تبلیغات
علوم غریبه-دعا و اذکار-علم جفر-مسائل ماوراء الطبیعه.
علوم غریبه-دعا و اذکار-علم جفر-مسائل ماوراء الطبیعه.
در زندگی سعی نماییم انسانیت خود را تقویت نماییم تا مورد خشنودی حضرت حق واقع شویم
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM
فیروزههماتیت

چشم ببر چشم گربه حجر سیلان دلرباکهربا

peridotزبرجدتوپازاکو مرین لاجوردفلوریتتورمالین ((( با نگهداشتن فلش ماوس روی هر سنگ اسم آن نوشته خواهد شد))

گوهرها

از عهد باستان به دلیل اعتقاد مردم آن دوران به خواص ویژه خرافاتى و شاید ماوراءالطبیعه این اجسام همواره مورد توجه بوده اند . انسان عهد باستان باور داشت این جسم زیبا ویا هنر خلاقه طبیعت در درون خود خواصى پنهانى دارد كه انسانها را به سمت خود مى كشد . همین كشش باعث شد بسیارى از ادیان باستانى به دنیاى اوهام و غیر واقعى روى آورند. این ادیان گوهرها را در راه منافع دینى خود مورد استفاده قرار مى دادند. هنوز هم وقتى انسانى در مقابل یك گوهر و یا بلور زیبا و خوشرنگ و شفاف قرار مى گیرد حیران از این است كه چه نیرویى این سنگ را به این اندازه زیبا آفریده است . یك بلور زیبا درون خود عناصرى دارد كه بر زیبایى آن مى افزاید.
در حقیقت عنصر اصلى كه باعث این پدیده ها مى شود ، همان نور است كه زندگى بدون آن ممكن نیست . از آنجا كه نور زیبایى را به گوهر یا كانى مى دهد، زیاد دور از شگفتى نخواهد بود كه انسانهاى دوران گذشته نور را پرستش مى كردند و لذا پیدایش برخى خرافات در مورد گوهرها نیز سرچشمه اى از نور دارد . به جرأت مى توان گفت بیشتر افرادى كه با خود گوهر حمل مى كنند ، بدون آگاهى از این مطلب از این تصور انسانى پیروى مى كنند ، چون براى آنها خواص نورى و خرافاتى نسبت به ارزش مادى گوهر ، اهمیت بیشترى دارد. حتى به تازگى در اروپا و آمریكا كتابهاى بى شمارى چاپ شده كه پر از پدیده هاى خرافاتى گوهرها و سنگهاست در حالى كه علم ارزشى براى این مطالب قائل نیست .
(فرهنگ گوهرشناسى ، دیباچه)
گوهر واژه اى فارسى برابر با جوهر و جواهر است كه به سنگهاى گرانبها یا قیمتى یا احجار كریمه اطلاق مى شود و به نامهاى سنگ هاى زینتى، تزئینى ، آذینى ، پیرایه اى و احجام نفیسه هم آمده است .
بعضى از نگین ها را اثر و خاصیتى است كه نمى توان آن را انكار نمود، چنانكه فردى را نزد حاكمى به سبب جرمى مى بردند حضرت صادق (علیه السلام) فرمود كه انگشترى عقیق به او برسانند، انگشترى به او رساندند و مكروهى به او نرسید . یا شخصى را از برابر حضرت امام محمد باقر (ع) گذرانیدند تازیانه بسیار بر او زده بودند . حضرت فرمود: انگشتر عقیق او كجاست، اگر با او مى بود تازیانه نمى خورد . یا آنكه كسى نزد حضرت خاتم (ص) آمد و شكوه نمود كه دزد در راه اموال مرا ربود، حضرت فرمود: چرا انگشتر عقیق در دست نداشتى كه آن از هر بدى آدمى را نگاه مى دارد .
سنگهاى با ارزش فراوانند و در بین این هزارها سنگ گران قیمت پیامبران و ائمه اطهار (ع) تنها بر چند سنگ صحه گذاشته اند اما نه به خاطر آنكه اثرى جادویى دارند، بلكه آن نگین هرچه باشد برگزیده شده و براى دارنده آن اثراتى از جمله فتح مهمات و دفع بلیات و غیره دارد و اثرات آنها ذاتى نیست و از جانب خداى تعالى است . پس اگر كسى اثر آنچه را كه همراه خود مى دارد ، ذاتى و مستقل بداند به خداى یگانه شرك ورزیده است . ضمن آنكه استفاده بعضى از انگشترها مثل طلا براى مردان و انگشتر آهنى و مسى و نگین راه راه بر زنان و مردان را ممنوع كرده اند .
در تفسیر قمى جلد دوم از امام صادق (ع) روایت شده است: همه ملك سلیمان را خداوند در انگشتر او قرار داده بود، هرگاه سلیمان آن در دست مى گذاشت تمامى جن و انس و شیاطین و همه پرندگان و وحوش به نزد وى حاضر گشته و از او اطاعت مى كردند . باد مأمور حمل تخت او بود و همه شیاطین و انسانها و پرندگان و چهار پایانى كه تحت اوامرش بودند همگى آنها را جابه جا مى نمود.
سلیمان به هنگام رفتن به بیت الخلا، انگشترش را در اختیار برخى از خدمتكارانش قرار مى داد. روزى شیطان آمد و خادم او را گول زد و انگشتر را از او ستاند و آن را در دست نهاد ، نتیجه آن شد كه تمام شیاطین و جن و انس و پرندگان و وحوش مسخر او گشتند و آن حضرت در جست و جوى انگشتر شد ولى آن را نیافت .
سرانجام شیطان ترسید كه مردم متوجه حیله او شوند آن را به دریا انداخت . خداى - عزوجل - ماهى را مأمور به بلعیدن آن انگشتر نمود ، بنى اسرائیل چهل روز در جست و جوى حضرت سلیمان بودند و از آن طرف سلیمان در ساحل دریا به دنبال انگشتر بود و با گریه و زارى به سوى خداى تبارك و تعالى استغفار مى نمود و از این اتفاق به جانب خدا توبه مى كرد . پس از چهل روز به صیادى رسید كه ماهى صید مى كرد ، حضرت سلیمان به او كمك نمود . آن صیاد پس از صید ، یك ماهى به سلیمان داد ، او شكم ماهى را شكافت انگشتر خود را در آن دید و انگشتر را به دست كرد و شیاطین و جن و انس و پرندگان و وحوش در برابرش خضوع كردند و پادشاهى او به همان حالت اول بازگشت و حضرت ، آن شیطان (كه انگشتر را ربوده بود) به همراه لشگرى كه همراه او بودند به وسیله اسماء الهى حبس نمود و عده اى را در دل دریا و بعضى را در میان سنگ و صخره ها زندانى نمود و آن شیاطین تا روز قیامت زندانى و معذب هستند .
از قدیم الایام به فوائد سنگها و جواهرات و نیز به خواص مغناطیسى و درمانى آنها توجه داشته و در طب سنتى از آن بهره مى جستند.
گاهى شنیده مى شود فلانى با داشتن یك انگشتر خیر و بركات فراوانى یافته و كارها مطابق میل او پیش مى رود و دیگرى انگشترى دارد ولى هیچ كاربردى برایش ندارد. این به جهت آن است كه باید در انتخاب نوع نگین دقت لازم به عمل آید و نگینى انتخاب شود كه با طبع و مزاج شخص موافق باشد و براى انتخاب جواهر موافق با مزاج و طبع هر شخس دو راه وجود دارد:
راه اول: توجه به روز تولد است . مثلاً اگر شخصى روز پنجشنبه تولد یافته، روز پنجشنبه به ستاره مشترى تعلق دارد، براى او سنگهایى كه متعلق به مشترى و موافق با آن است تجویز مى شود .
راه دوم: به ماه و برج تولد فرد توجه مى شود . سنگهاى موافق طبق ماه تولد اشخاص به عبارت زیر است:
آداب انگشترى در روایات اسلامى:
نگین عقیق
الف) ایمنى دهنده در سفرها بوده و آدمى را از بدى ها حفظ مى كند(۱)
ب) با خیر و نیكى روبه رو مى كند(۲)
ج) غم و غصه را رفع مى كند(۳)
ه) فقر را از بین مى برد(۵) و باعث گشایش رزق مى شود(۶)
و) كارها را به نیكى و خوبى تمام مى كند(۷)
ز) موجب اجابت دعا(۸) و برآورده شدن هر حاجتى مى شود(۹)
ح) موجب بركت و باعث ایمنى از بلا مى شود(۱۰)
ط) ایمنى از پادشاه ظالم(۱۱)
ى) همراه داشتن آن به هنگام نماز معادل هزار ركعت است(۱۲)
حضرت محمد (صلى الله علیه و آله) فرمودند: (یا على) همانا عقیق اولین كوهى است كه به ربوبیت خداى متعال و نبوت من و وصى بودن تو و امامت فرزندانت و اختصاص داشتن بهشت به پیروان تو و اختصاص آتش به دشمنان تو شهادت داده است.
انگشتر شرف شمس
شرف شمس در نوزده درجه حمل است و این حروف عالیات كه هفت و سیزده اند، به همین اسم شریف شرف شمس شهرت دارد، برنگین انگشترى نقش كنند كه صورت صحیح آن این است:

و اگر به این اشكال دیده شود صحیح نیست و صورت صحیح آن همان است كه ذكر شد.
همگى آن را اسم اعظم دانسته اند و خاتم آن را كه اولین كلمه است، خاتم سلیمانى گفته اندو آن را به عوالم خمسه كه حضرت خمس در اصطلاح عارفان است تفسیر كرده اند و در صفحه ۹۲ و ۹۳ و ۲۲۲ و ۲۲۳ حظ و لذ در تأثیر از جعفر خابیه امام صادق از امیرالمؤمنین علیهاالسلام امورى را برشمارد و انتساب آنها را به تورات و انجیل و قرآن ذكر كرده است و نیز بونى در كتاب شمس معارف كبرى جلد اول اوفاقى بسیار در خواص آن آورده است كه «ضحكه للمغفل و عبره للمحصل».
نگین فیروزه
الف) باعث بى نیازى و دورى فقر مى گردد.(۱۳)
ب) جهت ایجاد فرزند مؤثر است. (۱۴)
ج) در استجابت دعا مؤثر است.(۱۵)
د) عامل فتح و پیروزى است. (۱۶)
هـ) دور گرداننده دردها از دیدگان است.(۱۷)
و) موجب گشایش سینه مى گردد.(۱۸)
ز) قوت دل را زیادمى كند. (۱۹)
ح) باعث برآورده شدن حاجات مى شود.(۲۰)
یكى از خادمان امام هادى (علیه السلام) از آن حضرت جهت زیارت على بن موسى الرضا اجازه سفر به سرزمین توس گرفت. حضرت به او فرمودند: انگشترى با نگین عقیق زرد به همراه داشته باش كه بر روى آن حك شده باشد «ماشاءالله لاقوه الا بالله استغفرالله» و بر آن سوى نگین «محمد و على» حك كن.
خادم مى گوید: از نزد امام بیرون شدم و انگشترى را طبق دستور امام تهیه كردم و مجدداً براى خداحافظى به حضور امام رفتم. فرمودند: انگشترى دیگر با نگین فیروزه باید همراهت نمایى كه در بین توس و نیشابور شیرى با تو روبه رو مى شود و قافله را از راه رفتن بازمى دارد، به سوى آن شیر رفته و انگشتر را نشانش مى دهى، به او بگومولاى من مى گوید از راه كنار برو. بعد اضافه كرد، باید نقش روى انگشتر (الملك لله» و سمت دیگر آن «الملك لله الواحد القهار» باشد كه انگشتر حضرت على (علیه السلام) این نقش را داشته است. كه آن سپرى در برابر درندگان و عامل پیروزى در جنگهاست.
نگین یاقوت
الف) باعث از بین رفتن فقر مى شود.(۲۱)
ب) دارنده آن نجابت و بزرگى مى یابد.(۲۲)
ج) پریشانى را زایل مى كند.(۲۳)
رسول خدا (صلى الله علیه و آله) خطاب به امام حسین (علیه السلام) فرمودند:
فرزندم، انگشتر یاقوت و عقیق به دست كن كه فرخنده و مبارك است و هرگاه كسى به آنها نگاه كند نور صورتش زیاد مى شود و یك ركعت نماز با آن دو، برابر با هفتاد ركعت نماز بدون آنهاست...
نگین زمرد
الف) سبب آسانى كارهاست.(۲۴)
ب) زایل كننده فقر است. (۲۵)
ج) فقر را به توانگرى مبدل مى كند.(۲۶)
از امام رضا (علیه السلام) درباره نگینى كه از سنگ زمرد ساخته مى شود، پرسیدند؟
امام فرمود: اشكالى ندارد اما به هنگام طهارت گرفتن (استنجار) آن را از دست درآورند.
نگین جزع یمانى
حضرت على (ع) فرمود: «انگشتر جزع یمانى در دست كنید كه رد نمى كند مگر متمردان شیاطین را»
نگین سنگ زمزم:
حسین بن عبدالله از امام على نقى (ع) سؤال كرد: «آیا خوب است از سنگ ریزه اى كه از چاه زمزم بیرون آرند، انگشترى سازند؟
فرمودند: بلى ، اما چون خواهد استنجاء كند، از دست بیرون آورد.»
نگین حدید چینى :
الف ) جهت نیرومندى نیك است . (۲۷)
ب ) باعث دورى اجانین و شیاطین مى شود. (۲۸)
ج ) از شر هر موجودى در امان مى دارد.(۲۹)
د ) اثر چشم بد را از بین مى برد. (۳۰)
ه- ) باعث آسانى وضع حمل مى شود. (۳۱)
البته این انگشتر به هیچ وجه به زنان باردار توصیه نمى شود چون براى جنین خطر دارد.
ژ ) براى اجابت حاجات دشوار نیك است . (۳۲)
ز ) باعث ایمنى از ترس مى شود . (۳۳)
ح ) همراه داشتن آن به هنگام نماز مكروه است (۳۴)
انگشتر در دست راست یا چپ:
از امام كاظم (ع) سؤال شد آیا انگشتر را باید در دست راست كرد؟ فرمودند: هرطور كه مى خواهى، دست راست باشد یا چپ.
رسول خدا فرمود: یا على !انگشتر در دست راست كن كه این عمل فضیلتى است از سوى خداى - عزوجل - براى آفریدگان مقربش.
ابوالعلاء از امام صادق (ع) در باره انگشتر به دست راست كردن سؤال كرد و گفت: من دیده ام بنى هاشم انگشترهاى خود را در دست راست مى نهند.
حضرت فرمود: پدرم امام محمدباقر (ع) در دست چپ انگشتر مى گذاشت و او (پدرم) افضل بنى هاشم و فقیه ترین آنها بود.
امام حسن عسكرى (ع) در سال دویست و شصت قمرى خطاب به شیعیان فرمودند: تاكنون امر ما این بود كه انگشترتان را به دست راست بگذارید. این در حالى بود كه ما (اهل بیت) در میان شما حاضر بودیم ولى اكنون امر مى كنیم انگشترى را به دست چپ كنید به جهت آنكه ما از میان شما غائب مى شویم تا زمانى كه پروردگار امرما و امر شما را ظاهر كند همانا این بهترین دلیل براى شما در ولایت ما اهل بیت است. همان لحظه شیعیان در حضور امام انگشترهاى خود را از دست بیرون كرده و در دست چپ شان قرار دادند و حضرت به آنان فرمودند: این قضیه را براى شیعیان ما نقل كنید.
رسول اكرم مى فرماید: امتم را از دست كردن انگشتر در انگشت سبابه و وسط نهى مى كنم و در روایتى دیگر این عمل (انگشتر در انگشت سبابه و وسط نمودن) را از افعال قوم لوط دانسته اند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 21 اسفند 1389 :: نویسنده : shahin
عنوان متن پرواز


پرواز روح دراوج زمانی محقق می شودکه خودت را در


 مسیر نور هدایت قرار دهی وبه نسیم روح بخش الهی لبیک گویی.






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 14 اسفند 1389 :: نویسنده : shahin
دیدن جن


دیدن جنها پس از طی دشواریهایی که در ریاضت و یا طرق دیگر برای انسان دارد حاصل میشود و به دلیل هم سنخ نبودن این دو موجود، ملاقات مشکلاتی را به همراه دارد. حضور جن فضایی را که انسان در آن قرار دارد سنگین میکند و بسته به قدرت روحی انسان، نوع ریاضت و راهی که طی نموده، نوع جن احساس سنگینی شدت و ضعف دارد. سنگینی که بیان شد : شبیه حالت شخصی است که مدتی نخوابیده و خواب بر او فشار میآورد میباشد (البته این مثال برای نزدیک شدن به ذهن میباشد)

فرقی که این حالت با آدم خواب آلوده دارد در هوشیاری بودن (در این حالت) و نیمه هوشیاری در حالت خواب آلودگی است.  البته حالات دیگری نیز هنگام رویت جن در انسان رخ میدهد، اما آنچه ذکر شد از مسائل بارز میباشد. پس از مفارقت این دو موجود حالت خستگی شدید و کوفتگی بدن و نیاز به استراحت در انسان ایجاد شده که نشانه از دست دادن انرژی و بنیه جسمانی است. این حالت هم شبیه کوه کندن یا بالا رفتن از کوه بدون تمرین، نرمش و امادگی قبلی است.

کسانی که از راه های خاص برای دیدن جن استفاده میکنند و اشخاصی که دارای روح بسیار قوی هستند با کمترین مشکلات ممکن در رویت جن روبرو هستند.(در مبحث روح دستوراتی برای تقویت روح ذکر شده است مراجعه شود) باز هم تکرار میکنیم: کمترین مشکلات ممکن نه بدون مشکل. در هر حال استمرار مروادت و همنشینی با اجنه بدون هیچ شکی باعث تحلیل قوای جسمانی، روحانی و تحمل فشار برای سیستم عصبی میشود.

دیدن جن منحصر به روز و شب نیست. در بعضی کتب نوشته شده سعلات در روز و غول  (انواعی از اجنه) در شب دیده میشوند. ما به هیچ عنوان چنین مطلبی را نمیپذیریم زیرا جن با انسانها و در همین دنیا در حال زندگی کردن است و بسته به هوایی تر بودن از خواص ویژه ای برخوردار است و دلیلی بر روز یا شب دیده شدن آنها نیست.

دیدن جن در سه حال صورت میپذیرد:

بصورت اتفاقی: که شاهد مثالهای زیادی دارد و برای خیلی از افراد پیش می آید در شرایط خاص که قالبا در طبیعت اتفاق می افتد

تسخیر: بوسیله شخصی که میخواهد جن را ببیند که از طریقه هایی که در قسمت بعدی خواهد آمد میتوان به آن رسید  

تمایل از طرف اجنه: برای کسب علم و دانش از پیامبران، دانایان و بزرگان یا اموری دیگر مثل تقاضای ازدواج از طرف جن.

تحلیلی بر طرق ارتباط با جن

ارتباط با جن و رویت آن مستلزم به تسخیر در آوردن این موجود میباشد و برای مردم عادی  راه دیگری ندارد یعنی حتما باید جن را به تسخیر کشید تا بتوان با او ارتباط داشت به چندین روش میتوان با جن رابطه برقرار کرد

1- طریقه اذکار: که شامل اورادی است که با مداوت به خواندن آن به مرور نهان جن آشکار خواهد شد

2- اجرای اعمال:  اجرای یک سری از اعمال متشکل از اوراد و اذکار و سوزاندنیها و... در کنار یکدیگر

3- استفاده از مواد خاص: مثل سورمه هاییکه برای این منظور از مواد خاص طبیعی ترکیب و به چشم کشیده میشود

4- تنهایی در طبیعت:  با قرار گرفتن در طبیعت و تنها بودن بصورت مداوم در شرایط خاص ابتدا به شنیدن اصوات سپس به دیدن منتهی شود خیلی اوقات هم دیدن بصورت موقت رخ میدهد که باگذر زمان دائمی و ارادی میشود 

5- بزرگی روح:  اینکه انسان به مرحله ای از بزرگی روح و قوت و قدرت معنوی برسد که بتواند جن و ماوراء را رویت کند   که این قسمت خارج از بحث تسخیر است  چون در این نوع از دیدن شما کسی از اجنه را به تسخیر در نمیآورید بلکه خود آنها به خدمتگذاری انسان در می آیند  این مورد در روحانیون از ادیان و مرتاضان بسیار دیده میشود.

چهار طریق ذکر شده اول قطعا با عوارض بسیار همراه خواهد بود که همگی به دلیل سنخیت نداشتن دو موجود،هم از لحاظ طبیعی و هم از لحاظ معنوی و ماورائی است.

مسئله بسیار ظریفی که در این قسمت باید ذکر شود:

ببینید کسی که ارتباط با اجنه برقرار میکند از هر طریق  چه ذکر، چه اجرای اعمال چه ترکیبات و چه طبیعت -به استثناء پنجمین مورد -  در حین انجام گرفتن کارها قدرت روحی خود را بالا میبرد به این معنا که شما به مرحله ای میرسید که جن را میبینید نه اینکه او ظاهر میشود جن قول چراغ نیست که ظاهر شود جن موجودی است که وجود دارد و در حال زندگی کردن و تردد در کوچه و خیابان و بین انسانها است اما اجازه دخالت در امور جاری زندگی انسانها را بصورت طبیعی ندارند.

آنها با سرعتی فوق العاده مشغول به امور مربوط به خود هستند. آنها ظاهر نمیشوند، این انسانها هستند که قابلیتی از قابلیتهای خود را از بالقوه بودن به فعلیت میرسانند  تا توان رویت جن و دنیای نامحسوس آنها را پیدا میکنند. البته تراکم آنها از لحاظ فیزیکی و بالا بردن قدرت روحی در دیدن جن ملازم یکدیگر است. بحث مفصل تر را به قسمت تخصصی سایت ارجا میدهیم.

اولین بار رویت جن یعنی دیدن همیشگی او با اولین باری که بتوان به دنیای اجنه وارد شد برای همیشه میتوان این موجود را دید و کمتر اتفاق میافتد که کسی یکبار با اراده خود جن را رویت کند بتواند از این حالت در آید چون این قابلیت در انسان ایجاد شده یا بهتر بگوییم به فعلیت رسیده است پس دیگر مفارقت از دنیای جن تقریبا غیر ممکن میشود (مگر از طریق ادعیه و اذکار بسیار خاص) دقیقا همانند این است که شما قابلیت صحبت کردن را پس از یادگیری بخواهید فراموش کنید مگر حادثه ای رخ دهد تا قدرت تکلم را از شما بگیرد.
تنها فرقی  که در این مثال با رویت جن وجود دارد در اختیار بودن زبان در تکلم است شما هر وقت بخواهید میتوانید تکلم کنید اما خیلی اوقات نمیخواهید اجنه را رویت کنید اما آنها را میبینید (صرف نظر از اینکه آنها با شما کاری دارند یا ندارند).


 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 8 اسفند 1389 :: نویسنده : shahin
حاجت
اگر برای كسی كار مهمی پیش آمده باشد و بخواهد كه زود انجام شود و به صحرایی رود كه در آنجا كسی نباشد و خطی دور خود بكشد و رو به قبله با تواضع بنشیند و 70 بار آیه الكرسی را بخواند . بدون شك در آن روز حاجات او بر آورده شود . این كار تجربه شده است و شكی در آن نیست.

رسول اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: هرگاه برای حاجتت از خانه ی خود بیرون آمدی آیه الكرسی را بخوان كه حاجتت به خواست خدا برآورده گردد.

امام علی (علیه السلام) فرمودند: هرگاه یكی از شما اراده حاجتی كند پس صبح روز پنج شنبه در طلب آن بیرون رود و در وقت بیرون رفتن آخر سوره آْ عمران ( آیه 190تا آخر) و آیه الكرسی و سوره قدر و حمد را بخواند ، زیرا كه در خواندن این ها حوائج دنیا و آخرت برآورده می شود.

در روایت آمده است هر كس آیت الكرسی را در وقت غروب بخواند حاجتش برآورده گردد.

ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 7 اسفند 1389 :: نویسنده : shahin

هیپنوتیزم

از کلمه یونانی Hypnose به معنی خواب گرفته شده است شیوه هایی خاص از زمانهایی خیلی قدیم متداول بوده که
می توان در افراد خواب مصنوعی ایجاد کرد در این حالت شخص مورد آزمایش (سوژه) با عامل (کسی که آن را ایجاد کرده ) رابطه داشته و از اوامر و تلقینات عامل پیروی می کند در کشورهای امریکای جنوبی به جای لغت هیپنوتیزم از کلمه سوفرولوژی استفاده می شود در تاریخ پزشکی یونان قدیم معبدی به نام سوفرن وجود داشته و افراد برای اقدامات درمانی به این معبد رفته و بر اساس نام اسطوره های موجود به حالت خواب یا خلسه فرو می رفته اند .
مفهوم هیپنو تیزم قرار دادن افراد در خواب است که به طور واضح جویان واقعی غیر از این است در حالی که معنی سوفرو لوژیست این است که افراد در حالت آرامش توسط فردی درمانگر درمان می شوند .
به هر حال می توان گفت : هیپنو تیزم عملی است که در درک و رفتار افراد به کمک دو عامل اثر می گذارد . یکی استفاده از قوانین تلقین پذیری و دیگری رسیدن به حالتی به نام خلسه هیپنوتیزمی.
درنوشته های راجع به هیپنوتیزم سه لغت وجود دارد که باید روی معنای آنها دقت نمود.
هیپنو تیزم : روشی است که برای القای تکنیکی به کار می رود که پدیده خاصی را که مورد نظر ما است بوجود می آورد
هیپنو زیس یا هیپنوز : حالت خاصی از جسم و روان است که با ایجاد تعدیلات و تغییرات موقتی در سیستم عصبی بوجود آمده و نتیجه کاربرد تکنیکهای هیپنوتیزمی است.
هیپنو لوژی : یک عبارت کلی است و به علمی اشاره می کند که درباره درک طبیعت و ماهیت پدیده فوق و فواید و آثار آن از جمله پدیده هیپنوتیزم و روشهای ایجاد کننده آن بحث می کند .
حالت هیپنوز: به وسیله هیپنوتیزم ایجاد می شود و در حقیقت حالتی است که ذهن نقاد و پرسشگر به کنایه زده می شود و در این شرایط افکار و تلقینات مورد نیاز به سوژه ارائه می گردد. به عبارت دیگر در این شرایط آگاهی محدود شده و توجه سوژه به موضوع اظهار شده توسط هیپنوتیزمتمایل می گردد همچنین می توانیم بگوییم در حالت هیپنوز در سوژه قابلیت تمرکز و هدایت بسیار زیادی پدید می گردد.

انواع هیپنوتیزم :
خود هیپنوتیزم :
آن است که شخص خودش با تکنیک ها خودش را هیپنوتیزم می کند به خلسه فرو می رود.


دگر هیپنوتیزم :
آن است که فرد ، فرد یا افراد دیگری را هیپنوتیزم
می کند در این حالت این فردی که هیپنوتیزم می کند عامل یا هیپنوتیزور گفته می شود و آن که هیپنوتیزور می شود سوژه می گویند. سوژه ممکن است یک یا چند نفر باشد در مواردی که هیپنوتیزرو ماهر می تواند همزمان یک جمعیت چند صد نفره را هم هیپنوتیزم کند تکنیک های مربوط به خود هیپنوتیزم تکنیکهایی است که می شود به همه افراد در امور جامعه آموزش داد. تا از آن استفاده های لازم را ببرند این در حالی است که تکنیکهای دگر هیپنوتیزم را باید با افراد خواص که مورد نیاز آنها است آموزش داد .



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 28 بهمن 1389 :: نویسنده : shahin
دانلود آموزش صوتی خود هیپنوتیزم

در این جا آموزش یک تکنیک خود هیپنوتیزم را که خودم انجام دادم، گذاشتم. با گوش کردن به این تکنیک و انجام اون با شرایط گفته شده براحتی میتوانید خود را هیپنوتیزم کرده و عادتهای ناپسند، خاطرات تلخ، عدم اعتماد بنفس، بی انگیزگی، استرسها، ترسها، بی خوابی، مشکلات روحی و….. را از وجود خود دور کنید. مدت زمان این تمرین حداقل۱۵ جلسه میباشد. برای انجام این تکنیک موارد زیر را رعایت کنید.
۱٫در جایی محیطی ساکت تمرین کنید.
۲٫ انجام تمرینات در مکان نسبتا تاریک نتیجه بهتری دارد.
۳٫برای انجام تمرینات روی زمین و در جایی کاملا راحت دراز بکشید(به پشت) یا روی مبل راحتی قرار بگیرید.
برای ایجاد حالتهایی که گفته میشود تلاش نکنید و سعی نکنید تمرکز کنید، تمرکز خود بخود ایجاد میشود.
۴٫لباس راحتی پوشیده و در وضعیت گرسنگی یا شکم سیری تمرین نکنید.
۵٫بهترین زمان برای تمرین اول صبح و آخر شب موقع خوابیدن میباشد.شما میتوانید در آخر شب در رختخواب خود قبل از خوابیدن تمرین کنید.
۶٫می توانید برای شنیدن مراحل دانلود آموزش صوتی تکنیک خود هیپنوتیزم:
تمرین از گوشی استفاده کنید.
۷٫ وضعیت قرار گرفتن شما به گونه ای باشد که تا پایان تمرین حرکتی که تمرکز شما را بهم بزند نداشته باشید.
۸٫ هر روز فقط یک جلسه تمرین کافی هست.
۹٫ استعداد هیپنوز پذیری در افراد متفاوت است ولی جلسه به جلسه میزان هیپنوز پذیری شما عمیق تر میشود.
۱۰٫بیاد داشته باشد هیپنوز یک مکمل و کمک کننده است و خواست شما در جهت تغییر خود مهمترین عامل در کسب نتایج بهتر میباشد.
سوالات خود رو در این موارد با من از طریق پرسش و پاسخ در میان بگذارید.

