعله ور شدن آتش.

انسان از گوشت و ملحقات آن ، گیاهان و ملحقات آن ، مواد معدنی وملحقات تامین نیرو میکند اما جن از بوئیدن استخوان و باقیمانده غذای انسان ، قرار گرفتن در جوار طبیعت و استفاده از انرژی های موجود در آن تامین نیرو میکند.

گروهی از طایفه جن خدمت پیامبر اكرم (ص) شرفیاب شدند و عرض كردند: ای رسول خدا چیزی برای خوردن به ما عطا فرما، حضرت هم استخوان و بازمانده غذا را به آنها عطا كرد.
(وسایل الشیعه، جلد
۱، ص۲۵۲)

و نیز امام صادق (ع) می فرماید: استخوان و ضایعات غذای جنیان است. (وسایل الشیعه)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
بر طبق قرآن و همچنین تمام کتب باستانی ملل مختلف انسان و جن برای دوره ای طولانی با هم همزیستی داشتند به این معنی که یکدیگر را می دیدند و در بسیاری موارد ازدواجهایی بین آنها صورت گرفت که منجر به تولید نسلهای عجیب با ویژگیهای خاص شد.آثار این نوع موجودات دورگه ی جن و انس در اسطوره ها و متون ژاپن – یونان – ایران – مصر – آمریکای لاتین – اسکاتلند و کشورهای اروپایی- چین به میزان خیلی زیاد و هندوستان فوق العاده زیاد وجود دارد.
سحر و جادو اولین بار از عالم غیب و توسط موجوداتی از عالم غیب به زمین راه یافت.اگر چه زمان دقیق آن معلوم نیست اما داستان هاروت و ماروت بسیار اطلاعات با ارزشی می دهد.
هاروت و ماروت دو فرشته بودند که به دستور خداوند و برای دلایلی چون آزمایش انسانها به زمین آمدند و سحر و جادو به مردم آموختند.
اما مسئله این بود که پیش از آموختن هر سحری به آن انسان هشدار می دادند که آنچه ما یاد می دهیم جادو و خطرناک است و اگر آن را یاد بگیری گناه است و این جادو کاربرد خوب ندارد و به جهنم می روی.
بسیاری از انسانها با وجود این اخطارها سحر و جادو را یاد گرفتند…برخی از اسطوره ها می گویند که هاروت و ماروت هر کس را که جادو را می آموخت می کشتند و بر سر هویت هاروت و ماروت هم بحثهای زیادی است.

[گروهی از اهل کتاب کتاب خدا را پشت سر انداختند گویی از آن چیزی نمی دانند

و پیروی کردند سخنانی را که دیو و شیاطین در ملک سلیمان می خواندند و

هرگز سلیمان به خدا کافر نگشت

لیکن همه ی دیوان کافر شدند و سحر به مردم می آموختند و آنچه را به دوفرشته ی هاروت و ماروت در بابل نازل شده یاد می دادند

و آن دو فرشته به هیچ کس چیزی نمی آموختند مگر آنکه به او می گفتند که کار ما

فتنه و امتحان است مبادا که کافر شوی ...] بقره ۱۰۲

هزاران سال بعد از آن همچنان اجنه آنچه را که هاروت و ماروت به زمین آورده بودند به انسانها یاد می دادند و از آن برای اذیت و آزار استفاده می کردند زیرا اجنه مثل ما عمر نمی کنند و عمر متوسطشان ۵۰۰۰ سال و یا بیشتر است و بنابراین در زمان هاروت و ماروت زنده بودند و جادو ها را حفظ کرده بودند. اما با این ال اجنه قدرت آزار بنده های خوب و صالح را نداشته و ندارند.

[... و دیوان به مردم چیزی که میان زن و شوهر جدائی افکند می آموختند

و زیان نمی رساندندبه کسی مگر اینکه خدا بخواهد

و چیزی می آموختند که به خلق زیان می رسانید و سود نمی بخشید.]بقره ۱۰۲

همزیستی انسان و جن با تولد حضرت محمد پایان پذیرفت به این شکل که اجنه و انسان بر هم مرئی نبودند و همچنین اجنه- بسیاری از قدرتهایشان را از دست دادند.

[و ما (جنیان) پیش از این در کمین شنیدن اسرار وحی می نشستیم اما اینک هر که اسرار الهی سخنی خواهد شنید تیر شهاب در کمین اوست.]۹

به این صورت ورود به بسیاری از بخشهای آسمانها و ورود و خروج به بارگاه فرشتگان بر آنها ممنوع شد.دیگر اجنه اجازه نداشتند به هر کجای آسمان که خواستند پرواز کنند(منظور آسمان آبی نیست.) و شنیدن سخنان فرشتگان و وحی بر آنها ممنوع شد.همواره لشکری از فرشتگان با سلاحهای آتشین و بی نظیر خود در حال نگهبانی از اسمانها هستند و هر جنی که وارد آن شود را با تیر و شهاب بیرون می رانند.

[ و جنیان گفتند پیش از این ما به آسمان بر می شدیم اما حالا آنجا پر از فرشته ی نگهبان با قدرت و تیر و شهاب آتشبار فراوان است.]۸

[خدا بر شما شراره های آتش و مس گداخته فرود آورد تا هیچ نصرت و نجاتی نیابید] الرحمن۳۵

دیوار بین انسانها و جنیان؛

در اصطلاح گفته می شود که تولد حضرت محمد سبب جدا شدن جن و انس از هم شد.

اما واقعا چه اتفاقی افتاد ؟

در اصل دیواره ای بین دو دنیای جن و انس کشیده شد.به عبارت علمی تر انسانها در بعد متفاوتی از ماده قرار گرفتند.بعدی که اجنه اجازه ی داخل شدن ندارند .به این ترتیب دوره ی همزیستی هزاران ساله به پایان رسید که آنهم دلایل خاص خودش را دارد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin

رویت جن

دیدن جنها پس از طی دشواریهایی که در ریاضت و یا طرق دیگر برای انسان دارد حاصل میشود و به دلیل هم سنخ نبودن این دو موجود ، ملاقات مشکلاتی را به همراه دارد.

حضور جن فضایی را که انسان در آن قرار دارد سنگین میکند و بسته به قدرت روحی انسان ، نوع ریاضت و راهی که طی نموده ، نوع جن احساس سنگینی شدت و ضعف دارد .

سنگینی که بیان شد  : شبیه حالت شخصی است که مدتی نخوابیده و خواب بر او فشار میآورد میباشد (البته این مثال برای نزدیک شدن به ذهن میباشد ) فرقی که این حالت با آدم خواب آلوده دارد در هوشیاری بودن ( در این حالت) و نیمه هوشیاری در حالت خواب آلودگی است .

البته حالات دیگری نیز هنگام رویت جن در انسان رخ میدهد ، اما آنچه ذکر شد از مسائل بارز میباشد .

پس از مفارقت این دو موجود حالت خستگی شدید و کوفتگی بدن و نیاز به استراحت در انسان ایجاد شده که نشانه از دست دادن انرژی و بنیه جسمانی است . این حالت هم شبیه کوه کندن یا بالا رفتن از کوه بدون تمرین ، نرمش و امادگی قبلی است.

کسانی که از راه های خاص برای دیدن جن استفاده میکنند و اشخاصی که دارای روح بسیار قوی هستند با کمترین مشکلات ممکن در رویت جن روبرو هستند .( در مبحث روح دستوراتی برای تقویت روح ذکر شده است مراجعه شود )

باز هم تکرار میکنیم: کمترین مشکلات ممکن نه بدون مشکل .

در هر حال استمرار مروادت و همنشینی با اجنه بدون هیچ شکی باعث تحلیل قوای جسمانی ، روحانی و تحمل فشار برای سیستم عصبی میشود .

دیدن جن منحصر به روز و شب نیست . در بعضی کتب نوشته شده سعلات در روز و غول  (انواعی از اجنه) در شب دیده میشوند . ما به هیچ عنوان چنین مطلبی را نمیپذیریم زیرا جن با انسانها و در همین دنیا در حال زندگی کردن است و بسته به هوایی تر بودن از خواص ویژه ای برخوردار است و دلیلی بر روز یا شب دیده شدن آنها نیست. ( به قسمت انواع جن مراجعه شود )

 

دیدن جن در سه حال صورت میپذیرد :

 بصورت اتفاقی : که شاهد مثالهای زیادی دارد و برای خیلی از افراد پیش می آید در شرایط خاص که قالبا در طبیعت اتفاق می افتد

تسخیر : بوسیله شخصی که میخواهد جن را ببیند که از طریقه هایی که در قسمت بعدی خواهد آمد میتوان به آن رسید   

تمایل از طرف اجنه : برای کسب علم و دانش از پیامبران ، دانایان و بزرگان یا اموری دیگر مثل تقاضای ازدواج از طرف جن .

 

تحلیلی بر طرق ارتباط با جن

ارتباط با جن و رویت آن مستلزم به تسخیر در آوردن این موجو میباشد و برای مردم عادی  راه دیگری ندارد یعنی حتما باید جن را به تسخیر کشید تا بتوان با او ارتباط داشت به چندین روش میتوان با جن رابطه برقرار کرد

1- طریقه اذکار : که شامل اورادی است که با مداوت به خواندن آن به مرور نهان جن آشکار خواهد شد

2- اجرای اعمال :  اجرای یک سری از اعمال متشکل از اوراد و اذکار و سوزاندنیها و... در کنار یکدیگر

3- استفاده از مواد خاص: مثل سورمه هاییکه برای این منظور از مواد خاص طبیعی ترکیب و به چشم کشیده میشود

4- تنهایی در طبیعت:  با قرار گرفتن در طبیعت و تنها بودن بصورت مداوم در شرایط خاص ابتدا به شنیدن اصوات سپس به دیدن منتهی شود خیلی اوقات هم دیدن بصورت موقت رخ میدهد که باگذر زمان دائمی و ارادی میشود 

5- بزرگی روح:  اینکه انسان به مرحله ای از بزرگی روح و قوت و قدرت معنوی برسد که بتواند جن و ماوراء را رویت کند   که این قسمت خارج از بحث تسخیر است  چون در این نوع از دیدن شما کسی از اجنه را به تسخیر در نمیآورید بلکه خود آنها به خدمتگذاری انسان در می آیند  این مورد در روحانیون از ادیان و مرتاضان بسیار دیده میشود .

چهار طریق ذکر شده اول قطعا با عوارض بسیار همراه خواهد بود که همگی به دلیل سنخیت نداشتن دو موجود ،هم از لحاظ طبیعی و هم از لحاظ معنوی و ماورائی است.