لینک دانلود

برگرفته از سایت خوب استادسالم جعفری





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 28 بهمن 1389 :: نویسنده : shahin





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 بهمن 1389 :: نویسنده : shahin

خواص سوره یاسین 
 
 
آیه ۱) هر روز ۱۴۲مرتبه بگویید (یاسین) جهت آمرزش گناهان

آیه ۲) هر روز ۱۰۰مرتبه بگویید (وَ اَلْقُرانِ اْلحَكیمِ) جهت زیادی نعمت

آیه ۳) ۱۳۱مرتبه بگویید (اِنَّكَ لَمِنَ الْمُرسَلِینَ) برای دمیدن به دیوانه و مصروع

آیه ۴) ۱۰۰مرتبه بگویید(عَلی صِراطٍ مُستَقیم) جهت دوستی با خدا ومشتاق شدن به اطاعت او

آیه ۶) جهت خوف از دشمن بخواند و یا آن را نوشته و با خود داشته باشد ( لٍتُنذٍرَ قَوًماًمَا اُنذٍرَ ءَا بُاؤُهمً فَهم غافٍلونَ)

آیه۷) جهت ترس و تنهایی ۱۰۰مرتبه بگویید( لَقَدْ حَقَّ الْقَوْلُ عَلَى أَكْثَرِهِمْ فَهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ )

آیه ۱۱) جهت بستن زبان سر خاك قبر كهنه بخواند و گِل كند (إِنَّمَا تُنذِرُ مَنِ اتَّبَعَ الذِّكْرَ وَ خَشِیَ الَّحْمَنَ بِالْغَیْبِ فَبَشِّرْهُ بِمَغْفِرَهٍٔ وَأَجْرٍكَرِیمٍ)

آیه ۱۸) جهت رام كردن سركش بر كاغذ زرد بنویسد و بر او بندند( قَالُواْ إِنَّا تَطَیَّرْنَا بِكُمْ لَئِن لَّمْ تَنتَهُواْلَنَرْجُمَنَّكُمْ وَلَیَمَسَّنَّكُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِیمٌ)

آیه ۲۰) جهت پسر شدن زنیكه فرزندش نشود با مشك و زعفران نوشته و با خود داشته باشد (وَ جَآءَ مِنْ أَقْصَا الْمَدِینَهِٔ رَجُلٌ یَسْعَی قَالَ یَا قَوْمِ اتَّبِعُواْ الْمُرْسَلِینَ)

آیه ۲۴) جهت رفع چله زنان بشویید و در آبش غسل كند.(اِنِّیِ إِذَالَّفِی ضَلاَلٍ مُّبِینٍ)

آیه ۲۵) جهت رفع تب برنخی نخوانند و بر گردن مریض ببندند(إِنِّیِءَ امَنتُ بِرَبِّكُمْ فَاسْمَعُونِ)

آیه ۲۷) جهت درد كمر با مشك وزعفران نوشته و با خود داشته باشد(بِمَا غَفَرَلِی رِبّیِ وَجَعَلَنیِ مِنَ الْمُكْرَمِینَ)

آیه ۳۷) جهت رام شدن خلائق درخلوت ۳۰مرتبه هر روز بخواند ( وَءَایَهٌٔ لَّهُمُ الَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ النَّهَارَ فَإِذَاهُم مُّظْلِمُونَ)

آیه ۴۰) را اگر شب جمعه ۷ مرتبه بخواند حاجت او روا می شود ( لاَ الشَّمْسُ یَنبَغِی لَهَا أن تُدْرِكَ الْقَمَرَوَالَ الَّیْلُ سَابِقُ النَّهَارِ وَكُلٌّ فِی فَلَكٍ یَسْبَحُونَ)

آیه ۴۱) را بخواند جهت آسان گذشتن از صراط(وَءَایَهٌٔ لَّهُمْ أَنَّا حَمَلْنَا ذُرِّیَّتَهُمْ فِی الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ)

آیه ۴۲-سه شب هر شب ۳۰ مرتبه بخواند. انشاءالله پیغمبر اكرم(ص) راخواب می بیند اگر در محل و رختخواب غصبی نباشد (وَخَلَقْنَا لَهُم مِّن مِّثْلِهِ مَایَرْكَبُونَ)

آیه ۵۰) جهت كشف اسرار عجیبه بخواند(فَلاَ یَسْتَطِیعُونَ تَوْصِیَهًٔ وَلاَ إلَی أَهْلِهِمْ یَرْجِعُونَ)

آیه ۵۱) را بخواند ۷ مرتبه صلوات بفرستدو حوائج خود را ازخداوند بخواهد( فَنُفِخَ فِی الصُّرِ فَإِذَاهُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إلَی رَبِّهِمْ یَنْسِلُونَ)

آیه ۵۲) را بخواند زبان خلق بر او بسته می شود( قَالُواْیَوَیْلَنَا مَن بَعَثَنَا مِن مَّرْقَدِنَا هَذَا مَاوَعَدَ الرَّحْمَنُ وَصَدَقَ الْمُرْسَلُونَ)

آیه ۵۶) اگر بنویسد و با خود داشته باشد محتاج و به ظالم گرفتار نمی شود(هُمْ وَ أَزْوَجُهُمْ فِی ظِلَلٍ عَلَی الْأَرَآئِكِ مُتَّكِئُونَ)

آیه ۵۷) هر كس نوشته آنرا با خود داشته باشددر عمر او بركت آید( لَهُمْ فِیهَا فَاكِهَهٌٔ وَلَهُمْ مَّایَدَّعُنَ)

آیه ۵۹) هر كس مداوت به خواندنش كند مثل آن است كه هزار ختم قرآن كرده است( وَامْتَزُواْالْیَمَ أَیُّهَا الْمُجْرِمُونَ)

آیه ۶۰) در یك مربع نوشته و همراه خود داشته باشد در چشم مردم عزیز و مكرم آید (أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْكُمْ یَبَنیِ ءَ ادَمَ أَن لاَّ تَعْبُدُ وَاْالشَّیْطَنَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِینٌ)

آیه ۶۵) جهت اسهال بنویسید و بخورد(الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلَی أَفْوَاهِهِم وَتُكَلِّمُنَا أَیْدِیهِمْ وَتَشْهَدُ اَرْجُلُهُم بِمَا كَانُواْ یَكْسِبُونَ)

آیه ۶۸) جهت رفع فقر هر صبح بخواند( وَمَنْ نُّعَمِّرْهُ نُنَكِّسْهُ فِی الْخَلْقِ أَفَلاَ یَعْقِلُونَ)

آیه ۶۹) جهت رفع درد چشم ۷۰ بار بخواند و بر چشم بدمَد( وَمَاعَلِّمْنَاهُ الْشِّعْرَوَمَا یَنْبَغِی لَهُ إِنْ هُوَإِلاَّذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُّبِینٌ)

آیه ۷۲) برای زیاد شدن شیر مادران و حیوانات نوشته و بر ایشان ببندند( وَذَلَّلْنَاهَا فَمِنْهَارَكُوبُهُمْ وَمِنْهَایَأْكُلُونَ)

آیه ۷۳) جهت رفع گریه اطفال نوشته و براو ببندند( وَلَهُمْ فِیهَامَنَفِعُ وَمَشَارِبُ أَفَلاَ یَشْكُرُونَ)

آیه ۷۹) جهت چشم زخم نوشته با خود دارد( قُلْ یُحْیَیهَا الَّذِی أَنشَأَهَاأَوَّلَ مَرَّهٍٔ وَهُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ)

آیه ۸۱) جهت پنهان شدن از دشمن در راه رفتن بخواند دشمن او را نمی بیند( أَوَیْسَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَوَتِ وَ الْأَرْضَ بَقآدِرٍ عَلَی أَن یَخْلُقُ مِثْلَهُمْ بَلَیَ وَهُوَالْخَلَّقُ الْعَلِیمُ)




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 25 دی 1389 :: نویسنده : shahin

تعبیر خواب

1 - تعبیر خواب شیخ بهایی

 

ببینید در چه روزی از ایام قمری خواب دیده اید و تعبیرش را در زیر ببینید كه بالعكس است یا اینكه صحت دارد یا صحت ندارد

 

1 ماه

صحت ندارد

2 "

بالعكس

3 "

صحت دارد

4 "

بالعكس

5 "

صحت دارد

6 "

صحت دارد

7 "

صحت دارد

8 "

صحت دارد

9 "

صحت دارد

10 "

صحت ندارد

11 "

بالعكس

12 "

صحت ندارد

13 "

صحت ندارد

14 "

صحت ندارد

15 "

بالعكس

16 "

صحت دارد

17 "

بالعكس

18 "

صحت دارد

19 "

صحت دارد

20 "

صحت ندارد

21 "

صحت ندارد

22 "

صحت ندارد

23 "

صحت دارد

24 "

صحت ندارد

25 "

بالعكس

26 "

صحت ندارد

27 "

صحت دارد

28 "

بالعكس

29 "

صحت ندارد

30 "

صحت دارد

 

۲ - تعبیر خواب امام صادق ( ع )

 

خواب شب 1 و 10 و 21 ماه صحت ندارد

خواب شب 6 و 7 و 15 و 18 و 19 ماه صحت دارد

خواب شب 8 و 9 و 11و 12 و 22 و 23 و 28 ماه نیك است

خواب شب 4 و 5 و 16 و 17 ماه به تاخیر می افتد

خواب شب 2 و 3 و 24 ماه بالعكس است

خواب شب 13 و 14 ماه نه خوب است نه بد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 22 دی 1389 :: نویسنده : shahin

 علوم غریبه چیست ؟

 

انسان موجود بسیار پیچیده‌ای است و دارای قدرتهای عجیب و غریب فراوان می‌باشد، كه این خود نشانه و آیت عظمت خالق تواناست .
از این روست كه می‌تواند كارهای خارق‌العاده و غیر طبیعی انجام دهد، این گونه كارها معمولاً از ابعاد فیزیك و متافیزیك وجود بشرمنشاء می‌گیرد
در بعد فیزیك انسان می‌تواند با كمك ابزار و با انجام تمرینات، سرعت خود را در انجام برخی كارها افزایش دهد و یا نسبت به برخی پدیده‌ها عادت پیدا كند كه برای سایرین عجیب می‌نماید
در بعد متافیزیك انجام این كار با استفاده از نیروی‌های روانی، فراروانی و روحی صورت می‌گیرد.
برخی افراد با بهره‌گیری از این توانایی‌های خارق‌العاده اقدام به پیشبرد اهداف شوم خود می‌كنند و یا
حداقل این امور را بهانه‌ای برای كسب درآمدهای مالی و مادی قرار می‌دهند. البته محدود افرادی نیز یافت می‌شوند كه از این توانمندی هابرای خدمت به خلق و یا در انجام كارهای خیر و مثبت بهره می‌گیرند.درجامعه امروز علی‌رغم تمام پیشرفتهای صنعتی وعلمی، هنوز افراد زیادی برای حل مشكلات
خود به این روشها روی می‌آورند و به این بهانه‌ها مورد سوء استفاده قرار می‌گیرند. لذا بر آنیم تا با تشریح و نقدو بررسی این مقولات آگاهی لازم را به عموم منتقل نموده تا جلوی سوء استفاده برخی افراد فرصت طلب گرفته شود، همچنین می‌خواهیم یادآور شویم كه یگانه قدرت مؤثر در عالم خدای قادر می‌باشد (لله الواحد القهار)، لذا بهتر است برای حل مشكلات بجای روی آوردن به سحر- طلسم، جادو و امثال آن به درگاه رحمت حضرت حق پناه بریم،

انجام امور خارق‌العاده معمولاً از طریق علوم غریبه صورت می‌گیرد

علوم غریبه همانند راهی برای رسیدن به خداوند و قرب الهی است , مثلا (شما یک ادم فقیر و محتاج رو در نظر بگیرید , هیچگاه چنین فردی که به نان شب خویش محتاج است و هیچ بهره ای از این علوم ندارد نمی تواند به فکر خدا باشد و به قرب الهی برسد) چه بسا کسانی که پول دارند ولی این علم را ندارند بنابر این به قرب الهی نمی رسند. اما افرادی که این علم رابدانند اگر بخواهند وضعیت مالیشان خوب میشود و میتوانند با این علم به درجه قرب الهی برسند و خواصی هستند که احتیاجی به پول ندارند و با استفاده از این علوم به قرب الهی می رسند مانند همان دراویش زمانهای قدیم در حقیقت انها برای قرب الهی این ریاضت را به خودشان تحمیل میکنند همانند قیام عاشورا( همانطور که می دانید در ان موقع زعفر جنی پادشاه جنهای مسلمان با چندین هزار سرباز به یاری امام حسین-علیه السلام-شتافتند ولی ان حضرت کمک انان را رد کرد و در حدیثی امده که ان حضرت به زعفر قرمود : خود بهتر می دانی که اگر بخواهیم خودمان این کار را (شکست دادن سپاه دشمن) بهتر از شما می توانیم انجام دهیم .
پس می توان نتیجه گرفت که این علوم غریبه شامل (رمل , جفر , نجوم , سلوک , حتی قران و حدیث شناسی و....) می شود.
تعریف دیگر از علوم غریبه : در گذشته که مثل حالا روانشناس و متخصصی نبود , افراد عالم و خواصی بودند به نام فیلسوف . مثلا : شخصی پیش یکی از انان می رفت و می گفت که من یا فلانی مشکلی برایش پیش امده که سر به دیوار می کوبد و مدام ناله می کند و دیوانه شده , بعد شخص فیلسوف که از علوم با خبر بود یا بوسیله احضار اجنه و یا با استفاده از رمل و جفر به مشکل ان شخص جواب می گفت مثلا می گفت : فلانی را فلان جن به خاطر فلان عملش مورد ازارو اذیت قرار می دهد و یا .... و اگر شخص فیلسوف تشخیص می داد که اجنه این کار را کردن و اسم جن را بدست می اورد با استفاده از اعمالی مثلا نوشتن طلسم و قسم نامه و دادن دستوراتی خاص که همه منطقی هستند ان جن را از ان شخص دور می کرد.
امیدوارم با توضیحاتی که در بالا اوردم قضیه برایتان روشن شده باشد و با چشم دیگری به این علوم نگاه کنید ضمنا این علوم را اشخاصی از طریق احضار اجنه و یا از طریق ملائک و... یاد گرفته (مثل پیامبران و امامان ما )


علوم غریبه دارای پنج شاخه اصلی می‌باشد كه عبارتند از

علم كیمیا،علم لیمیا، علم هیمیا، علم سیمیا و علم ریمیا.

البته این علوم دارای شاخه‌های فرعی نیز می‌باشند كه از آن جمله می‌توان به:

علم اعداد و اوفاق، علم احضار ارواح، علم تنویم مغناطیس و خافیه اشاره كرد

علم كیمیا چیست ؟

 

چگونگی تبدیل صورت یك عنصر به صورت عنصردیگر می‌باشد.
این همان است كه در طول تاریخ افراد زیادی به دنبال آن بوده‌اند و قصد تبدیل خاك به طلا داشته‌اند. داستانهای زیادی در ادبیات ملل مختلف دربارة كیمیا وجود دارد، ظاهراً عرفا دارای این قدرت بوده‌اند
(آنان كه به یك نظر خاك را كیمیا كنند)

 

علم لیمیا چیست ؟

 

 علم تسخیرات است. در این شاخه چگونگی تأثیرهای ارادی در صورت اتصالش با موجودات ماورائی مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد.
لیمیا منجر به كسب قدرت تسخیر جن و روح می‌شود.
منظور از تسخیر آن است كه موجودات در اختیار و به فرمان انسان باشند.
معمولاً افـراد سودجـو برای رسیدن به اهداف خود(كه عمدتاً اهداف غیر معنوی و مادی است)
از این موجودات تسخیر شده بهره می‌برند

  

علم هیمیا چیست ؟

 

در علم هیمیا، تركیب قوای عالم بالا با عناصر عالم پایین مد نظر است و به آن علم طلسمات نیز می‌گویند.
در طلسم از طریق برخی ابزار و وسایل مادی(عناصر عالم پایین) نیروهای ماورائی جهت انجام كارها به خدمت گرفته می‌شوند. ظاهراً طالع‌بینی نیز زیر مجموعة هیمیا می‌باشد.
در طالع‌بینی: اعتقاد بر این است كه محل و موقعیت قرار گرفتن ستارگان در لحظه تولد نوزاد، برسر
نوشت و آینده او تأثیر می‌گذارد و از این طریق نسبت به پیشگویی در مورد آینده اقدام می‌شود.
طالع‌بینان معمولاً با استناد به تأثیرات ماه، خورشید و ستارگان دیگر پیشگویی می‌كنند
در كل پیشگویی و اطلاع از اخبار آینده مورد تأیید نمی‌باشد، هر‌چند كه ممكن است این كار عملی باشد. اگر لازم بود انسان از آینده با خبرباشد، مسائل آینده در حجاب و پوشش قرار نمی‌گرفت
و یقیناً پوشیده بودن آن حكمت الهی داشته و خیر عموم در آن است.

  

علم سیمیا چیست ؟

 

تركیب نیروهای روانی و جسمانی است. به عبارت دیگر هماهنگ ساختن و خلط كردن قوای ارادی با قوای مخصوص مادی می‌باشد.
از این علم برای دست‌یابی و تحصیل قدرت در تصرفات عجیب و غریب در امور طبیعی استفاده می‌شود. برای مثال تصرف در خیال مردم و تغییرآن از این دسته است

 

گفتن  ۹۴ مربته  یا غنی  بعد از نماز صبح هر روز موجب کشف اسرار کیمیا  و سیمیا خواهد بود

 

 علم ریمیا چیست ؟

 

استفاده از قوای مادی در انجام امور خارق‌العاده است. مانند كاری كه معمولاً شعبده ‌بازان انجام می‌دهند. این افراد از توان نهفته در امكانات و وسایل مادی با ظرافت خاصی برای انجام كارهای عجیب وغریب بهره می‌گیرند.

 

علم رمل چیست ؟

  

علم رمل از معجزات حضرت دانیال نبی علیه السلام است و نیز حضرت امیرالمومنین علیه السلام از این علم بهره مند بودند واین علم بر پایهء اعداد وعناصر اربعه است وتا حدودی میتوان از اینده با خبر شدالبته به توسط این علم . وبیشتر بر مبنای سیرخط ونقطه است رمل نیز مانند علوم دیگرشاخه های گوناگونی دارد

 

 علم جفر چیست؟

 

جفر در واقع به معنی پوست بزغاله ای است كه وسیع باشد وچیزهای زیادی را در خود جا میدهد

و علم جفر بر اساس برخی روایات به این نحوه بوده كه كتابیرا جبرائیل به خدمت حضرت محمد(صلوات الله علیه واله)اوردند كه تمامی علم عالم از اول خلقت تا به اخر انرا توضیح داده بود كه این كتاب جفر نام داشت و روزی یكی از صحابهء پیغمبر كتاب را از ایشان غرض كردند وبه بیایانی رفتند تا مطالعه كنند ولی در هنگام باز گشت طوفان شدیدی میگیرد كه چندین برگ از كتاب را با خود میبرد صحابه نیز شرمگین نزد رسول خدا امده و ماجرا را شرح میدهدرسول خدا به همراه صحابی به بیابان رفته و چندین برگ از ان كتاب را پیدا میكنند ولی یك برگه از ان كتاب مفغود باقی میماند واین علم جفری كه تا كنون در سراسر دنیا منتشر شده از همان یك ورق بوده كه خدا میداند دست كه افتاده بوده ولی كتاب اصل ان در حال حاضر در نزد حضرت(حجت عج الله تعالی فرجه الشریف )است ولی باید دانست كه تا اقا امام زمان به كسی نظر نداشته باشد محال است كسی بتواند به ان(جفر) دسترسی داشته باشد





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 21 دی 1389 :: نویسنده : shahin

شرایط دعاوطلسم

 

دوستان عزیز شما باید بدانید كه نوشتن دعا وطلسم دارای شرایطی خاص است

اول- اینكه باید نیت سائل پاك باشدودر غیر این صورت نتیجهء بدی میدهد كه موجبات پشیمانی را به بار می اورد پس باید نیت سائل قربتاً الی الله باشد که همه چیز به اذن او انجام میگیرد. 

دوم- اینكه از فرد عاملی اجازه دریافت کنید.

سوم- عبادت و ریاضت

چهارم- همیشه پاک و طائر باشید.

پنجم- در نوشتن تمام تعویذات باید سمت قبله بنشینید و از خدا طلب فرج کنید

ششم- همیشه باید یقین داشته باشید که این علم بسیار مهم و موثر است و خواهد بود

هفتم- هرگز این علم را به نا اهل و جاهل نیاموز هشتم - هر کاری را با توکل بر خدا شروع کن

و...

نكته : هیچگاه در شب مخصوصاً به هنگام غروب دعا وطلسم ننویسید كه موجب بلا ونزاع وجنگ میشود.

  شناخت ساعات مختلف شبانه روز خیلی در این علم مهم و تاثیر گذار است یعنی اینکه بدانیم کدام ساعت و زمان برای چه کاری مناسب است یکی از موارد مهمی که از این موضوع در آن استفاده میشود امر دعا نویسی میباشد که شخصی که برای امری دعایی مینویسد اگر این کار را در ساعت مناسب انجام ندهد چه بسا نتیجه معکوس حاصل میگردد . بهتر است بگوییم یکی از شرایط مهم در انجام امور مربوط به این علم آگاهی از این ساعات میباشد.

 

به عنوان مثال روز های هفته و سیارات منسوب به آن ها چنین اند. 

 

شنبه:ساعت اول یعنی یك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت زحل است كه نحس اكبر است و برای نوشتن دعا وطلسمات دشمنی و جدائی به كار میرود

 

یكشنبه: ساعت اول یعنی یك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت شمس است كه سعد اكبر است و برای نوشتن دعا های محبت وزبان بند (عقداللسان) خوب است

 

دوشنبه: ساعت اول یعنی یك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت قمر است كه سعداصغر است ونیز برای نوشتن دعا و طلسمات محبت وزبان بند به كار میرود

 

سه شنبه: ساعت اول یعنی یك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت مریخ است كه نحس اصغر است وبرای نوشتن دعا وطلسمات دشمنی و جدائی به كار میرود

 

چهار شنبه: ساعت اول یعنی یك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت عطارد است كه سعد اصغر است است ونیز برای نوشتن دعا و طلسمات محبت وزبان بند به كار میرود

 

پنج شنبه: ساعت اول یعنی یك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت مشتری است كه سعد اكبر است است ونیز برای نوشتن دعا و طلسمات محبت وزبان بند به كار میرود

 

جمعه: ساعت اول یعنی یك ساعت قبل از طلوع افتاب ساعت زهره است كه سعد اكبر است است ونیز برای نوشتن دعا و طلسمات محبت وزبان بند به كار میرود

 

بطور کلی روزهای هفته و ساعات شبانه روز هرکدام به دو قسمت سعد و نحس تقسیم میشوند که هردو آن ها شامل بخش های اکبر و اصغر هستند و به یکی از سیارات منسوبند.

به عنوان مپال روز های هفته و سیارات منسوب به آن ها چنین اند.

شنبه ---------
زحل ------- نحس اکبر

یکشنبه ------
شمس ------- سعد اکبر

دوشنبه ------
قمر --------- سعد اصغر

سه شنبه -----
مریخ ------- نحس اصغر

چهارشنبه ---
عطارد ------ سعد اصغر

پنج شنبه ----
مشتری ------ سعد اکبر

جمعه -------
زهره ------- سعد اکبر





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 21 دی 1389 :: نویسنده : shahin

دستور العمل ها و تذکرات جهت پرواز روح

شرایط پرواز روح :

1- مکان : مکان انجام تمرین باید کاملاً آرام باشد و البته نیمه تاریک و حتی الامکان

درمکانی تمرین کنیم که انرژی مثبت داشته باشد. و به دور از صداهای مزاحم باشد

2-  زمان : بهترین زمان برای تمرین سحرگاه می‌باشد در نیمه اول ماه قمری از اول تا

پانزدهم ماه تمرینات تأثیر بیشتری می‌گذارد در حالتی که قمر در موضع عقرب میباشد

تمرین نکنید ( به تقویم نجومی مراجعه کنید.) در شب هایی که بُعد انرژی بسیار بالا

است تمرینات جواب بیشتری می‌دهد.

٣- بو : رایحه ملایم و خوشبو ایجاد آرامش می‌کند مثل بوی (عود ، کندر و)

4- وضعیت خود شخص:بنا به تجربیات شخصی اینجانب علی موسائی نکات زیر در نتیجه

دادن بهتر تمرینات تاثیر گزار هستند.

لباس : باید لباس راحت و تمیز بپوشد و در صورت دسترسی لباس کاملاً سفید باشد.

طهارت : قبل از انجام تمرین باید با طهارت کامل بود. انجام غسل و وضو بسیار اثرگذار

می‌باشد.

غذا : استفاده از روش گیاهخواری و ترک حیوانی می تواند تأثیر بسزایی در تمرینات

بگذارد. و نا گفته نماند که کمتر بخورید و همیشه دو ساعت بعد از تناول غذا تمرین کنید.

مصرف گوشت و البته غذاهای مصنوعی مثل همبرگر، سوسیس و … تأثیر منفی در

تمرینات می‌گذارد.

۵- ذکر : تکرار بعضی از اذکار و آیات میتواند بسیار کمک کننده باشد.

از ذکر « یا باسط » قبل از تمرین به تعداد ۷۲ مرتبه استفاده کنید.

6- رو به  قبله تمرین کنید.

7- بعد از هر تمرین بابت نتیجه حاصله خداوند را سپاسگزاری کنید.

8- هرگز در موقع خستگی، گرسنگی و شکم پری، تمرین نکنید.

9- با اطمینان و اعتماد به نفس تمرین کنید.

و مطمئن باشید که شما توانایی انجام کارهای ماورائی را دارید.

10- تصور در کار شما خیلی مهم است پس تصور پرواز روح را مرتباً در ذهنتان به هنگام

تمرین و قبل از تمرین مرور کنید.

تمرینات پرواز روح

تمرین اول : ابتدا خود را اینگونه وارد یک حالت خلسه مفید کنید. (Relaxation)

 -1بدن را رها کرده به پشت در یک جای نرم و راحت دراز بکشید و با توجه و تمرکز

روی صدای دم و بازدم تنفس نسبتاً‌عمیقی بکشید. (۳ دقیقه)

در اینجا چشمها را میبندیم و به وسط دو ابرو خیره میشویم (نقطه چاکرای آجنا)

 -2     در مرحله دوم تمرین نفس عمیق را رها کرده و از عدد ۴۰ در ذهن معکوس به

سمت عدد ۱ می شماریم و با خود می‌گوئیم : با هر عدد که پایین میایم ، بدنم رها ،

شَل ، سنگین ، خواب آلوده ، و آرام می‌شود.

-3در مرحله سوم بدن خود را تصور می‌کنیم

 ابتدا به پاها نگاه کرده ( البته در تصویر ذهنی) و در ذهن خود مجسم می‌کنیم که

پاهایمان کم کم پف می‌کند و بزرگ و بزرگ تر می‌شود در این مرحله همین که این تصور

را داشته باشیم خود به خود پاهایمان حالتی مثل پف کردن و سنگینی می‌گیرد. این

تجسم را به شکم، سینه، دست ها و کل بدن انتقال می‌دهیم. با انجام صحیح این سه

مرحله حالتی مثل سنگینی ، آرامش، رهایی، راحتی، خواب آلودگی، پف کردن دست ها

یا پاها، مور مور شدن بدن و … به ما دست می‌دهد که از نشانه های خلسه های مثبت

می‌باشد. (در نتیجه فعال شدن سیستم عصبی پاراسمپاتیک می‌باشد.)

حالا بعد از انجام این سه مرحله آماده انجام تمرین پرواز روح می‌باشیم.

بدن خود را کاملاً در حالی که به پشت دراز کشیده‌ایم تجسم می‌کنیم. توجه و تمرکز را

معطوف فاصله بین نوک بینی و سقف محل تمرین می‌نماییم ، در ذهن تصور می‌کنیم که

کم کم فاصله بین نوک بینی ما و سقف اتاق کمتر و کمتر می‌شود آرام آرام نوک بینی به

سقف اتاق می‌رسد بدن ما بالا و بالاتر می‌رود (با انجام مرتب و منظم این تمرین حالتهای

خوبی از پرواز روح را تجربه می‌کنیم.) خوب حالا نوبت به این رسیده که خیلی خوب و

کامل از این حالت خارج شویم و به حالت طبیعی و معمولی خود برگردیم پس با ۵ شماره

از این حالت خارج می‌شویم. یک کاملاً خارج میشوم، دو کاملاَ به حالت عادی بر می‌گردم،

سه با شنیدن شماره پنج خیلی راحت از این حالت خارج می‌شوم و چشم‌هایم را باز

می‌کنم،‌ چهار و پنج کاملاً از تمرین خارج شده‌ام.

تذکر : توجه داشته باشید خیلی آرام آرام چشم ها را باز کنید و یک دفعه از جایتان تکان

نخورید زیرا حداقلش  ممکن است دچار سردرد شوید.

قبل از پایان هر تمرین این سه جمله را حتماً‌ تکرار کنید :

۱ -تمرین بسیار خوبی داشتم.

۲ -شاداب، سلامت، پر حس و پر انرژی هستم.

۳ -در دفعات بعد خیلی سریعتر، عمیق تر و بهتر وارد حالت خلسه می‌شوم و تجربه

بهتری از پرواز روح نصیبم می‌شود.

تمرین دوم : خود را وارد یک خلسه خوب و عمیق می‌کنیم. بعد از آن تصور می‌کنیم که

یک طناب از سقف به سمت پائین آویزان شده و ما در حالی که به پشت دراز کشیده‌ایم

طناب را با هر دو دست محکم می‌گیریم و می کشیم و کم کم کاملاً‌ به سقف می‌رسیم،

اگر این تمرین را خوب انجام دهید آرام آرام متوجه حالتی خاص مثل سبکی، رهایی،‌

بی‌وزنی در بدن خود می‌شوید که بعد از انجام تمرینات مرتب و منظم با رعایت شرایط

گفته شده انشاء الله به پرواز روح می‌رسید

تمرین سوم : ابتدا روی یک مبل راحت وارد یک خلسه مفید و مثبت می‌شویم (درحالی

که روی مبل لم داده‌ایم)

بعد تصور می‌کنیم که آرام آرام از مبل جدا شده و کاملاً صاف روی مبل قرار گرفته‌ایم (به

حالت نشسته). یعنی از حالت لم دادن خارج شده و بدن کاملاً صاف کمی به سمت جلو

آمده.

انجام چند باره این تمرین باعث فعال شدن استعداد پرواز روح در انسان می‌گردد. آنگاه

خیلی راحت با ۵ شماره از این حالت خارج می‌شویم.

کلام آخـر

خواننده عزیز و گرامی که علاقه‌مند به سیر در علوم ماورایی هستید، توجه داشته باشید

که تمام این تمرینات و در واقع هدف از نوشتن این مطالب، رسیدن به خودشناسی

می‌باشد که البته منجر به خداشناسی و معرفت هر چه بیشتر به خالق روح شود،

 ان شاء الله در این خودشناسی لذت بخش موفق و مؤید باشید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 9 دی 1389 :: نویسنده : shahin
تسخیر و احضار جن
افرادی هستند که قدرت تسخیر دارند،جن را احضار می کنند و از آنان انجام کارهایی را که برای انسانها ممکن نیست خواستار می شوند،از جمله ی آن کارها این است:به طور مثال می خواهند شیئی را از جای دور دست دنیا برای شخصی بیاورند و یا از شهری دور از افراد خاصی خبر بیاورند و یا اینکه از مال دزدیده شده خبر دهند و مال دزد را پیدا نمایند و... از جمله ی آن افراد شخصی است در آذربایجان شرقی که افراد زیادی بخاطر مال پیدا شده،مال گم شده و مسائل دیگر به ایشان مراجعه می کنند.
تسخیر جن و خبر دادن از مال دزدیده شده ی آن شخص اینگونه است که ایشان اول ورد مخصوصی زیر لب آرام و آهسته می خواند سپس بر روی ناخن بچه ای که هنوز به سن بلوغ نرسیده چیزی مینویسد یا رنگ می کند سپس آن بچه به ناخن خود نگاه کرده و میبیند که چه افرادی مال را دزدیده اند و به کجا برده اند نحوه ی دزدیده شدن مال را با تمام جزییات می بیند و تعریف می کند و هر سوالی را هم که در همان حال راجع به نحوه ی دزدیده شدن مال از او بپرسید به شما پاسخ می دهد.از جمله ی اولیاء خدا که اجنه در تسخیر او بودند و برای او کار می کردند حضرت سلیمان علیه السلام بود.اجنه برای حضرت سلیمان علیه السلام کارهای مهم و بسیاری انجام دادند.

تسخیر جن توسط یک نوجوان
عارف کامل شیخ جعفر مجتهدی (ره) حتی در نوجوانی اجنه را تسخیر می کرده و اجنه از ایشان اطاعت می کردند.خود ایشان نقل کرده اند که من در همان آغاز نوجوانی شروع به تهذیب نفس و خود سازی و تقویت اراده نمودم و در قبرستان متروکه ی شهر تبریز که یکی از قبرستانهای بسیار مخوف ایران به شمار می رود و رعب و وحشت عجیبی بعد از استیلای شب به خود می گیرد،قبری حفر نموده و در آن شب را تا به صبح اعمالی که در فکر و ذکر خلاصه می شد سپری می نمودم و چون بسیار دوست داشتم به بینوایان و مستمندان کمک کنم و زندگی آنها را از فقر و تنگدستی نجات بخشم،سعی و تلاش بسیاری می نمودم تا معمای لاینحل کیمیا به دست من حل گردد،لذا قسمتی از سرمایه ی پدری را در این راه صرف نمودم ولی به نتیجه ای نرسیدم اما چون این کوشش من همراه توسلات شدید بود،یک روز هنگامی که مشغول انجام ترکیبات شیمیایی بودم ناگهان سروش آسمانی به من نداء در داد:جعفر!کیمیا،محبت ما اهل بیت است،اگر به دنبال آن هستی قدم بگذار و ثابت باش.با شنیدن آن ندای غیبی هدف و مسیر زندگیم به کلی دگرگون شد و بر آن شدم تا به جای تسخیر جن و انس و ملک و غیره و اکتساب کیمیا و علوم غریبه و کشف نیروهای نامرئی به دنبال حقیقت همیشه جاوید و پاینده یعنی محبت و دوستی ائمه ی اطهار علیه السلام بروم.تا آن روز و قبل از شنیدن آن هاتف غیبی و ندای ملکوتی موفق شده بودم بسیاری از نیروهای طبیعت را تحت فرمان در آورم،به طوری که در هر محفلی حضور داشتم عده ای از جنیان حاضر بودند و دستوراتی که به آنها می دادم اطاعت می کردند.
در آن ایام در یکی از اتاق های طبقه ی فوقانی منزل پدرم در شهر تبریز زندگی می کردم.در آن اتاق ظروف قدیمی زیادی وجود داشت،از جمله دو عدد ظرف مرغی عتیقه ی شبیه به هم و بسیار گران قیمت که در دو طرف آن،آئینه قرار داشت .یک روز که از خانه خارج شده بودم،مادرم برای نظافت و سرو سامان دادن وارد اتاق شده و متوجه می شود که یکی از ظرفهای کنار آینه نیست!او گمان می کند که من آن ظرف را به خاطر تهیه ی مواد شیمیایی جهت بدست آوردن کیمیا فروخته ام.هنگامی که به منزل بازگشتم با لحنی شدید به من گفت:جعفر چرا اسباب منزل را میفروشی؟در جواب گفتم:من چنین کاری نکرده ام.مادرم گفت یکی از ظرفهای کنار آینه نیست!به ایشان گفتم شاید ظرف را در جای دیگری قرار داده باشم،سپس به اتاق رفتم و دیدم که یکی از ظرفها در جای خودش نیست،فهمیدم که ناپدید شدن ظرف توسط اجنه انجام گرفته لذا فورا مامور و موکل مخصوص جنی را احضار کرده و از او پرسیدم کاسه ی مرغی را به کجا برده اید؟او در جواب گفت:اوصاف این یک جفت کاسه ی قدیمی را برای پادشاهمان بیان کرده بودیم و او علاقه ی شدیدی به دیدن آنها پیدا کرد لذا امر کرد یکی از آنها را نزدش ببریم و بعد از مشاهده برگردانیم.به او گفتم یک نماز مستحب دو رکعتی می خوانم اگر تا پایان نماز ظرف در جای خود نباشد شما را به شدت تنبیه کرده و خواهم سوزاند.مشغول نماز شدم در تشهد نظر به طاقچه انداختم و دیدم ظرف در جای خود قرار گرفته است،آنگاه مادرم را صدا کرده و گفتم:که ظرفها که در جای خود می باشد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 9 دی 1389 :: نویسنده : shahin

زندگی جنیان به شرحی که قبلاْ گفته شد ادامه داشت تا وقتی که پیامبر مکرم اسلام (ص) به رسالت برگزیده شدند .نه نفر از رؤسای جنیان وقتی کلمات آسمانی قران را از زبان حضرت شنیدند اسلام اوردند و هر یک قوم خود را به قبول دین محمدی (ص) فرا خواندند و سپس قوم خود را به نزد رسول اکرم اوردند و دسته جمعی  به شرف اسلام نائل شدند (1)

در کتاب جنات الخلود امده که دونفر از جنیان به حضور پیامبر (ص) امدند و اسلام را برگزیدند و حضرت نیز نام یکی را «عبدالرّحمان» و نام دیگری را «عبدالقادر» گذاشتند . همانطور که گفته شد بعث خاتم نبیّین بر همه ی جن و انس بوده است

وقتی که « بسم الله » گفته میشود اثر بد جن های کافر خنثی میشود و خود را کنار میکشند اما مؤمنان جنیان چون با بشر دشمنی ندارند ، فرار نمیکنند

حضرت امام علی (ع) فرموده : وقتی که لباس خود را از بدن در میاورید بسم الله بگویید تا جنیان ان را نپوشند و اگر نگویید  انرا تا صبح به تن خواهند کرد و حضرت امام زین العابدین (ع) فرموده : گوشت را از استخوانش بطور کامل پاک نکنید که جنیان از ان بهره میبرند و اگر پاک کنید انان چیزی از خانه ی شما خواهند برد و از حضرت امام موسی الکاظم (ع) نقل شده : خوردن سیب برای زهر ، سِحر ، رفع استیلای جنیان و غلبه ی بلغم نافع است و هیچ چیز برای دفع شر جنیان مفید تر از سیب نیست (2)

 حضرت امام حسن عسگری(ع) فرموده : روزی حضرت امام موسی بن جعفر (ع) در خدمت پدر بزرگوارشان حضرت امام صادق (ع) بودند که شخصی بنام «اشجع سلمی» وارد شد و قصیده ای را در مدح ان بزرگوار خواند . ان حضرت خواستند انعامی بدهند اما او تقاضا ی دیگری نمود و گفت  : مولای من ، گاهی در سفرهایم در بیابانها ی تاریک و وحشتناکی قرار میگیرم که خوف تمام وجودم را میگیرد ، چیزی به من بیاموز تا باعث ارامش قلبم شود . حضرت فرمود : هر گاه از امری ترسیدی ، دست راست خود را بالای سر بگذار و با صدای بلند بگو : اَفَغَیرَ دینِ الله یَبغُونَ وَ لَهُ اَسلَمَ مَن فی السّماواتِ وَ الاَرض طَوعاً وَ کَرهاً وَ اِلیهِ یُرجَعُون ( ایه ی شریفه ی83 سوره ی مبارک آل عمران ) . پس از تعلیم این ایه ، اشجع سلمی میگوید در بیابانی به جنی برخوردم و صدایی شنیدم که میگفت : او را بگیرید !! و منکه خوف کرده بودم  فوراْ این ایه ی شریفه را خواندم و شنیدم که صدای دیگری گفت : چگونه او را بگیریم در حالی به قران توسل جسته است ؟! (3) 

میگویند جنیان از خادمانِ حضرت سلیمان (ع) بودند و ان حضرت را در کارهایشان یاری میدادند (4)

همیشه از کودکی با خود فکر میکردم چرا پدرِ خدابیامزم همیشه مرا از نزدیک شدن و دست زدن به سگ ها پرهیز میداد ، در بین حیوانات چرا میگفت سگ  « عین النجس » است

در حدیثی موثق از حضرت امام صادق (ع) امده که : سگی که تمام مو های بدنش یکدست سیاه رنگ است ، جن است و از حضرت رسول (ص) نقل است که : سگ ها از ضعیفان جن هستند و اگر به شما نزدیک شدند چون نفس های بدی دارند از خودتان دورشان کنید . حضرت امام صادق (ع)  فرموده: سگی که یکدست سیاه رنگ است یا سفید رنگ  یا سرخ رنگ ، از جنیان است . در حدیثی از ابو حمزه امده است که : در بین راه  مکه و مدینه در خدمت امام صادق (ع)بودم  که ناگهان دیدم سگ سیاه یکرنگی به ان حضرت نزدیک شد و ایشان رو به سگ کرده و فرمودند : تو را چه میشود که اینچنین دوان دوان میروی ؟ .... و من ناگهان دیدم ان سگ شبیه مرغی شد و پرواز کرد و رفت . از حضرت پرسیدم شما هم دیدید ؟ یعنی این چه بود ؟ حضرت در جواب گفت : ابو حمزه ،  نام او «عثم» و پیک جنیان  می باشدو میرود که خبر مرگ هشام را به جنیانِ اکناف زمین  برساند  (5)

یادتونه که گفتیم جنیان به اشکال مختلف هستند و از جمله شبیه مار ؟! مرد هیزم فروش و امینی بود و ماری را که لابه لای هیزم های خود دیده بود کشته بود . جنیان او را ربودند و به نزد بزرگ قوم خودشون بردندو گفتند ، این مرد ، پسر عمه ی ما را کشته و ما میخواهیم اورا قصاص کنیم . هیزم فروش میگوید کسی را نکشته و نمیداند اینان چه میگویند و من هیزم فروشی بیش نیستم و امروز فقط ماری را که سد راهم شده بود با تبر کشتم ... ناگهان جنیان با خشم فریاد زدند ان مار  پسر عمه ی ما بوده و .... در حال جدل بودند  که بزرگ جنیان گفت : او را رها کنید و به همان جایی که ربوده بودین باز گردانید چرا که شما نمیتوانید او را قصاص کنید زیرا من از رسول الله (ص) شنیدم که به ما جنیان میفرمود : هر کس از شما در غیر صورت اصلی خود درآید و پس از ان کشته شود هیچ دیه و قصاصی ندارد و چون پسر عمه ی شما خودش را به شکل مار در اورده بود و مار نیز از دشمنان انسان ها محسوب میشود پس او خطایی نکرده و ... مرد هیزم فروش به ان بزرگ جنیان گفت شنیدم از رسول الله (ص) اسم اوردی  مگر ایشان را ادراک نموده ای ؟ وی گفت  آری من یکی از جنیانی هستم که در پیشگاه مبارک ایشان قرار گرفته و سخنان گوهر بارشان را شنیده ام (6)

در قسمت های گذشته از قتل ادمیان به دست جنیان نوشته بودیم که گفتید خیلی ترسیدید خوب حالا از قتل جنیان به دست ادمیزاد هم نوشتم که بدهکار جنایتکارا نباشم و شما هم دلتون خنک بشه اما نه صبر کنید جایی نرید هنوز از این داستان های شیوا بازم دارم

در بحرین فردی شتر خود را گم کرده بود وقتی در بیابان انرا یافت ، ریسمانی به گردنش انداخت و بطرف منزل خود روان شد و در بین راه ، در حال گذراز قبرستان «عجمان» بود که ناگهان دختری را در کمال زیبایی و لطافت دید و حیران بود که ان دختر کیست در قبرستان چه میخواهد که ناگهان ان دختر، صاحب شتر را به اسم صدا زد و گفت : برای برگشت خیلی تاخیر داشتی و میدانی من چه مدت انتظار تو را میکشم ؟ هم اکنون ارزوی وصلت با تورا دارم و ...... از انجایی که ان دختر بی نهایت زیبا رو و خوش اندام بود ان مرد صاحب شتر نیز به او رغبت نشان داد و شتر خود را بر زمین خوابانید تا ..... وقتی که تمام اعضای دختر را نگاه میکرد  متوجه شد که پاهای او مانند پا های ادمیان نیست و از مو پوشیده شد و کثیف میباشد ، بسرعت متوجه شد که ان دختر از جنس جنیان است و فی الفور یک سرِ ریسمان شتر را به قطب شتر و سر دیگر ریسمان را حلقه کرده به گردن دختر جنی میاندازد و بسرعت سوار شتر شده و او را تا دروازه های بحرین میتازاند و وقتی مطمئن شد دختر جنی مرده  ، همه را خبر دار میکند و مردم میبینند که چه موجود زشت و نفرت انگیزی است (7)

ببینم از ازدواج متقابل انسان و جن چیزی شنیدید ؟

در کتاب قصص العلما و همچنین در کتاب دارالسلام عراقی امده  که مرحوم شیخ الفقها ، شیخ جعفر کبیر در لاهیجان بود و شخصی نزدش امد و گفت : میخواهم که با شما در خلوت امر مهمی را در میان بگذارم .... وقتی مجلس را خلوت کردند ان شخص گفت : من در حباله ی خود دو زن دارم ، روزی به صحرا رفتم و در زمینی خالی از اغیار ، دختری را دیدم که بی  نهایت زیبا بود که ابتدا از دیدن او در ان بیابان وحشت کردم . ان دختر وقتی حال پریشان مرا دید گفت نترس من دختری از طایفه ی جنیان هستم و عاشق تو شده ام . به خانه ی خود برو و برایم جای خاصی مهیا کن ، من هر شب پیش تو می ایم و هر چیزی از مال دنیا که بخواهی  برایت میاورم اما دو شرط دارد  اول اینکه از این به بعد از زنان خود بکلی کناره گیری کنی و دوم اینکه این راز را به هیچ کس نگویی و اگر هر کدام از دو شرط را رعایت نکنی تو را خواهم کشت و اموالی که برایت اورده ام را پس خواهم گرفت ...... من بر طبق گفته ی ان جنیّه  عمل کردم و تاکنون از زنان خود بریده و با او همخوابی داشته ام و او نیز به قول خود عمل کرده و اموال بسیاری برایم اورده است  اما نزدیکی با او مرا بشدت ضعیف کرده و مرگ خود را نزدیک میبینم و جرات هم ندارم از شرط هایش تخطی کنم . ای شیخ مرا از گردابی که در ان افتاده ام نجاتم بده ..... شیخ بزرگوار وقتی خوف و استیصال ان جوان را دید دو رقعه دعا نوشت و به ان جوان داد و گفت : یکی را بر روی اموالی که جنیّه برایت اورده بگذار و دیگری را در دست خود نگه دار و بر در خانه ات بنشین و هنگامی که ان دختر امد رقعه ای را که در دست محکم نگه داشته ای به او نشان بده و بگو این را  شیخ جعفر نجفی نوشته و .... جوان طبق انچه راهنمایی شده بود عمل کرد وقتی دختر جنی امد و رقعه را در دستان ان جوان دید  از او دور شد و به سمت اموالی که برایش اورده بود رفت ولی وقتی رقعه ی دوم را روی اموال دید برگشت به جوان گفت اگر ان رقعه ها را شیخ ننوشته بود ،  تو را بخاطر اشکار کردن اسرارمان حتما میکشتم و اموال را با خود میبردم  اما چاره ای جز اطاعت از دستور شیخ را ندارم وقادر به ایستادگی در مقابل ان بزرگوار را ندارم و این را گفت و از نظر ناپدید شد و ان جوان دیگر او را ندید (7)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 9 دی 1389 :: نویسنده : shahin
- برای دستیابی به اسم اعظم

از حضرت رسول صلی الله نقل است که: مابین  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ و اسم اعظم فاصله سفیدی و سیاهی چشم است.

۲- برای دفع بلیات

از علّامه شیخ احمد؟ نقل است که:اگر کسی هنگام خواب بیست و یک مرتبه  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را بخواند؛ خداوند در آن شب او را از شر شیطان و دزدان و مرگ ناگهانی محافظت می کند و جمیع بلیات را  از وی دور می گرداند.

۳- برای رفع درد

 شیخ رحمه الله می فرماید:هر دردی که سه روز پیوسته صد مرتبه  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را بخواند؛ به اذن الله تعالی آن درد زایل می گردد.

۴- برای برآمدن حاجات و رفتن نزد حکام

 روز پنجشنبه روزه بگیرد و افطار برخرما یا کشمش نماید. بعد ازنماز شام(مغرب) ۱۲۱ مرتبه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را بخواند و بعد نماز خفتن(عشاء) را بخواند؛ بعد برجای خود خواب شودو بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را بدون تعیین عددبخواند تا خواب بر وی غلبه کند. صبح روز بعد(جمعه)بعد از نماز صبح ۱۲۱ مرتبه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را بخواند و نیز به این صورت و بدون خط خوردگی بنویسد(ب س م ا ل ل ه ا ل ر ح م ن ا ل ر ح ی م) و با خود همراه داشته باشد؛به اذن الله تعالی نزدخلایق عزیز و با هیبت و مطاع می گردد.

۵- برای صید ماهی

  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ رابه صورت فوق بر لوح رصاص بنویسد و لوح را در دام صیاد نهد. از هر جا ماهیان درآن جمع شوند.

 

۶- برای حفاظت و رفتن نزد شخص جابر

  الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را۵۰۰ مرتبه بر کاغذ بنویسد وبِسْمِ اللَّهِ را ۱۵۰ با بر آن بخواند و لوح را با خود دارد و بر آن شخص وارد شود.

اگر الرَّحِیمِ را ۱۹۰ مرتبه بر کاغذ بنویسدو با خود دارد، در میدان جنگ هیچ بر وی کارگر نشود. 

۷- برای رفع درد سر

  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را۲۱ مرتبه بر کاغذ بنویسد وکسی که درد سر دارد بر سر آویزد، در حال نفع بیند.

۸- برای برآورده شدن حاجات

  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ   رابه عدد حروف آن(۷۸۶ مرتبه) هفت روز پیوسته بخواند، حاجتش روا گردد.

۹- برای برآورده شدن حاجات

  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ  را ۵۰ مرتبه در روی ظالم بخواند، ظالم ذلیل گردد و شخص از شر ظلم او در امان بماند.

۱۰- برای توانگر شدن

  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ  را ۳۰۰ مرتبه و درود شریف را نیز ۳۰۰ مرتبه به وقت برآمدن آفتاب مقابل آفتاب نشسته و بخواند، یک سال بر وی نگذرد که توانگر گردد.

۱۱- برای محبت و دوستی

  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ  را ۷۸۶ مرتبه بر جام آب خواند و ازآن آب به مطلوب بخوراند، محبت آنها زیاد گردد.

اگر به وقت برآمدن آفتاب به مدت هفت روز کسی که فهم نداشته باشد از این آب بنوشد، هر چه بشنود یاد گیرد.

۱۲- برای حامله شدن زن

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را ۱۱۰ مرتبه بنویسد وزن بعد از حیض که غسل کند، آنرا باخود دارد و شوهر با او نزدیکی نمایدو تا ۶۰ روز تعویذ را از خود دور نکند؛ انشاء الله بار گیرد.

۱۳- برای حفاظت جنین

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ را ۶۱ مرتبه بنویسد وزن  آنرا باخود دارد،انشاء الله اولادش نمی میرد.مجرّب است.

نقل از: کتاب دعاء مستجاب ملّاجن گیردامغانی

۱۴- برای کسب شهرت

در سرّالمستتر آمده است؛ اگر بخواهی مشهور شوی صبح بعد از نماز بی تکلم یک تسبیح بگو :

بسم الله الرّحمن الرّحیم

تا یک اربعین ختم است. بعد از آن هرگز ترک نکندو اتصال قطع نشود. این عمل را اجازه دادم، آثار عجیبه خواهد دید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 دی 1389 :: نویسنده : shahin

شکل دست:

دستان بزرگ:

شاید تعجب کنید که صاحبان دستان بزرگ عاشق کارهای ظریف و کو چک هستند.این افراد مناسب کارهای تحقیقاتی که محتاج صبر است میباشند.آنان دویست دارند به ریشه هر چیز وارد شوند واز ریشه به میوه برسند.

دستان کوچک :

این افراد دنبال ایده های بزرگ هستند.دوست دارند امور بزرگ وجوامع را رهبری کنند.صاحبان این دست ها استعداد ترکیب کردن دارند و تنها با افکار خود زندگی می کنند.

دست مناسب:

دست خوب ، پهن و کوتاه یا درازوباریک است. دست پهن نشاندهنده ذهنی متعادل ،قضاوت صحیح ،عقل سلیم ،دیدی گسترده و درک عمیق است.

دست دراز نشاندهنده فردی خیالپرداز با ذهن یک بعدی و فاقد تمرکز است. این افراد چند کاررا میخواهند باهم انجام دهند.

انواع هفت گانه دست:

1. دست ابتدائی :

خشن و زمخت، ناخن ها وانگشتان کوتاه ، کف دست سنگین،بزرگ وزخیم است. این دست خطوط کمی دارد. این افراد دارای ظرفیت وتوانائی ذهنی کم و خوی حیوانی هستند و کنترلی بر احساس شهوانی خود ندارند.ترسو ،تنبل ،خرافاتی وکند ذهن هستند.و استعداد هنری ندارند.

2.دست چهار گوش یا مربعی:

در این نوع دست کف ، مچ ، پایه انگشتان و خود انگشتان چهار گوش است.از خصوصیا ت این افراد میتوان به پشتکار،دوراندیشی، نظم، سنت گرائی ، دقت در حساب وکتاب،وقت شناسی،صبر و پشتکار ،دید ماتریالیستی ،الهام ضعیف واستعداد و حس قوی اشاره کرد. اینان بیشتر به کاربرد چیزها اهمیت می دهند تا زیبایی آنها.

از معایب این افراد میتوان به چاپلوسی ،خودبینی ،بی عاطفگی و خشک بودن اشاره کرد.

البته بسته به نوع انگشتان ،شکل تپه هاو خطوط کف دست خصوصیات این افراد تشدید و یا تضعیف میگردد.

3. دست قاشقی شکل :

دراین نوع دست مچ دست باریک و کناره های دست به سمت بالا گسترش دارند. انگشتان از هم جدا و در انتها باریک و سر پهن هستند.از خصوصیات این نوع دست میتوان به انرژی وابتکار،نوگرایی، مخالفت با سنت،استقلال و عمل گرایی اشاره کرد.

4. دست مخروطی شکل:

انگشتان دست صاف و بند اول شبیه مخروط است. پایه انگشتان و دست پهن وانتها باریک می شود.به طور کلی سه نوع دست مخروطی وجوددارد:

نوع اول:

دست متوسط،نرم وشست کوچک است. این افراد به زیبایی ظاهر اهمیت میدهند وبا شور وشوق پیش می روند.

شور وشوق،علاقه به آزادی ونو آوری و آسودگی ،احساسی بودن وغریزی رفتار کردن از خصوصیات مهم آنهاست.

نوع دوم :

دست بزرگ،ضخیم و کوتاه است.این افراد از دو نوع دیگر عملی تر هستند و بدنبال ثروت و جاه و مقام می رودو زیرک و مکاراست.

حسادت،بیرحمی ،عشق به طبیعت و شهوت پرست بودن از خصوصیات آنهاست.

نوع سوم :

دست بزرگ و خیلی سفت است.این افراد عیبجو ،معتقد به سرنوشت،خوشگذران و رمانتیک هستند.

عدم کنترل اخلاقی،ذهن ضعیف،اجتناب از تفکر و عدم جدیت ازخصوصیات آنهاست.

 

5.دست ذهنی:

این دست زیباترین ونادرترین نوع دست است.دست نسبت به سایر انواع کوچک و ظریف است.کف دست باریک، انگشتان صاف،شست کوتاه وزیبااست.تخیلات این افراد مورد تائید دیگران قرار نمی گیرد.دردنیای خود زندگی  میکنندوبابدبختی مواجه میشوند.جزئیات رانمی بینند.استعدادد علوم کاربردی را ندارند.

6. دست فلسفی:

انگشتان این دست کشیده واستخوانی،گره انگشتان مشخص،کف دست بزرگ و گسترده و شست بزرگ است.این افراد ایده پرداز ،تحلیل گر ،متفکر،عدم علاقه به ثروت،آرام بودن،دقت،زخم زبان زدن،  انتقام گیری از خصوصیات این افراد است.

7.دست مخلوط :

دراین دست نمیتوان یک شکل خاص را تشخیص داد و مخلوطی از دو یا چند شکل است.انگشتان نسبت به کف شکلی خاص دارندوممکن است هر یک به شکلی باشند.کف دست نیز به اشکال مختلف است.این دست نشاندهنده ایده ها، تنوع ،تغییر پذیری،هوش،سازگاری،انعطاف پذیری، ابتکار، بیقراری،قدرت پخش شایعه و...است.

 

علائم یک دست خوب:

براساس سیستم کف شناسی هندی یک دست خوب دن علامت دارد:

1.     به هنگام لمس کردن گرم است

2.     رنگ آسمان قبل از پگاه را دارد

3.     اگر انگشتان را به هم بفشاریم نوری از میان آن ها رد نشود

4.     دست ها براق است

5.     دست ها ضخیم و پر است

6.     اندازه دست ها متوسط است

7.     ناخن ها به رنگ مس هستند

8.     انگشتان کشیده اند

9.     دست عریض است

10.دست ها خشک هستند و عرق ندارند

 

نواحی مختلف دست:

 

به طور کلی دست به سه ناحیه تقسیم می شود. روش های مختلفی برای ناحیه بندی دست وجود دارد

روش اول :

در این سیستم انگشتان قلمرو ذهنی ، از پایه انگشتان تاپایه انگشت شست قلمرو مادی وفضای باقیمانده تا مچ دست را قلمرو ابتدایی است.

 

روش دوم :

در این سیستم فضای بین شست تا وسط انگشت میانی قلمرو  آگاه ، از وسط انگشت میانی تا وسط انگشت انگشتری قلمرو اجتماعی و فضای باقیمانده تا کناره دست قلمرو ناخودآکاه است.

روش سوم :

در این سیستم فضای بین پایه انگشتان تا خط قلب ناحیه تفکر ، از خط قلب تا خط سر ناحیه عمل ،بین خط سر و خط عمر ناحیه تخیل و بین خط عمر و شست ناحیه انگیزش  است.

 

جنس دست:

 

بافت پوست تزکیه روحی شخص را نشان می دهد.بافت لطیف معرف رفتار وکردار تزکیه شده ،اعمال پسندیده ،ظرافت احساس،رعایت آداب معاشرت،سکوت و آرامی است.بافت زبر وخشن خصوصیاتی عکس پوست لطیف رانشان می دهدو بافت کشسان حد واسط بین این دو است.

رنگ دست:

رنگ قرمز ، نشاندهنده قدرت ،فعالیت و انرژی است.

رنگ زرد ، نشاندهنده دید غمگینانه به زندگی است.

رنگ آبی، به معنای جریان ضعیف خون و ضعف کار قلب است.

ثبات دست:

دست شل(حضور استخوان احساس نمی شود)،نشاندهنده ذهنی تنبل و فرد خیالپرداز است.

دست نرم(حضور استخوان احساس می شود)،نشاندهنده ذهنی کمتر تنبل و ذهنی ظریف و فاقد اراده  است.

دست ارتجاعی (فنری است و پس از فشار دادن به حالت اول برمی گردد)نشاندهنده مغزی هوشمند،فعالیت ،انرژی و قدرت و شور و شوق است.

دست سفت،نشاندهنده عدم گیرایی مغز برای ایده های جدیدو علاقه به کارهای دستی  است.

انعطاف دست:

دست قابل انعطاف نشاندهنده فردی باهوش ،فعال ،مفید ودارای ذهنی گیرا است.

انعطاف پذیری بیش از حد نشاندهنده افراط در طبیعت شخص است.فردی بیش از حد احساساتی ،فعال ودارای ذهنی گیرااست.

دست محکم نشاندهنده ذهنی غیر منعطف ، فردی خودخواه وبدون درک است.اگر بخواهیم انگشتان این دست را از هم باز کنیم با مقاومت انگشتان روبرو می شویم.

 

طول انگشتان:

انگشت مشتری (اشاره) : اگر طول این انگشت به اولین بند انگشت دوم برسد طول آن معمولی است.

انگشت دوم(کیوان) :این انگشت معمولا از بقیه دراز تر است.

انگشت سوم(خورشید) :معمولاطول آن برابر با مشتری است.

انگشت چهارم (تیر) :اگر طول آن به اولین بند خورشید برسد طول آن معمولی است.

 

انگشت مشتری :

اگر این انگشت کوتاه تر از معمول باشد فردی فاقد قدرت رهبری ،فراری از مسئولیت ،ضغیف در روابط رانشان می دهد . اما او فعال وچالاک است ،ظاهر را حفظ می کند و مغرور هم نیست.

 

اگر این انگشت به اندازه معمولی باشد فردی شیرین زبان ،مشتاق به رهبری در حد متعادل ، عاشق عدالت، پرستیژودانش است. او معمولا مشهور می شود.

 

اگر این انگشت بلند تر از معمول باشد فردی قدرت طلب است. اگر طول آن به کیوان برسد و دست ها هم نرم باشند نشانگر مغروربه خود بودن، ظلم و تکبر است.اگر ازکیوان هم درازترباشد نشانگر ظلم و ستمگری و غرور و تعصب ،بلند پروازی و مذهبی بودن شخص است.

اگر این انگشت خمیده باشد نشانگر زیرکی وفقدان سر بلندی وافتخار است.

 

 

انگشت کیوان :

اگر این انگشت کوتاه تر از معمول باشد فقدان تعادل ذهنی ،عدم قابلیت اعتماد و پوچی رانشان می دهد .

 

اگر این انگشت به اندازه معمولی باشد نشانه احتیاط،دقت و وسواس  است..

 

اگر این انگشت خیلی بلند تر از معمول باشد فردی افسرده،غمگین

،مریض ،بدبین وخسیس است

اگر این انگشت خمیده باشد نشانگر هیستری وغرایز آدم کشی ، پیچیده بودن و انتقام جو بودن است.

اگر این انگشت ضخیم تر و پهن تر از سایر انگشتان باشد فرد بیش ازیکبار ازدواج میکند.

 

انگشت خورشید :

اگر این انگشت به اندازه معمولی باشد ترکیبی از درخشش و موفقیت است .

 

اگر این انگشت بلند تر از کیوان باشد شخص هیچ کنترلی برخود ندارد وبازنده خوبی در قمار است.

اگر برابر با کیوان باشد شخص گرایش به احتکار و ریسک های بزرگ دارد.

اگر این انگشت خمیده باشد نشانگر قمار بازی حقه باز و متعصب و فاقد دور اندیشی است.این فرد همه چیز را می سازد اما درآخرین دقایق خراب میکند.

 

انگشت تیر :

اگر این انگشت کوتاه تر از معمول باشد فردی فاقد قدرت قضاوت و زود نتیجه گیر رانشان می دهد . اما او خیلی زود نکته را میگیرد.

 

اگر این انگشت به اندازه معمولی باشد فردی منعطف وعلاقه مند به بهبود زندگی است.

 

اگر این انگشت بلند تر از پایه اولین بند خورشید باشد نشانگر توانایی ادبی ،سهولت گفتار،زیبایی نگارش ومهارت و زیرکی است . این فرد از همه راحتی ها در زندگی و عشق به مادر و بستگان بهره مند خواهد بود.وعلاقمند غذاهای شیرین وتحسین گر زنان است.

 اگر طول آن به اولین بندکیوان برسد فرد علا قمند تحقیقات و یادگیری است.

اگر خیلی دراز باشد نشانه بی وفایی و عدم قابلیت اعتماد است.

اگر این انگشت خمیده باشد نشانگررسوایی و حقه بازی است.این نوع انگشت معمولا در سارقین و دزدان دیده می شود.

 

انگشت شست:

درکف شناسی شست مهم ترین قسمت دست به شمار می آید. شست وقتی به وسط بند سوم انگشت مشتری برسد بزرگ است.البته باید به فاصله شست و مشتری هم توجه کرد.

شست بزرگ نشانه فدری با اراده ، مصمم ، منطقی ،عاشق تاریخ و پر قدرت است.این افراد بیشتر تحت تاثیر مغز و کمتر تحت تاثیر احساسات هستند.

شست کوچک مخالف شست بزرگ را نشان می دهد.فردی احساساتی ،تاثیر پذیر ،علاقمند هنر،صبور ،مهربان ، دوست داشتنی ،منصف وتحت تاثیرتخلیات ایده آل است وقلبش بر او حکومت می کند.

زنان دارای شست بزرگ باهوشند و برعکس. اهل تفریحند و به دیگران توجه دارند. عشق تحت هدایت آنها به عاقبتی خوش می رسد.

اگر شست خیلی بالا باشد فردی کوتاه نظر ودارای ابعاد حیوانی ، غیر مستقل ،بدون درک ،فقدان نیروی اخلاقی است.

اگر شست پایین باشد فردی متعالی ،سخاوتمند ، عمل گرا، عاقل ، زیبا دوست ، گرم ،عاشق ، صادق  ودارای اشتدلال قوی است.

شست وسط فردی اهل عمل ، متعادل ، دارای درک خوب ، دید مادی و سری پر شور است.

 

اشکال مختلف شست :

 1 شست ابتدائی

شبیه سیب زمینی است و مرده و بیروح به نظر می رسد. نشانگر فردی خشن و کند کار ،تنبل ، بی شور و شوق و کند ذهن استو خصوصیاتی حیوانی دارد.

2 شست قوی

از سایر انگشتان قویتر به نظر میرسد و ظاهری جذاب دارد.بندهای آن گسترش خوبی دارند ک نشان از دید عملی در زندگی است. فردی با اراده ، منطقی ،موفق و دارای اعتماد به نفس است.

3 شست عصبی :

پهن است وگویی در کنار دست آویزان است. فردی فاقد انرژی عصبی ،ضعیف  که تحمل شوک های عصبی معمولی زندگی روز مره را ندارد. قدرت ذهنی ندارد و نمی تواند تصمیم گیری کند.ناخن آن معمولا شیاردار است وکه بر ضعف اعصاب او می افزایند.