مسئله بسیار ظریفی که در این قسمت باید ذکر شود :

ببینید کسی که ارتباط با اجنه برقرار میکند از هر طریق  چه ذکر ، چه اجرای اعمال چه ترکیبات و چه طبیعت -به استثناء پنجمین مورد -  در حین انجام گرفتن کارها قدرت روحی خود را بالا میبرد به این معنا که شما به مرحله ای میرسید که جن را میبینید نه اینکه او ظاهر میشود جن قول چراغ نیست که ظاهر شود جن موجودی است که وجود دارد و در حال زندگی کردن و تردد در کوچه و خیابان و بین انسانها است اما اجازه دخالت در امور جاری زندگی انسانها را بصورت طبیعی ندارند .

آنها با سرعتی فوق العاده مشغول به امور مربوط به خود هستند . آنها ظاهر نمیشوند ، این انسانها هستند که قابلیتی از قابلیتهای خود را از بالقوه بودن به فعلیت میرسانند  تا توان رویت جن و دنیای نامحسوس آنها را پیدا میکنند .

البته تراکم آنها از لحاظ فیزیکی و بالا بردن قدرت روحی در دیدن جن ملازم یکدیگر است . بحث مفصل تر را به قسمت تخصصی سایت ارجا میدهیم .

 

اولین بار رویت جن یعنی دیدن همیشگی او

با اولین باری که بتوان به دنیای اجنه وارد شد برای همیشه میتوان این موجود را دید و کمتر اتفاق میافتد که کسی یکبار با اراده خود جن را رویت کند بتواند از این حالت در آید چون این قابلیت در انسان ایجاد شده یا بهتر بگوییم به فعلیت رسیده است پس دیگر مفارقت از دنیای جن تقریبا غیر ممکن میشود (مگر از طریق ادعیه و اذکار بسیار خاص ) دقیقا همانند این است که شما قابلیت صحبت کردن را پس از یادگیری بخواهید فراموش کنید مگر حادثه ای رخ دهد تا قدرت تکلم را از شما بگیرد

تنها فرقی  که در این مثال با رویت جن وجود دارد در اختیار بودن زبان در تکلم است شما هر وقت بخواهید میتوانید تکلم کنید اما خیلی اوقات نمیخواهید اجنه را رویت کنید اما آنها را میبینید ( صرف نظر از اینکه آنها با شما کاری دارند یا ندارند)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
طى‏الارض چیست ؟
 
سلام دوستان عزیز همتنطور كه در توضیح علم ریمیا گفتم یكی از عجایب این علم طى‏الارض می باشد .

طى‏الارض را اینطور می توان تعریف كرد :

1- نزدیك شدن مكان‏ها به یكدیگر.

2- تجدد امثال یعنى ارسال صورتى به مكانى كه اراده مى كند.

3- اعدام و ایجاد، یعنى در یك مكان وجود عینى خود را نابود و همان زمان در مكان دیگر ایجاد  كرد. این قدرت را خدا به پیامبران و ائمه و بعضى از اولیاى الهى عنایت كرده است. دیگران هم با اجازه یا به دستور و یا همراه با اولیاى الهى مى توانند طى الارض كنند، البته چنین افرادى مسئله را پنهان نگه مى دارند و به كسى نمى گویند مگر با اذن الهى و براى هدایت شخصى یا امر دیگر.

اگر انسان روحش را از آلودگى‏ها و تعلق‏ها پاك ساخته و خود را به اصل و حقیقت وجود خویش برساند، یعنى روح خدائى را در خود زنده كند ، ممكن است به این مقام نائل آید.
ممكن است پاك كردن نفس از آلودگى، شرط لازم براى رسیدن به این مقام باشد، ولى شرط كافى براى آن نباشد. عارفان معمولاً به سالكان در این راه سفارش مى كنند كه در درجه اوّل از محرّمات اجتناب كنند و واجبات را انجام دهند. در درجه بعد آنان را به انجام دادن مستحبات و اجتناب از مكروهات توصیه مى كنند.

این كار نیاز به مداومت جدى و ریاضت شرعى دارد و باید زیر نظر اساتید واقعى عرفان قرار گیرد، زیرا در این باب مدعیان طى الارض زیاد هستند.

قرآن مجید طى الارض را براى یكى از نزدیكان با ایمان و دوستان خاص سلیمان به نام آصف بن برخیا ذكر كرده كه توانست تخت بلقیس را به یك چشم به هم زدن حاضر كند.

قرآن مجید درباره او مى فرماید: «كسى كه دانشى از كتاب داشت، این كار را انجام داد».

بسیارى از مفسران گفته‏اند: این مرد با ایمان از اسم اعظم الهى با خبر بود. البته منظور از آگاهى بر اسم اعظم، تخلّق (آراستگى) به آن اسم و وصف است، یعنى انسان از نظر آگاهى و اخلاق و تقوا و ایمان آن چنان تكامل یابد كه مظهرى از آن اسم گردد.

این تكامل معنوى و روحانى (كه پرتوى از آن اسم اعظم الهى است) قدرت بر این كار را فراهم مى كند.

براى توضیح بیشتر این بحث مراجعه كنید به كتاب مهرتابان از علامه محمد حسین طباطبایى، ص 177 - 186.

به نظر من توسط علم لیمیا (طلسمات) می توان این كار را انجام داد البته به كمك طلسماتی طاقت فرسا .

من در كتابی خطی طلسم (( طی المنازل مساوی )) را دیدم كه توسط آن می توانستید این عمل شگفت را انجام دهید .
 
بررسی دقیق تر طی الارض:
 
در قرآن :
بسیاری از صاحبنظران در اسلام، طی الارض را ریشه در آیات ۳۸-۴۰ از نمل میدانند:

    ۳۸: سلیمان گفت، «اى بزرگان، كدام یك از شما مى توانید كاخ او (ملكه سبا) را براى من بیاورید، قبل از اینكه آنها به عنوان تسلیم شدگان به اینجا برسند»     


    ۳۹: یك عفریت از جن ها گفت، «من مى توانم قبل از اینكه تو بایستى، آن را نزد تو بیاورم. من قدرت كافى براى انجام این كار را دارم.»     


    ۴۰: آن كسى كه از كتاب علم داشت گفت، «من مى توانم تا چشم بر هم زنى آن را نزد تو بیاورم.» هنگامى كه او (سلیمان) آن را جلوى خود مستقر دید گفت، «این رحمتى است از جانب پروردگار من، كه با آن من را امتحان مى كند، تا نشان دهد كه من سپاسگزار هستم یا ناسپاس. هر كسى كه سپاسگزار باشد به نفع خود سپاسگزار است و اگر كسى ناسپاس شود، پس پروردگار من به او نیازى ندارد، محترم ترین.»     


در این آیات اعتقاد بر این است كه شخص در آیه سوم همان آصف ابن برخیا است، كه مقام پیامبری نداشت. حدیثی از جعفر صادق انتقال تخت ملكه صبا را توسط عاصف با «طی الارض» بیان كرده است و حدیث دیگری از محمد باقر قدرت عاصف بن برخیا را به دانش وی از اسامی خداوند نسبت میدهد:

    اسم اعظم خداوند، هفتاد و سه حرف است. آصف بن برخیا فقط یكی از آن حروف را میدانست كه توانست زمین را درهم نوردد و قبل از یك چشم بر هم زدن، تخت بلیقس را از سرزمین سبا نزد سلیمان حاضر سازد؛ و ما ائمّه معصومین هفتاد و دو حرف از آن را میدانیم. یك حرف را هم خداوند به خودش اختصاص داده و تنها نزد اوست   


 مفاهیم طی الارض در غرب :
مفاهیم موازی و مشابه با آنچه كه در اسلام طی الارض نام دارد را میتوان در غرب نیز مشاهده نمود. بطور نمونه در گزارشی در سال ۲۰۰۴ به نیروی هوایی ایالات متحده آمریكا، دكتر اریك دیویس (به انگلیسی: Eric W. Davis, Ph.D) به این سازمان نظامی توصیه كرد كه نظریهٔ p-Teleportation را بررسی كنند. در تعریف این پدیده نوشته شده:

    انتقال انسان یا اشیا بی جان با توسل به نیروهای ذهنی     

در سال ۲۰۰۸ نیز فیلم Jumper حاوی مضامین انتقال با صرف اراده، توسط هالیوود نیز به نمایش در آمد.


از دید تصوف :
در برخی مكاتب تصوف، به طی الارض، «طی المكان» نیز گفته شده. در رساله قشیریه، اینگونه كرامات فقط مخصوص «اولیا الله» دانسته شده اند، و بر خلاف معجزات پیامبر، اكتسابی و غیر دعوی میباشند.

سخن از طی المكان و كرامات در كتب عرفانی بسیار به میان آمده، كه بطور نمونه می توان به روایات ابوسعید ابوالخیر  و یا طریقت مولانا و یا داستانهای منتسب به حضرت خضر در این باب اشاره نمود. و گزارشهای زیادی در این میان میتوان در ادبیات تصوف دید. بطور نمونه ادریس شاه و رابرت گریوز (به انگلیسی: Robert Graves) وقایعی را روایت میكنند كه در آن اعضای صوفیان عظیمیه «همانند شیخان قدیم همزمان در چند مكان حضور داشتند.» و یا روایات دیگری را میتوان در تذكرة الاولیا منتسب به عطار نیشابوری، و یا نوشته های ابن عربی و روایات بایزید بسطامی یافت.

با اینحال، در این نوشته ها، اولیا الله، صاحبان این قدرت، كسانی اند كه بر مردم پوشیده اند، و حتی خود از یكدیگر بی خبرند.


در مكاتب شیعه :
در اصول كافی نیز سخن از طی الارض نیز به میان آمده، و اسناد مكتوبی در باب طی الارض امامان شیعه در تاریخ و مهدی موعود نیز موجود است . مفاهیم فلسفی كرامات و طی الارض را میتوان در نوشته های سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی، علامه طباطبایی، و ملاصدرا نیز با تعابیر مختلف جستجو و یا مشاهده كرد.


در مكاتب یهودی :
طی الارض مفهومی است كه در مكاتب عرفانی یهودیان نیز با نام (به انگلیسی: Kefitzat Haderech) و (به عبری: קְפִיצַת הַדֶּרֶךְ) نیز دیده شده است.


طی الارض به امر امام هادی علیه السلام
شخصی به نام اسحاق كه شغلش خرید و فروش گوسفند بود می گوید:
برای امام هادی علیه السلام گوسفندان فراوانی خریدم. امام دستور فرمود به منطقه‌ای بروم و گوسفندان را میان عده‌ای تقسیم كنم. من هم دستور امام را اجرا كردم. سپس از امام اجازه خواستم به بغداد برگردم. آن روز، روز ترویه (هشتم ماه ذی حجه ) بود. امام فرمود:«فردا را كه روز نهم ذی حجّه و روز عرفه است پیش ما بمان. آن‌گاه به بغداد بازگرد.»