ممکن است باهوش باشد اما نمی تواند از هوش خود استفاده کند.فکر میکند که دیگران تحویلش نمی گیرند لذا در انزوا زندگی میکند و عقب می ماند.

4 شست دیپلماتیک:

این شست از ابتدا تا انتها شکلی یکنواخت داردو گسترش خوبی دارد. نوک آن معمولا قوی است و شست زیبا است. وقتی در کنار سایر انگشتان به آن می گریم محکم به نظر می سد. حالتی میانه شست قوی و عصبی است. فردی خوددار ، بانفوذ واجتماعی است. بااراد مختلف ارتباط دارد اما از آنان تاثیر نمی گیرد و ایده های خودرادارد و به آنچه می خواهد میرسد.

5 شست چماقی :

اولین بند آن کلفت و پهن است و ناخن آن کوتاه وسفت است  فردی لجوج ،کله شق، تند

و کله شق است.

6 شست  پارویی:

مانند چماقی است ولی بند اول آن کلفت نیست. فردی هدفدار ، راسخ که سلا متی زیادی ندارد.

7 شست کمری :

بند دوم آن باریک است .فردی با نزاکت بااستعداد،باهوش، حقه باز  و منطقی است و هم نشین خوبی است.

 

بندهای انگشتان :

 

انگشت مشتری :

گسترش اولین بند گرایش به مذهب رانشان می دهد.

گسترش دومین بندبلند پروازی ،غرور وتکبر رانشان می دهد.

گسترش سومین بند علاقه به قدرت وحکمرانی رانشان میدهد.

اگر اولین بند (بند ناخن دار) این انگشت دراز تر از اولین بند انگشت تیر باسد نشانه پارسایی و مذهبی بودن شخص است.

اگرسومین بند این انگشت دراز تر ازسومین بند انگشت تیر باسد نشانه جاه طلبی و مغرور بودن شخص است.

 

انگشت کیوان :

گسترش اولین بند مالیخولیایی و ساده لوح بودن رانشان می دهد.

گسترش دومین بند همچنین نشانه علاقه به باغبانی ،کشاورزی ،ریاضیات واحتیاط در تجارت است. ودرصورت صاف بودن انگشتان ،علاقه به علوم غریبه رانشان می دهد.

گسترش دومین بنددر صورت گره دار بودن انگشتان ،علاقه به ریاضیات رانشان می دهد.

گسترش سومین بند رسیدن به شهرت رانشان میدهد. همچنین نشانه حرص و صرفه جویی است.

اگر اولین بند (بند ناخن دار) این انگشت خیلی دراز باشد شخص به مرگ می اندیشد.

 

انگشت خورشید :

گسترش اولین بند فعالیت عقلانی و عشق  رانشان می دهد.

گسترش دومین بند عقل سلیم واستعدادرانشان می دهد.

گسترش سومین بندحماقت رانشان می دهد.

اگر دومین بند این انگشت دراز باشد شخص در تجارت ونقاشی استعداد دارد.

اگر سومین بند این انگشت دراز باشد شخص دارای تکبر است و زیبایی ساختگی را دوست دارد.

 

انگشت تیر :

گسترش اولین بند سخنوری  رانشان می دهد. اگر اولین بند (بند ناخن دار) این انگشت خیلی درازباشد فردی اصولی اما دروغگو است.

گسترش دومین بند نویسنده وبازرگان و شخص بافهم رانشان می دهد.

گسترش سومین بندهوش ،استعداد تجاری ، سیاستمدار بودن و عمل گرابودن رانشان می دهد.

اگر دومین بند این انگشت خیل دراز باشد شخص استعداد قتل دارد.

 

موهای روی انگشتان :

 

موی سیاه : گرما و شور وشوق را نشان می دهد.

موی خاکستری : خلق وخوی معتدل را نشان می دهد.

موی سفید : شور و شوق کم و توجه کم به لذات حسی را نشان می دهد.

موی قرمز : این افراد زود جوش می آورند و زود هم آرام می شوند.اگر بافت مو نرم باشد نشانه عصبانیت زود گذر است .اگر بافت مو زبر باشد نشانه خشن بودن ، بیرحمی و رفتارهای انتقام آمیز است.

موی طلایی : زیبا ترین مو است .حرارت و احساس را نشان می دهد.

 

مو روی شست نسانه ذوق ابتکار و اختراع است.

مو روی دست زنان غرائز مردانه رانشان می دهد.

مو روی دو بند پایینی انگشتان خشکی رفتار و عدم حماقت و سادگی را نشان می دهد.

 

لکه روی انگشتان :

لکه روی انگشت اول : لکه سفیدروی ناخن مشتری نشانه کسب ثروت و نقطه سیاه از دست دادن ثروت را نشان می دهد.

لکه روی انگشت دوم : لکه سفیدروی ناخن کیوان نشانه مسافرت های خارجی  و نقطه سیاه خطر در راه را نشان می دهد. لکه زرد نشانه نگرانی و ازدست دادن عزیزان است.

لکه روی انگشت سوم : لکه سفیدروی ناخن خورشید نشانه افتخار وثروت و نقطه سیاه از دست دادن شهرت را نشان می دهد.

لکه روی انگشت چهارم : لکه سفیدروی ناخن مشتری نشانه موفقیت در تجارت و نقطه سیاه شکست در تجارت را نشان می دهد.

لکه روی انگشت شست : لکه سفیدروی ناخن شست نشانه وابستگی دوجانبه و نقطه سیاه جنایت از سر احساسات جنسی را نشان می دهد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 دی 1389 :: نویسنده : shahin

درباره انگشتان:
هر یک از انگشتان ،از طریق سیستم عصبی مستقیما با قسمت خاصی از بدن در ارتباط است. همچنین هر انگشت تحت نفوذ ستاره خاصی قرار دارد:

انگشت اول: انگشت اشاره–سبابه(تارجانی)

* ا
نگشت اشاره ، تحت کنترل ژوپیتر(مشتری) می باشد.

* از نظر پزشکی با دستگاه تنفس و معده در ارتباط است. و برای درمان بیماری های تنفسی ، ریه و غیره بایستی سنگ های قیمتی را بر روی این انگشت به کار بریم. سفیر زرد ، مون استون و مروارید سفید بایستی بر روی این انگشت به کار روند. جهت بدست آوردن خواب عمیق، از مروارید سفید یا مون استون ،بر روی این انگشت استفاده می شود.

انگشت دوم : (مادهیاما)

*
انگشت دوم،تحت کنترل مستقیم "سترن" می باشد.

از نظر پزشکی ، با روده و امعاء ، ذهن ، مغز، کبد و بافت ذهنی در ارتباط می باشد. زمرد ، گمدها (لپیس لازولی) ، مون استون ، سفیر آبی، مرجان سفید، مروارید سفید ، الماس و زیر کون سفید ، بایستی بر روی این انگشت به کار روند .

انگشت سوم : (آنامیکا)

*
خورشید، حکمران بر این انگشت می باشد.

* انگشت سوم ، در رابطه با قسمت شادتر زندگی است.از نظر پزشکی ، با کلیه، معده، دستگاه تولید مثل و گردش خون ، در ارتباط است. یاقوت قرمز ،مرجان قرمز ، چشم گربه ، مروارید سفید، مون استون ، سفیر آبی و توپاز (یاقوت زرد)، بایستی بر روی این انگشت استفاده شوند .

انگشت چهارم : انگشت کوچک (کانیشتا)

* انگشت کوچک تحت کنترل مستقیم ستاره مرکوری (عطارد-تیر) ، قرار دارد. از نظر پزشکی با قسمت های خصوصی بدن ، دستگاه تولید مثل ، زانوها ، ساق و پاها در ارتباط است . برای درمان بیماری های مربوط به قسمت پایین بدن ، بایستی جواهرات را بر روی این انگشت بکار برند . جواهراتی که برای سترن و راهوو ، استفاده می شوند ، بایستی بر روی این انگشت به کار روند زیرا این ها دوستان مرکوری هستند. سفیر آبی ، گمدها ، بایستی بر روی انگشت کوچک استفاده شوند. 

انگشت شست: ابهام

* زهره، حکمران بر این انگشت می باشد.استفاده از انگشتر در انگشت شست ضروری نیست.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 دی 1389 :: نویسنده : shahin

در باره علم قیافه

فلاسفه و حکماء از جوارح انسانی برای دریافت کردن اخلاق حسنه و صفات سیئه استفاده کرده اند. و با تجربه دریافته ند که هر عضو از اعضاء ظاهری نشانه ای است از صفات باطنی.

بر صداقت این علم این حدیث را ذکر کرده اند:

« کل طویل احمق الّا عمر و کل شِبَر فتنه الّا علی».

البته این حدیث به گونه دیگری هم نقل شده است:

« کل طویل احمق الّا احمد و کل قصیر فتنه الّا علی».

حکایت:

گویند مردی در کتاب خواند که ریش دراز نشانه حماقت است. ریش خودش خیلی دراز بود، به همین دلیل ریشش را در دست گرفت و جلوی چراغ برد تا زیادی ریشش بسوزد. وقتی شعله در گرفت تمام ریشش بسوخت. همین کار او نشانه حماقتش بود!؟

************ علامات *************

سر بزرگ نشانه عقل و سخاوت است. کوچکی و ناهمواری سرنشانه حماقت و جهالت است.

پیشانی بی شکن نشانه بدنفسی و تکبّر و گزافست. پیشانی متوسط با چین و چروک نشانه صدق و محبّت و تدبیر است. و ناصیه تنگ دلیل نادانی و جبن و عسرت و افلاس است. شکن پهن و ناصیه بلند دلیل غصه و غمناکی است. برخی گفته اند که خطوط شکن نشانه زیادی عمر است. یک خط نشانه ده سال و دوخط نشانه بیست سال و ....

مژه بزرگ و دراز و کشیده نشانه زشتی و تندخویی و غرور و جهالت است. ومژه گنجان(جمع و جور) نشانه الفت و مهربانی وعلاقه به جنس مخالف است. مژه متوسط و سیاه نشان فهم و ریاضت و سخاوت و لطافت مزاج است.

ابرویی که از طرف بینی باریک باشد نشانه نزاع و فتنه انگیزی است. وابروی بلند نشانی ابلهی و غرور است.

چشم سیاه و بزرگ دلیل سستی و کاهلی است و چشم خورد دلیل سبکساری و کم فهمی است. و متوسط نشانه وها و حیاست. چشم مایل به سمت داخل نشان تکبّر و بدی و خیانت و برجسته نشانه بیحیایی و بخل است. چشم پرّان دلیل مکر و حیله و دزدی است. سرخی زیاد و بی درد چشم دلیل کثرت عمر و شجاعت است. چشم ازرق(کبود) بدترین چشمها است و دلیل بخل و بی حیایی و بی همّتی می باشد.چشم سبز و کوچک و لرزان دلیل مکر و حیله و شهوت بسیار است. چشم گول نشانه نحوست است. چشم مایل به درازی نشانه نیکبختی و مبارکی است. و چشم دراز نشانه اخلاق جمیله است.

گوش بزرگ نشانه خوبی و قوّت حافظه و طول عمر و تند خوئی در بعضی اوقات است. گوش خورد(کوچک) نشانه جهالت و نادانی است. گوش متوّسط نشان عقل و دانائی و نیکبختی است. گوشت پر گوشت نشانه دولت و ثروت است.

بینی باریک دلیل سبکی عقل است و پهن و فراخی سوراخ بینی نشانه غلبه شهوت و غضبناکی است. بینی خمیده به طرف چپ نشانی نفاق و شرارت است. بینی بزرگ و دراز و نوک خمیده مانند نوک طوطی دلیل دولت و گشادگی رزق است. بینی متوّسط در بلندی و پستی و فراخی و تنگی دلیل صحّت حواس باطنی است و کمر پست نشانی افلاس است.

لب دراز نشانه حماقت و غلاظت طبیعت و کینه ورزی است. ولب باریک نشانه فهم و لطافت مزاج. سرخی لب نشانه نیکبختی و خوش اصلی و سبزی و سیاهی نشانه بدنفسی و بداصلی است و سفیدی لب نشانه مرض و بیماری است.

دهن گشاد نشانه شجاعت و تنگ دلیل هراس است. فراخی دهن برای زنان نشانه زیادی شهوت است.

دندان بزرگ دلیل شرارت و دندان کوچک و متفرق نشانه صحت بدن است. دندان کج و ناهموار نشانه مکر و حیله و خیانت و دندان ناهموار و متوسط نشانه نیکبختی و امانت و عدالت است. تعداد ۳۰ تا ۳۲ دندان نشانه دولت و فراخی و کمتر از ۳۰ دلیل افلاس است.

کام و زبان سرخ دلیل نیکبختی و سیاه و زرد نشانه نحوست و زشتی و بدخوئی است.

چانه(زنخ) کمی باریک نشانه نیکخوئی و پرگوشت نشانه جهالت تکبّر و فخر است. و چانه متوسط نشانه عشق؟ و هنر است.

گردن کوتاه نشانه مکر و خیانت و گردن دراز و باریک دلیل جبن و حماقت است. خطّی که در میان گردن باشد نشانه درازی عمر و هنرمندی است. و سه خط نشانه دولت است.

چهره فربه دلیل کاهلی و جهل و نسیان و سخت مزاجی وخشک وکم گوشت نشانه خباثت باطن است و متوسط نشانه نیکخوئی.وزردی چهره نشانه بدی ومرض باطن است.

ریش کوسه دلیل زیرکی و دانائی و گول نشانی وقار وتمکین ودراز نشانه حماقت و پرموئی ریش نشانه بلادت(کندذهنی) و عبادت است.

کتف لاغر دلیل بدسیرتی و کتف پر مو نشانه بی دولتی است. کتف صاف و متوسط دلیل عقل و دولتمندی و سعادت و لطف و فراخی

بازوی دراز و بغل پرگوشت نشانه نیکبختی و فراخی روزی وبازوی خرد و بغل خشک نشانه بیدولتی است.

سینه گشاده و پرگوشت نشانه نیکبختی و تنگ و صاف نشانه نحوست و بدبختی است.

پستان فربه نشانه دولت واولاد است.و کوچک نشانه نخوست و بدبختی و جهل است.

شکم بزرگ علامت حماقت و میانه نشانه بزرگی عقل و تیزی هوش است. خط روی شکم نشانه مرگ بوسیله شمشیر است. دو خط نشانه خوش صحبتی با زنان است. سه خط نشانه عقل و هوش و چهار یا پنج خط نشانه اقبال است.

ناف بزرگ و گول نشانه دولت و سخاوت است.

پشت پهن دلیل قوّت غضب و تکبّر و پشت کج نشانه بداخلاقی و پشت دراز نشانه نحوست و متوّسط دلیل سعادت است.

رنگ سرخ آتشین دلیل زودرنجی و در کار تیزی کردن و رنگ سبز نشانه بدی باطن و رنگ سرخ و سفید نشانه اخلاق مبارک است. رنگ سرخ مایل به سیاهی نشانه بداخلاقی و گندم گون نشانه اخلاق حسنه ودانائی و ادراک و نیکبختی است.

نرمی بدن نشانه قوّت فهم و لطافت طبیعت و سختی بدن نشانه قوّت بدن و بزرگی طبیعت وصنعت فهم؟

پوست نرم و باریک نشانه مبارکی و نیکی است.

موی سخت دلیل شجاعت واستقلال و بسیار نرم دلیل ترسیدن است. کثرت موی بر سینه و شکم دلیل کم تیگی؟ و کمی موی نشانه لزافت و دانائی است. موی بیرنگ نشانه حماقت و موی میگون نشانه شجاعت است. موی متوسط از لحاظ سیاهی و سختی و نرمی نشانه عقل واعتدال.

صدا وآواز بلند نشانه بهادری و نرم و باریک نشانه اخلاق نیکو و آواز غنّه(از توی بینی) دلیل تکبّر و غرور است. آواز ناخوش دلیل حماقت و بداصلی و سخن تیز گفتن نشانه بدخلقی و سخن در حالت دست زدن گفتن نشانه دانائی است.

خنده به قهقهه دلیل سفاهت وبی حیائی و تبسّم دلیل حیا و وقار و تمکین و خوش اخلاقی است.

قد بلند نشانه حماقت و قد قصیر نشانه فتنه انگیزی و قد دوتا نشانه کینه وعداوت و قد میانه نشانه حکمت و دانائی است. قد مناسب را یکصد و بیست انگشت؟ گفته اند وکمتر یا بیشتر از این خوب نیست.

راه رفتن کسی اگر دراو کجی باشد، دلیل این است که بدگوی بزرگان گردد. آنکه در رفتن سرین را حرکت دهد دلیل بیماری اینه؟ است. تیز و تند رفتن دلیل قهر و غضب جهالت است. به آهستگی دلیل غمناکی است. پاها را محکم بر زمین زدن نشانه بدبختی و قد دراز دلیل جهالت و حماقت است.

کف دست پرگوشت نشانه دولت و رنگ سرخ دلیل دولت و خوبی و پاکی طبیعت فرد است. زردی کف دست نشانه فسق و فجور است. سفید وسیاه بودن نشانه بدبختی است. خطوط خیل زیاد و خیلی کم زبونند وتعداد متوسط نشانه سعادتمندی است.

انگشتان دراز نشانه طول عمرند و باریک ونرم نشانه نیکبختی. فربه و کج وسخت نشانه بدیختی است. اگر هنگام کنار هم گذاشتن انگشتان سوراخ ظاهر شود نشان بیدولتی و اگر شوراخ ظاهر نگردد نشانه دولت است.

ناخن سرخ رنگ نشان علم و عقل ودانائی است. ناخن زرد وسیاه دلیل پریشانی و افلاس وبدبختی است.

ذکر(آلت) کج نشانه فسق و فجور است. وراست نشانه صلاح وراستی. زیادی رگ روی آلت نشانه عسرت وافلاس است.

بیضه(خصیه) یکی بزرگ ودیگری خرد نشانه تمایل جنسی و شهوت زیاد است. اگر بیضه راست کوچک باشد نطفه وی دختران زاید و اگر چپ خورد باشد پسران زاید. برخی گفته اند که دراوّل دلیل ودر آخیر فسق و فجور است.

ران فربه وچاق نشانه شهوت و ران بزرگ و کم مو نشانه دولتمندی است. موی دراز بر ساق نشانه تنگدستی و محرومیت از سواری و ساق دراز نشانه تکبّر و دشمنی است. ساق بسیار خورد نشانه افلاس و متوسط دلیل شجاعت و سخاوت و نیکبختی است.

کعب(قوزک)های پا اگر پرگوشت باشد نشانه آسودگی و مو روی کعبین نشانه قلّت اولاد است. یک کعب بزرگ و دیگری کوچک نشانه حبس و زندان زیاد و یکی خورد و دیگری گول؟ نشانی دولت است. یکی بلند ودیگری کج دلیل غمناکی وافلاس است.

پاشنه خورد و ملایم نشانه توانگری و بزرگ و کج نشانه سختی است. پاشنه پرگوشت و در وقت حرکت پنهان داشتن نشانه دزدی او است.

پشت پا بلند با موی کم نشانه نیکی و سعادت و مبارکی است.

کف پا زرد وسیاه نشانه قلّت اولاد وفسخ و فجور است. و کف پای بدون خط دلیل بر محرومی از سواری و کف پای سرخ ونرم دلیل عقل و دولت است. نشان بیرق و ناقوس در کف پا نشانه دولت ودبدبه است.

انگشتان پا دراز و باریک نشانه تیزفهمی و کوتاه و سطبر نشانه کم فهمی است. انگشتان متصل به هم نشانه نیکی وخوبی و متفرّق دلیل زبونی است. سبّابه پا(اشاره)بزرگتر از ابهام(شست) نشانه نیکبختی و ازدواج بسیار است، که درعقد او بمیرند. اگر انگشت مذکور کوچک باشد نشانه این است که قبل از زن بمیرد. اگر ابهام بسیار عریض وبزرگ باشد نشانی سفر بسیار است. اگر تمامی انگشتان پا کوچک باشند نشانه بداصلی است.

ناخنهای پا زرد و سیاه نشانه بیماری است. وسرخ و صاف دلیل هنر و دانائی

******** والله اعلم بالصواب ********

   نقل از: کتاب کنزالحسینی





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 دی 1389 :: نویسنده : shahin
برای دفع حشرات موذی- نسخه گیاهی 

۱-  برای دور کردن عقرب و مار وحشرات موذی، زرنیخ،انغوزه،برگ یاسمین و زنجبیل را به مقدار مساوی مخلوط کرده و بکوبد و با سرگین تازه گاو مخلوط کند و گلوله ساخته در سایه خشک کند. در هر جا آنرا دود کند،  این جانوران می گریزند.

۲- برای تسکین درد گزیدگی عقرب، محل زخم را با روغن گاو چرب کند. درد ساکن شود.

۳- مجرّب است. برای گزیدگی عقرب، اطراف مقعد را با روغن خوشبو چرب کند. درد ساکن شود.

۴- مجرّب است. برای  گزیدگی مار، اگر داروی پاک پیدا نشد؛ مقدار ۲ مثقال از مدفوع دیگری گرفته(و به محل مالیده؟) وآنرا به آب فرو برد. زهر از بدن بیرون می شود.

۵-  برای دور کردن کیک،اگر کبریت دراوند را در خانه دود کند، می میرند یا می گریزند.

۶-  برای خارج کردن کیک از گوش،اگردر گوش راست رفته باشد بیضه چپ را در دست راست بگیرد و اگردر گوش چپ رفته باشد بیضه راست  را در دست چپ بگیرد، بزودی بیرون می آید.

۷-  برای دور کردن پشه،اگر گشنیز و گلقند  را در خانه دود کند، می گریزند. اگر سپند نزدیک سر و پای شخص بگذارد، پشه به او نزدیک نمی شود.

برای تقویت قوه باء(میل جنسی) - نسخه گیاهی
 
برای دفع سرعت انزال ناشی از حرارت(در افراد گرم مزاج)، ۶ پیمانه سبوس اسپغول  را با ۱۰ پیمانه تخم خرفه و ۴ پیمانه گشنیز خشک آسیاب شده مخلوط کرده و بکوبد و هر روز ۴ پیمانه را با شیر تازه گاو مخلوط کند و علی الصّباح بنوشد.
برای آسانی وضع حمل - نسخه گیاهی 

۱-  به زنی که درد زایمان دارد کف! آویزان نماید.

۲- مجرّب است. به زنی که درد زایمان دارد پوست تخم مرغ آرد شده محلول در آب بنوشاند.

۳- اگر برای زنی که درد زایمان دارد پنجال(پنجه!) کبوتر دود کند بچه فوراً ساقط می شود.

برای تقویت چشم  و قوه بینایی

زعفران را با نبات مصری و کافور به سه نسبت برابر مخلوط کند وبکوبد. بعداز آن مخلوط مانند سرمه در چشم بکشد. مجرّب است.

ایضاً

اگر در هنگام طلوع آفتاب چشم ها را در آب خنک باز نماید؛ روشنایی و قوّت چشم زیاد می شود. مجرّب است.

برای دفع موی چشم

زهره بز را با نشادر مخلوط کند وبکوبد. بعد موی چشم را بکند واز آن مخلوط مانند سرمه در چشم بکشد دیگر موی نمی روید. مجرّب است.

برای درمان سرخی چشم

نمک را در آب خالص حل کند و از آن در چشم بچکاند و بخوابد.قبل از بیدار شدن از خواب سرخی زایل گردد. مجرّب است.

برای گازگرفتگی سگ - نسخه گیاهی
اگر سگی کسی را گاز بگیردو نداند که آن سگ دیوانه(هار)بوده یانه مقداری خمیر برآن محل بمالند اگر سگان دیگر آن خمیر را بخورند دیوانه نبوده است واگرنخورند دیوانه بوده است. واگر ان خمیر را به خروس دهند و خروس بمیرد،دیوانه بوده است.
برای گزیدن هزارپا- نسخه گیاهی
 
هزار پا ۴۴ پا دارد واز گزیدن آن سوزش شدیدی ایجاد می شود؛ ومالیدن نمک و سرکه نافع است.
برای جلوگیری ازآسیب رسیدن به چشم- نسخه گیاهی
 
برای جلوگیری از بیرون آمدن آبله ازچشم کمی حنا را باآب مخلوط کرده به کف پای کودک بمالید.مجرّب است.
برای دفع سرعت انزال- نسخه گیاهی 
بدان كه از جمله چیزهایى كه رفع سرعت انزال مى كند و از جمله مجربات است تخم انجره(گزنه) را كوبیده و با پیه بى نمك ممزوج كنند، و چند مرتبه بر قضیب بمالند، كاملا مفید و نافع خواهد بود.
برای بیرون آوردن گلوله وآهن از بدن- نسخه گیاهی

اگر می خواهی که  گلوله وآهن را از بدن بیرون کنی، تخم هنظل(هندوانه ابوجهل) را برداشته و کوبیده به صورت معجون درآورده و بر روی زخم بریز هرگونه آهن بیرون می آید. مجرّب است.

برای درمان بیماری - نسخه گیاهی 

اگر می خواهی که مرض خاص انسانی را مداوا کنی؛ دوتکه سیر،  دوتکه فلفل،  دوتکه قرنفل،  دوتکه جویز،  دوتکه کنگر،  دوتکه بذرفلفل،  دوقاشق ماست،  دوقاشق صبر زرد، شیر، زنجبیل، زعفران، ویک مثقال کره، عطر، چهار پیمانه شیرگاو را با چربی شیر(خامه) وعسل درظرفی ریخته و به مدت ده یا بیست روز به بیمار بدهد.

 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 دی 1389 :: نویسنده : shahin

نظر بوعلی سینا در باره جن:

جن حیوان هوایی عاقل ، که دارای جرم شفاف است و به اشکال گوناگون در می آید . رساله حدود

 

نظر استاد علامه طباطبایی صاحب تفسیر کبیر المیزان  در باره جن:

كلمه (جن ) به معناى نوعى از مخلوقات خداست كه از حواس ما مستورند، و قرآن كریم وجود چنین موجوداتى را تصدیق كرده ، و در آن باره مطالبى بیان كرده :
اول اینكه : این نوع از مخلوقات قبل از نوع بشر خلق شده اند.
دوم اینكه : این نوع مخلوق از جنس آتش خلق شده اند، همچنان كه نوع بشر از جنس خاك خلق شده اند، و در این باب فرموده : (و الجان خلقناهم من قبل من نار السموم ) .
سوم اینكه : این نوع از مخلوقات مانند انسان زندگى و مرگ و قیامت دارند، و در این باب فرموده : (اولئك الذین حق علیهم القول فى امم قد خلت من قبلهم من الجن و الانس ) .
و چهارم اینكه : این نوع از جانداران مانند سایر جانداران نر و ماده و ازدواج و توالد و تكاثر دارند، و در این باره فرموده : (و انه كان رجال من الانس یعوذون برجال من الجن ) .
پنجم اینكه : این نوع مانند نوع بشر داراى شعور و اراده است ، و علاوه بر این ، كارهایى سریع و اعمالى شاقه را مى توانند انجام دهند، كه از نوع بشر ساخته نیست ، همچنان كه در آیات مربوطه به قصص سلیمان (علیه السلام ) و اینكه جن مسخر آن جناب بودند، و نیز در قصه شهر سبا آمده است .
ششم اینكه : جن هم مانند انس مؤ من و كافر دارند، بعضى صالح و بعضى دیگر فاسدند، و در این باره آیات زیر را مى خوانیم (و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون ، انا سمعنا قرانا عجبا یهدى الى الرشد فامنا به ) ، (و انا منا المسلمون و منا القاسطون ) ، و (انا منا الصالحون ، و قالوا یا قومنا انا سمعنا كتابا انزل من بعد موسى مصدقا لما بین یدیه یهدى الى الحق و الى طریق مستقیم یا قومنا اجیبوا داعى الله ) ، و آیات دیگرى كه به سایر خصوصیات جنیان اشاره مى كند.
از كلام خداى تعالى استفاده مى شود كه ابلیس از طایفه جن بوده ، و داراى فرزندان و قبیله اى است ، چون در قرآن مى خوانیم : (كان من الجن ففسق عن امر ربه ) ، و نیز مى خوانیم : (افتتخذونه و ذریته اولیاء من دونى ) ، و نیز مى خوانیم : (انه یریكم هو و قبیله من حیث لا ترونهم ) .  تفسیر سوره جن

 

نظرمتفکر شهید استاد مطهری در باره جن:

« و خلق الجان من مارج من نار »" قرآن موجود دیگری را عرضه می‏دارد به نام " جن " یا " جان " كه در ادبیات فارسی ما این امر منشأ یك‏ سلسله اشتباهات شده و آن این است كه ما اغلب كلمه " جن " را به " دیو " ترجمه می‏كنیم و دیو در فارسی قدیم و در فرهنگ خیلی قدیم ایران ‏معنا و مفهوم دیگری داشته غیر از مفهومی كه جن در قرآن دارد . مثل خود كلمه " شیطان " است كه گاهی آن را به " اهریمن " ترجمه می‏كنند ، در صورتی كه این دو كلمه مساوی یكدیگر نیستند .
 قرآن همه مأمورانی را كه در نظام‏
 خلقت از طرف پروردگار دخالت دارند " ملك " می‏نامد ، ولی در مقابل‏  به " جن " هم قائل است . جن در ردیف ملائكه نیست ، در ردیف انسان‏  است ، یعنی در عالم جزء مخلوقاتی است كه مكلف و موظف ‏اند ، مثل انسان‏ ، منتها جن مخلوقی است كه درجه‏اش از انسان پایین‏تر است . گو اینكه از نظر بعضی از قدرتها بر انسان می‏چربد و تواناییهایی داردكه انسان ندارد .
ولی از نظر درجه وجودی از انسان پست
‏تر است ، و حتی آن كارهایی كه بعضی از افرادی كه سر و كارشان با جن است - البته آنهایی كه راست می‏گویند -  انجام می‏دهند ، اینها را اهل معنا نمی‏پسندند ، یعنی سروكار داشتن انسان‏ با جن روح انسان را تعالی نمی‏دهد ، تنزل می‏دهد و تعالی نمی‏دهد .

حال به‏  یك معنای دیگر ( كه ) اساسا آنها خود به خود مسخر باشند آن مسأله دیگری‏  است .  اینجا از خلقت انسان و خلقت جن یاد شده . قرآن می‏گوید ما انسان را از خاك ، گل ، این جور چیزها آفریدیم و جن را از شعله ه‏ای از آتش آفریدیم :
" « و خلق الجان من مارج من نار »" جنس او آتشین است ، این یك جنس
است و او جنس دیگری ، مبدأ مادی این یك چیز است و مبدأ مادی او چیز دیگری . شیطان هم راجع به آدم اول همین حرف را زد ، گفت " « خلقتنی من‏ نار و خلقته من طین »" مرا از آتش آفریدی و او را از گل .‏ می‏خواست بگوید آتش بر گل شرافت دارد ، اصل من بر اصل او شرافت دارد .

آشنایی با قرآن (تفسیر سوره الرحمن)
 

نظر آیه الله استاد علامه مجلسی صاحب بحارالانوار در باره جن:

اختلافی بین مسلمانان نیست که شیطان وجن از اجسام لطیفی هستند که در برخی از جاها دیده می شوند ودارای حرکات سریئی هستند که قادرند حتی در مجرای خون بنی آدم نیز حرکت کنند .

بحارالانوار جلد 14 صفحه 635

 

نظر صدرالمتالهین شیرازی ملقب به ملا صدرا در باره جن:

جن را وجودی در این جهان حس ، و وجودی در جهان غیب و تمثیل ( عالم مثال) است . اما وجودشان در این جهان همانگونه که بیان شد هیچ جسمی که آنرا نوعی از لطافت و اعتدال باشد نیست جز آنکه آنره روحی در خور آن و نفسی که از مبداء فعال بر آن افاضه شده است میباشد وممکن است که علت ظهور صورت پنهانی (جنی) در برخی از اوقات آن باشد که آنان بدنهای لطیفی دارند که در لطافت و نرمی متوسط بوده و پذیرای جدایی و گرد آمدن است و چون گرد آمده و متکاثف  شده قوام آن ستبر شده و مشاهده میگردد .وچون جدا گشت قوامش نازک و جسمش لطیف گشته و از دیدگان پنهان میگردد مانند هوا که چون تکاثف یافته و به صورت ابر درآمد مشاهده می گردد و چون به لطافت خود بازگشت دیده نمی گردد زیرا برخی اوقات ابر از توده های زیاد هوا ، بدون آنکه از بخار دریا و جز آن یاری و مدد بگیرد بوجود می آید ، چنان که در محل خود بررسی شده است.