روز عرفه در خدمت امام ماندم و شب عید قربان را در یكی از اتاق‌های منزلش خوابیدم.

سحرگاهان امام تشریف آورد و فرمود:«ای اسحاق برخیز.»

من برخاستم، و همین كه چشم خود را باز كردم دیدم در بغداد، مقابل در خانه ام ایستاده‌ام.

وقتی دوستانم به دیدارم آمدند به آنها گفتم:«روز عرفه (نهم ذی حجّه) را در سامرّا بودم و اكنون كه عید قربان (روز دهم ذی حجه) است در بغداد هستم.»
و هیچ‌یك از دوستانم باور نمی‌كردند.(بحارالانوار)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
علم رمل
 
بد نیست با این علم یعنی رمل نیز آشنا شوید  

علم رمل از معجزات حضرت دانیال نبی است و این علم بر پایه ی اعداد و عناصر اربعه (  آب  خاك  آتش  باد ) است و تا حدودی میتوان  از آینده با خبر شد البته توسط این علم دوست داشتنی   .  كه بیشتر بر مبنای سیرخط و نقطه است.
رمل نیز مانند علوم دیگرشاخه های گوناگونی دارد.

نظر ناباورمندان به رمل
به باور ایشان رمل، رَمّالی یا آینده نگری با ریگ یكی از دانش‌نماها است كه افراد بسیاری آن را جزئی از خرافات می‌شمرند.


نظر باورمندان به رمل
به باور ایشان از كتب و رسالات قدیمی مثل دو چوب و یك سنگ اینطور بر می‌آید كه:

رمل علمی است صحیح و از معجزات چند پیامبر از آن جمله دانیال نبی می‌باشد كه مبنای آن علم نقطه‌است و ابزار آن مهره‌های رمالی است. البته با ریختن نقطه و ریگ نیز همین استخراجات انجام می‌شود.

در كتاب لغتنامه دهخدا برای رمل منبعی ذكر شده كه در اینجا می‌آوریم و آن كتاب نفائس الفنون فی عرایس العیون نوشته علامه آملی در جلد سوم می‌باشد.
بطور كلی در هرشكل چهار نوع جایگاه داریم كه به عنوان چهار عنصر طبیعت یعنی عنصر خاكی ، عنصر آبی ، عنصر هوا و سرانجام عنصر آتش در نظر گرفته می‌شود.

تعریف عناصر در علوم غریبه غیر از عناصر در شیمی است. در شیمی عنصر به مادهای گفته می‌شود كه تنها داری یك نوع اتم خاص باشد ولی در اینجا چهار عنصر یعنی عناصر تشكیل دهنده عالم از نظر معتقدان به علوم غریبه همان خاك و آب و هوا و آتش است ; كه البته برای هر یك از این عناصر تفسیر غیر از تفاسیر شناخته شده در علومی مثل فیزیك، علم هیئت و غیره قائلند. مثلاً برای خاك تفسیری غیر از خاكی كه ما میشناسیم قائلند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
تغییر شكل جن

جن فاقد عنصر مادی و فاقد جسم است اما قادر است خود را شبیه به هر موجودی بنماید .جن حتی میتواند خود را به شكل فیل تجلی دهد .اما این كار برای او آسان نیست و از این رو ترجیح میدهد بیشتر در جسم موجودات كوچكتر اهلی از جمله حیوانات اهلی وارد شوند .(دانستنیهایی درباره جن) جنیان به خاطر لطافت جسمی و قدرت روحی ، میتوانند به شكلهای مختلف در آیند و به محض اینكه شكل موجودی را به تصور ذهنی خود در آورند ، به همان صورت شكل میگیرند.(دنیای مرموز جن) اجنه عبارت از اجسم هوایی یا ناری (آتشی)هستند كه قادرند به اشكال مختلف از قبیل : مار ، عقرب سگ ، شتر ، گوسفند ، اسب ، درازگوش ، پرنده و انسان درآید . (دنیای شگفت جن، ابلیس شیطان) نظر سایت جن : چگونگی تغییر شكل بارزترین وجه تمایز جن و انسان و عجیب ترین خاصیت و قابلیت او است . تصور موجودی كه با عقل و اراده میتواند شكل خود را تغییر داده و رفتارش را همانند موجودات دیگر نمایند ، همیشه برای انسان باور ناپذیر و برای شاهدان عینی عجیب و غیر قابل انكار است. دود ، هوا و آتش مانند گاز به شكل ظرف خود در میآیند . حتی شما دودی كه از چیزی حاصل میشود را میتوانید قبل از منبسط شدن و محو شدن به شكلی خاص مشاهده نمایید مانند دود قلیان هنگامی كه از دهان صادر میشود قابل رویت است و وقتی تراكم خود را از دست میدهد از دید ما خارج میشود. در صورتی كه همین دود ، صاحب عقل و دارای اختیار باشد میتواند خود را به اشكال گوناگون در آورد . حال هنگامی كه جن بخواهد شكل خود را متراكم كند و یا تغییر دهد در واقع چنین اتفاقی می افتد اما با سرعت بالا. (البته ما در این مسئله ، دود را به عنوان مثال و تقریب به ذهن بیان نمودیم ) جنها وقتی میخواهند تغییر شكل دهند غالبا شكل خاص یعنی انسانی خاص یا حیوانی خاص مد نظرشان است به همین دلیل پس از تغییر شكل در تمام نشانه های ظاهری شبیه او میشوند . مثلا اگر انسانی خاص مد نظرشان باشد در شكل و شمایل ظاهری ، در تغییر صدا ، در راه رفتن و غذا خوردن ، حتی تیكهای عصبی و طریقه نگاه كردن كاملا شبیه فرد میشوند . در مورد حیوانات نیز همین گونه است كتابها و بعضی منابع بر این باورند كه جن نمیتواند به بعضی حیوانات مثل سگ و خوك شبیه و متراكم شود . این از نظر ما مردود است حتی در روایتی از ابوحمزه آمده : همراه امام صادق(ع) در بین مكه و مدینه بودم. ناگهان حضرت به جانب چپ نگاه كردند و سگ سیاهی را دیدند و فرمودند : ترا چه شده است ! خدا ترا تقبیح گرداند ، چقدر تند میروی ؟! یكباره دیدم كه شبیه مرغی در آمد و پرواز كرد و رفت . از حضرت پرسیدم : این چه بود ؟! حضرت فرمود: نام او عثم میباشد و پیك جنیان است . در این ساعت هشام مرده و او میرود خبر مرگ وی را به هر شهری برساند . (حلیه المتقین ص 463) تنها شكلی كه جن اجازه ندارد به آن جسمیت پیدا كند شكل و شمایل و ظاهر هدایت كنندگان : پیامبران الهی ، ائمه معصوم و بزرگان دین است و واضح و آشكار است كه اگر این اتفاق رخ میداد انسانها در پیدا كردن راه راست دچار مشكل میشدند. هنگامی كه جن بخواهد تراكم و جسمیت به شكل خاصی پیدا كند به سرعت تصور كردن چیزی در ذهن شما این اتفاق میافتد یعنی شما همین حالا یك خانه ویلایی را تصور كنید . همین حالا در ذهنتان نقش بست ، بدون هیچ فشار و هیچ گونه زحمتی . حالا از شما میخواهم یك فنجان قهوه را تصور كنید . آیا شما بعد از اینكه ذهنتان از یك خانه ویلایی به یك فنجان قهوه منتقل شد (تصورتان تغییر كرد) دچار سختی و مشقتی شدید؟ سرعت تغییر تصورتان چقدر بود؟ آیا هنگام تبدیل شدن تصورتان از یك خانه به یك فنجان با مانعی روبرو شدید؟ دقیقا شكل گیری اعم از تراكم و جسمیت پیدا كردن ، تغییر و تحول ، سرعت و زحمت آن برای جن مانند مثالی كه برایتان زدم ( تصور كردن) برای ماست. البته این مثال است اما شبیه ترین چیزی است كه میتوان بیان كرد. زمانی كه جن میخواهد به ظاهر یك انسان در آید و از همه ظواهر او تبعیت كند با سرعت همان تصور كردن ، به مغز شخص رجوع كرده و چون همه چیز از مغز فرماندهی میشود عینا كپی برداری نموده و خود را مطابق با آن میكند.
جنیان میتوانند خود را به شكل ماده و اشیاء نیز متراكم كنند . آنها بسته به تسخیر توسط انسانها ، تمایل خود و گاهی به امر خداوند كه از طریق بزرگان انسان به جن دستور داده میشود خود را به اشیاء و اجسام ، حیوانات و گیاهان و بسیاری مواد در میآورند و این نشانه ای دیگر از قدرت خداوند در خلقت موجودی است كه با گذشت قرنها ، واقعیت آن جز بر خواص بر كسی آشكار نیست




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
 ازدواج جن با انسان
در کتاب دانستنیهایی درباره جن ، تا لیف حضرت حجته السلام والمسلمین حاج شیخ ابوعلی خداکرمی ماجرایی واقعی درباره ی ازدواج جن با انسان نقل شده که از این قرار است:

ماجرایی در تاریخ 1359 شمسی مطابق با 1980 میلادی ماه آوریل بوقوع پیوست، که اهالی کشور مصر به شهرهای نزدیک و روستا های مجا ور را به خود معطوف داشت ، و آنرا نویسنده معروف ، استاد اسماعیل ، در کتاب خود به نام ((انسان و اشباح جن)) چنین می نویسد:

مرد 33 ساله ای ، به نام عبدالعزیز مسلم شدید ، ملقب به <ابوکف> که در دوم راهنمایی ترک تحصیل کرده بود ، به نیروهای مسلح پیوست و در جنگ خونین جبهه ی کانال سو ئز ، به ستون فقراتش ترکش اصابت کرد واین مجروحیت او منجر به فلج شدن دو پایش گردید ، نا چار جبهه را ترک کرده به شهر خود بازگشت تا در کنار مادر و برادرانش با پای فلج به زندگی خود ادامه دهد. در همان شب اول که از غم و اندوه رنج می برد، ناگاه زنی را دید که لباس سفید و بلندی پوشیده و سر را با پارچه سفیدی پیچیده، در اولین دیدار او همچون شبحی که بردیوار نقش بسته مشاهده کرد.زمانی نگذشت که همان شبح در نظرش مانند یک جسم جلوه نموده ، و به بستر (ابوکف) نزدیک شد و گفت:ای جوان اسم من (حاجت ) است و قادر هستم به زودی بیماری تو را درمان نمایم . لکن به یک شرط که با دختر من ازدواج کنی. ابوکف جوابی نداد ، زیرا که وحشت ، قدرت بیان را از اوگرفته بود و اورا در عرق غوطه ورکرده بود. زن دوباره سخن خود را تکرار نمود ه اضافه کرد که من از نسل جن مومن هستم و قصد کمک به شما و به نوع انسانها را دارم ، و در همین حال از دیواری که بیرون آمده بود ناپدید شد .

ابو کف این قضیه را به کسی اظهار نکرد زیرا می ترسید او را به دیوانگی متهم سازند . باز شب دوم دوباره(حاجت) آمد و تقاضای شب اول را تکرار کرد ، ابو کف نتوانست جواب قاطعی بدهد . شب سوم باز آمد و گفت: تنها کسی که میتواند خوشبختی تو را فراهم کند دختر من است ، ابو کف مهلت خواست که در این خصوص فکر کند ، بعد تصمیم گرفت که اول شب ، در اتاقش را از داخل قفل کند و به رختخواب برود تا کسی نتواند وارو شود اما یکدفعه دید ( حاجت) ودخترش از درون دیوار عبور کردند و نزد او آمدند و تا صبح با او مشغول شب نشینی بودند . در همان شب وقتی که ابوکف به چهره ی دختر نگاه کرد ، دید چهره ی جذاب ،بدن لطیف قد کشیده ، گردن بلند و مثل نقره می درخشید.رو کرد به (حاجت ) و گفت: ((من شرط شما را پذیرفتم )) ، (حاجت) وسیله ی عروسی را فراهم کرد . شب بعد با موسیقی و ساز و دهل عروسی را انجام دادند، در حالی که کسی از انسانها آن آواز را نمی شنیدند ، عروس را با این وضع وارد خانه کردند .(حاجت)عروس و داماد را به یکدیگر سپرد و از خانه بیرون رفت هنوز داماد عروسش را در بستر به آغوش نکشیده بود که احساس کرد پاهایش جان گرفته است

.روز بعد هنگامی که مادر و برادران متوجه شدند که (ابوکف )سلامتی خود را بازیافته و با پای خود راه می رود خوشحال شدند لیکن او سر را به کسی نگفت.این شادی بطول نینانجامید،زیرا که به زودیروش و رفتار ابوکف تغییر کرد او در اتاقش می نشست و بجز موارد محدود بیرون نمی آمد.تمام کارهای لازم را مانند غذا خوردن و استحمام را همانجا انجام می داد ،تمام روز و شبش را در پشت در سپری کرد.آخرالامر برادران متوجه شدندکه او با کسی که قابل رویت نیست صحبت می کند. گمان کردند که عقلش را از دست داده ،اما او با عروس زیبایش در عیش و نوش و خوشبختی بود .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 18 آذر 1389 :: نویسنده : shahin