 

نظر عالم جلیل القدر ابراهیم عاملی در تفسر عاملی در باره جن:

بعضی حکما جنیان را صور معلقه نامیده اند که نه وابسته به آسمان و نه چسبیده به زمین باشند بلکه در میان آسمان و زمین به سر می برند و مانند آدمیان دریابند و بدانند و چون در ساختمان وجود جوری هستند که نزدیک به عوالم بالا می شوند شاید بتوانند پاره ای از مغیبات و آنچه پوشیده از آدمیان است آنها دریابند پس ممکن است به سوی عوالم بالا و عوالم الهی بروند و گوش فرا دهند و از ملائکه و موجودات مجرده چیزی فراگیرند.

 

نظر آیه الله سید عبدالکریم کشمیری در باره ملائکه ،جن و موکل:

درباره ملائکه از ایشان سوال شد فرمودند :

ملائکه انواع و اقسام بسیار دارند وظهورات آنان هم متعدد می باشد حتی بوی آنان در هر جایی خاص است  وقتی در نجف مشغول نماز هزار قل هوالله بودم ، دیدم کنارم ملکی همانند پنبه سفید میباشد من رکوع میروم او هم رکوع میکند و من سجده می کردم او هم سجده میکرد.

درباره جن از ایشان سوال شد فرمودند :

بارها این موجودات الهی را دیده ایم ، رنگ و بو و اشکال آنها نیز  مختلف و متعدد است.

درباره موکل از ایشان سوال شد فرمودند :

موکل اسماء الهی ملک هستند لکن مراتب اینها به نسبت بعضی ملائکه مقرب پایین تر است





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 آذر 1389 :: نویسنده : shahin

موجودات نامحسوس و افسانه ای نامدار در فرهنگ‌ ایرانیان
 

ازمابهتران : همان جن ؛ که در واقع از باید گفت از ما بدتران چون انسان از همه بهتر است و خداوند در خلقت انسان بر خود بالید.

اژدها :
اژدها یکی از موجودات افسانه‌ای در فرهنگ‌های جهان است. اژدها در اساطیر جهان جایگاه ویژه‌ای دارد. ریشه واژه اژدها و (ضحاک) یکی است و صورت‌هایی دیگر چون «اژدر»، «اژدرها» و «اژدهات» دارد، به معنی «ماری است افسانه‌ای و بزرگ، با دهان فراخ و گشاد.»
اژدها یا اژدر که در زبان اوستایی «اژی» (-aži)، در زبان پهلوی ساسانی (فارسی میانه) «از» (az) و در زبان سانسکریت «اهی» (-ahi) خوانده و نامیده می‌شود، به معنی «مار یا افعی مهیب و سهمگین» است. در متون کهن ایرانی، گاه این واژه به گونة عام بکار می‌رود و زمانی نیز با کلمات خاصی همچون «دهاکه» (دهاک) و «سروره» در می‌آمیزد و «اژی دهاکه» (ازدهاگ و ضحاک) و «اژی سروره» (اژدهای شاخدار) را پدید می‌آورد که در تاریخ اساطیری ایران، هماوردان سهمگین فریدون و گرشاسپ هستند.

اژدها جانوری است که در کهن‌ترین سنن نماد ویرانکاری و نیز آب و آبادانی بوده است. روزگاری دراز اساطیرشناسان می‌پنداشتد که اژدها نمایشگر سَّر و انگیزه پیشرفت بشر است و سرگذشت بشر سراسر کوششی است رای رهائی یافتن از قدرت درهم شکننده اژدها.


کهنترین تصویر موجوداژدها واقع در دروازه ایشتار

اژدها



رابطه میان اصل و آغاز جهان و اژدها در کیهان‌شناسی بابلیان آشکار است. در این کیهان‌شناسی، تیامات یا اژدهائی که نماد ظلمت آغازین است غالباً بصورت ماری خشمگین نموده شده و مردوک یا قهرمان خورشیدی بر آن چیره می‌شود. بدینگونه جهان روشن پدرسالاری جهان آغازین مادرشاهی را تسخیر می‌کند.


تندیس اژدها در سنگاپور

اژدها



در مصر باستان اژدها رمز طغیان‌های بزرگ رود نیل بوده است و سود و زیان آن طغیان‌ها را که بارور کننده یا ویران کننده‌اند نشان می‌داده است. از اینرو اژدها غالباً هم با خداوند اُسیریس و هم با الههٔ هاتور همانند می‌شده و گاه نیز از لحاظ خیر و برکتی که داشته با اسیریس و به سبب ویرانکاریش با «ست» دشمن ازیریس یکی می‌شده است.
اژدها همیشه حیوانی نیرومند و سهمگین پنداشته شده و گاه  چنانکه در چین مقدس بوده و پرستیده می‌شده است زیرا او را بخشندهٔ آب و باران می‌دانسته‌اند. در بعضی نقاط اژدها را همان تمساح دانسته و پنداشته‌اند که تمساح آورنده باران است. اقوام بسیار معتقد بودند که اژدها خدای طوفان و هوای بد و سیل و دیگر بلاهای آسمانی است و طوفان بر اژدها سوار شده موجب لغزش زمین و زمین‌لرزه می‌شود. تقریباً همه جا اژدها با شب و تاریکی و بطن مادری و آب کیهانی پیوسته و مربوط بوده است.
برخی از اژدهاهای چندسر مشهورند چون لادون که نگاهبان سیب‌های زرین هسپریدها بود. بعضی اژدهاها یا مارهای چند سر نیز شاخ‌هایی به اشکال گوناگون داشتند از قبیل اژدهای قرمز هفت سر بنام آپوکالیپس، وانی, اژدهای چینی و ژاپنی نیز چندین شاخ دارد. نزد اقوام سرخ پوست پوئبلو مار شاخدار نماد روان و روح آب بوده است، و به باور مانی شیطان یا اهریمن درآغاز بر آب‌ها فرمان می‌راند، «او همه چیز را تباه می‌کرد و ویران می‌ساخت».


اشوزوشت :
اَشوزوشت (Ašō.zušta) یا مُرغ بَهمَن نام جغد افسانه‌ای در اسطوره‌های ایرانی است که ناخن می‌خورد.
در اسطوره‌های ایرانی، اشوزوشت را اهورامزدا آفریده تا یاریگر نیروهای خوبی باشد. او اوستا می‌داند و هنگامی که گفتارهای اوستا را برمی‌خواند دیوها به ترس می‌افتند.
هنگامی که زرتشت ناخن خود را می‌گیرد، پیروان خوبی، بایستی ورد ویژه‌ای بخوانند و افسونی بر این ناخن‌ها قرار دهند. سپس اشوزوشت بایستی این ناخن‌های افسون‌شده را بردارد و بخورد. اگر این کار صورت نگیرد این ناخن‌ها به دست دیوهای مازَنی و جادوگران می‌افتند و آن‌ها با استفاده از این ناخن‌ها به اشوزوشت حمله خواهند کرد و او را خواهند کشت.این ناخن‌ها باید در هر صورت شکسته و خرد شوند وگرنه دیوها و جادوگران از آن‌ها به عنوان سلاح استفاده خواهند کرد.
نام اشوزوشت در زبان اوستایی به معنی «دوست حق» است. اشو در اوستایی به معنای حق و مقدس و واژهٔ زوشت به معنی (و هم‌ریشه با) دوست است. او را مرغ بهمن (وُهومَن) نیز می‌نامند.
وردی که باید از سوی دینداران خوانده شود اینست:
"ای مرغ اشوزوشت! از این ناخن‌ها به تو آگاهی می‌دهم و آن‌ها را ویژةٔ تو می‌دانم. باشد تا برای تو نیزه‌ها و کاردهای بسیاری شوند، کمان‌ها و تیرهای شاهین‌پر بسیار و فلاخن‌های بسیاری شوند علیه دیوان مازنی.


آل :
به قسمت آل مراجعه شود .

آنزو :
به زودی

اهریمن:
(از اوستایی انگره‌مَینیو ) بدنهاد است.اهریمن پلیدی است و برای از بین بردن نیکی تلاش می کند ولی چون دون و پست مایه است و اهورامزدا آگاه بر هر چیز است پس سرانجام در پایان کار اهریمن نابود شده و اورمزد بر او چیره می‌شود و کار جهان یکسره به نیکی خواهد گرایید.در این میان انسان و امشاسپندان و دیگر ایزدان (فرشته) و موجودات نیک ( مزدا آفریده) که همگی آفریده ی اهورامزدا هستند در مبارزه با دئوه ها ( دیو ها) که موجودات و پدیده هایی اهریمنی هستند در تلاشی کیهانی برای پیروزی نیکی بر بدی هستند . اهریمن را در پارسی اهرِمن هم می‌گویند. می‌شود او را همتای شیطان در باورهای سامی دانست.
در دین زردشت باور بر این است که در طبیعت دو نیروی متضاد خیر (سپنتا مینو - اثر روشنی) و شر (انگره مینو - اثر تاریکی) وجود دارد که همواره در حال نبرد با یکدیگرند.

بشکوچ :
شیردال (در پارسی میانه: بَشکوچ) موجودی افسانه‌ای با تن شیر و سر عقاب (دال) و گوش اسب است. دال واژه فارسی برای عقاب است. تندیس‌های به شکل شیردال در معماری کاربرد زیادی دارند. شیردال‌ها در معماری عیلامی کاربرد داشتند و نمونه‌ برجسته‌ای از آن در شوش پیدا شده است. روی کفل این شیردال نوشته‌ای است بخط میخی عیلامی از اونتاش گال که آن جانور را به اینشوشیناک خدای خدایان عیلام هدیه کرده است. این شیردال که بدست بانو گیرشمن بازسازی شده است در موزه شوش نگاهداری می‌شود.


مردم باستان شیردال‌ها را نگهبان گنجینه‌های خدایان می‌پنداشتند.
* همچنین شیردال نشان خاندان پادشاهی سوئد نیز هست
.

بختک :
به قسمت بختک مراجعه شود .

پری :
به قسمت پری مراجعه شود .

پیربزنگی :
دیو افسانه‌ای در افسانه‌های شرق استان خراسان

دوال‌پا :  
یکی از موجودات خیالی در اسطوره‌ها و داستان‌های ایرانی است.
دوالپا در افسانه های ایرانی موجود به ظاهر بدبخت وذلیل وزبونی است که به راه مردمان نشیند ونوحه وگریه آنچنان سر دهد که دل سنگ به ناتوانی او رحم آورد. چون گذرنده ای براو بگذرد واز او سبب اندوه بپرسد گوید : "بیمارم وکسی نیست مرا به خانه‌ام که در این نزدیکی است برساند." وعابرچون گوید: "بیا تورا کمک کنم." دوالپا بر گرده‌ی عابر بنشیند و پا های تسمه مانند چهل متری خود راکه زیر بدن پنهان کرده بود گشوده گرداگرد بدن عابر چنان بپیچد واستوار کند که عابر را تا پایان عمر از دست او خلاصی نباشد. دَوال در فارسی به معنی تسمه است.
ازین رو دوالپا در زبان فارسی مصداق آدمهای سمجی است که به هر دلیل به حق یا ناحق به جائی می چسبند وبدون توجه به تاریخ مصرف خود آنجا را رها نمی‌کنند.
كتاب عجائب المخلوقات و غرائب المخلوقات محمدبن محمود طوسی ( قرن ششم هجری) ضمن نقل حكایتی نام دوالپا را به كار می برد و آن را گونه ای نسناس می نامد. البته در لغت نامه دهخدا، داستان وامق و عذرا را منبع دیگری هم نقل می كند. از آنجا به کتابهائی نظیرسلیم جواهری و وغ‌وغ ساهاب صادق هدایت راه یافته است.


دیو :
دیو به معنی خدا در نزد هندواروپایی ها بوده است و می باشد؛ اما، در ایران هم زمان با آغاز دوره مزدیسنی ، رهبران مذهب نوین این خدایان باستان هندواروپایی را نشان شرک و اهریمن تصویر کردند. با توجه به این که در هندوستان این تغییر دین پیش نیامد خدایان باستان همچونان محترم شمرده شده اند که بزرگ ترین این خدایان ایندیرا می باشد. در اروپا واژه دیو Dio همچونان معنی خدای خود را به صورت عام تا امروز نگاه داشته است به ویژه نزد قوم های لاتین . در پهلوی دِو و در هندی باستان دیو. واژه از ریشه دیو به معنی درخشیدن می‌‌باشد. همین ریشه به معنی فریب دادن نیز هست.
البته از دیدگاه کلی، دسته بندی دیوان در وندیداد ممکن است، اما این دسته بندی در هر مرحله‌ای به دسته‌های کوچک تری نیز تقسیم می‌شوند، و این بر اثر آن است که این جهان وهم‌انگیز و تابویی، یکسر جولانگاه آنان است. گروهی از این دیوان، اهریمنان بیماری و انتشاردهندگان انواع بیماری‌ها هستند که شناخت آنان با آگاهی‌های فعلی امکان ندارد، چون دیو کپس تی، یا دیوهای دریوی و دوی. از همین گروه گروه هستند دیوان سستی و تنبلی، چون کسویش به معنی ناتوانی دیو مرشَوَن به معنی فرتوتی، دیو نسو که دیو گند و لاشه است. و با این گند و تفعن کسانی را که مرده را لمس می‌کنند آلوده می‌‌سازد.


دیو سپید :
دیوِ سپید بر پایه داستان‌های شاهنامه نام فرمانروای دیوان در مازندران بود.او کیکاووس شاه ایران و یارانش را به بند کشید و رستم برای آزادی آنان به نبرد وی رفت.
دیو سپید در غاری کیکاووس و یارانش را به بند کشید .رستم به یاری اولاد آن غار را یافت .تنها به غار رفته و دیو سپید را خفته دید. برای به جا آوردن آیین جوانمردی او را از خواب بیدار کرد و با وی جنگید. یک دست و یک پایش را قطع کرد و جگرش را از سینه بیرون کشیده و از سر او کلاهخودی برای خویش ساخت و شاه و یارانش را نیز آزاد کرد.

دیوهای کماله:
تَریز و زَریز برپایه مزدیسنا نام دو دیو از دیوهای کماله آفریده اهریمن می‌باشند. نام این دو در ادبیات زرتشتی پیوسته با هم می‌اید. تریز دشمن خرداد و زریز دشمن امرداد می‌باشند.
 
سیمرغ :
سیمُرغ نام یکی چهرهٔ اسطوره ای-افسانه‌ای ایرانی است. او نقش مهمی در داستان های شاهنامه دارد. کنامش کوه اسطوره‌ای قاف است. دانا و خردمند است و به رازهای نهان آگاهی دارد. زال را می پرورد و همواره او را زیر بال خویش پشتیبانی می‌کند. به رستم در نبرد با اسفندیار رویین تن یاری می‌رساند و... جز در شاهنامه دیگر شاعران پارسیگوی نیز سیمرغ را چهرهٔ داستان خود قرار داده‌اند. از آن دسته‌است منطق الطیر عطار نیشابوری.پیشینه حضور این مرغ اساطیری در فرهنگ ایرانی به دوران باستان می‌رسد. آن چه از اوستا و آثار پهلوی بر می‌آید، می‌توان دریافت که سیمرغ، مرغی است فراخ بال که بر درختی درمان بخش به نام «ویسپوبیش» یا «هرویسپ تخمک» که در بردارندهٔ تخمهٔ همهٔ گیاهان است، آشیان دارد. در اوستا اشاره شده که این درخت در در دریای «وروکاشاً» یا «فراخکرت» قرار دارد. کلمهٔ سیمرغ در اوستا به صورت «مرغوسئن» آمده که جزء نخستین آن به معنای «مرغ» است و جزء دوم آن با اندکی دگرگونی در پهلوی به صورت «سین» و در فارسی دری «سی» خوانده شده‌ است و به هیچ وجه نمایندهٔ عدد ۳۰ نیست؛ بلکه معنای آن همان نام «شاهین» می‌شود. شاید هدف از این واژه (سی) بیان صفت روحانیت آن مرغ بوده ‌است.

سیمرغ پس از اسلام هم در حماسه‌های پهلوانی هم در آثار عرفانی حضور می‌یابد. سیمرغ در شاهنامهٔ فردوسی دو چهرهٔ متفاوت یزدانی (در داستان زال) و اهریمنی (در هفت خوان اسفندیار) دارد. زیرا همهٔ موجودات ماوراء طبیعت نزد ثنویان (دوگانه پرستان) دو قلوی متضاد هستند. سیمرغ اهریمنی بیشتر یک مرغ اژدهاست، فاقد استعدادهای قدسی سیمرغ یزدانی است و به دست اسفندیار در خوان پنجمش کشته می‌شود. ورود سیمرغ یزدانی به شاهنامه با تولد «زال» آغاز می‌شود.

سیمرغ نقش بسته بر بشقاب ساسانی

سیمرغ



اگرچه در شاهنامه سیمرغ به منزلهٔ موجودی مادی تصویر می‌شود، اما صفات و خصوصیت های کاملاً فرا طبیعی دارد. ارتباط او با این جهان تنها از طریق زال است. به یکی از امشاسپندان یا ایزدان یا فرشتگان می‌ماند که ارتباط گهگاهشان با این جهان، دلیل تعلق آنها با جهان مادی نیست. سیمرغ در دیگر متون اساطیری فارسی هم چون «گرشاسب نامه» اسدی توسی، چهره‌ای روحانی و فرا طبیعی ندارد. اصولاً جز در بخش اساطیری شاهنامه، بعد از اسلام ما متن اساطیری به معنای حقیقی کلمه نداریم، به همین سبب است که سیمرغ تنها با شخصیت و ظرفیت بالقوه تاویل پذیری اسطوره ایش که در شاهنامه ظاهر می‌شود، به آثار منظوم و منثور عرفانی فارسی راه می‌یابد و از طریق شخصیت رمزی خود در عنصرهای فرهنگ اسلامی جذب می‌گردد. اما روشن نیست که دقیقاً از چه زمانی و به دست چه کسی سیمرغ صبغهٔ عرفانی گرفته ‌است.

پس از شاهنامهٔ فردوسی کتاب های دیگری نیز در ادبیات فارسی هست که در آنها نشانی از سیمرغ و خصوصیاتش آمده ‌است. از جملهٔ آنها کتاب ها و رساله های زیر را می‌توان بر شمرد: رسالة الطیر ابن سینا، ترجمهٔ رسالة الطیر ابن سینا توسط شهاب الدین سهروردی، رسالة الطیر احمد غزالی، روضة الفریقین ابوالرجاء چاچی، نزهت نامهٔ علایی (نخستین دانش نامه به زبان فارسی)، بحر الفواید (متنی قدیمی از قرن ششم که در قرن چهار و پنج شکل گرفته و در نیمهٔ دوم قرن ششم در سرزمین شام نوشته شده‌است) و از همه مهم تر منطق الطیر عطار.

منطق الطیر عطار داستان سفر گروهی از مرغان به راهنمایی هد هد به کوه قاف برای رسیدن به آستان سیمرغ است. هر مرغ به عنوان نماد دستهٔ خاصی از انسان‌ها تصویر می‌شود. سختی های راه باعث می‌شود مرغان یکی یکی از ادامهٔ راه منصرف شوند. در پایان، سی مرغ به کوه قاف می‌رسند و در حالتی شهودی در می‌یابند که سیمرغ در حقیقت خودشان هستند. اکثر محققان ادبیات، از جمله «دکتر شفیعی کدکنی» بر این باورند که در این داستان، سیمرغ رمزی از وجود حق تعالی است. سیمرغ رمز آن مفهومی است که نام دارد و نشان ندارد. ادرک انسان نسبت به او ادراکی است «بی چگونه». سیمرغ در ادبیات ما گاهی رمزی از وجود آفتاب که همان ذات حق است، نیز می‌شود. ناپیدایی و بی همتا بودن سیمرغ، دستاویزی است که او را مثالی برای ذات خداوند قرار می‌دهد.

 سیمرغ یا جبرئیل؟

پژوهشگر دیگر ادبیات، «دکتر پورنامداریان»، بر این باور است که در این داستان، سیمرغ در حقیقت رمز «جبرئیل» است. چرا که تقریباً تمام صفات سیمرغ در وجود جبرئیل جمع است. صورت ظاهری آنها (بزرگ پیکری،شکوه و جمال، پر و بال) به هم شباهت دارد. بنا بر آیهٔ یک سوره «فاطر» فرشته‌ها بال دارند. در داستان زال و سیمرغ، سیمرغ واسطهٔ نیروی غیبی است و زال هم سیمایی پیامبر گونه دارد. این ارتباط بی مانند به ارتباط جبرئیل (فرشتهٔ وحی) و پیامبران نیست. شبیه داستان پرورش کودک بی پناه توسط سیمرغ در مورد جبرئیل در فرهنگ اسلامی وجود دارد.

جبرئیل نگهدارندهٔ کودکان بنی اسرائیل است که مادرانشان آنها را از ترس فرعون در غارها پنهان کرده‌اند. مشابه عمل التیام بخشی زخم های رستم توسط سیمرغ را، در فرهنگ اسلامی در واقعهٔ شکافتن سینهٔ رسول خدا در ارتباط با واقعهٔ معراج می‌بینیم. هم چنان که سیمرغ بر درخت «هروسیپ تخمک» آشیان دارد، جبرئیل نیز ساکن درخت «سدرة المنتهی» است.

سیمرغ گاهی با مرغان اساطیری دیگر مثل «عنقاً» خلط می‌شود. عنقا از ریشه «عنق» و به معنای «دارندهٔ گردن دراز» است. وجه مشترک سیمرغ و عنقا «مرغ بودن» و «افسانه‌ای بودن» است. در واقع عنقا یک اسطورهٔ جاهلی عرب است و سیمرغ یک اسطورهٔ ایرانی. شباهت های گفته شده باعث شده که در ذهن شاعران و نویسندگان این دو مرغ اسطوره‌ای گاهی به هم مشتبه شوند، حال آن که درحقیقت دو خاستگاه متفاوت دارند.

 

عفریت:
عفریت یا عفریته همان ابلیس  است. البته معنای عام تری نیز دارد ؛ عفریت به معنای فرد گردنكش و خبیث نیز گفته شده است.  به قسمت شیطان مراجعه شود.
در قرآن سوره‌ مورچه‌ (نمل) نیز آیه‌ ۹۳ اشاره‌ به‌ عفریتی که‌ با سلیمان سخن گفته،‌ رفته‌ است.

عنقا :
عنقا عربی واژه سیمرغ است. این موجود افسانه‌ای در حقیقت پرنده ای بسیار بزرگ و داناست. محل زندگی این پرنده کوه قاف و در برخی نوشته‌ها کوه دماوند است. به واژه سیمرغ در بالا مراجعه شود.

عوج ‌بن عنق:
تداول فارسى‌زبانان به عوج بن عُنُق مشهور است نام مردى افسانه‌ای است. در افسانه‌ها آمده که او در منزل آدم زاده شد و تا زمان موسى زیست. او را فرزند عنق یا عناق پسر حوا دانسته‌اند. برخی از منابع هم عناق را نام مادر او دانسته‌اند.[1] همچنین او را مردی بلندقامت دانسته‌ و عمرش را سه‌هزاروپانصد سال نوشته‌اند. گفته‌اند طوفان نوح تا كمر او بود. موسى عصاى خود بر قوزک پای او زد و او افتاد و مرد.
در داستان‌ها عناق، مادر او را زنی می‌پنداشتند که وقتی مى‌نشست ده جریب در ده جریب را مى‌گرفت و پسرش عوج چهل ذراع قدش بود.


غول :
غول‌ها یکی از موجودات افسانه‌ای در فرهنگ‌های گوناگون هستند.
غول‌ها را معمولاً با پیکری بسیار بزرگ تصور می‌کنند.
غول های افسانه ای وسیله ای برای ترساندن کودکان هستندواز آن درشاهنامه ی فردوسی آمده که رستم غولی راکشته است


فولادزره :
فولادزره نام یک دیو به صورت یک عفریت بزرگ شاخدار در داستان امیر ارسلان نامدار است.
امیرارسلان نامدار یکی از داستان‌های تخیلی بومی فارسی نوشته محمدعلی نقیب‌الممالک در زمان قاجار است. نقیب‌الممالک احتمالاً این نام را از یک نثر حماسی قدیمی‌تر فارسی به نام رموز حمزه گرفته است.
در این داستان، فولادزره در هوا گشت می‌زند و زنان زیبا را نشان کرده و می‌دزدد.
این دیو در آغاز، سرکرده لشکر ملک خازن، شاه پریان و فرمانروای دشت زهرگیاه، بود.
مادر فولادزره که جادوگری بسیار توانا بود تن و بدن فولادزره را به وسیله افسون و طلسمی، نسبت به همه سلاح‎ها آسیب‌ناپذیر ساخت به جر یک سلاح به نام شمشیر زمردنگار.
در پایان داستان هم فولادزره و هم مادر او به دست امیرارسلان کشته می‌شوند.
در زبان عوام به زنان درشت‌اندام و قوی و نازیبا و پررو اصطلاحاً "مادر فولادزره" گفته می‌شود



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 30 آذر 1389 :: نویسنده : shahin


پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388 10:8

زن جوان وقتی پس از ماهها آزار و اذیت توسط جن ها ناچارشد تن به خواسته های آنها بدهد، با چشمانی اشکبار در دادگاه کرج حاضر شد. این زن و شوهر جوان پس از چند سال زندگی برای اینکه زن جوان از شکنجه ها و آزار و اذیت جن ها نجات یابد طلاق گرفت . 21 تیر ماه سال 1383 زن و شوهر جوانی در شعبه 17 دادگاه خانواده کرج حاضر شدند و درخواست شان را برای طلاق توافقی به قاضی اکبر طالبی اعلام کردند . شوهر 33 ساله این زن به قاضی گفت : من وهمسرم از اول زندگی مان تا حالا با هم هیچ مشکلی نداشتیم ولی حالا با وجود داشتن دو دختر 10 و 2 ساله به خاطر مشکلاتی که همسرم به آن مبتلا شده است ناچار شده ایم که از هم جدا شویم. مرد در ادامه حرفهایش گفت : هر شب جن ها به سراغ زنم می آیند واو را به شدت آزار واذیت می کنند من دیگر نمی توانم زنم را در این شرایط ببینم . زن جوان به قاضی گفت : 13 ساله بودم که در یک محضر در کرج مرا به عقد همسرم که 9 سال از من بزرگتر بود در اوردند . درست یک هفته بعد از عقدمان بود که خواب های عجیبی را دیدم .در عالم کودکی بودم و معنای خواب ها را نمی فهمیدم ولی اولین خوابم را هرگز فراموش نمی کنم . آن شب در عالم رویا دیدم که چهار گربه سیاه و یک گربه سفید در خانه مان آمده اند. گربه های سیاه مرا به شدت کتک می زدند ولی گربه سفید طرفداری مرا می کرد و از آنان خواست که کاری به من نداشته باشند از خواب که بیدار شدم  متوجه خراش ها و زخمهایی روی بدنم شدم که به آرامی از ان خون بیرون می زد .

دیگر ترس مرا برداشته بود حتی روزها وقتی جلوی آینه می رفتم گربه ها را درچشمانم می دیدم . از آن شب به بعد جنگ وجدال های من با چند گربه ادامه پیدا کرد . ( جنها در عالم انسانها و در کوچه و بازار ، معمولا به شکل گربه سانان ظاهر میشوند . البته به هر شکل دیگری هم که بخواهند،متوانند ظاهر بشوند )  در این مورد ابتدا با هیچ کس حرفی نزدم وتنها خانواده من و خانواده او جای زخمها را می دیدند دوران عقد 9 ماه طول کشید چون این شکنجه ها ادامه داشت خانواده ام مرا نزد یک دعانویس در ماهدشت کرج بردند او در کاسه آبی دعا خواند و بعد کاسه را کنار گذاشت به آینه نگاه کردم گربه ها را دیدم آن مرد دعانویس دست وپای گربه ها را با زنجیر بسته بود بعد از آن به من گفت باید چله نشینی کنی وتا چهل روز از چیزهایی که از حیوانات تولید شده استفاده نکنی تا چند روز غذا رشته پلو و عدس پلو می خوردم و این مساله و دستوراتی را که او داده بود رعایت کردم اما روزهای بعد پدر شوهرم که خسته شده بود اجازه نداد که این کار را ادامه بدهم . بعد از جشن عروسی ما، آن گربه ها رفتند .جای دیگر یک گربه سیاه با دوغول بیابانی که پشت سر او حالت بادی گارد داشتند سراغم آمدند .

غولها مرا می گرفتند و گربه سیاه مرا می زد . من با این گربه 5 سال جنگیدم تا اینکه یکی از بستگانم ما را راهنمایی کرد تا مشهد نزد دعانویسی برویم. دعانویس مشهدی از ما زعفران - نبات -پارچه و کوزه آب ندیده خواست. او به کوزه چاقو می زد زمانیکه ما از خانه او خارج می شدیم ناگهان کوزه را پشت سرم شکاند و من ترسیدم .او گفت جن ها را از بین برده است . همان شب گربه بزرگ سیاه در حالیکه چوبی در دست داشت به همراه 13 گربه کوچک سراغم آمدند و مرا به شدت کتک زدند حال یک گربه تبدیل به 14 گربه شده بود .باز بستگان مرا راهنمایی کردند سراغ دعانویس های دیگری برویم. در قزوین پیر مردی با ریش های بلند. در چالوس پیر مردی .در روستای خاتون لر. در تهران و.... حتی 40 هزارتومن پول دادیم و دعا نویسی از اطراف اراک به منزلمان آوردیم و 250 هزار تومن از ما دستمزد خواست اما او که رفت همان شب باز من کتک خوردم.

در این 12 سال 10-15 میلیون تومن خرج کردیم اما فایده ای نداشت. حتی در بیمارستان نزد چند روانپزشک رفتیم ولی کاری از دستشان بر نیامد. چاقو قیچی سنجاق هرچه بالا سرم گذاشتم نتیجه نداشت. حتی دعا گرفتم. جن ها کیف دعا را برداشتند و چند روز بعد کیف خالی را در گردن دخترم انداختند . گربه سیاه به اندازه یک میز تلویزیون بود او روی دو پا راه می رفت بینی بزرگ قرمز و گوشهای تیز و چشمان براقی داشت و مثل آدم حرف می زد اما گربه های کوچک چهار پا بودند و جیغ می کشیدند.از زندگی با شوهرم راضی بودم و همدیگر را بسیار دوست داشتیم . اما جن ها از من می خواستند که از همسرم جداشوم .اوایل فقط شب ها آنها را می دیدم اما کم کم روزها هم وارد زندگی ام می شدند . گربه بزرگ مرا بسیار دوست داشت وبا من حرف می زد به من می گفت از شوهرت طلاق بگیر او شیطان وبد دهن است به تو خیانت می کند . شبها که شوهرم می خوابید آنها مرا بالای سر شوهرم می بردند به من می گفتند اگر با ما باشی و از همسرت جدا شوی ارباب ما میشوی اما اگر جدا نشوی کتک خوردنها ادامه دارد . آنها دو راه پیش پایم گذاشتند به من گفتند نزد دعانویس نرو فایده ای ندارد فقط یا از همسرت جدا شو و یا با ما بیا  . آنها شب ها مرا بیرون می بردند وقتی با آنها بودم پشتم قرص بود و از تاریکی نمی ترسیدم چون از من حمایت می کردند . آنها مرا به عروسی هایشان می بردند  فضای عروسی  هایشان سالنی تمیز شفاف و مرتب بود در عروسی هایشان همه نوع میوه بود در عروسی ها گربه بزرگ یک سر میز می نشست ومن سر دیگر میز و پذیرایی آنچنانی از میهمانان می شد آنها به من طلا و جواهرات می دادند .