سوره ی طارق . اگر کسی این سوره جلیله را3 بار بخواند از شر اجنه و سارق در امان است.
سوره ی اعلاء.اگر کسی این سوره ی جلیله را نوشته به باغات خود بیندازد میوه هایش اصلا آفت نمی بیند.
سوره ی غاشیه. اگر هنگام دندان درد ویا بروز گاز در معده (نفخ معده) خوانده شود به اذن خدا شفا یابد.
سوره ی فجر : اگر کسی به خواندن این سوره جلیله ادامه دهد از شر مقامات بالا نجات می یابد .
سوره ی بلد : اگر کسی این سوره جلیله را برای هر گونه بیماری و مخصوصاً چشم درد بخواند باذن خدا شفا می یابد
سوره ی شمس : اگر کسی این سوره جلیله را 21 بار بخواند از هر گونه هول و هراس در امان می ماند
سوره ی لیل : اگر این سوره جلیله 7 بار در شبانه روز خوانده شود شخص از هر گونه ترس و واهمه در امان می ماند
سوره ی ضحی : اگر این سوره جلیله را 41 بخواند شخص می تواند اموال به سرقت رفته را به دست آورد .
سوره ی انشراح . اگر کسی این سوره ی جلیله را هنگام پوشیدن لباس وشانه زدن سر و ریش خود بخواند ، روی فقر را نمی بیند.
سوره ی تین
. اگراین سوره ی جلیله 70 بار خوانده شود شخص در چشم دیگران با اعتبار میابد.
سوره ی قدر . اگر شبهای رمضان این سوره ی جلیله را 1000بار بخواند حضرت محمد (ص) رادر خواب میبیند و کارهایش رو به راه میشود .
سوره ی بینه . هرکس این سوره ی جلیله را بخواند خداوند متعال او را از شر دشمن محفوظ میدارد .
سوره ی زلزال . اگر کسی این سوره جلیله را 41 بار بخواند دشمنش مغلوب و پریشان می شود .
سوره ی عادیات . اگر کسی این سوره ی جلیله را بخواند از نظر ها در امان میماند .
سوره ی قارعه . اگر کسی این سوره ی جلیله را بخواند میانشان صلح وآشتی پیش می آید.
سوره ی تکاثر . اگر کسی به خواندن این سوره جلیله ادامه دهد از عذاب قبر نجات می یابد.
سوره ی عصر. اگر کسی این سوره ی جلیله را 70 بار بخواند تنگی مادی و معنوی او رفع میشود .
سوره ی حمزه . هرکس این سوره ی جلیله را 21بار بخواند از شر اشخاص حاسد و فتنه جو نجات میابد.
سوره ی فیل . هرکس این سوره ی جلیله 250 بار بعد از نماز شام بخواند دشمن را مغلوب میکند.
سوره ی قریش . اگر این سوره ی جلیله 7بار خوانده شود ترس وی میریزد ، در خوراک ونوشیدنی او برکت حاصل میشود .
سوره ی ماعون . اگر این سوره ی جلیله 41 روز به یک کودک خوانده شود از افترا در امان میماند .
سوره ی کوثر . اگر این سوره ی جلیله 1000بار خوانده شود خداوند متعال آب کوثر را نصیب او میکند.
سوره ی کافرون. اگر این سوره ی جلیله را 3بار بخواند خداوند متعال او را از هرگونه بلایی حفظ میکند.
سوره ی نصر . اگر کسی این سوره ی جلیله را 3بار بخواند خداوند متعال ایمان را از شر شیطان حفظ میکند .
سوره ی لهب . اگر کسی این سوره ی جلیله را 1000 بار بخواند از چشم دشمن در امان میماند .
سوره ی اخلاص . اگر این سوره ی جلیله را 1000 بار برای کسی که بی جهت به زندان افتاده بخوانند ، او از زندان نجات پیدا میکند .
سوره ی فلق . هرکس این سوره را بعد ازهر نماز ، 3بار بخواند خداوند متعال او را از شر هر بلا ومصیبت ، فتنه و فساد ، ساحر وشیطان حفظ میکند.
سوره ی ناس. هرکس این سوره را بعد ازهر نماز ، 3بار بخواند خداوند متعال او را از شر هر بلا ومصیبت ، فتنه و فساد ، ساحر وشیطان حفظ میکند.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
 چگونه بفهمیم که طلسم شده ایم یا نه
تشخیص طلسم شدن
فهمیدنش هم سخت است هم آسان این بستگی زیادی به خود شما دارد. یعنی چه؟ یعنی اینکه شما خودتان را چقدر میشناسید. 
یعنی اینکه شما بعد از یک اتفاق در زندگی آرام آرام متوجه یکسری تغییرات در زندگی خود میشوید. برای مثال جریان یک خواستگاری
بهم میخورد و بعد از آن اغلب خواستگاریها با مشکلات بسیار پیش پا افتاده بهم میخورد. یا اینکه شما علاقه زیادی به ازدواج دارید و هر
لحظه از خدا میخواهید که این اتفاق رخ دهد ولی وقتی موقع خواستگاری میشود طرف مقابل به چشم شما بسیار زشت و یا اینکه این
ذهنیت در شما پرورانده میشود که او لیاقت با شما بودن را ندارد
.
از دیگر نشانه ها میشود گفت شما همیشه احساس میکنید که کسی با شما هست و تمام مدت شما را تحت نظر دارد (در بعضی
شرایط
)
شما در همه کارها بسیار موفق هستید ولی در یک کار بخصوص نه
!
شما شبها احساس اضطراب الکی دارید
!
شبها کابوس میبینید
!
موقع خواب احساس میکنید کسی روی شما افتاده
!
و هزاران نشانه دیگر که آنها میتواند، دقت کنید میتواند نشانه ای از سحر و جادو برای شما باشد. البته آن نشانه ها میتواند برای مسایل
دیگری هم باشد
.
بر اساس تحقیقات انجام شده اغلب طلسمها وقتی برای شما نوشته میشود که کسی از شما دلخوری خاصی بصورت مستقیم یا غیر
مستقیم پیدا میکند. معمولا این افراد آدمهایی هستند که از نظر قدرت مقابله با حقایق آدمهای ضعیفی هستند و چون نمیتوانند در مقابل
شما و یا رفتارهای شما عکس العمل مناسبی انجام دهند و در مقابل شما احساس حقارت میکنند برای گرفتن انتقام به دعا نویسی و
طلسم مبادرت میکنند. جایگاه این افراد در جهنم است. چه در این دنیا و چه در آخرت
.
طلسمها بصورتهای مختلف نوشته میشود ولی چندتای آنها رایجتر هستند
.
1- دفن کردن یکی از لباسهای شما (هر چه لباس زیر تر باشد اثرش بیشتر است
)
در این گونه طلسمها بر روی لباس مفعول دعای مورد نظر خوانده شده و در جایی دفن میگردد. معمولا این نوع دعاها زمان دارند و پس از
طی زمان گفته شده خود بخود باطل میشوند. اگر بهر دلیلی این لباس دفن شده از زیر خاک بیرون بیاید سحر باطل خواهد شد. برای
همین بعضی از باطل کنندگان سحر میگویند که باید آنرا پیدا کرده و از زیر خاک بیرون بکشید
.
2- دفن کردن جزء مرده ای بدن شما که معمولا یا ناخن است و یا موی شما. آن هم مانند طلسم با لباس میباشد
.
3- خوراندن دعا با استفاده از یک چیز شیرین
.
در بعضی مواقع دعا نویس ها مبادرت به دعا خوانی بر روی خوردنی شیرین مانند حلوا، شعله زرد و چیزهایی به شکلهای گفته شده
مبادرت میکنند فرد آن را خورده و طلسم میشود. برا باطل کردن آن باید آن دعا از جسم و تک تک سلولهای فرد جدا شود
.
4- مامور کردن یک جن برای ایفای یک وظیفه
در این نوع طلسم فرد دعانویس یک جن را مامور میکند که برای مدتی مشخص برای انجام ماموریت گفته شده همراه شما شده و نگذارد
که تصمیم یا عمل شما محقق گردد. باطل کردن این طلسم ساده تر است چون خود جن اسیر است و میخواهد خود آزاد باشد و شما اگر
بتوانید نیروهای مثبت زیادی در خود جمع کنید بطوریکه جن نتواند در کنار شما دوام پیدا کند یا میمیرد و یا فرار میکند
.
حالتهای دیگری نیز است که جایز به گفتن آن در اینجا نیست
.
قابل ذکر همگان که مطالب بالا بصورت ساده نوشته شده تا همگان بتوانند مفهوم آنرا درک کنند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
 معالجات روحی
کمک گرفتن از ارواح برای معالجه روحی معمولا به دو طریق صورت می پذیرد :
1- روح رفتگان به طور مستقیم درصدد معالجه و درمان مریض های روحی و عضوی بر می آیند و با تجویز دارو و دستوراتی , سلامتی بیمار بازخواهد گشت و در این شرایط می توان گفت که در اصل , معالج بیماران , خود ارواح هستند و از نیروهای روحی جهت این منظور استفاده می کنند و بدون هیچگونه دارویی مریض را شفا می دهند.
2- افراد زنده که همان عاملین هستند با استفاده از قدرت های روحی خود و با کمک گرفتن از نیروی ارواح , در صدد بهبود بیماران روحی بر می آیند . چون علاوه بر جسم مادی عناصر دیگری در اطراف بدن وجود دارند که در معالجات روحی بسیار سودمند می باشند , فرضا در اطراف بدن افراد نسل یشر , هاله ای نورانی وجود دارد که با چشم سر به سادگی دیده نمی شود , ولی با لستفاده از ماده ای به نام دی سیانین قابل روئیت می گردد. این هاله اطراف بدن گیاهان و حیوانات نیز دیده می شود.(دی سیانین موجب تشخیص و قدرت دید بیشتر , در یک زمان کوتاه می گردد که زاویه دید فرد تغییر می یابد).
پزشکان درمانگر که دارای قدرت روشن بینی و نیروی روحی نیز باشند , اغلب قادرند با دیدن رنگ هاله های اطراف جسم , به نوع بیماری و ناراحتی های اشخاص و مرض آنها را با مشاهده تغییر رنگ در هاله های شخص التیام بخشند . بعلاوه آنان قادرند شخصیت افراد را نیز از روی ارتفاع و رنگ همین هاله ها بیان دارند . این هاله ها در اطراف بدن هر کس به رنگ های متفاوت و ارتفاعات گوناگون پدیده می شود که در افراد مختلف به شرح زیر می باشد.
1- رنگ زرد: افرادی که دارای رشد عقلی کامل می باشند و هنگام تصمیم گیری تابع احساسات خود نمی شوند و عقلشان بر احساسشان حکمفرما است , در اطراف بدنشان هاله ای به این رنگ دیده می شود, ارتفاع هاله آنها تقریبا بلند است.
2- رنگ سبز تیره : اکثر افراد متعصب که بر نظریات خود چه صحیح و چه غلط پافشاری می نمایند دارای هاله ای به این رنگ می باشند. ممکن است تعصبات آنها ملی ,ناموسی, مذهبی و ... باشد . هاله آنها ارتفاع چندانی ندارد . بعلاوه افراد حیله گر و مکار نیز هاله ای به همین رنگ , ولی کمی کوتاه تر و متغیر دارند . همچنین هاله افراد دو رو , حقه باز نیز به همین رنگ دیده می شود.
3- رنگ گل رز قرمز : رنگ هاله اطراف بدن پسران و دخترانی که در حدود سن بلوغ و جوانی هستند به این رنگ است. این رنگ در افراد ثابت نمی ماند و پس از گذشت مدتی و شکل گرفتن کامل روح و جسم از نظر عقلی , به رنگ اصلی وجودی خود جلوه گر می شود و رنگی را به خود خواهد گرفت که شخصیت فرد را مشخص می کند . ارتفاع این هاله ها نیز بسیار کوتاه است.
4- رنگ کبود تیره: روحانیون و افراد متدین که زندگی خود را با اعتقادات مذهبی و معنوی عجین ساخته اند , هاله ای به این رنگ دارند , ارتفاع هاله آنها معمولا زیاد است.
5- رنگ سفید روشن: کسانی که بردبار , صبور و جوانمرد و در زندگی همواره گذشت بسیاری دارند و هرگز در برابر شدائد و سختی های زمانه به زانو در نمی آیند , دارای هاله ای به این رنگ هستند . ارتفاع هاله این افراد , از بلندی هاله های دیگر افراد نسل بشر بیشتر است.
6- رنگ سرخ جگری : این هاله ها در افراد عصبانی و بی گذشت دیده می شود و صاحبان این هاله ها معمولا افرادی تند مزاج و بی گذشت و عصبانی هستند.
7- سرخ کمرنگ :افراد شهوتران که در زندگی جز به شهوت جنسی به چیز دیگر نمی اندیشند , هاله ای کوتاه به این رنگ دارند .
8- رنگ شیری : اشخاص پر حرف و پر چانه که مجال حرف زدن به هیچکس را نمی دهند و وابستگی زیادی نیز به مادیات محیط خود دارند , دارای هاله ای به این رنگ هستند . ارتفاع هاله این افراد متوسط است. همچنین , افرادی که در زندگی خود بجز مادیات , به چیز دیگری نمی اندیشند و توانائی سخنوری نیز ندارند , جزو این گروه هستند.
افراد روشن بینی ( جلاء بصری ) دارند , در شرایط خاصی قادرند رنگ هاله های افراد مختلف را ببینند . ارتفاع این هاله ها و همچنین رنگ آنها در تمام قسمت های جسم یکسان نیستند و در برخی از محل ها , ارتفاع آنها کمتر یا زیادتر است. متخصصین روشن بین قادر هستند با مشاهده این تغییر رنگ ها و تغییر ارتفاع , به نقطه مرض و حالت آن ناراحتی پی ببرند و سپس آن را معالجه نمایند.
هاله های هر مخلوقی , به جسم اثیری آن مربوط است و پس از مرگ نیز این هاله جذب جسم اثیری شده و ظاهرا از بین می روند. روح کلیه مخلوقات زنده , درون این هاله , که جسد اثیری نیز جزئی از آن است , قرار دارد . روحیات , خصوصیات اخلاقی و رفتاری , ملکات و افکار , ضمیرهای آگاه و ناخودآگاه و عقل و خلاصه تمام قدرت های عقلی هر فرد , در درون جسم اثیری که به وسیله همین هاله ها پوشیده شده است قرار دارد.
هنگام مرگ , هاله های جسم اثیری , با تمام مشخصات زمان حیات , از جسم مادی جدا می شود و در جسم اثیری و همراه روح , به عالم روحی می روند. این هاله ها و جسم اثیری , به محض ورود به عوالم روحی , به علت وجود جو محیط و داشتن خاصیت تجسدی , قادرند بار دیگر به روح قدرت تجسدی بخشند و زندگی پس از مرگ را گاهی با حالت شکل یافته ادامه دهند . استفاده از این روش تا زمانی است که ارواح به عقل کامل روحی دست نیافته اند . زیرا پس از آن حالت جدیدی برای تجسد در ارواح به وجود خواهد آمد.
یکی دیگر از دلایل تماس ارواح با نسل بشر , وجود و شناخت حالت و رنگ و ارتفاع مناسب همین هاله ها در افراد مختلف است چون ارواح قادرند رنگ هاله افراد و ارتفاع آن را از مسیرهایی بسیار دور تشخیص دهند و سپس در صدد تماس با آن فرد بر آیند . ارواح به سادگی قادرند در درون این هاله ها نفوذ کنند و هدایت جسمی را برای مدت معینی بدست خود بگیرند و با حاکم شدن بر عقل فرد , موجب بیان الهامات روحی توسط مدیوم یا بروز پدیده های بشوند که این حالت را در مدیوم های حلولی به سادگی می توان مشاهده کرد.
جهت درمان های روحی که توسط ارواح صورت می گیرد , به وجود یک نفر مدیوم مناسب و قوی نیاز می باشد تا با استفاده از سیالات بدن وی و امواج محیط , ارواح بتوانند عمل معالجه بیمار را انجام دهند . معمولا بهتر است در جلساتی که به این منظور تشکیل می شوند , تعدادی افراد مومن و معتقد , با امواج مثبت حضور داشته باشند و جهت استفاده از وجود ارواح برای معالجه , معمولا به این ترتیب است که ابتدا مدیوم را می خوابانیو , سپس از روح نگهبان یا حامی یا روح حاضر در جلسه تقاضا می کنیم که روح متخصص و معالجی را در آنجا حاضر کند . زمانی که این روح حاضر شد , اطراف بیمار را نوری فرا خواهد گرفت ( امکان دارد که نور به رنگ های مختلف دیده شود). محل مرض یا در بیمار معمولا با نوری پررنگ تر از رنگ زمینه هاله های مریض نشان داده می شود و مدیوم یا فرد روشن بینی که در جلسه حضور دارد , به نقطه در یا مرض پی خواهد برد زیرا رنگ هاله محل درد یا ناراحتی , اغلب به رنگ خاکستری است که این رنگ هرچه تیره تر باشد , نمایانگر وخامت حال مریض و ناراحتی آن محل است و سپس روح حاضر او را معالجه خواهد نمود . عامل از روح حاضر می خواهد که محل مرض و حتی چگونگی معالجه شخص مریض را برای مدیوم شرح دهد. در این موقع مدیومی که در خواب است , به حرف می آید و مطالب بسیاری را در مورد ناراحتی مریض و چگونگی درمان مرض را برای عامل بازگو خواهد نمود.
در بعضی از مواقع , ارواح توسط مدیوم از حضار جلسه می خواهند که همگی در مورد درمان شی ء خاصی را به عنوان داروی درد مریض در ذهن خود بیاندیشند و سپس نظر خود را بر کاغذی بنویسند . سپس با کمال تعجب مشاهده خواهد شد که تمام یا اکثریت افراد , یک نکته خاص را متذکر شده اند و بیمار نیز با استفاده از همان وسیله یا دارو , شفا خواهد یافت.
در بعضی از مراکز و انجمنها که اعضاء بیشتر در این زمینه ها دارند , بیمار را مستقیما به دست ارواح می سپارند و ارواح شخصا به روی مریض فعالیت های مربوط به مداوای او را انجام می دهند و حتی گاهی اعمال جراحی را نیز بر روی مریض انجام می دهند که پس از مدتی کوتاه , مریض شفا و سلامت کامل خود را بدست می آورد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
 ارواح شریر کدامند و چه تفاوتی با جن دارند ؟
مطالعات بر روی آثار بشر بدوی از قبیل نقاشی ها و کنده کاریهای غارها نشان میدهد که انسان از ابتدای آفرینش وجود موجوداتی غیر از خود را در محیط پیرامونش حس کرده است. موجوداتی که ترس، وحشت و حتی نوعی پرستش و کرنش را درآنها ایجاد میکرده است. پس از اختراع زبان و خط، هر قوم و قبیله ای نامی برآنان گذاردند و برای ارتباط یا دفع آنان آدابی را برای خود قائل شدند و این آداب نسل به نسل تداوم یافت چنان که امروز هنوز در افریقا رسومی با همان روش سنتی برای ارتباط با این موجودات و یا دفع آنان صورت میگیرد. به عنوان مثال در آیین مسیحیت، جن گیری یک سابقه دیرینه دارد که اغلب کشیش ها اقدام به آن میکنند و در واقع معتقدند که شیطان در قالب جسم فردی رسوخ میکند. البته تقریبا به غیر از مسلمانان همگی این موجودات را ارواح شریر مینامند و برای دفع شر آنان اعتقادات مخصوص به خود دارند. مثلا برخی از اروپاییان امروزی بر مبنای یک تفکرسنتی وقتی در خیابان راه میروند دستهای خود را
تکان میدهند تا از ارواح شریر دور بمانند و یا در روز معینی از سال مراسمی برپا میکنند که در آن عده ای بسیار از مردم لباسی شبیه به لباس اتاق عمل میپوشند، بوقی در دست میگیرند و در آن میدمند. اما بنا بر اعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماوراؤالطبیعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتی کاملا از بدن انسان خارج شود، نه تنها قدرتی ندارد بلکه انسان هم نمی تواند هیچ گونه تسلطی برآن داشته باشد، مگر به خواست خداوند.
در کتاب «ارتباط با ارواح» این طور آمده: «تسلط ارواح عقب مانده بر انسانها را در اصطلاح عامیانه «جن زدگی» میگویند که در واقع به همان مفهوم افسون و تسخیر است. ما استفاده از این اصطلاحات را به دو علت صلاح نمی دانیم؛ اول این که، جن واژه ای است مخصوص موجودات هوشمند که برطبق روایتی عامیانه معمولا برای ایجاد شر خلق گشته اند، و همواره محکوم به بدی کردن میباشند حال آنکه هیچ موجودی به خاطر بدی کردن آفریده نمی شود، مشیت پروردگار چنان است که راه تکامل وتعالی همواره به روی تمام موجودات هوشمند باز باشد. دوم این که اصطلاح «جن زدگی» غالبا بدین معنی به کار میرود که جسم شخص جن زده را یک جن دیگر و یا روح متصرف شود. یعنی در واقع دو نوع سکونت در قالب یک بدن و این فقط یک نوع استثناست نه یک تصرف یا دشمنی و آزار، بدین جهت واژه جن زدگی به مفهوم عامیانه آن برای ما قابل قبول نیست».
آنچه از این متون و بسیاری از متون دیگر برمی آید این است که واژه «جن» در فرهنگ های دیگر نیز وجود دارد ولی عموما آن را شیطان و یا ارواح شریر مینامند. در حالی که ما مسلمانان معتقدیم که در میان جنیان، جن صالح و نیکوکار نیز وجود دارد.
اسماعیل حسین زاده سرابی در کتاب «سیمای جن»این طور مینویسد: «سالها پیش در مشهد مسئله احضار روح غوغایی عجیب به راه انداخته بود تا این که دو نفر از علمای معتبر مشهد خواستار شرکت در آن مجلس شدند و پس از حضور، از نزدیک جریان حرکت میز را مشاهده کردند. در جلسه دیگر یکی از آن دو درخواست کرد که میز (مقصود میز مخصوص احضار روح است که روی آن همه حرفها نوشته شده و جنها توسط اشاره ای میز راتکان میدهند تا روی حرف مورد نظر بایستد) را بگردانند، این عالم چون دارای علوم و معنویت خاصی بود و راه مکالمه صحیح با موجودات نامرئی را بلد بود، گرداننده میز را به اسمایی که حضرت سلیمان (ع) میدانست و با آن اسما جنیان را مسخر کرده بود، قسم داده و پرسیده بود: شما روح انسان هستید یا موجودی دیگر؟ و شروع به خواندن حروف الفبا کرده در نهایت این جمله ها حاصل شد: من جن هستم». زمردیان نیز در کتاب «شیطان کیست» میگوید: «مدتهاست (ارتباط گیرندگان با روح) با وسیله
های گوناگون با جن تماس میگیرند... البته جن خود را به آنها با نام روح یکی از افراد معرفی میکند و آنها بر این باورند که با روح آدمی تماس گرفته اند، در حالی که اغلب تماس آنها با جن و شیطان است.»




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 16 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
 
  • درباره جن:

جن در اصطلاح به موجود ناپیدا گفته می شود و در لغت به معنای پنهان و پوشیده است.مانند جنین یا باغی که بوسیله شاخ و برگ درختان مستور شده باشد را جنت میگویند.

    اما "جن" به معنای مود ناپیدا و دارای عقل ئ شعور نیز آمده است.پس همانطور که از معنی آن معلوم است جن موجودی است دارای فهم و درک و شعور و دارای قدرت تشخیص حق و باطل . جن هم مانند انسان دارای تکلیف شرعی میباشد و حشر و نشر معاد دارد!!! هدف از آفرینش جن هم مانند انسان عبادت کردن خداوند است.جن قبل از انسان خلق شد و خداوند آنرا از شعله های آتش آفرید. و پس از خلقت انسان از همه موجودات خواست که بر انسان سجده کنند و ابلیس که بزرگ طایفه جن بود این کار را نکرد ( بر خلاف تصور خیلی ها که فکر می کنند ابلیس فرشته است باید بگویم قطعا اینطور نیست زیرا فرشتگان معصومند و از جنس نور در حالیکه ابلیس هیچکدام از این شرایط را ندارد!!! ) و از فرمان خداوند سر پیچی کرد هدف از ذکر این نکته این بود که دوستانی که می پندارند جن از انسان برتر است متوجه این مطلب شوند و به قول قدیمی ها اصطلاح "از ما بهتران" را بکار نبرند!!! و دلیل دیگر در اثبات برتری انسان بر جن این است که تمام پیامبران خدا از انسان ها برگزیده شده اند.

   حال به اثبات جن می پردازیم :درسوره72 قرآن  این موجود صریحا معرفی شده است واگر از این موضوع بگذریم می توانیم به این اصل که در جهان چیزهای زیادی وجود دارند که با حواس پنجگانه قابل درک نیستند ولی نمی توان گفت که وجودندارند اشاره کرد!!! مانندالکترون ها و جریان الکتریسیته و نورمادون بنفش و...  و دلیل دیگری دراثبات جن شهادت بسیاری از مردم مبنی بر رویت این موجود و حتی سخن گفتن باآنهامی باشد ...

   و اما این موجودات چه شکل و ظاهری دارند؟ در بلوچستان جن هایی که دیده شده اند بدنی دارند پوشیده از موهای زرد قدی کوتاه دارای سم (مانند حیوانات) و شکاف پشم های آنها عمودی میباشد ( البته این موجود به شکل های مختلفی دیده شده برای مثال شخصا موجودی را که در احضارات دیده ام غیر از این بفاسیر است ) اما بطور کلی جن بر 5 صنف است :

1 .مثل باد در هوا

2 .مانند مار

3 .مانند عقرب

4 .حشرات

5 .به شکل انسان

    چیزی که طایفه جن را قدرتمند جلوه میدهد اینست که از نظرها ناپدید هستند و اینکه قدرت طی الارض دارند یعنی اینکه در یک لحظه از یک نقطه زمین به طرف دیگر آن میتوانند بروند و کارهایی را می توانند انجام دهد که انسان ها بسیار علاقه به انجام آنها دارند که البته تمامی جن ها قدرت کامل ندارند وفقط بزرگان آنها قادر به انجام کارهای بسیار بزرگ هستند.

    واما جن ها در کجا ها و چه زمانی به فعالیت می پردازند :

آنها در زیر زمین ها خرابه ها و جاهای متروک و قدیمی در شب ها به جشن و بازی می پردازند البته قابل ذکر است که در مکان هایی که فلز به کار رفبه و هوا به شدت در جریان است کمتر دیده میشوند ( یکی از شرایط اصلی احضار مکانی است که حدالامکان فلزی نباشد و هوا در آن جریان نداشته باشد!!! )

    چه می خورند؟ عذای آنها ته مانده غذای انسان و مغز استخوان است...

    آیا دارای دین و مذهب هستند؟

این موجودات دو دسته اند مومن و صالح و دسته دیگر کافر و شرور که دسته صالح آن دارای مذهب های مختلف اند اما جالب اینجاست که "مذهب سنی" ندارند زیرا در واقعه قدیر خم حضور داشته اند!!! و اما گروه شرور آنها که حتما در مورد آزارهای آنها داستان های زیادی شنیده اید.

    جن زدگی چیست؟جن گیر چه شخصی است؟

جن زدگی یک بیماری روحی و روانی است که بر اثر مس ابلیس بوجود میاید که معمولا بر اثر آزارهای نا خواسته که در حق آنها توسط انسان بوجود میاید مثلا چله نشستن های اشتباه و ناقص و گفتن ذکر های مخصوص و...( به همین دلیل از گفتن بعضی موارد بصورت کامل اباع دارم!!! ) جن زدگی را در قدیم ناشی از ورود یک روح شیطانی در کالبد یک انسان میدانستند و اشخاصی نیز بوده اند که اصطلاحا به آنها جن گیر میگفتند که این اشخاص با فنون خاص و علمی که از اجداد خود آموخته بودند به مبادرت یه خارج کردن آن روح شیطانی از بدن شخص جن زده می کردند...

    پناه بردن به جن !!!

در اعراب قدیم رسم بوده که هرگاه در مسافرت در شب به بیابانی میرسیدند از بیم اشرار طایفه جن به عزیز آن بیابان که مهتر طایفه جن بود پناه می بردند به این صورت که فریاد میزدند "ای عزیز این وادی به تو پناه میبریم از شر سفیهان قومت"!!!

    وادی الجن :

این محل مکانی است در بین مکه و طائف که گروه زیادی از اقوام جنیان در آنجا با پیامبر اسلام بیعت کرده و مسلمان شدند ...

    تسخیرات :

جن ها می توانند به انسان در کارها کمک کنند برای مثال شما میخواهید از جایی خبر بگیرید که از لحاظ زمان و مکان برایتان مقدور نیست مثلا میخواهید از مکان طلسمی آگاه شوید و یا آنرا از بین ببرید شما اگر بخواهید از یک جن برای اینکار بگیرید باید اصطلاحا او را تسخیر کنید و این کار با ذکرهای خاصی که در جلسات قبل اشاره شد انجام میگیرد که بسیار خطرناک است و آثار سوء آن ممکن است تا پایان عمر و حتی در نسل شما باقی بماند.