در حالیکه ساز ودهل نمی زدند اما صدای آن به گوش می رسید در میهمانی ها همه چیز می خوردم و خوش می گذشت اما وقتی پای حرف می رسید آنها مرا به شدت کتک می زدند فضایی که مرا در آن کتک می زدند با فضای عروسی شان زمین تا اسمان فرق داشت . محله ای قدیمی مثل ارگ بم با اتاق های کوچک در فضایی مه آلود و کثیف که معلوم نبود کجاست در آن فضا فقط گربه بزرگ روی صندلی می نشست و گربه های کوچک همه روی زمین روی کول هم سوار بودند بیشتر ساعاتی که مرا کتک می زدند 3 صبح بودحدود 2 ساعت مرا می زدند اما این دو ساعت برای شوهرم شاید 20 ثانیه می گذشت او با صدای ناله های من بیدار می شد و می دید از زخم ها خون بیرون می زند . زخمها رابا بتادین ضد عفونی می کردم وقتی گربه بزرگ مرا می زدجای زخمها عمیق بود اما تعداد زخمها کمتر بود . گاهی که او نمی زد وبه گربه های کوچک دستور می داد آنها خراشهای زیادی به شکل 7 را روی تنم وارد می کردند حتی صورت مرا با این خراشها شطرنجی می کردند حتی گاهی شبها مرا تا صبح می زدند . شبهایی که قرار بود کتک بخورم کسل می شدم و می فهمیدم می خواهند مرا بزنند. آن ها سه سال مدام به من می گفتند باید از شوهرت طلاق بگیری . در حالیکه دختر بزرگم 7 ساله بود من دوباره باردار شدم . آن ها بقدری عصبانی بودن که مرا تا حد بیهوشی کتک زدند.در 9 ماه بارداری بارها آنها به من حمله می کردند تا بچه را از شکمم بیرون بکشند واو را از بین ببرند شبها همسرم بالای سرم می نشست تا آنها مرا کتک نزنند اما او فقط پنجه هایی که به بدنم کشیده می شد را می دید وکاری نمی توانست بکند .

زمانی که منزل مادرم می آمدم جن ها با من کاری نداشتند و سراغم نمی آمدند اما به محض آنکه پا در خانه شوهرم میگذاشتم آنها اذیت وآزار را شروع می کردند . یک شب پدر شوهرم گفت تا صبح با قمه بالای سرت می نشینم و هر چند وقت قمه را از بالای سرت رد میکنم تا آنها کشته شوند. نزدیکیهای صبح پدر شوهرم چند لحظه چرت زد که با صدای فریاد من بیدار شد ودید بدن من به شدت زخمی و خون آلود است . پدر شوهرم سر این قضیه 4 ماه مارا به همراه اثاثیه مان به منزل خودش برد اما شب که خوابیده بود آنها سراغش آمده و گفته بودند عروست کجاست و او گفته بود در ان اتاق با دخترم خوابیده است. صبح که از خواب بیدار شدم دیدیم صورتم خون آلود است . دیگر کمتر کسی به منزل ما رفت وآمد داشت . یکبار برادرم آمد به منزلمان و دید دخترم مشقهایش را می نویسد ومن حمام هستم اما صدایی از حمام نمی آید بعد از 20 دقیقه که در را باز کرد می بیند من در حمام زیر دوش غرق در خونم .یکبار به دستشوئی رفته بودم و تا 3 ساعت بیرون نیامدم. خواهرانم که نگران بودند در را بازکرده و دیدند تمام بدنم چنگ خورده و جای خراش است .

گربه بزرگ دوپا علاقه زیادی به من داشت او فقط فردای من را به من می گفت او در مورد من بسیار تعصب داشت و اگر کسی به من توهین می کرد او می گفت تو چیزی نگو تلافی اش را سرش در می آورم . همیشه همه می گفتند آه و نفرین تو می گیرد . من کاره ای نبودم فقط حمایت و تعصب جن ها بود بیشتر اوقات می فهمیدم بیرون چه اتفاقی می افتد حتی خیلی وقتها که قرار بود جایی دعوایی شود من خودم را  قبل از آن میرساندم تا جلوی دعوا را بگیرم . همه به من میگفتند اگر از آنها جواهرات بخواهی برایت می آورند .یکبار از آنها خواستم آنها یک انگشتر بزرگ مروارید که حدود 30 نگین اطراف آن بود برایم اوردند اما گفتند تا یک هفته به کسی نگو و بعد آشکارا دستت کن اما شوهرم آنرا در جیبش گذاشت وبه همه نشان داد .جن ها آمدند آنرا بردندوبه من گفتند لیاقت نداری .

دیگر کم کم نیرویی مرا به خارج از خانه هدایت می کرد و بی هوا بیرون از منزل می رفتم اما نمی دانستم کجا بروم . این اواخر به مدت سه ماه زنی جوان و بسیار زیبا با موهای بلند و طلایی رنگ در حالیکه چکمه ای تا روی زانوهایش می پوشید از اوپن آشپزخانه وارد منزلمان می شد .دختر کوچکم او را دیده و ترسیده بود. روی چکمه هایش از پونز پوشیده شده بود او روزها به خانه ما می امد و بسیار کم حرف می زد و زیبایی و قدرت این زن حیرت اور بود او بدون انکه چیزی بگویم ذهن مرا می خواند و کارها را انجام می داد حتی دکور منزل را تغییر می داد و لباسهای او مانند لباسهای من بود اگر من در منزل روسری به سر داشتم اوهم روسری به سر داشت. او در منزل همه کارها را می کرد اما وارد آشپزخانه نمی شد و چیزی نمی خورد .یکبار برای من گوشت قربانی آورد . تا اینکه همسرم به خانه برگشت و از تغییر دکوراسیون اتاق خواب ناراحت شد و آن را مانند اولش کرد.

زن چکمه پوش دیگر سراغم نیامد ولی گربه بزرگ گفت همسرت تاوان کارش را می دهد و همسرم به زندان افتاد. این روزهای آخر سه زن ویک مرد به سراغم آمدند و در اتاق پرستاری مرا اذیت می کردند یکی از زن ها شبیه من بود آزار آنها که تمام می شد گربه ها می آمدند . از شوهرم خواستم که از هم جدا شویم  دیگر توان مبارزه با آنها را نداشتم روز ها در حین جمع وجور کردن خانه ناگهان بویی حس کردم بویی عجیب بود می فهمیدم الان سراغم می آیند و مرا به قلعه می برند و کتک می زنند. ناگهان بیهوش می شدم گاهی تا 48 ساعت منگ بودم راه میرفتم و غذای زیادی می خوردم اما خودم چیزی نمی فهمیدم. صبح روز بعد زوجین در دادگاه حضور یافتند روی صورت زن جوان زخم عمیق سه چنگال با فاصله ای بیشتر از دست انسان وجود داشت و صورت و دست های زن خون آلود بود .

در 10 مرداد حکم طلاق صادر شد. زن جوان گفت جن ها دیشب آمدند ولی دیگر مرا نمی زدند آنها خوشحال بودند و گفتند اقدام خوبی کردی آن را ادامه بده این زن جوان گفت : رای طلاق را دوماه بالای کمد گذاشتم و اجرا نکردیم آن ها شب سراغ من آمدند ومرا وحشتناک کتک زدند طوریکه روی بدنم خط ونشان کشیدند. با همسرم قرار گذاشتیم ساعت 19 عصر روز بعد برای اجرای حکم طلاق به دفترخانه برویم و حضانت دو دختر م به همسرم سپرده شد . ساعت 17 آنروز قبل از مراجعه به محضر همسرم مرا نزد دعانویسی برد. مرد دعانویس به همسرم گفت : اگر زنت را طلاق بدهی جن ها او را می برند و از ما 10 روز مهلت خواست تا جن ها را مهار کند. خانواده ام گفتند تو که 12 سال صبر کردی این 10 روز را هم صبر کن اما در این ده روز کتک ها شدیدتر بود طوری که جای زخمها گوشت اضافه می آورد حتی سقف دهانم را زخم کرده بودند و موهای سرم را کنده بودند . چند بار مرا که کتک می زدند دختر کوچکم برای طرفداری به سمت من دوید اما آنها دخترم را زدند.پس از اجرای حکم طلاق جن ها خوشحال بودند بعد از آن چند بار به منزل همسرم رفتم تا کارهایش را انجام دهم و خانه اش را مرتب کنم اما جن ها با عصبانیت سراغم آمدند و دندان قروچه می کردند . بعد از طلاق که به خانه پدرم به همراه دو دخترم برگشتم دیگر آنها سراغم نمی آیند ومرا نمی زنند. تا چند وقت احساس دلتنگی به آنها دارم اگر بخواهم می توانم آنها را ببینم .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 27 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
ابتدا وسایل مورد نیاز برای این تمرین :
1- یک عدد سوزن یا هر وسیله ای شبیه به آن
2- یک تکه کاغذ یا مقوای نازک به ابعاد تقریبی 5 در 5 سانتیمتر
3- محیطی آرام وبه دور از هر عامل مزاحم
طریقه انجام آزمایش:
ابتدا کاغذ را به صورت قطری در هر دو جهت تا بزنید به طوری که بعد از تا زدن کاغذ به صورت یک هرم در آید
سوزن را به صورت عمودی در جایی مهار کنید بهتر است سوزن را از قسمت ته در یک تکه شمع یا چیزی شبیه آن فرو ببرید
کاغذی که به صورت دقیق تا خورده است را از قسمت گودی آن بر روی سوزن قرار دهید
سپس در فاصله 2 متری کاغذ بنشینید فاصله کمتر از این باعث میشود که جریان تنفس شما مو جب حرکت کاغذ شود
وفاصله بیشتر مو جب تضعیف نیروی جنبش روانی میشود
در ابتدا بهتر است که 15 دقیقه ای تمرین ریلکسیشن (تن آرامی) ساده ای انجام دهید که این کار به بهتر انجام شدن تمرین
کمک زیادی میکند.
بعداز تن آرامی همانطور که گفتم در فاصله تقریبی 2 متری کاغذ بنشینید وشروع به تمرکز کردن به کاغذ نمایید
در ذهن خود اینگونه تلقین نمایید که نیرویی از چشمان شما خارج شده وموجب حرکت کاغذ میشود.
در حین تمرکز هیچ نیازی به فشار آوردن به خودتان نیست تنها با تمرکز و نگاه مستمر به کاغذ میتوانید آن را حرکت دهید.
من در نوبت دوم تمرین موفق به حرکت دادن کاغذ شدم.
در ابتدای تمرین ممکن است چشمهای شما خسته شود که بهتر است هر موقع احساس خستگی کردید برای لحظاتی
چشمان خود را ببندید.
باید توجه داشته باشید که تمرین را در مکانی انجام دهید که هیچگونه حرکت هوا وجود نداشته باشد.
در ابتدای تمرین هدف شما فقط حرکت دادن کاغذ باشد با پیشرفت در اینکار شما میتوانید جهت حرکت کاغذ را نیز تعیین کنید.
با انجام این تمرین شما از پیشرفت خود و همچنین از نیروهای نهفته در وجودتان بسیار متعجب خواهید شد.
بعد از پیشرفت در تمرین با کاغذ شما میتوانید این تمرین را با با شعله شمع یا چوب کبریت بر روی آب نیز انجام دهید.
من با تمرین موفق شدم با نگاه کردن به سیم تلفن آنرا به حرکت در آورم شما نیز میتوانید با تمرین اجسام سنگینتر را
نیز به حرکت در آورید.
در ابتدا از تمرکز طولانی خودداری نمایید و به تدریج مدت زمان آن را افزایش دهید این تمرین هیچگونه خطری برای تمرین کننده
ندارد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
پولترگایست ها (یا ارواح شریر , عصبانی و ویرانگر ) از جمله ترسناک ترین اشکال فعالیت های ماوراء الطبیعه ای به شمار می روند. گرچه فرضیه های بسیاری برای وجود این ارواح خطرناک ارایه شده اما بسیاری از پدیده های مرتبط با این پدیده همچنان توضیح ناپذیر باقی مانده است. واژه (( پولترگایست)) یک واژه آلمانی است و ((روح پر سر و صدا )) معنا می دهد , هرچند که این ارواح معمولا بسیار خشن تر و خبیث تر از آن هستند که این واژه برای توصیفشان به کار برده می شود. پولترگایست ها می توانند سبب فعالیت های زیر بشوند : حملات فیزیکی , آتش سوزی , معلق ساختن اشیا در فضا , پرتاب سنگ ایجاد اختلال الکتریکی و جاری ساختن خون از دیوارها . پولترگایست ها در اغلب موارد حضور خود در خانه ها با ایجاد سر و صدا و گاهی حملات خشن به اعضای خانواده آشکار می کنند.

شاهدان عینی فعالیت های پولترگایست ها الزاما نباید از حساسیت ویژه ای برای مشاهده یا تجربه حضور این ارواح برخوردار باشند. یک نمونه از این افراد عادی وکیلی است که در سال 1978 پرونده ای را در ارتباط با فعالیت ارواح شریر در هتل شلی واقع در یکی از ایالات شرقی انگلستان در دست گرفت. او برای آشنایی بیشتر با موضوع یک شب در این هتل اقامت کرد. آقای وکیل بعدا گزارش داد که تختخواب او به ارتفاع سه اینچ از سطح زمین بلند شده بود. وکیل وحشت زده بلافاصله از هتل گریخت و با قاطعیت بر وجود پولترگایست در این مکان شهادت داد. همه روزه صدها مورد از فعالیت های شریرانه پولترگایست ها در گزارش های مردمی به پلیس ثبت می شود.

فعالیت های ارواح شریر:

در اغلب موارد دوره فعالیت های ارواح شریر کوتاه مدت است و حداکثر به چند روز یا چند هفته منحصر میشود. با این وصف مواردی هم دیده شده که این فعالیت ها آن قدر ادامه یافته تا ساکنان خانه مجبور به نقل مکان شده یا تغییراتی در ساختمان ایجاد کرده اند. در این صورت روح شریر فعالیت های خود را متوقف ساخته و پی کارش رفته است.

آیا پولترگایست ها روح هستند؟

تا قرن نوزدهم میلادی چنین پنداشته میشد که شیطان , نیروهای شریر , جادوگرها و ارواح خبیث منشاء اصلی فعالیت های شریرانه پولترگایست ها هستند که خود را معمولا در قالب انرژی فیزیکی مخرب در داخل خانه آشکار میسازند . اما با رشد و توسعه نظریه اسپیرچوالیسم ( اعتقاد به حضور ارواح) برداشت فوق تغییر یافت و چنین ادعا شد که فعالیت های پولترگایستی به سبب وجود واسطه ای فیزیکی است که به خود اجازه میدهد که موقتا از سوی ارواح به تسخیر دربیایند. این برداشت وسیعا مورد قبول قرار گرفت هرچند که بعدا روشن شد که افراد تسخیر شده نمی توانند مستقلا سبب بروز خرابکاری هایی شون که معمولا با اغلب پدیده های پولترگایستی همراه است.

قدرت ناخودآگاه:

در دوران اخیر این اعتقاد بوجود آمده که پولترگایست ها یک نمونه غیر ارادی و ناخودآگاه از انرژی های حرکتی روحی و روانی اند که در بخشی از یک موجود زنده وجود دارد. به عبارت دیگر ضمیر ناخودآگاه افراد مسئول خرابکاری های پولترگایستی تصور میشود. برای مثال تنش #### یا تنش دوران بلوغ در نوجوان ها یک عامل اصلی در فعالیت های پولترگایستی تلقی میشود. در اغلب موارد نیز دیده شده که کانون توجه این فعالیت های شریرانه منتسب به پولترگایست ها معطوف به عضو نوجوان خانواده ( به ویژه دختران نوجوان ) است. با این وصف نمی توان با قطعیت اعلام کرد که تنش #### دختران نوجوان عامل اصلی این نوع پدیده های خرابکارانه پولترگایستی است. کارشناسان ارواح در دهه های چهل و پنجاه میلادی اعلام کردند که پولترگایست ها بازتاب دهنده احساسات سرکوب شده همچون بدخواهی , خشم , عصبانیت , پریشانی و افسردگی انسان هستند. تحقیقات انجام شده در دهه شصت میلادی تا حد زیادی این فرضیه علمی را مورد تایید قرار داد.

افراد بی قرار؟

ویلیام جی رول مدیر پروژه بنیاد تحقیقات فراروانشناسی در دورهام واقع در کارولینای شمالی در آمریکا , طی گزارشی مکتوب 116 مورد از پریشانی ها و بی نظمی های پولترگایستی در طی چهار قرن اخیر را شرح داده است. این محقق چنین نتیجه گرفته است که فعالیت های پولترگایستی معمولا زمانی آشکار میشود که فرد هدف قرار گرفته توازن ذهنی اش به شکلی ناخودآگاه زایل شده باشد. وی اضافه میکند که بسیاری از این افراد از احساس خشم یا عصبیت فوق العاده ای برخوردار بوده , از عدم توازن های روحی و جسمی خاص در رنج بوده و همچنین این عدم توازن ها را به شکل واکنش های هیستریک , ترس های گوناگون , جنون وسواس و حتی شیزوفرنی آشکار می ساخته اند. تحققیقات مذکور ویلیام جی رول را نهایتا به این نتیجه قطعی راساند که مسایل و اختلالات مغزی و روحی افراد فوق ( آدم هایی که در کانون توجه فعالیت های پولترگایستی قرار می گیرند.) از طریق نوعی تله پاتی در قالب های ماوراء الطبیعه ای و خارق العاده منتقل شده و بدین ترتیب بر روی افراد , اشیاء و موجودات دور و بر تاثیر گذاشته است. اما تئوری ویلیام جی رول قادر به توضح و توجیه تمامی فعالیت های مرتبط با پولترگایست ها نیست . یان استیونسون , فراروانشناس و متخصص پدیده های ماوراء الطبیعه ای که در مورد بچه های قربانی پولترگایست ها تحقیق میکند بر این باور است که پولترگایست ها به احتمال بسیار قوی ارواح هستند. اما نظریه فوق چندان مورد توجه قرار نگرفته است. این واقعیت که با عمل جنگیری می توان بسیاری از پولترگایست ها را از درون جسم دختران نوجوان و دیگر افراد تسخیر شده بیرون کشید , مدرک و نشانه ای است از کامل نبودن نظریه فوق.

پرونده روزنهایم:

در سال 1966 در شهر روزنهایم آلمان گروهی از محققان فراروانشناس به دفتر یک وکیل فراخوانده شدند تا عامل اصلی بروز مجموعه ای از اختلالات برقی و الکتریکی را در دفتر این وکیل پیدا کنند. .قبلا گروهی از مهندسان برای رفع مشکل فراخوانده شده بودند اما نتوانسته بودند مشکل را حل کنند. تیم تحقیق به رهبری دکتر هاینس بندر , نهایتا یک زن جوان 29 ساله را به عنوان عامل اصلی اختلالات برقی در دفتر آقای وکیل شناسایی و معرفی کرد. محققان متوجه شدند که اختلالات برقی درست راس ساعت 7:30 دقیقه هر روز صبح دقیقا به هنگام رسیدن اشنایدر به محل کارش آغاز میشود اشنایدر به محض اینکه در داخل دفتر راه میرفت لامپها به صورت خود بخودی روشن و خاموش میشدند و تلفن ها بی دلیل زنگ میزدند. کمدها که از چوب بلوط ساخته شده و بسیار سنگین بودند , خود بخود در طول اتاق حرکت میکردند. و این درحالی بود که برای تکان دادن این کمدها نیاز به دو مرد قدرتمند بود. همچنین کشوها بصورت خود بخودی از داخل میزها به بیرون حرکت میکردند. چراغها و لامپها می ترکیدند , و تصاویر و تابلوهای روی دیوار به زمین می افتادند. اما درست در زمانی که اشنایدر به مرخصی رفت و در دفتر کارش حاضر نمی شد فعالیت های خرابکارانه مذکور کاملا متوقف گردید. اما به محض بازگشت او مجددا از سر گرفته شد. آقای وکیل بعد از اعلام نتایج تیم تحقیق از اشنایدر خواست که استعفا بدهد و برود. بعد از رفتن اشنایدر همه چیز روال عادی خود را پیدا کرد. اما مشکلات اشنایدر در مشاغل بعدی او به همین ترتیب ادامه پیدا کرد و این درحالی بود که او زنی آرام و عادی به شمار می رفت و هیچ خطایی از او سر نزده بود. محققان نهایتا به این نتیجه رسیدند که واکنش های حسی این زن بدون اینکه نیست بدی داشته باشد , سبب فعال شدن انرژی های حرکتی روحی و روانی او میشد که ثمره آن منجر به بروز اختلالات فوق در محیط اطرافش می گردید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin

عجیب ترین مرد امروز جهان شخصی است به نام پتر هورکوش که دارای بزرگترین نیروهای مکتوم در روان انسانی است. پتر هورکوش به فاصله یک ماه از گمنامی به منتهای درجه اشتهار و معروفیت رسیده است این مردم قادر است که از فواصل بسیار دور اشیاء و اشخاص را مشاهده کند در حالی که با چشمهای بسته در یک اطاق نشسته باشد. پتر هورکوش از اهالی هلند است. شغل سابق او تخم گل فروشی بود. یک روز موقعی که در باغچه خود مشغول بکار بود ناگهان دریافت که چشمهای او مثل اینکه زیر زمین را مشاهده می کند و می بیند که آنجا یک شیئی آهنی مدفون است. پتر برای آزمایش خود زمین را حفر کرد و در عمق هشت متری یک عدد شمشیر کهنه یافت. این کشف چنان حال او را تغییر داد که از همانجا یکسره به اطاق خود رفت و مدت چهار روز ابداً از آنجا خارج نشد بعد از چهار روز وقتی که در را بروی خانواده خود باز کرد همه دریافتند که پتر شخص تازه ای شده است. بزودی در تمام شهر و سپس در تمام خاک امپراطوری شهرت یافت که پتر هورکوش نیروی عجیبی و مخصوصی شبیه به رادار دارد. انجمن تحقیقات علمی و آکادمی امپراطوری هلند مأمور تحقق و مطاله در اطراف این شایعه گردید ولی بزودی پس از چند آزمایش گوناگون که از پتر به عمل آمد تمام علما به اتفاق آرا تصدیق و قبول کردند که پتر دارای نیروی فوق العاده و بی سابقه ایست که تا به حال نظیر آن دیده نشده است. یکی از آزمایشهایی که از پتر شد این بود که از او خواستند که تعیین کند در جعبه جواهرات ملکه چه اشیایی و به چه صورتی وجود دارد. پتر مانند آن که عکس برداشته باشد جزئیات را شرح داد ولی البته چون هنوز در مراحل اولیه تکوین نیروی خود بود دچار حالت بدی شبیه به اغماء شد. بار دیگر به پتر گفتند که جای فعلی کودک یکساله ای را که مدت چهار ماه است مفقود شده است تعیین کند. پتر با در دست گرفتن عکس کودک به فاصله ده دقیقه گفت که این طفل مرده است و قبر او هم یکی از باتلاقهای نزدیک دریاچه است و پس از آنکه به آنجا رفته و با وسائلی در باتلاق جستجو کردند جسد طفل را یافتند.

پتر هورکوش امروز لقب (رادار انسان) را گرفته است و از تمام نقاط مردم برای دیدن او هجوم می آورند ولی پتر اعلام کرده است که نیروی خود را جز در راه خیر و صلاح بشر بکار نخواهد انداخت و هرگز به خواهش و فشار هیچ کس حاضر نخواهد شد که نیروی پاک و خداوندی خود را در راههای بدست آوردن پول و غیره آلوده و ناپاک سازد. (خواندنیها)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
فرشتگان
ملأ الاعلی یا فرشتگان موجوداتی لطیف، غیبی، نا محسوس و فاقد اندام جسمانی اند و با حواس ظاهری ادراك نمی شوند. از جهان ماورای طبیعه یا غیبی اند و حقیقتشان را جز خدا كس نمی داند.
از شهوات حیوانی، گرایشهای نفسانی و گناهان و اتشباهات پاك و مبرا هستند. فرشتگان متعلق به جهان دیگری اند و مانند انسان خوردن، نوشیدن، خوابیدن و مذكر و مؤنث ندارند. ذاتاً مستقل و قائم به نفس خود هستند و از تمام حالات و ویژگیهای مادی انسانی بدورند. دارای نیرو و قدرت ویژه ای هستند كه با آن می تواننند در قالب وشكل بشری یا دگر صورتهای حسی در آیند. حضرت جبرائیل (ع) در شكل و شمایل بشری، بر حضرت مریم (ع) ظاهر شد.
واذكُرْ فی الكتاب مریم اذانتبذتْ من اَهلها مكاناً شرقیاً. فاتخذتْ من دونهم حجاباً فأرسلْنا الیها روحَنَا فَتَمثَّل لها بشراً سویّا)_ (مریم:16-17).
"(ای پیامبر) در كتاب از مریم سخن بگو: آن هنگام كه در نایحه ی شرقی از خانواده اش كناره گرفت و پرده ای میان خود و ایشان افكند. ما جرئیل (فرشته ی) خویش را به سوی او فرستادیم درشكل انسان كامل خوش قیافه ای بر مریم ظاهر شد".
و جماعتی از فرشتگان به شكل انسانهایی كا حامل مژده و بشارت بودند، بر حضرت ابراهیم (ع) ظاهر شدند و او گمان برد كه آنها مهمانند و برایشان غذا حاضر كرد.
(و لَقَدْ جاءَتْ رُسُلنا ابراهیم بالبشرى قالوا سلاماً قالَ سلامٌ فما لَبثَ اَنْ جاء بعجل حنیذٍ فَلَمَّا رأی ایدیهم لا تصلُ الیه نكرَهُمْ و اوجَسَ منهم خیفة قالوا لا تخف انا ارسلْنا الی قوم لوط وامرأتُهُ قائمة فضحكتْ فبشرناها باسحاق و مِنْ وراء اسحاق یعقوب، قالتْ یا ویْلتا أَأَلِدُ و انا عجوزٌ و هذا بعلی شیخاً ان هذا لشىءٌ عجیب. قالو اتعجبین من أمرِ الله رحمةُ الله و بركاتُهُ علیكم اهل البیت انه حمیدٌ مجید)_ (هود:69-73).
"فرستادگان (فرشته) ما همراه با مژدگانی، به پیش ابراهیم آمدند و بدو سلام كردند، ابراهیم جواب سلام ایشان را داد، آنگاه هر چه زودتر گوساله ی بریانی را برایشان آورد. هنگامی كه دید آنان دست به سوی آن دراز نمی كنند. لذا از ایشان رمید و بد شان دید و هراسی از آنان به دل راه داد. گفتند: مترس. ما (فرشتگان خدائیم و) به سوی قوم لوط روانه شده ایم. همسر ابراهیم ایتساده بود. خندید. ما بدو مژده ی (تولد) اسحاق و به دنبال وی (تولد) یعقوب را دادیم... گفت: ای وای! آیا من كه پیر زنی هستم و این هم (ابراهیم) شوهرم كه پیر مردی می باشد، فرزندی می زایم! این چیز شگفتی است. گفتند: آیا از كار خدا شگفت می كنی؟ ای اهل بیت، رحمت و بركات خدا شامل شما است. بیگمان خداوند ستوده و بزرگوار است".

فرشتگان از چه آفریده شده اند؟
فرشتگان از نور آفریده شده اند، همانطور كه انسان از خاك و پریان از آتش خلق شده اند. مسلم از حضرت عایشه (رض) روایت كرده كه پیامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمود: "خُلِقت الملائكة من نور، و خلق الجان من مارج من نار و خلق آدم مما وصف لكم".
فرشتگان از نور و پریان از شعله آتش و انسان از آنچه كه رایتان توصیف شده، (خاك) آفریده شده اند.
مأوی و مسكنشان آسمان است و به فرمان خدا از آنجا نازل می شوند.
احمد و بخاری از ابن عباس روایت می كنند كه رسول خدا (ص) به جبرئیل فرمود؛ چرا هر چه بیشتر به زیارت و دیدرا ما نمی آیی؟ این آیه نازل شد:
(و ما نتزلُ الا بأمرِ رَبِّكَ لهُ ما بین ایدینا و ما خلفنا و ما بین ذلك و ما كان رَبُّك نسیّاً)_(مریم:64).
"ما (فرشتگان) جز به فرمان پروردگارت فرود نمی آییم. ازآن او است آنچه پیش روی ما و آنچه پشت سر ما و آنچه میان این دو است و پروردگارت فراموشكار نبوده".
فرشتگان پیش از انسان آفریده شده اند و خداوند به آنها خبر داده كه به زودی انسان را می آفریند و به عنوان نماینده و جانشین خود در زمین قرار می دهد.
(اذ قال ربُّك للملائكة انی جاعلٌ فی الأرض خلیفة قالوا اتجعلُ فیها مَن یُفسدُ فیها و یسفِكُ الدماءَ و نحنُ نسبحُ بحمدكَ و نقدِّسُ لك. قال انی اعلمُ مالا تعلمون)_ (بقره:30).
"زمانی (را یاد آوری یكن) كه پرودگات به فرشتگان گفت: من در زمین جانشینی بیافرینم. گفتند: آیا در زمین كسی را به وجود می آوری كه فساد و تباهی راه می اندازد و خونها خواهد ریخت و حال آنكه ما به حمد و ستایش و طاعت و عبادت تو مشغولیم؟ گفت: من حقایقی را می دانم كه شما نمی دانید".

انسان بر فرشتگان برتری دارد
ظاهراً آدمی شایسته تر از فرشتگان است و این برتری و شایستگی موقعی ثابت شد كه فرشتگان از پاسخ دادن به نامهای كه خداوند به آنها عرضه داشت، در مانده و عاجز شدند و در این میان آدم درست و صحیح به تك تك آنها پاسخ داد. بنا بر این خداوند، آدمی را از جهت علم و معرفت ویژه ی خود و شناخت و ادراك اشیاء، بر فرشتگان برتری داد.
همچنین در آیه ای كه خداوند به فرشتگان دستور می دهد تا بر آدم سجده برند به برتری و شایستگی انسان اشاره دارد.
(و علم آدم الاسماء كلَّها ثمَّ عَرَضَهُمْ علی الملائكةِ فقال أنبئُونی بأسماءِ هؤلاءِ ان كنتم صادقین، قالوا سبحانك لا علم لنا الا ما علمْتَنا انك أنتَ العلیم الحكیم قال یا آدمُ أنبئهم بأسمائه، فلما أنبأهم بأسمائهم قال الم أقُلْ لكم انی أعلَمُ غیب السمواتِ والرضِ و أعلمُ ما تُبدون وما كنتم تكتمون و اذ قُلنا للملائكةِ اسجدوا لآدم فسجدوا الا ابلیس أبى واستكبر و كان من الكافرین)_ (بقر:30).
"سپس به آدم نامهای همه را آموخت سپس آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می گویید اسامی اینها را بر شمارید فرشتگان گفتند: منزهی تو، ما چیزی جز آنچه به ما آموخته ای نمی دانیم. تو دانا و حكیمی. فرمود: ای آدم، آنان را از نامها (و خواص و اسرار این) پدیده ها آگاه كن هنگامی كه آنها را از این نامها آگاه نمود خداوند فرمود: به شما نگفتم كه من غیب (و راز) آسمانها و زمین را می دانم و از آنچه شما آشكار می كنید یا پنهان می داشتید نیز آگاهم؟ و هنگامی كه به فرشتگان گفتیم: به آدم سجده ببرید. همگی سجده بردند جز ابلیس كه سرباز زد و تكبر ورزید و از زمره ی كافران شد".
از طرف دیگر، می دانیم كه عبادت و طاعت فرشتگان امری ذاتی و فطری است و گناه نكردن آنها به خاطر مجاهده و مبارزه با نفس نمی باشد؛ زیرا آنها فاقد شهوت اند. بنا بر این عبادت و ترك گناه و معصیت برای آنها هیچ فضیلتی به همراه ندارد. مانند جریان گردش خون، تپش قلب و فعالیت دستگاه تنفسی كه به طور مداوم و اجباری صورت می گیرد، ولی انسان با هوی و آرزوهای نفسانی خود مبارزه می كند با شیطان به جنگ بر می خیزد و اطاعت و فرمانبرداری خداوند را با جان می پذیرد و برای تكمیل شخصیت و ترقی روحی و معنوی خود با میل و رغبت تمام به تلاش و كوشش خستگی نا پذیری دست می زند.