   در پایان باید گفت که جن مانند انسان بر دو جنس زن و مرد میباشد و صاحب فرزند می شود ودارای عمد معینی اسب و مرگ همانند انسان  در کمین اوست و به نظر میاید با این تفاسیر تنها دلیل ترس انسان از این موجود نامرئی بودن آنست و اینهم به دلیل ساختار لطیف و شفاف این موجود است و اگر ضرری از این آنها به کسی میرسد دلیل بر خباثت همه آنها هیست(کما اینکه بعضی انسانها آزارشان بیشتر است) جالب است بدانید که این موجودات نیز مثل آدمیان عاشق می شوند (با این تفاوت که وفادارترند!!!) و بارها دیده شده است که حتی عاشق انسانی شده اند اما باید دانست که ارتباط مداوم با این موجودات آثار سوئی بر فیزیک انسان میگذارد برای مثال زردی چهره و آثار سوء روانی!!! بطور کلی هدف از این بحث ساده این بود که توهمات غلطی که داجع به این مخلوقات خدا در اذهان خیلی ها وجود دارد کمرنگ شود و سئوالات زیادی که دوستان پرسیده بودند پاسخ داده شود و جنبه های خرافی در این مورد از بین برود .دوستان عزیز هرگونه سئوالی که در این مقوله دارند را می توانند از طریق ایمیل بپرسند وخیلی مایل هستم که رویت و اتفاقاتی که در این مورد برای دوستانی اتفاق افتاده را بخوانم برای مثال یکی از رویت های من در یک جلسه احضار موجودی کوچک اندام با بینی بزرک چشم هایی سرخرنگ  و اندامی پوشیده از مو بوده اما در شکل های دیگر نیز دیده شده اند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
 

آیه اى به جهت دفع درد ساق پا
سالم بن محمد شكایت كرد به حضرت صادق علیه السلام از درد ساق پا و گفت : این درد مرا از همه كار عاجز كرده است . فرمودند: این آیه را هفت بار بر آن موضع بخوان .

و اتل ما اوحى الیك من كتاب ربك لا مبدل لكلماته و لن تجد من دونه ملتحدا

(سوره كهف ، آیه 26)


--------------------------------------------------------------------------------

آیه اى به جهت بهبود از یرقان و زردى چشم
براى رفع یرقان و زردى چشم ، این آیات را نوشته و بالاى سرش بیاویزد.

قالوا سبحانك انت ولینا من دونهم بل كانوا یعبدون الجن اكثرهم بهم مومنون و قالوا ربنا یعلم انا الیكم لمرسلون و ما علینا الا البلاغ المبین انا تطیرنا بكم لئن لم تنتهوا لنرجمنكم و لیمسنكم منا عذاب الیم .


--------------------------------------------------------------------------------

آیه به جهت كسى كه پیچش شكم دارد
از امام موسى كاظم علیه السلام منقول است كه این آیات را سه بار بر آب خوانده و آن آب را بخورد و دست بر شكم بمالد:

یرید اللّه بكم الیسر و لایرید بكم العسر اولم یر الذین كفروا ان السموات و الارض كانتا رتقا ففتقنا هما و جعلنا من الماء كل شى ء حى افلا یومنون .


--------------------------------------------------------------------------------

آیه اى جهت دفع سنگ مثانه
از حضرت صادق علیه السلام رسیده است جهت دفع سنگ مثانه این آیات را بنویسد و هنگام خواب یك مرتبه و بعد از بیدار شدن نیز یك مرتبه بخواند.

الم تعلم ان اللّه له ملك السموات و الارض ما لكم من دون اللّه من ولى و لا نصیر.


--------------------------------------------------------------------------------

آیه اى به جهت برطرف شدن درد پا
شخصى به امام حسین علیه السلام شكایت كرد از درد پا. فرمود: دست بر آن موضع بگذار و بگو:

بسم اللّه و باللّه و السلام على رسول اللّه صلى اللّه علیه و آله و ما قدرا اللّه حق قدره و الارض جمیعا قضته یوم القیمه و السموات مطویات بیمینه سبحانه و تعالى عما یشركون .


--------------------------------------------------------------------------------

آیه اى به جهت دفع مورچه این آیه را بر آب بخواند در خانه مورچه ریزد، از آنجا بروند.

حتى اذا اتو على واد النمل قالت نمله یا ایها النمل ادخلوا مساكنكم لا یحطمنكم سلیمان و جنوده و هم لا یشعرون .


--------------------------------------------------------------------------------

 

 آیاتى جهت فروش متاع
هرگاه متاعى فروش نشود این آیات را بر كاغذى نویسد و در آن نهد از غیب مشترى مى رسد ان شاء اللّه .

یا بنى اسرائیل اذكروا نعمتى التى انعمت علیكم و اوفو بعهدى اوف بعهدكم و ایاى فارهبون و امنوا بما انزلت مصدقا لما معكم و لاتكونوا اول كافر به و لا تشتروا بایاتى ثمنا قلیلا و ایا فاتقون . (سوره بقره ، آیه 40- 41)

و من اوفى بعهده من اللّه فاستبشروا ببیعكم الذى بایعتم به و ذلك هو الفوز العظیم .
(سوره توبه ، آیه 111)
و همچنین آیه آخر را هفت بار بر ظرف آبى بخواند بر متاع پاشد و باید متاع نامشروع نباشد.


--------------------------------------------------------------------------------

 آیه جهت اینكه اگر مى خواهید خواسته تان رد نشود
چون كسى به كسى حاجتى داشته باشد و خواهد كه حاجت روا شود این آیه را بر دست راست خود سه مرتبه بخواند و دست بهم آورد. چون پیش آن شخص رود و در برابر او دست خود را باز كند مقصودش حاصل گردد.

ویل لكل افاك اثیم یسمع آیات اللّه تتلى علیه ثم یصره مستكبرا كان لم یسمعها قبشره بعذاب الیم و اذا علم من آیاتنا شیئا اتخذها هزوا اولئك لهم عذاب مهین .


--------------------------------------------------------------------------------

 آیه جهت ترسیدن در شبها
چنانچه این آیه را بخواند، نخواهد ترسید اگر چه در میان جانوران بایستد و عدد خواندن آیه مباركه 32 مرتبه است كه در حین حركت بخواند.

الا ان اولیاء اللّه لاخوف علیهم و لا هم یحزنون .


--------------------------------------------------------------------------------

 آیه جهت ترس از عقرب
هر كه از عقرب بترسد این آیه را بخواند:

سلام على نوح فى العالمین انا كذلك نجزى المحسنین انه من عبادنا المومنین


--------------------------------------------------------------------------------

 آیه جهت نجات از زندان
جهت نجات از زندان و رفع گرفتارى مداومت نماید بر این آیه ، اثر عاجل دارد:

بسم اللّه الرحمن الرحیم
و افوض امرى الى اللّه ان اللّه بصیر بالعباد.


--------------------------------------------------------------------------------

آیاتى كه موجب حسنه در قبر مى شود رسول خدا صلى اللّه علیه و آله فرمود: هر كه این آیات را بعد از نماز مغرب سه مرتبه بخواند آنچه ثواب در روز گذشته از او وفت شده دریابد و نمازش قبول شود. اگر بعد از هر نماز بخواند به عدد ستارگان آسمان و قطرات باران و برگ درختان و ذرات خاك زمین براى او حسنات نوشته شود و چون بمیرد به هر حسنه اى ده حسنه در قبر به او داده شود. آیات این است :

فسبحان اللّه حین تمسون و حین تصبحون و له الحمد فى السموات و الارض و عشیا و حین تظهرون یخرج الحى من المیت و یخرج المیت من الحى و یحى الارض بعد موتها و كذلك تخرجون سبحان ربك رب العزه عما یصفون و سلام على المرسلین و الحمدللّه رب العالمین .


--------------------------------------------------------------------------------


آیه به جهت دفع حمله سگ
حضرت رضا علیه السلام فرمود: چون سگ بر روى تو فریاد كرده و حمله نماید، این آیه را بخوان .

یا معشر الجن و الانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السموات و الارض فانفذوا لاتنفذون الا بسلطان .

(الرحمن 33)


--------------------------------------------------------------------------------

آیه در هنگام كاشتن درخت و زراعت حضرت صادق علیه السلام فرمود: در موقع كاشتن درخت و زراعت كردن این آیه را بخوان :

و مثل كلمه طیبه كشجره طیبه اصلما ثابت و فرعها فى السماء توتى اكلها كل حین باذن ربها.


--------------------------------------------------------------------------------

آیه جهت ایمن شدن از همه آفات و امراض
در درالنظیم مسطور است هر كس آیه 1 تا 4 سوره انعام را هر صبح و شام هفت بار و هر نوبت دست بر بدن بمالد از جمیع آفات و علل و امراض ایمن گردد.

الحمدللّه الذى خلق السموات و الارض و جعل الظلمات و النور ثم الذین كفروا بربهم یعدلون هو الذى خلقكم من طین ثم قضى اجلا و اجل مسمى عنده ثم انتم تمترون و هو اللّه فى السموات و فى الارض یعلم سركم و جهركم و یعلم ما تكسبون و ماتاتیهم من ایه من ایات ربهم الا كانوا عنها معرضین .


--------------------------------------------------------------------------------


آیه براى رفع كرم و ملخ از باغات
گویند به جهت رفع كرم و ملخ (آیه الكرسى ) را بنویسند و بر چهار گوشه باغ فرو برند مفید است


--------------------------------------------------------------------------------

 آیه اگر راجع به مطلبى حیران بودى
شیخ كفعمى رحمه اللّه در كتاب خود نقل نموده هر كه در امرى یا كارى حیران باشد و در وقت خواب آیه 102 سوره كهف
(افحسب الذین كفروا)

تا آخر سوره كهف را بخواند و بگوید:
(اللهم صل على محمد و ارنى بیضا و حمره ان كان لى فى كذا و كذا خیره )

و بجاى كذا و كذا مطلب خود را ذكر كند
(و ان كان لى فى كذا و كذا شر فارنى سوادا و حمره )

یعنى خدایا اگر در این امرى كه من قصد دارم خیر من هست در خواب رنگ سفید و قرمزى بنما و اگر شر است سیاهى و قرمزى بنما پس بخوابد یكى از این دو را ببیند ان شاء اللّه تعالى .


--------------------------------------------------------------------------------

 آیه اى كه اگر همراهتان باشد از دردها صحت مى یابید
در روایت معتبر است هر كه آیه محمد رسول اللّه را تا آخر انا فتحنا در شب چهاردهم ماه مبارك رمضان بر پارچه سفید بنویسد و آن را خوشبو نماید هر كس او را با خود دارد، از هر درد و مرضى كه داشته باشد به اذن اللّه تعالى از همه آنها صحت یابد.

محمد رسول اللّه و الذین معه اشداء على الكفار رحماء بینهم تریهم ركعا سجدا یبتغون فضلا من اللّه و رضوانا سیماهم فى وجوههم من اثر السجود ذلك مثلهم فى التورایه و مثلهم فى الانجیل كزرع اخرج شطئه فازره فاستغلظ فاستوى على سوقه یعجب الزراع لیغیظ بهم الكفار وعد اللّه الذین امنوا و عملوا الصالحات منهم مغفره و اجرا عظیما.