طبیعت و سرشت فرشتگان
سرشت و طبیعت فرشتگان بر اساس اطاعت محض و انجام دادن اوامر و دستورات خداوند و فروتنی و كرنش در برابر عظمت و جبروت او می باشد. آنها با اراده و خواست پروردگار در كارها و او مربوط به دنیا مداخله و تصرف می كنند. خدا مربی و مالك آنهاست و آنها هم از طرف خود قادر به انجام هیچ چیز و هچ كاری نمی باشند.
(یخافون ربَّم مِنْ فوقِهِم و یفعلون ما یُؤْمَرون)_ (نحل:50).
"فرشتگان از پروردگار خود كه حاكم بر آنان است می ترسند و آنچه بدانان دستور داده شود انجام می دهد".
(بل عبادُ مكرمون لایسبقونَهُ بالقولَ وهم بأمرِهَ یعلمون. یعلمُ ما بین ایدیهم وما خلفهم ولا یشفعون الا لمن ارتضی و هم مَنْ خشیتهَ مشفقون)_ (انبیاء:27)
"بلكه (فرشتگان) بندگانی گرامی و محترم هستند. آنان در سخن گفتن بر او پیشی نمی گیرند و تنها به فرمان او كار می كنند. خداوند اعمال گذشته و حال و آینده ی ایشان را می داند و آنان هرگز برای كسی شفاعت نمی كنند مگر برای آن كسی كه خدا از او خوشنود است و همیشه از خوف خدا ترسان وهراسانند".
(لایعصُون اللهَ ما أمْرَهم و یفعلون ما یُؤْمرون) (تحریم:6)
"از خدا بدانچه پدینشان دستور داده است نافرمانی نمی كنند و همان چیزی را انجام می دهند كه بدان مأمور شده اند".
امام بخاری روایت می كند كه پیامبر (ص) فرمود: "اذا قضی الله الامر فی السماء ضربت الملائكه بأجنحتها خضعانا لقوله كأنه صلصلة علی صفوان فاذا فزع عن قلوبهم قالوا: ما ذا قار بكم؟ قال الحق، وهو العلی الكبیر" هر گاه خداوند در آسمان حكمی صادر كند فرشتگان فروتنانه به فرمان او بالهایشان را برهم می زنند مانند صدای صاف بر صخره ی مرمری. پس وقتی كه وحشت از دل مردمان بر طرف شد گویند: پروردگارتان چه گفت؟ گویند: حق گفت و او بلند مرتبه و بزرگوار است.

تفاوت شان باهم
فرشتگان، همانطور كه در آفرینش باهم متفاوتند در داشتن قدرت و تواناییها نیز باهم تفاوت دارند و جز خدا، كسی از حقیقت آن آگاه نیست.
(الحمد لله فاطر السموات والارض جاعل الملائكة رُسُلاً أُولی اجنحة مثنی و ثالث و رباع یزیدُ فی الخلق ما یشاء ان الله علی كل شیءٍ قدیر) _(فاطر:1)
"ستایش خداوندی را سزاست كه آفرینندهی آسمانها و زمین است و فرشتگان را با بالهای دوتا دوتا و سه تا سه تا و چهار تا چهار تایی كه دارند مأمور كرد. او هرچه بخواهد ر آفرینش می افزاد چرا كه خدا بر هر چزی توانا است".
یعنی خداوند فرشتگان را بالدار معرفی نموده كه برخی از آنها دوبال و برخی سه بال و برخی دارای چهار و یا بیشترند و این نشانه ی تفاوت در استعداد و تواناییها و سرعت و قدرت انتقال آنها می باشد.
سلم از ابن مسعود روایت می كند كه پیامبر (ص) جبرئیل (ع) را دید كه ششصد بال داشت.
كثرت بالها، دلیل داشتن قدرت، توانای و سرعت در انجام دستورات پروردگار و تبلیغ پیامهای او می باشد.
(وما منا الا له مقامٌ معلوم و انا لنحن الصافون و انا لنحنُ الْمُسبِحون)_ (صافات:165).
"هر یك از ما مقام مشخص و جایگاه جداگانه ای داریم و ما جملگی به صف ایتساده ایم و به تسبیح خدا مشغولیم".
ابن كثیر گفت: هر یك از فرشتگان دارای جایگاه ویژه و خاص خود در آسمانها هستند و از نظر عبادات، درجات و سلسله مراتب مخصوصی دارند و از آن تجاوز و سركشی نمی كنند.
ابن عساكر در ترجمه كتابی از محمد بن خالد كه به پدر عبد الرحمن ابن العلاء ابن سعد استناد داده، و او از جمله ی كسانی بود كه روز فتح(مكه) بیعت كرد، گوید: پیامبر خدا صلی الله علیه وسلم روزی به كسانی كه در كنارش نشسته بودند فرمود: (أطَّتْ السماء و حُقّ لها اَنْ تئط، لیس فیها موضع قدم الا علیه ملك راكع او ساجد، ثم قرأ: (وما منا الا له مقامٌ معلوم، و انا لنحنُ الصافون و انا لنحنُ المسبحون"). آسمان ناله كرد و حق دارد ناله كند. و جای پایی در آن خالی نیست مگر اینكه فرشته ای بر آن بركوع و سجود مشغول است. سپس این آیه را خواند... (ترجمه از پش گذشت).

عملكرد آنها
فرشتگان د عالم ارواح و در عالم طبیعت دارای اعمال و كارهای ویژه ای هستند و با انسان هم رابطه ی مخصوصی دارند.

عملكرد آنها در عالم ارواح
عملكرد فرشتگان در عالم ارواح، در موارد زیر خلاصه می شود:
(الف)_ كرنش، تسبیح كردن، اطات و فرمانبرداری تام و تمام برای خداوند.
(ان الذین عِندَ ربِّك لا یستكبرون عن عبادته و یسبحونَهُ و له یسجُدون) (اعراف:206).
"بی گمان كسانی كه مقربان (درگاه) پروردگار تو هستند، خویشتن را بزرگتر از آن نمی دانند كه به پرستش خدا بپردازند و بلكه به تسبیح و تقدیس او مشغولند و در برابر او كرنش و سجده می كنند".
(وتری الملائكة حافین مَنْ حولِ العرش یسبِّحون بحمدِ ربِّهم) (زمر:75).
"فرشتگان را خواهی دید كه گرداگرد عرش خدا حلقه زده اند و به سپاس و ستایش پروردگار خود مشغولند".
(ب)_ بردارنده ی عرش:
(الذین یحملون العرشَ و منْ حولهُ یُسبِّحونَ بحمدِ ربِّهم و یُؤمنون بِهِ)_ (غافر:7).
"آنان كه بردارندگان عرش خدایند و آنان كه گرداگرد آنند به سپاس و ستایش پروردگار شان سرگرمند و بدو ایمان دارند".
(یحمل عرش ربِك فوقهم یومئذٍ ثمانیة) _(حاقه:17)
"در آن روز هشت فرشته، عرش پروردگارت را بر فراز سر خود برمی دارند".
(ج)- درود و سلام كردن بر بهشتیان:
(والملائكة یدخلون علیهم من كل باب. سلام علیكم بما صبرتُمْ) (رعد:23-24).
"و فرشتگان از هر سویی برآنان وارد می آیند (فرشتگان بدانان می گویند) درود تان باد به سبب شكیبای و استقامتی كه داشتید".
(د)- شكنجه دادن جهنمیان:
(یا ایها الذین آمنوا قوا انفسَكم و أهلیكم ناراً و قوُودُها الناسُ والحجارةُ علیها ملائكةُ غلاظٌ شدادٌ لایعصُون اللهَ ما أمَرَهم و یفعلون ما یُؤمرون)_ (تحریم:6)
"ای مؤمنان! خود و خانواده ی خویش را از آتش دوزخی بر كنار دارید كه افروزینه ی آن انسانها و سنگها است فرشتگانی بر آن گمارده شده اند كه خشن و سختگیر و زور مند و توانا هستند، از خدا در آنچه بدیشان دستور داده است نا فرمان نمی كنند و همان چیزی را انجام می دهند كه بدان مأمور شده اند".
(وما ادراك ما سَقَرُ لا تُبقى و لا تَذَرُ، لوَّاحةٌ لِلْبَشَر، علیها تسعةَ عشر، و ما جعلنا اصحاب النار الا ملائكة)_ (مدثر: 27-28).
"نوزده (فرشته) بر آن گمارده شده اند. مأموران دوزخ را جز از میان فرشتگان برگزیده ایم".

فرشته ی وحی
فرشته وحی، حضرت جبرئیل امین نام دارد. خداوند می فرماید:
(قل مَن كانَ عدّواً لجبریل فانه نزَّلَهُ علی قلبك باذن الله مصدقاً لما بین یدیه)_ (بقره:97)
"بگو: كسی كه دشمن جبرئیل باشد (در حقیقت دشمن خداست) زیرا كه او به فرمان خدا قرآن را بر قلب تو نازل كرده است قرآن كه كتابهای آسمانی پیشین را تصدیق می كند".
فرشته ی وحی، روح الأمین، نیز نامبرده می شود. خداوند می فرماید:
(و انّهُ لتنزیلُ ربّ العالمین نَزَلَ بهِ الّروحُ الامینُ علی قلبك لتكونَ من المنذرین) _(شعراء:193-194).
"این (قرآن) فرو فرستاده ی پروردگار جهانیان است. جبرئیل آن را بر قلب تو فرو آورده است تا از زمره ی بیم دهندگان باشی".
روح القدس نیز لقب حضرت جبرئیل است. خداوند می فرماید:
(قُلْ نزلَهُ روح القدس من رَبِّك بالحقّ) _(نحل:102).
"بگو: قرآن را روح القدس (جبرئیل) از سوی پروردگارت به حق نازل كرده است". به او "ناموس" نیز گفته می شود. همانطور كه ورقه بن نوفل، در ابتدای نزول وحی خطاب به پیامبر (ص) گفت: همان "ناموس" كه بر موسی (ع) نازل شد بر تو نیز نازل شده است. حضرت جبرئیل (ع) گاهی به صورت بشر و گاهی شبیه صدای زنگ می آید.
امام بخاری از حضرت عایشه (رض) روایت می كند كه حارث بن هشام (رض) از رسول خدا (ص) پرسید و گفت: ای رسول خدا! چگونه وحی بر تو نازل می شد؟ پیامبر (ص) فرمود: "احیاناً یأتینی مثل صلصلة الجرس، وهو أشده علیّ، فیفصم عنی و قد وعیت عنه ما قال و أحیاناً یتمثلُ لی الملك رجلاً فیكلمنی فأعی ما یقول".
گاهی مانند صدای زنگ نزد من می آمد و آن بر من سخت بود، عرق از من جاری می شد. پس به هوش می آمدم و آنچه او می گفت حفظ می كردم و گاهی به شكل مردی در می آمد و با من سخن می گفت هر چه می گفت من آن را از بر می كردم حضرت عایشه (رض) گفت: رسول خدا را دیدم، در روزی كه سرمای شدید بود وحی بر او نازل شد در حالی كه از پیشانیش عرق می ریخت.
در حدیث دیگری كه ابی درداء (دنیا) و حاكم از ابن مسعود روایت می كنند كه رسول خدا (ص) فرمود: "ان روح القدس نَفَثَ فی روعی ان نفساً لن تموت حتی تستكمل رزقها فاتقوا الله واجملوا فی الطلب" روح القدس (فرشته وحی) در من دمید كه هیچ نفسی نمی میرد مگر اینكه رزق و روزیش كامل شود. پس از خدا بترسید و در راه طلب رزق نیكو عمل كنید.


عملكرد آنها در طبیعت و با انسان
فرشتگان در اداره ی امور هستی، وظایفی همچون فرستادن بادها واكسیژن، رانش ابرهای باران زا و بارش باران، رویاندن گیاهان و نباتات و اعمال و كارهای پنهانی كه از دسترس حواس انسان به دور است، بر عهده دارند.
در تمام طول زندگی و بعد از مرگ انسان، همراه و ملازم او هستند. پیامبر (ص) می فرماید: ان معكم مَن لا یفارقكم الا عندالخلاء و عند الجماع، فاستحیُوهم و اكرمِمُوهم. با شما فرشتگانی همراهند و از شما جدا نمی شوند مگر موقع قضای حاجت و یا نزدیكی با همسران. پس از آنها شرم كنید و گرامیشان بدارید.
فرشتگان با الهام نمودن نیكی و حق، نیروهای روحی موجود در انسان را شاداب و تقویت می كنند ابن مسعود (رض) از پیامبر خدا (ص) روایت می كند كه پیامبر فرمود: شیطان نسبت به انسان وسوسه انگیز است فرشتگان نیز وسوسه انگیزند. اما وسوسه ی شیطان دادن وعده ی شر و فساد و كذب و دروغ بستن به حق است، ولی وسوسه ی فرشتگان دادن وعده نیك و خیر و تصدیق به حق می باشد پس اگر كسی چنین چیزی (وعده نیك و خیر) را در یافت، بداند آن از طرف خداست و خدا را حمد و سپاس گوید. و اگر كسی آن دیگری (وعده ی شر و فساد) را احساس كرد، از شر شیطان به خدا پناه ببرد. سپس پیامبر (ص) این آیه را تلاوت فرمود:
(الشیطان یعدكم الفقرَ ویأمرُكم بالفحشاءِ واللهُ یعدُكم مغفرة منهُ و فضلاً واللهُ واسعٌ علیم)_ (بقره:286).
"اهریمن شما را وعده ی تهدیدستی می دهد و به انجام گناه شما را دستور می دهد، ولی خداوند به شما وعده ی آمرزش خویش و فزونی (نعمت) می دهد. و خداوند (فضل و رحمتش) وسیع (و از همه چیز آگاه است".


فرشتگان برای مؤمنان دعا می كنند
خداوند پاك به خاطر مغفرت وسیع و محبت زیاد نسبت به بندگانش، به فرشتگان الهام می كند تا برای انسان دعا و نیایش كنند و با توسل به رحمت فراگیر و علم و دانش بی انتهای الهی، از او بخواهند تا تو به كاران را بیامرزد و آنها را در زمره ی بندگان نیكو كارش قرار دهد:
(الذین یحملون العرش و مَنْ حولَهُ یُسَبِّحون بحمد رَبِّهم و یُؤمنون بهِ و یستغفرون للذین آمنوا رَبَّنا وَسِعتَ كل شیءٍ رحمةً و علماً. فاغفِرْ للذین تابوا واتبعوا سبیلك وقهِم عذاب الجحیم ربنا و أَدخلهم جناتِ عدنٍ التی وعدتَهُمْ و مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهم و أَزواجهم و ذرّیّاتِهم اِنّك اَنتَ العزیز الحكیم وقِهِم السّیئات و مَنْ تقِ السیئاتِ یومئذٍ فقد رحمتَهُ و ذلك هُو الفوزُ العظیم)_ (غافر:7-9).
"آنان كه بر دارندگان عرش خدایند و آنان كه گردا گرد آنند به سپاس و ستایش پروردگارشان سرگرمند و بدو ایمان دارند و برای مؤمنان طلب آمرزش می كنند (و می گویند): پروردگارا! مهربانی و دانش تو همه چیز را فرا گرفته است. پس در گذر از كسانی كه بر می گردند و راه تو را در پیش می گیرند و آنان را از عذاب دوزخ مصون و محفوظ فرما. پروردگارا! آنان را به باغهای همیشه ماندگار بهشتی داخل گردان كه بدیشان وعده داده ای همراه با پدران خوب و همسران شایسته و فرزندان بایسته ی ایشان. قطعاً تو چیره و توانا و دارای فلسفه و حكمت هستی و آنان را از بدیها نگدا و تو هر كه را در آن روز از كیفر بدیها نگاهداری واقعاً بدو رحم كرده ای و آن مسلماً رستگاری بزرگ و نیل به مقصود سترگی است".
مسلم از پیامبر خدا روایت می كند كه فرمود: "ما من یوم یصبح العباد فیهَ الا و ملكان یدعوان، یقول أحدهما: اللهم أعط ممسكا تلقًا: و یقول الآخر: اللهم أَعط منفقاً خلفاً" هیچ روزی نیست كه بندگان صبح برخیزند مگر اینكه دو فرشته برایشان دعا می كنند. یكی از آنها می گوید: خدایا! خسیس را فقر و نداری ده و به بخشنده و انفاق كننده، پی در پی عطا كن.

همراهی فرشتگان در گرفتن "آمین" با نماز گزاران
فرشتگان، در هنگام برگزاری نماز با سایر نمازگزاران در گفتن (آمین) همراهی می كنند. از ابو هریره (رض) روایت شده كه پیامبر (ص) فرمود: اذا قال الامام "غیر المغضوب علیهم ولا الضالین" فقولوا: آمین، فانه الملائكة یقولون: آمین، و ان الامام یقول: آمین فمن وافق تأمینهُ تأمینَ الملائكه غفر له ما تقدم من ذنبِه"
وقتی كه امام جمله ی (غیر المغضوب علیهم ولا الضالین) را تمام كرد شما (نمازگزاران به همراه امام)، آمین بگویید. به راستی كه فرشتگان نیز "آمین" می گویند كسی كه آمین گفتنش با آمین فرشتگان هماهنگ شود، گناهان گذشته اش، مورد بخشش قرار می گیرد.
فرشتگان هر روز، نماز صبح و عصر، حاضر می شوند.
امام بخار از حضرت ابو هریره (رض) روایت می كند كه پیامبر (ص) فرمود: نماز جماعت 25 مرتبه بیشتر از نماز خواندن فردی، فضیلت دارد. فرشتگان شب و فرشتگان روز، هر دو در نماز صبح حاضر می شوند. ابو هریره می گوید: آنچه در توان دارید، بخوانید.
(وقرآن الفجر انّ قرآنَ الفجرِ كان مشهودا)_ (اسراء:78)
"و نماز صبح را (در فاصله طلوع فجر تا طلوع آفتاب) بخوان بیگمان نماز صبح (توسط فرشتگان شب و فرشتگان روز) بازدید می گردد".
شیخین از ابو هریره (رض) روایت می كنند كه پیامبر (ص) فرمود: "یتعاقبون فیكم ملائكة باللیل و ملائكة بالنهار، و یجتمعون فی صلاة الفجر و صلاة العصر ثم یعرج الذین باتوا فیكم فیسألهم ربهم وهو أعلم بهم: كیف تركتم عبادی؟ فیقولون، تركناهم و هم یصلون و أتیناهم و هم یصلون" فرشتگانی در شب و فرشتگانی در روز به نوبت و پشت سر هم به میان شما می آیند و در نماز صبح و عصر جمع می شوند سپس فرشتگانی كه در میان شما بیتوته كردند، بالا می روند و خداوند در حالی كه به همه آگاه است، از آنها می پرسد: بندگانم را چگونه ترك كردید؟ گویند: در حالی كه نماز می گزاردند آنها را رها كردیم و در حالی كه نماز می خواندند نزد آنها آمدیم.

فرشتگان جهت استماع آیات قرآن به هنگام تلاوت آن فرود می آیند
ابو سعید خدری (رض) از اسید بن حضیر روایت می كند: شبی كه در سكوی جلو منزل مشغول تلاوت قرآن بود، ناگهان اسبش خیز برداشت. قرائت را ادامه داد. بار دیگر اسب خیز برداشت باز قرائت را ادامه داد اسب باز هم خیز برداشت. اسید گفت: ترسیدم كه اسب، یحیی (كه نزدیك اسپ خوابیده بود) را لگد زند. پیش او رفتم. سایه مانندی را بالای سرم حس كردم كه در میان آن شئ نورانی در هوا بالا می رفت تا از نظرم نا پدید گشت. صبح پیش رسول خدا (ص) رفتم و خدمتش عرض كردم: ای رسول خدا! دیشب در سكوی جلو منزل، مشغلو تلاوت بودم كه ناگهان اسبم از جا پرید. رسول خدا فرمود: ابن حضیر به تلاوتت ادامه می دادی گفتم: قرائت را ادامه دادم. باز اسب از جا پرید. رسول خدا فرمود: ابن حضیر! به تلاوتت ادامه می دادی. گفت: قرائت راادامه دادم. باز هم اسب از جا پرید. رسول خدا فرمود: ابن حضیر تلاوت را ادامه می دادی. گفت: من از قرائت دست كشیدم چون یحیی نزدیك اسب خوابیده بود و من ترسیدم كه مبادا به او لگد زند. نا گهان سایه مانندی را دیدم كه چیزی نورانی در میان آن بالا می رفت تا از نظرم نا پدید گشت.
رسول خدا فرمود: آنها فرشتگان بودند و به تلاوت تو گوش می دادند و اگر تلاوتت را ادامه می دادی مردم آنها را بدون پرده می دیدند.

حضور فرشتگان در مجالس ذكر
فرشتگان به جستجوی حلقه های ذكر مؤمنین می پردازند تا روحیه آنها را تقویت نمایند. حضرت ابو هریره (رض) روایت می كند كه پیامبر خدا فرمود: خداوند فرشتگانی دارد و در راهها به جستجوی اهل ذكر می پردازند و اگر گروهی را سرگرم ذكر و عبادت خدا بیابند صدا می زنند: حاجات و نیاز های خود را بیان كنید. با بالهای خود در آسمان دنیا آنها را تحت پوشش قرار می دهند. گفت: پروردگارشان، در حالی كه به آنها آگاه است، از آنها می پرسد. بندگانم چه می گویند؟ گفت می گویند: ترا تسبیح می كنند و به حمد و ستایش تو مشغولند و به كبراییی و عظمت تو اقرار می كنند. گفت: پس می گوید: آیا مرا دیده اند؟ گفت می گویند نه به خدا ای پروردگار. تو را ندیده اند. گفت: پس می گوید: پس اگر مرا ببینند چه می شود؟ گفت می گویند: اگر ترا می دیدند بسیار بیشتر به ستیاش و عبادت و تسبیح تو مشغول می شدند. گفت پس می گوید: از من چه می خواهند؟ گفت می گویند: بهشت ترا می خواهیم. گفت پس می گوید: آیا بهشت را دیده اند؟ گفت می گویند: خیر به خدا قسم آن را ندیده اند گفت پس می گوید: اگر بهشت را می دیدند چه می شد؟ گفت می گویند: اگر بهشت را می دیدند هر چه بیشتر طالب و خواستار آن می شدند و میل و رغبت آنها بیشتر و بیشتر می شد. گفت پس به چه كسی پناه می برند؟ گفت: می گویند: از آتش جهنم (به خدا) پناه می برند گفت پس می گویند: اگر آن را می دیدند چه می شد؟ گفت می گویند: اگر آن را می دیدند بیشتر از آن ترسیده و فرار می كردند. گفت پس می گوید: شما را گواه می گیرم كه من آنها را مورد بخشش و عفو خود قرار دادم. گفت: یكی از فرشتگان می گوید: در میانشان فلانی برای رفع نیاز خود آمد و از آنها نیست گفت آنان گروهی هستند كه همنشینانشان مرتكب عمل خلاف نمی شوند. بخاری با لفظ خود و مسلم این حدیث را رویات كرده اند و عبارت آن چنین است.
حقیقتاً خداوند بزرگ و بلند مرتبه فرشتگان سیار و بزرگواری دارد كه در جستجوی حلقه های ذكر عبادتگران هستند. هر گاه چنین محافلی را بیابند با آنها می نشینند و با بالهای خود صف بندی كرده تا بین آسمان و زمین پر شود. گفت: پس خداوند عزیز و بزرگ در حالی كه به همه عالمتر است. از آنها می پرسد از كجا آمدید؟ می گویند از پیش بندگانت در زمین آمدیم در حالی كه سر گرم تسبیح، تكریم، عبادت، نیایش و حمد و ستایش تو بودند. گفت: از من چه در خواست می كنند؟ گفتند: بهشت ترا می خواهند. گفت: آیا بهشت مرا دیده اند؟ گفتند: نه ای خدا. گفت: اگر بهشت مرا ببینند چه می شد؟ گویند: به تو پناه می آوردند. گفت: به چه خاطر به من پناه می برند؟ گویند: خدایا از آتشت. گفت: آیا آتش مرا دیده اند؟ گویند: خدایا نه. گفت: پس اگر آتشم را ببینند چه پیش می آمد؟ گفتند: از تو طلب آمرزش می كنند. گفت: پس می گوید: آنها را مورد آمرزشم قرار دادم. و هر چه را از من خواستند، به آنها عطا نمودم و از هر چیز پناه آورند، به آنها پناه دادم. گفت: می گویند: در میانشان فلان بنده ی خطا كار نیز هست و برای سرگرمی پیش آنها رفته است؟ گفت می گوید. او را نیز بخشیدم آنها گروهی اند كه همنشینانشان خلافكار نیستند.

درود فرستادن بر مؤمنان بخصوص دانشمندانشان
(هو الّذی یُصلّی علیكم و ملائكتُهُ لیُخْرِجِكم مَن الظُّلُماتِ اِلی النُّور و كان بالمؤمنین رحیماً)_ (احزاب:43).
"او كسی است كه به شما عنایت و مرحمت می كند و فرشتگانش برای شما تقاضای بخشش و آمرزش می نمایند تا یزدان شما را از تاریكیهای (كفر و ضلالت) بیرون آورد و به نور (ایمان و هدایت) برساند. چرا كه او پیوسته نسبت به مؤمنان مهربان بوده است".
ابن امامه (رض) روایت می كند كه پیامبر (ص) فرمود: "ان الله و ملائكته و اهل السموات والارض لیصلون علی معلم الناس الخیر" به درستی كه خداوند و فرشتگانش و اهل آسمانها و زمین بر معلم خیر خواه مردم درود می فرستند.

تبریك و تهنیت فرستادن فرشتگان و تواضع و فروتنی آنها نسبت به اهل علم
ابی درداء(رض) از پیامبر خدا (ص) روایت می كند كه فرمود: "ان للملائكةَ لتضع أجنحتها لطالب العلم رضا بما یصنع" فرشتگان رضامندانه بالهایشان را برای طالبان علم، به خاطر آنچه كه انجام می دهند، فرو می نهند.

آورنده ی مژده ها
مسلم از ابو هریره (رض) روایت می كند كه پیامبر (ص) فرمود: مردی برای دید و باز دید برادرش به روستای دیگری رفت. خداوند فرشته ای را در مسیرش به كمین نهاد. هنگامی كه به او رسید گفت: كجا می روی: گفت: می خواهم پیش برادرم در همین روستا بروم گفت: آیا نیاز و حاجتی نزد او داری تا برایت بر آورده كند؟ گفت خیر. جز اینكه به خاطر خدا او را دوست دارم. گفت: خداوند مرا نزد تو فرستاد تا به تو اعلام كنم كه او ترا دوست دارد به خاطر آنچه كه تو برادرت را دوست داری.

فرشتگان از دوستان و دشمنان خدا با خبر می شوند
پیامبر خدا (ص) می فرماید: هر گاه خدا بنده ای را دوست بدارد جبرئیل (ع) را می خواند و می فرماید: من فلانی را دوست دارم تو نیز دوستش بدار. پس جبرئیل نیز او را دوست می دارد. سپس در آسمان ندا سر می دهد و می گوید: خداوند فلانی را دوست دارد شما نیز او را دوست بدارید. اهل آسمان نیز او را دوست می دارند سپس مورد قبول زمینیان نیز واقع می شود و هر گاه با بنده ای دشمنی كند جبرئیل (ع) را فرا خوانده و می فرماید: من با فلانی دشمن هستم تو هم با او دشمن باش. و جبرئیل با او دشمن می شود. سپس به اهل آسمان اعلام می كند كه خداوند با فلانی دشمن است شما نیز او را دشمن خود بدارید. سپس دشمنی و كینه ی زمینیان را برایش قرار می دهد.


یاد داشت كنندگان اعمال انسان
فرشتگان اعمال انسان را می نویسند و نیكیها و زشتی ها را بر می شمرند.
(ولقد خلقنا الانسان و نعلم ما تُوسوِسُ بهِ نفسُهُ و نحنُ اقرب الیه من حبلِ الورید اِذْ یتلقَّی المتلقیان عن الیمین و عن الشمالِ قعید . ما یلفِظ من قولٍ الا لدیهِ رقیبٌ عتیدٌ)- (ق:16-18).
"ما انسان را آفریده ایم و می دانیم كه در خاطرش چه می گذرد و چه اندیشه ای در سر دارد و ما از شاهرگ گردن بدو نزدیكتریم بدانگاه كه دو فرشته ای كه در سمت راست و در طرف چپ انسان نشسته اند و اعمال او را دریافت می دارند. انسان هیچ سخنی را بر زبان می راند مگراینكه فرشته ای مراقب و آماده (برای دریافت و نگارش) آن سخن است".
(و ان علیكم لحافظین كراماً كاتبین، یعلمون ما تفعلون)_ (انفطار:12)
"بدو شك نگهبانانی ر شما گمارده شده اند. نگهبانانی كه محترم هستند و پیوسته (اعمال شمارا) می نویسند. می دانند هر كاری را می كنید".
(أم أبرموا امراً فانّا مبرمون، أم یحسبون أنّا لا نسمع مرّهم و نجواهم، بلى و رُسلنا لدیهم یكتبون) (زخرف:79-80)
"بلكه آنان تصمیم محكمی گرفتند و ما نیز اراده ی محكم و تغییر ناپذیری گرفتیم. آیا گمان می برند كه ما اسرار پنهان و سخنان در گوشی آنان را نمی شنویم؟ آری فرشتگان مأمور ما در كنار شان حاضر و بر اعمالشان ناظرند و می نویسند و ثبت و ضبط می كنند".
فرشتگان این اعمال را نزد خود در دفاتری ثبت كرده و برای هر فرد پرونده ای تشكیل می دهند. سپس روز قیامت به نمایش گذاشته می شود.
(و كلُّ انسانٍ ألْزمناهُ طائرَهُ فی عُنُقِهِ و نخرجُ لهُ یومَ القیامةِ كتاباً یلقاهُ منشوراً اقرأ كتابكَ كَفَی بنفسِكَ الیومَ علیك حسیباً)_ (اسراء:13-14)
"ما اعمال هر كسی را به گردنش آویخته ایم و در روز قیامت كتابی را برای وی بیرون می آوریم كه گشوده به (دست) او می رسد. (پس در آن روز بدو گفته می شود) كتاب (اعمال) خود را بخوان كافی است كه خودت امروز حسابگر خویشتن باشی".
به هنگام عرضه ی این اعمال، فرشتگان بر اعمال نیك و شرّ انسان گواهی می دهند.
(ونُفِخُ فی الصور ذلك یومُ الوعید و جاءتْ كلُّ نفسٍ مَعَها سائِقٌ و شهیدٌ لَقَدْ كُنتَ فی غفلةٍ مِنْ هَذا فكشفنا عنكَ غطاءَكَ فبصُركَ الیوم حدیدٌ) _(ق:20-22)
"در صور دمیده می شود آن روز تحقق بیم دادنهای الهی است در آن روز هر انسانی می آید همراه با رانمای و گواهی. (سپس به انسان بی باور خطاب می شود) تو از این غافل بودی و ما پرده از جلو چشمان تو به كنار زده ایم و امروز چشمانت كاملاً تیز بین شده اند".


ثابت قدم گردانیدن مؤمنان
فرشتگان با الهام پیروزی و بهروزی در قلب مؤمنان، آنها را تقویت و یاری می كنند: (إذ یوحی ربُّك الی الملائكة أنّی معكم فَثَبِّتوا الّذین آمنوا)_(انفعال:12)
"زمانی را كه پروردگارت به فرشتگان وحی كرد كه من با شمایم و مؤمنان را تقویت و ثابت قدم می گردانم".
(لایجدُ قوماً یُؤمنون باللهِ والیومِ الاخِرَ یُوادُّدونَ مَنْ حادَّ اللهَ و رسولَهُ ولَوْ كانوا آباءَهم او ابناءَهم أوْ اِخوانهم او عشیرتهم اُولئك كَتَبَ فی قلوبهم الایمان و اَیَّدهم بروحٍ منه) _(مجادله:22).
"مردمانی را نخواهی یافت كه به خدا و روز قیامت ایمان داشته باشند، ولی كسانی را به دوستی گیرند كه خدا و پیغمبرش دشمنی ورزیده باشند هر چند كه آنان پدران یا پسران یا برادران و یا قوم و قبیله ی ایشان باشند. چرا كه مؤمنان خدا بر دلهایشان رقم ایمان زده است و با نفخه ی ربانی خود یاریشان داده است".


مأموران قبض روح
(حتی اذا جاء أَحَدَكم الموتُ تَوفَّتْهُ رُسُلُنا وهم لایُفرِّطون)_ (انعام:61)
"و چون مرگ یكی از شما فرا رسد فرستادگان ما جان او را می گیرند و كوتاهی نمی كنند".
(قُلْ یتوفاّكم مَلَكُ الموتِ الّذی و كُلِّ بِكم) _(سجده:11)
"بگو فرشته ی مرگ كه بر شما گماشته شده است به سراغتان می آید".
فرشتگان در هنگام قبض روح مؤمنان پاك، بر آنها درود و سلام می فرستند.
(الذین تَتَوفّاهم الملائكة طیبین یقولون سلامٌ علیكم) _(نحل:33)
"همانهایی كه فرشتگان (قبض ارواح) جانشان را می گیرند در حالی كه پاكیزه و شادان هستند. می گویند: درود تان باد".

مؤمنان را به بهشت مژده می دهند
(ان الذین قالوا ربُّنا اللهُ ثمّ استقاموا تتنزّلُ علهیم الملائكة أَلا تخافوا ولا تحزنوا و أَبشِروا بالجنّة الّتی كنتُم تُوعَدون نحنُ أَولیاؤُكم فی الحیاةِ وفی الآخرةِ ولكم فیها ما تشتهی أَنفُسُكم ولكم فیها ما تدّعون، نُزلاً مِنْ غفورٍ رحیم)_ (فصلت:30-32).
"كسانی كه می گویند: پروردگار ما تنها خدا است و سپس پا بر جا و ماندگار می مانند، فرشتگان به پیش ایشان می آیند (و بدانان مژده می دهند) كه نترسید و غمگین نباشید و شما را بشارت باد به بهشتی كه به شما وعده شده. ما یاران و یاوران شما در زندگی دنیا و آخرت هستیم و در آخرت برای شما هر چه آرزو كنید هست و هر چه بخواهید برایتان فراهم است. اینها به عنوان پذیرایی از سوی خداوند آمرزگار و مهربان است".
یعنی آن مؤمنانی كه به خداوند ایمان واقعی دارند و در راهی كه پرودگار برای بندگانش ترسیم نموده پا برجا و ماندگارند، فرشتگان هنگام مرگ پیش ایشان می آیند و به آنان می گویند: از وحشت قبر و عذاب آخرت نترسید و برای فرزندان، بازماندگان، اموال و ثروت بجای مانده ای تان هم نگران نباشید و به شما مژده باد بهشتی كه خداوند به شما وعده ی آن را داده است.
اما انسانهای فاسق و جنایتكار، مورد اهانت قرار می گیرند و به چهره و پشت آنها سیلی و ضربه می زنند.
(الذین تتوفّاهم الملائكة ظالمِی اَنفسهم فالقوا السلم)_ (نحل:28)
"كسانی كه فرشتگان به سراغشان می روند و ایشان در حال ستم هستند و تسلیم می شوند".

ایمان به فرشتگان
از آن جایی كه فرشتگان در عالم روحانی چنین شأن و منزلتی دارند و در جهان طبیعت و هستی هم اینگونه دارای نقش سازنده و مثبتی هستند و در دنیا و قیامت چنان رابطه و پیوند ویژه ای با انسان بر قرار می نمایند، پس ایمان به وجود آنها امری واجب و ضروری است. و باید كوشش نمود از طریق تزكیه نفس، عبادت پاك و خالصانه برای خدا و پاكیزه نمودن دل از رزایل اخلاقی، با آنان پیوند و اتصال بر قرار كرد.
بر قراری پیوند با فرشتگان، موجب تكامل روح و تحقق حكمت بزرگی می شود كه انسان به خاطر آن آفریده شده و آن عبارت است از: ادای امانت زندگی و اقدام به اجرای مأموریت جانشینی خدا در زمین.
بنا بر این، ایمان به فرشتگان، نشانه ی نیكی و از دلایل صداقت و پرهیز كاری انسان می باشد.
(ولكنّ البّرَ مَنْ آمنَ باللهِ والْیومِ الآخِرِ والملائكةِ) _(بقره:177)
"و بلكه نیك (كردار) كسی است كه به خدا و روز قیامت و فرشتگان و... ایمان آورده باشد".
ایمان واقعیت امكان پذیر نمی باشد، مگر اینكه به این فرشتگان عالم روحانی به گونه ای ایمان پیدا كرد كه هیچ شك و تردیدی در آن سرایت نكند.
این همان برنامه و روش پیامبران خدا و مؤمنانی است كه حقایق را آشكارا و پی برده می بینند و از جهان هستی چیزهایی را می فهمند كه غافلان و از خدا بی خبران از درك آن عاجز و نا توانند.
(آمَنَ الرسولُ بما أُنزِلَ اِلیهِ مَنْ ربِّهِ والْمؤمنون كلٌّ آمَنَ باللهِ وملائِكتِهِ و كُتُبِهِ و رُسُلِهِ) _(بقره:285)
"فرستاده ی خدا (محمد ص) معتقد است بدانچه از سوی پروردگارش بر او نازل شده است و مؤمنان (نیز) بدان باور دارند، همگی به خدا و فرشتگان او و كتابهای وی و پیامبرانش ایمان دارند".
اینها از اسرار غیبی اند و با نیروی حس و عقل نمی توان آن را درك كرد و حتی شیاطین نیز امكان دسترسی به آن را ندارند.
(لایسّمعون اِلی الملإِ الأعلی و یُقْذَفون مَن كلِّ جانبٍ) (صافات:8)
"آنان نمی توانند به گروه والا مقام (فرشتگان كبار) دزدكی گوش فرا دهند، چرا كه از هر سو به سویشان (تیرهای شهاب) نشانه می رود".
و تنها راه شناخت آنها وحی آسمانی است و بس، چون از جمله ی اسرار غیبی و نهانی اند.
(قُلْ اِنَّما مُنذرٌ و ما مِنْ اَله إلاّ الواحدُ القّهار، ربُّ السّمَواتِ والأَرض وما بینهما العزیز الغفّارُ، قُلْ هو نبأ عظیمٌ أنتم عنهُ مُعرضون ما كانَ لِی مِن علمٍ بالملإِ الأعلی اذا یختصمون اِن یوحی الیَّ الاّ أنَّما أَنا نذیرٌ مُبینٌ)_ (ص:64-67)
"بگو: من تنها بیم دهنده می باشم و بس. هیچ معبودی جز خدای یگانه ی غالب وجود ندارد. پروردگار آسمانها و زمین و همه یچیزهایی است كه در میان آن دو است و سیار با عزت و آمرزگا است. بگو: آن خیر سترگی است شما از آن روگردانید. من از ملأ الاعلی (فرشتگ?عالم بالا) هنگام كه (در باره ی آفرینش آدم) گفتگو می كردند، خبر ندارم. به من هم وحی نمی شود مگر بدان خاطر كه بیم دهنده و بیانگر (اوامر و نواهی الهی) می باشم".
بنا بر این واجب است به آنها ایمان آورده و حق هم صحبتی آنها را رعایت كنیم و ارتباط خود را با آنان تحكیم بخشیم. آنطور كه رسول خدا 9ص) ما را در این خصوص راهنمایی می كند:
"ان معكم من لا یفارقكم الا عند الخلاء و عند الجماع، فاستحیوهم و اكرموهم" (ترجمه آن از پیش گذشت).




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin

در دانشنامه ها آمده : آل یا زائوترسان موجودی  خیالی -افسانه ایست. در گذشته بر این باور بودند که اگر زن تازه زا را تنها بگذارند آل آمده و به آزار رسانده یا از میان می‌بردش.

در باور عامه، «آل» موجودی خطرناک است، که از فرهنگ ایران قدیم نشأت می گیرد. آل موجودی نامریی به شکل زن لاغر و بلند قد با پستان‌های آویخته توصیف شده. در صورت سرخ رنگ آل بینی ای از جنس گل قرار دارد. آل روبروی زن زائو و نوزاد حاضر می‌شود و اگر فرصت یافت و زائو تنها ماند جگر او را می‌رباید. سپس به سرعت به طرف آب می‌رود و جگر زائو را به آب می‌زند. زائو بلافاصله می‌میرد. برای جلوگیری از دستبرد آل باید دور بستر زائو را با کارد یا قیچی که ناف نوزاد را با آن زده‌اند خط کشید. سه یا پنج پیاز را به سیخ کشید و قیچی یا کارد یا شمشیر و تفنگ و دیگر چیزهای فلزی و نوک تیز در کنار اتاق گذاشت. آل از چیزهای فلزی نوک تیز می‌ترسد. فرو کردن سوزن به پارچه‌ای و گذاشتن بالای سر زائو برای رفع آل خوب است.

تا شش روز باید بالای سر زائو و نوزاد شمع بسوزد. زائو نباید تنها بماند و کسی جز نزدیکانی که هنگام زادن در اتاق بوده‌اند نباید به دیدن او بیاید شاید آل باشد که به صورت انسان درآمده. شب ششم باید در اتاق زائو تا صبح همه بیدار بمانند و چراغ‌ها روشن باشد و در این شب باید دعاها و اشعار مذهبی و سرودها و آوازها خوانده و پیوسته به دف و دایره کوبیده شود تا آل بگریزد. روز ششم زائو نوزاد را به حمام می‌برند و پس از شستشو، ماما نوزاد را بالای سر مادر می‌گیرد و با جام چهل کلید روی او آب می‌ریزد تا بر سر مادر نیز ریخته شود. از آن هنگام دیگر آل توانایی ربودن جگر مادر و عوض کردن نوزاد را ندارد پسربچه‌ای که ختنه شده نیز مانند زائو در معرض خطر آل است. به همین ترتیب باید مواظب او بود تا به حمام برود و با جام چهل کلید آب روی سرش ریخته شود تا آل بگریزد.

 

نقل قول و شنیده ها

در مورد این موجود کتاب یا مطلب خاص متقنی وجود ندارد ، متاسفانه فرهنگ لغات و دانشنامه ها نیز موجودات متافیزیکی را غالبا خرافه یا افسانه میدانند ، بسیاری از اوقات نیز ضعیف ترین قولها مثل قول عوام را در مورد ماوراء نقل میکنند  اما آنچه که از بعضی مجربین مسائل ماورایی و شاهدان عینی سوال شده. اتفاق نظر در مورد  چند خصوصیت آل  دارند :

1-  قالبا آل به شکل زنان دیده میشود  گیسوی بسیار بلند و سفید و دندانهای نیش بزرگ(تا حدی که از قسمت فک پایین تر آمده) ، فک پهن ، قد نسبتا کوتاه و حالت خمیده و جسم سفید از خصوصیات آل است

2-   برای نوزادان خطر ناک است بنا بر همین گفته شده نوزادان را در مناطق طبیعی مثل روستاها در خانه تنها نگذارند چون یکی از بهترین غذاهای آل را جسم مرده نوزاد حیوانات بخصوص نوزاد انسان تشکیل میدهد

3-     مکان زندگی آل بیشتر در طبیعت است و از نظر عقلی از اجنه بسیار پایین تر از حیوانات بالاتر است

4-  امکان ارتباط بر قرار کردن او با انسان بسیار کم است چون از نظر قدرت از انسان ضعیف تر و به همین خاطر گریزان از آدم هاست

5- در مورد چگونگی زاد و ولد و دیگر خصوصیات رفتاری آل ما اطلاعاتی را به دست نیاورده ایم  اما آنچه گفته شده اینکه مرتبه وجودی آنها پایین تر از جن میباشد به این معنا که به حیوان نزدیک ترند تا جن

 

گفته شده بهتر است درمورد تنها نبودن نوزاد قرآنی را دربالای سر نوزاد بگذارند بخصوص آویختن آیه الکرسی یا  ان یکاد به لباس نوزاد در این موارد توصیه شده

نظر سایت جن درباره آل

ما در باره چنین موجودی منبعی علمی یا روایی نیافتیم لذا نظر خاصی در حال حاضر در این باره نداریم. تعدد موجودات نامحسوس باعث میشود انکار موضوع دشوار گردد . خداوند دانای به امور است

لازم به ذکر است این مطالب به این خاطر پیگیری و از چندین نفر از اهل مسائل ماورایی سوال شده ، که در نظر مردم آل را با جن یکی میدانند البته در قسمتهای قبلی هم گفتیم شاید در مورد خیلی از چیزها مطلبی نوشته یا گفته نشده در صورتی که وجود دارد و این خود بر اساس تجربه های ماورائی پدید می آید تنها چیزی که مهم است بدانیم اینکه در ماوراء این طبیعت موجودات بسیاری هستند که ما تصوری از آنها نداریم. بحث درباره این موجودات و شناخت آنها ، فقط برای جلوگیری از اتفاقات احتمالی است . البته امروزه به علت شهر نشینی و فاصله انسان با طبیعت بسیار کم اتفاق میافتد چنین موجوداتی با اسنانها در تماس باشند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
همزاد كیست ؟

كاهنان مصر قدیم به كسی كه طالب كشف اسرار كائنات بود می گفتند : ای شخص نابینا ، چراغ اسرار را برافروز ودرتاریكی وظلمت جسمانی آن را به دست بگیر وببین كه در جسد خود چه داری . خواهید دید كه عیناً مانند این بدن درست به شكل آن بدن لطیف ودیگری را كه نورانی وروحانی است واز آسمان آمده دارا هستی (همزاد ).

همواره از این راهنمای آسمانی پیروی ومتابعت كن . زیرا كلید گذشته وآینده در دست او نهاده شده است .

مصریان قدیم همزاد را حد واسط بین جسم وروح می دانستند وامروزه به آن نام پریسپری  یا قالب مثالی داده اند همان كه نظیر وشبیهه جسم انسان است اما جسم نیست . همزاد است كه نورانی ودرخشان در وجود ما خانه كرده است وهم اوست كه تمام معلومات گذشته ما را در خود مستتر دارد وبه آینده ما واقف است . این همان است كه ما در قصه های مادربزرگ های قدیم خودمان از آن می شنیدیم شاید همزاد از تعلیمات جنگی آیین های كهن ایران مایع ومنشاء گرفته باشد ، زیرا در آییین قدیم ایرانیان باستان ، انسان را سرشته از جسم خاكی ، روح یا روان ویك عامل واسطه میان آن دو ، بنام فروهر می دانستند به اعتقاد آنان آدمی از سه بخش ساخته شده بود : تن ، روان ، فروهر كه دانشمندان معاصر به آن پریسپری یا جسم روحی ،‌ نام داده اند . لئون دنی پژوهشگر شهیر فرانسوی درباره پریسپری می گوید : از دیر زمان به وجود پریسپری ملل متمدن قدیم پی برده بودند . به اعتقاد آنان پریسپری به معنای رقیق شفاف اثیری وپیكر خوشبو ومعطر است .

دانشمندان دیگری معتقدند كه پریسپری یا همزاد ، جسم بسیار لطیفی است كه در خوابهای طبیعی وخوابهای مصنوعی ( هیپنوتیكی ) از بدن آدم خارج می شود ودر فضا به هر كجا كه بخواهد می رود وكارهایی می كند كه از عهده جسم مادی ما خارج است .

همزاد دارای قدرت خارق العاده ای است و حواسی دارد درست مانند حواس ما ، اما با این تفاوت كه چشمان او با نوری كه مخصوص خود اوست و در همه جا نفوذ می كند و ان چیزی را می بیند كه ما ما از دیدنش ناتوانیم .

همزاد ، صداهایی را می شنود كه گوش ما از شنیدن ان درمانده است و روایحی به مشامش می رسد كه ما از آن بی خبریم و در آن واحد ، با سرعتی سرسام انگیز در هر نقطه كائنات كه بخواهد حاضر می شود . زیرا او از بعد زمان خارج است .

مسافت های نجومی در مقابل او مفهومی را كه برای ما داراست ، ندارد . او در تمام مدت زندگانی ما كلیه اعمال حیاتی بدن ما را در دست دارد  و همواره با رشته هایی نامرئی بسیار ظریف با روح اصلی ما پیوند دارد و رابطه روح و جسم را حفظ می كند . دردافرادی كه بیش از اندازه به دنیا و مادیات علاقه مند هستند و همه چیز خلقت را در ماده می دانند در لحظه ای مرگ به مبارزه و كشمكش با جسم می پردازد ، بلكه زودتر رشته های خود را از آن بگسلد و روح را آزاد كند ، تمام مشتقات و نارحتی هایی كه افراد دنیا دوست و علاقه مند به پول و ثروت در موقع جان دادن متحمل می شوند به خاطر آن است كه با این پول دنیای همزاد خود را پای در لجن كرده اند و نمی گذارند آسان و آرام ریشه های سخت متصل با ماده را یكجا بركند و به عوالم آزاد و لامكان برود . اما آن ها كه در زندگی به مادیات پشت پا زده اند و آلوده مسایل كثیف دنیوی نشده اند ، وقتی لحظاتی پایان عمرشان فرا می رسد ، همزادشان سبك و راحت تارهای ناپیداری خود را از جسم و ماده آزاد می كند و در فراخنای ابدیت هم نوعان با روح به پرواز در می آید . در زندگی هم انعكاس اعمال ماروی وجود پریسپری كاملاً مشهود است . هر چه منزه تر و انسان تر باشیم آینه وجودی همزاد ، درخشان تر و صیقل یافته تر می شود و هرچه شهوات حیوانی و رذایل اخلاقی در ما بیشتر گردد ، صفا و نشاط باطنی همزاد از آن سلب می شود و به كدورت و تاریكی می گراید . به همین علت است كه برخی افراد را سبك و راحت با چهره ای نورانی احساس می كنیم و بعضی را سنگین و سیاه و مشئوم می یابیم . همزاد ما موجودیت واقعاً عجیبی دارد . همانند ما دارای كلیه عواطف و احساسات است و حتی درد و رنج را خیلی خوب می شناسد و در تحمل آن با ما شریك است .

همزاد دارای اندامی درست همانند اندام ماست و اعضاء و جوارحی چون ما دارد . به اعتقاد برخی پژوهشگران قلب دارد و ضربان قلبش حس می شود ، كبد دارد و كلیه و همچنین مغز و اعصاب دارد و می توان گفت مخلوقی است همانند ما ، اما در یك بعد دیگر و به همین دلیل هم به او همزاد می گویند.

در مجله برگ سبز شماره 19 ، 1373 می خوانیم ك دختر خانمی به نام س – الف كه بسیار خجالتی و كم حرف به نظر می رسد ، اذعان می دارد كه به طور مكرر و به وضوح ، تجلی كالبد خود را در مقابل یا در كنار خویش مشاهده كرده است .

او می گوید : خیلی اوقات ، شخصی را احساس می كنم كه همواره به صورت یك ندای بیرونی ، با من در تماس و صحبت است و در بسیاری از موارد به من نصیحت می كند و مرا از واقعه و یا رویداد خاصی كه ممكن است در آینده برایم اتفاق بیفتد ، آگاه می سازد . گاهی هم مرا از انجام كاری نهی می كند . بسیار پیش آمده است كه وجودم را دقیقاً با مشخصات خودم و در مقابلم مشاهده كرده ام . البته بازگو كردن این قبیل مطالب برای دیگران دشوار است . زیرا كسی آن را باور نمی كندذ و گاهی هم مسخره ام می كنند .

یك بار خودم را در كنارم احساس كردم در حالتی كه روی زمین دراز كشیده بودم ، او حتی همان لباس هایی را پوشیده بود كه من به تن داشتم . چند روز پیش مجدداً همین احساس را داشتم . او مرا در مورد اتفاقی كه برایم افتاده بود دلداری داد و راهنمایی كرد امیدوارم باز هم او راببینم .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
1-وَلْها یا ولهان: او مامور طهارت و نماز و عبادت است.او انسان را در طهارت و نماز وسوسه می کند و به شک می اندازد که این نماز باطل است .نمازدیگری شروع کن ، وضوی تو ناقص بود دومرتبه تجدید کن.گاهی در سجده در بدن انسان چیزی می دمد ، به طوری که انسان خیال می کند وضوی او باطل شده و مجبور شود دومرتبه وضو بگیرد.
۲-هَفاف:ماموریت دارد که در بیایان ها و صحرا ها انسان را اذیت کند و برای ترسانیدن او را به وهم و خیال اندازد یا به شکل حیوانات گوناگون به نظر انسان درآید.
۳-زلنبور(یارکتبور): که آن موکل بازاری ها است.لغویات و دروغ ، قسم دروغ و مدح کردن متاع را نزد آنها زینت می دهد.آنها هم برای این که جنس خود را به فروش رسانند آن اعمال را انجام می دهند.
۴-ثبر:در وقتی که مصیبتی به انسان وارد می شود ، صورت خراشیدن ، سیلی به خود زدن، یقه و لباس پاره کردن را برای انسان پسندیده جلوه می دهد.
۵-ابیض: انبیا را وسوسه می کند. یا مامور به خشم در آوردن انسان است و غضب را پیش او موجه جلوه می دهد و به وسیله آن ،خونها ریخته می شود.
۶-اعورا: کارش تحریک شهوات در مردان و زنان است و آنها را به حرکت در می آورد ! و انسان را وادار به زنا می کند.عور همان شیطانی است که برصیصای عابد را وسوسه کرد تا با دختری زنا کند و بعد او را به قتل رساند.
۷-داسم:همواره مراقب خانه هاست.وقتی انسان وارد خانه شود و سلام نکرد و نام خدا را نگوید با او وارد خانه می شود و آنقدر وسوسه می کند تا شر و فتنه ای ایجاد نماید.و اهل خانه را به جان هم می اندازد.هرگاه انسان وارد خانه شد و سلام نکرد و ناراحتی پیدا شد باید بگوید ( داسم، داسم، اعوذبالله منه )
۸-مطرش یا مشوط و یا وشوط:کار او پراکنده کردن دروغ و یا دروغهایی که از خود جعل کرده است و حقیقت ندارد.
۹-قَنْذَر:او نظارت بر خانه افراد می کند هرکس چهل روز در خانه طنبور(نوعی آلت موسیقی)داشته باشد ، غیرت را از او برمی دارد ، به طوری که انسان در برابر ناموس خود بی تفاوت می شود.
۱۰-دهّار:ماموریت او آزار مومنان در خواب است.به طوری که انسان در خواب ،خوابهای وحشتناک می بیند و یا در خواب به شکل زنان نا محرم در می آید و انسان را وسوسه می کند تا او را محتلم کند.
۱۱-اقبض:وظیفه او تخم گذاری است.روزی سی عدد تخم می گذارد . ده عدد در مشرق ده عدد در مغرب و ده عدد در وسط زمین، از هر تخمی عده ای از شیاطین و عفریتها و غول ها و جن بیرون می آیند که تمام آنها دشمن انسا نند.
۱۲-تمریح:امام صادق (ع) فرمود: برای ابلیس-در گمراه ساختن افراد- کمک کننده ای است به نام (تمریح) و در آغاز شب بین مغرب و مشرق به وسوسه کردن، وقت مردم را پر می کند.
۱۳-قَزح:ابن کوا از امیرالمومنین (ع) از قوس و قزح پرسید، حضرت فرمودند: قوس و قزح مگو؟! زیرا نام شیطان ((قزح)) است بلکه بگو ((قوس اله و قوس الرحمن)).
۱۴-زوّال:مرحوم کلینی از عطیة بن المعزام روایت کرده که وی گفت: در خدمت حضرت صادق (ع) بودم و از مردانی که دارای مرض ((ابنه)) بوده و هستند یاد کردم. حضرت فرمودند:(( زوال )) پسر ابلیس با آنها مشارکت می کند و ایشان را مبتلا به آن مرض می شوند.
۱۵-لاقیس:او یکی از دختران شیطان است و کارش وادار کردن زنان به مساحقه و هم جنس بازی زنان است.او مساحقه را به زنان قوم لوط یاد داد . یعقوب بن جعفر می گوید: مردی از حضرت صادق (ع) از مساحقه بازی زن با زن دیگر پرسید : حضرت در حالی که تکیه کرده بود نشست و فرمود: زن زیر و زن رو- هردو ملعون اند. پس از آن فرمود: خدا بکشد((لاقیس)) دختر ابلیس را که چه عمل زشتی را برای زنها آورد.آن مرد گفت: این کار اهل عراق است؟ حضرت فرمود: سوگند به خدا که این عمل در زمان رسول خدا(ص) بود قبل از اینکه در عراق باشد.
۱۶-مُتکَوَّن:شکل خود را تغییر می دهد و خود را بصورت بزرگ و کوچک در می آورد و مردم را گول می زند و به این وسیله آنان را وادار به گناه می کند.
۱۷-مُذَهّب:خود را بصورت های مختلفی در می آورد مگر به صورت پیغمبر و وصی او .مردم را به هر وسیله که بتواند گمراه می کند.
۱۸-خنزب:بین نمازگزار و نمازش حائل می شود..یعنی توجه قلب را از وی برطرف می کند.در خبر است که عثمان بن ابی العاص بن حضور قلب را از من می گیرد - حضرت جواب داد: نامش شیطان (بشر در خدمت حضرت رسول(ص) عرض کرد: شیطان بین نماز و قرائت من حائل می شود-یعنی (خنزب))است. پس هر زمان از او ترسیدی به خدا پناه ببر.
۱۹-مِقلاص:موکل قمار است.قمار بازها همه به دستور او رفتار می کنند.به وسیله قمار و برد و باخت اختلاف و دشمنی در میان آنها به وجود می آورد.
۲۰-طَرطَبه:یکی از دختران آن ملعون می باشد .کار او وادار کردن زنان به زنا است و هم جنس بازی را هم به آنان تلقین می کند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin
مرتاض ها و تسخیر انها
مرتاضها......
غیر از اولیاء الهی افراد دیگر هم می توانند جنیان را تسخیر نمایند.در کشور هندوستان افراد ریاضت کشی وجود دارند به نام مرتاض که آنان قدرت تسخیر جن را دارند البته از این تسخیر برای رسیدن به مادیات و کسب شهرت استفاده می کنند.شیخ رازانی در ترجمه تفسیر مجمع البیان قضیه ای از تسخیر جن مرتاضین را این چنین نقل فرموده:اینجانب حکایات بسیاری در این موضوع (تسخیر جن) از موثقین شنیده ام از جمله آن حکایت ها داستانی است که در ماه رجب سال 1398 هجری قمری یکی از فضلا و نویسندگان گرامی حوزه ی علمیه قم از مسافرت و مشاهداتش در هند برایم حکایت نمود.آن فاضل گرامی گفت:از جاهای دیدنی هند شهر بنارس و رودخانه گنگ می باشد که تا حد پرستش مورد احترام هندیان است.در آنجا آدرس مرتاضین هند را پرسیدم که مرا به مرکز تجمع مرتاض ها راهنمایی نمودند.به آنجا رفته و پس از معرفی خودم به رئیس مرتاضین گفتم من مسلمان و عالمی از ذریه ی پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم هستم.به من اجازه داد تا به خانه ی مرتاض ها وارد شوم،پس از ورود به آن مکان انواع ریاضتهای شاقه و بسیار سخت مرتاضین را دیدم،به مربی و رئیس مرتاضین گفتم:آیا شما می توانید جنیان را تسخیر کنید؟او خندید و گفت:این کار خیلی ساده است گفتم:از این شاگردان کسی هست که بتواند اجنه را تسخیر کند؟گفت:آری آن شخص می تواند و آنکه نزدیک او نشسته جن اوست،با اجازه ی بزرگ مرتاضین نزد آن مرتاض رفتم و با دقت جن او را نگاه کردم و به چشم و پای او بیشتر توجه کردم تا ببینم آیا چشم او دراز و پایش مثل حیوان سم دارد؟زیرا مشهور است که جنیان چشم عمودی و پایشان سم دارد،پس از مشاهده ی جن دیدم که بسیار بد قیافه و زشت است اما سم نداشت و چشمش هم دراز نبود مشکوک شدم که آیا واقعا این شخص جن است یا هندویی بد قیافه می باشد؟در این فکر بودم که مرتاض تسخیر کننده گفت:مگر شما نمی گویید:جن به صورتهای مختلف ظاهر می شود مگر به شکل پیغمبران و امامان علیهم السلام،آن لحظه در فکر بودم که یک نفر تاجر از شهر لکنهو آمد و به آن مرتاض گفت:دزدها تمام کالا و هستی مرا به سرقت برده اند اموالم را برایم پیدا کن مرتاض بزرگ گفت اگر ما بخواهیم این کار را بکنیم هر روز هزاران نفر برای یافتن اموال سرقت شده به ما مراجعه می کنند و از کارهای اصلی مان باز می مانیم،آن تاجر بعد از آنکه بسیار التماس کرد،مرتاض گفت برای بار اول آخر مالت را پیدا می کنم،ولی بعد از این نه خودت و نه کس دیگر راجع به پیدا شدن اموال مسروقه مراجعه نکند و به آن مرتاض مسخر جن گفت:به جنت بگو مال این شخص را پیدا کند .پس آن مرتاض رو به جنش کرده و گفت:مال این تاجر را پیدا کن گفت پس از این دستور دیدم دهان آن جن باز شد و آتش مانند لوله ی گاز برافروخته شده از دهانش بیرون آمد.من ترسیدم بسوزم،به همین علت چند متری از آن جن فاصله گرفتم و پس از چند دقیقه دیدم جن رو به مرتاض تسخیر کننده اش کرده و چیزی گفت.سپس آن مرتاض گفت:جنم می گوید مال را پیدا کردم نیاز آن را بده.فورا تاجر هندی دویست روپیه ی هندی به او داد،پس از آن مرتاض جن گیر گفت:جنم می گوید در فلان خیابان لکنهو کوچه ای هست انتهای آن کوچه انباریست که آن انبار دو در دارد همه ی کالاهای تو را آنجا پنهان کرده اند و در پی سرقت دیگری رفته اند،وقتی به لکنهو برگردی می توانی اموالت را صاحب شوی چون آنها دو روز دیگر به آن انبار خواهند رفت و این کلید آن انبار می باشد،دیدم کلیدی را به آن تاجر داد و من فورا متوجه ی آیه ی شریفه ی قرآن در سوره ی نمل شدم که در آن آیه خداوند متعال فرموده:عفریتی از جنیان گفت من تخت بلقیس را برایت از شهر سباء می آورم پیش از آنکه از جایت برخیزی.چرا که دیدم آن جن کلید انبار کالاهای آن مرد اهل لکنهو را در یک لحظه از جیب دزدان هندی از مسافتی بسیار دور حاضر کرده و به دست آن شخص داد،مسافت میان شهر بنارس و شهر لکنهو کمتر از شهر سباء و شام نیست.1 البته تسخیر جنی که اولیاء خدا دارند با تسخیر جن توسط انسانهای کافر و فاسق تفاوت بسیاری دارد زیرا که اولیاء الهی با انجام بعضی عبادات و خواندن ادعیه به آن مرحله می رسند و تسخیر آنان به اذن الله می باشد مثل تسخیر جن توسط حضرت سلیمان علیه السلام.ولی فساق و ساحران از راه نیاز و قربانیهای ناروا و همچنین از طریق معصیت خداوند،توجه و علاقه ی شیاطین و اجنه ی فاسق را به خود جلب می کنند که از جمله ی آن افراد مرتاض های هندی می باشند که با انجام اعمالی کثیف و خلاف عفت به قدرتهای روحی فوق العاده ای می رسند البته انسانها ی عادی هم از راههای صحیح می توانند به تسخیر اجنه دست پیدا کنند.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
یکشنبه 21 آذر 1389 :: نویسنده : shahin


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

دوستان گرامی عنایت فرمایید با نظرات سازنده خود بنده را در بهترشدن وبلاگم یاری فرمایید و همچنین اگر سوالی یا مطلبی دارید که باید پاسخ داده شود به ایمیل بنده ارسال شود تا در اسرع وقت رسیدگی و پاسخ مطلوب داده شود.shahin.125@hotmail.com
مدیر وبلاگ : shahin
مطالب اخیر
پیوندهای روزانه
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
بنظر شما مطالب و محتوای این وب چگونه میباشد؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جست و جوی گوگل

كد ماوس