--------------------------------------------------------------------------------

آیه اى براى صحت
هر كه آیه 82 از سوره (الاسراء) را بخواند از هر مرضى صحت یابد.

و ننزل من القران ما هو شقاء و رحمه للمومنین و لایزید الظالمین الا خسارا.


--------------------------------------------------------------------------------


آیاتى براى شفاى بیمار
نقل است به جهت شفاى بیمار این شش آیه را در جامى نوشته بشوید و به بیمار دهد تا بخورد، شفا یابد.
آیه اول :
و یشف صدور قوم مومنین

آیه دوم :
و شفاء لما فى الصدور و هدى و رحمه للمومنین

آیه سوم :
یخرج من بطونها شراب مختلف الوانه فیه شفاء للناس

آیه چهارم :
قل هو للذین آمنوا هدى و شفاء

آیه پنجم :
و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه للمومنین

آیه ششم : و اذا مرضت فهو یشفین .


--------------------------------------------------------------------------------


آیه اى دیگر به جهت شفا یافتن بیمار
در كتاب مصباح كفعمى رحمه اللّه آمده كه آیه 131 و 132 سوره طه را بنویسد و بر بیمار آویزان نماید، بیمار شفا مى یابد.

و لا تمدن عینیك الى ما متعنا به ازواجا منهم زهره الحیوه الدنیا لنفتنهم فیه و رزق ربك خیر و ابقى و امر اهلك بالصلوه و اصطبر علیها لا نسئلك رزقا نحن نرزقك و العاقبه للتقوى .


--------------------------------------------------------------------------------

آیه اى به جهت این كه زن آسان وضعحمل نماید
این آیه را نوشته بر كمر زن بندند و بعد از فارغ شدن زود باز كنند.

بسم اللّه الرحمن الرحیم
اولم یر الذین كفروا ان السموات و الارض كانتا رتقا ففتقناهما حنه ولدت مریم مریم ولدت عیسى سیجعل اللّه بعد عسر یسرا.


--------------------------------------------------------------------------------


آیه اى به جهت درد سینه و پستان و دل
این آیات را نوشته به آب محو نموده بخورد و بر سینه بندد.

و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه للمومنین و لا یزید الظالمین .


--------------------------------------------------------------------------------

 

 آیه جهت محفوظ ماندن بنا
بر حسب حدیث وارده از حضرت رسول خدا صلى اللّه علیه و آله خواندن این آیه موجب حفظ بنا از زلزله و غیر آن خواهد شد. ان شاء اللّه .

ان اللّه یمسك السموات و الارض ان تزولا و لئن زالتا ان امسكهما من احد من بعده انه كان حلیما غفورا.


--------------------------------------------------------------------------------

آیه به جهت محبت و دوستى
از رسول اكرم صلى اللّه علیه و آله روایت شده است هر كه خواهد كسى را به دوستى و محبت خود مایل سازد این آیه را خوانده به طعامى بدمد و به او بخوراند كه موثر خواهد بود.

بسم اللّه الرحمن الرحیم
ان لا تعلوا على و اتونى مسلمین لو لا ان ربطنا على قلبها لتكون من المومنین .


--------------------------------------------------------------------------------

 آیه جهت عزیز و محترم شدن
گویند هر كس (آیه الكرسى ) (آیات 255 تا 257) سوره بقره را بنویسد و بر بازوى خود بندد، به هر جا رود عزیز و محترم باشد.


--------------------------------------------------------------------------------

آیه جهت برآمدن هر حاجت
گویند هر كس (آیه الكرسى ) (آیات 255 تا 257) سوره بقره را بر آب بخواند روى خود را با آن بشوید و دو ركعت نماز بگذارد و در هر ركعت یك مرتبه حمد و یك مرتبه آیه الكرسى را بخواهد، هر مرادى داشته باشد حاصل شود. ان شاء اللّه .


--------------------------------------------------------------------------------

آیه جهت برآمدن حوائج و پیروزى
گویند هر كه در روز چهارشنبه آیه 22 سوره حشر را هفتاد بار بخواند بر اهالى علم و قلم فائق آید و فتوحات از براى او دست بدهد و حوائج او بر آورده شود و غنى و مكرم گردد. ان شاء اللّه .

هو اللّه الذى لا اله الا هو عالم الغیب و الشهاده هو الرحمن الرحیم .


--------------------------------------------------------------------------------

آیه جهت بیدار شدن از خواب شیخ بهائى در كتاب مفتاح الفلاح از كتاب كافى شیخ محمد بن یعقوب كلینى نقل كرده كه از حضرت صادق علیه السلام روایت نموده هر كه وقت خوابیدن آیه آخر سوره كهف را بخواند هر ساعتى كه بخواهد بیدار شود و نیت داشته باشد بیدار مى شود. شیخ فرموده كه این از اسرار و عجیبه مجربه است كه شكى در آنها نیست .

قل انما انا بشر مثلكم یوخى الى انما الهكم اله واحد فمن كان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرك بعباده ربه احدا.


--------------------------------------------------------------------------------

آیه جهت بلند شدن از مجلس
هر كه بخواهد در قیامت ثواب كامل بیابد در هنگامى كه مى خواهد از مجلس برخیزد، بگوید:

سبحان ربك رب العزه عما یصفون و سلام على المرسلین و الحمدللّه رب العالمین .


--------------------------------------------------------------------------------

 آیه جهت بستن زبان دشمن
در كتاب سرالمكتوم مى خوانیم : بعد از سه روز روزه گرفتن ، آیه زیر را نوشته در میان شیشه قرار داده در زمینى دفن كند زبان دشمنش بسته مى شود، و اگر بخواهد باز كند باید آیه را بیرون آورد.

یا معشر الجن و الانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السموات و الارض فانفذوا لا تنفذون الا بسلطان .

آیه اى دیگر به جهت بستن زبان دشمن بسیار مجرب است ، این آیه را بخواند و بر او بدمد.

الیوم نختم على افواههم و تكلمنا ایدیهم و تشهد ارجلهم بما كانوا یكسبون

(سوره یس ، آیه 65)


--------------------------------------------------------------------------------

آیه جهت فرارى دادن دشمن این آیه را بخواند و بر دشمن بدمد، ظفر یابد.

ختم اللّه على قلوبهم و على سمعهم و على ابصارهم غشاوه


--------------------------------------------------------------------------------


آیه جهت آشتى نمودن به جهت آشتى كردن آیه 115 سوره انعام را سه بار بخواند و بر روى آن كس دمد البته آشتى كند و عذر خواهد مجرب است .

و تمت كلمت ربك صدقا و عدلا لامبدل لكلماته و هو السمیع العلیم


--------------------------------------------------------------------------------


آیه جهت مكانى كه جن بسیار دارد
امام جعفر صادق علیه السلام : چون جایى وارد شوى كه هولناك و جن بسیار است دست را بالاى سر بگذار و به آواز بلند بگو:

افغیر دین اللّه تبغون و له اسلم من فى السموات و الارض طوعا و كرها و الیه ترجعون .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 آذر 1389 :: نویسنده : shahin

بزرگان علم حروف، حروف را به اشکال مختلفی تقسیم کرده اند از جمله ابجد کبیر، ابجد صغیر، ابتث کبیر،ابتث صغیر.
در علوم غریبه برای اخفاء اقلام مختلفی وجود دارد از جمله: قلم داودی، قلم عبری، قلم سریانی که خود سه نوع است، قلم یونانی، قلم فلقراطومات، قلم جابرابن حیان، قلم صابی، قلم سبتی که دایره سبتی را بر اساس آن نوشته اند، قلم دیلمی که سه نوع است، قلم غبار، قلم ریحان که پنج نوع است، قلم سنبل و...
کیفیت و اعداد منسوب به حروف ابجد
ا=1 ب=2 ج=3 د=4 ه=5 و=6 ز=7 ح=8 ط=9 ی=10 ک=20 ل=30 م=40 ن=50 س=60 ع=70 ف=80 ص=90 ق=100 ر=200 ش=300 ت=400 ث=500 خ=600 ذ=700 ض=800 ظ=900 غ=1000

حروف آتشی شرقی: ا ه ط م ف ش ذ
حروف بادی غربی: ب و ی ن ص ت ض
حروف آبی شمالی :ج ز ک س ق ث ظ
حروف خاکی جنوبی: د ح ل ع ر خ غ
معنی کلمات برگرفته از ابجد کبیر
ابجد---------- بدان
هوز----------- دریاب
حطی----------- نیک فهم کن
کلمن------------ نگهدار
سعفص----------- فرومگذار
قرشت-------------- دانا باش
ثخذ------------------ واقف باش
ضظغ----------------- از پیش بدان
روش بدست آوردن طالع شخص
در علم اعداد گاهی به طالع افراد نیاز پیدا میشود لذا هرگاه خواستید طالع شخصی را بدست آورید دو راه وجود دارد
1-اسم شخص مطلوب و نام مادرش را جمع نموده دوازده تا دوازده تا طرح کنید عدد باقیمانده شماره برج طالع شخص است.
2-نام شخص مطلوب را دوازده تا دوازده تا طرح کرده عدد باقیمانده برج طالع شخص است.
برج های فلکی به ترتیب زیراند:
1- فروردین: حمل
2- اردیبهشت: ثور
3- خرداد:  جوزا
4- تیر: سرطان
5- مرداد: اسد
6- شهریور: سنبله
7- مهر: میزان
8- آبان: عقرب
9- آذر: قوس
10- دی: جدی
11- بهمن: دلو
12- اسفند: حوت
روش بدست آوردن درجه طالع
برای بدست آوردن درجه طالع شخص دو راه وجود دارد
1-نام مطلوب و پدرش را جمع کرده سپس سی تا سی تا طرح کنید باقیمانده شماره درجه طالع شخص است که با شمارش برج های فلکی به تعداد آن به درجه طالع شخص پی میبرید.
2-نام شخص مطلوب را سی تا سی تا طرح کرده و مثل روش قبل برج درجه طالع را بدست می آوریم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 آذر 1389 :: نویسنده : shahin


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

دوستان گرامی عنایت فرمایید با نظرات سازنده خود بنده را در بهترشدن وبلاگم یاری فرمایید و همچنین اگر سوالی یا مطلبی دارید که باید پاسخ داده شود به ایمیل بنده ارسال شود تا در اسرع وقت رسیدگی و پاسخ مطلوب داده شود.shahin.125@live.com
مدیر وبلاگ : shahin
مطالب اخیر
پیوندهای روزانه
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
بنظر شما مطالب و محتوای این وب چگونه میباشد؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جست و جوی گوگل

كد ماوس